-
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت بیست و چهارم
در شهر دانشجویی بلکسبورک در ایالت ویرجینا ، در کنار برادرم و همسرش ، فوزیه جان و من دو افغان…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت بیست و سوم
به خاطر ندارم که نام فیلم هندی چه بود. در تفریح من متوجه شدم که فوزیه جان همرای یک دختر…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت بیست و دوم
شما تقدیر و نصیب و قسمت را بیبینید . من در ۱۲ نوامبر ۱۹۷۹ افغانستان را ترک کردم و روس…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت بیست و یکم
گفتم که وضع هر روز خراب می شد . خلق و پرچم انشعاب کرد و پرچمی ها مجبور شدند تا…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت بیستم
پرچم سرخ بالای ارگ شاهی افغانستان در یک کشور که ۹۹ در صد مسلمان است نماد از کفر والحاد بود…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت نزدهم
یک اتفاق جالب برای من رخ داد، در شرایط که من نه پرچمی بودم و نه خلقی مسیر زندگی من…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت هژدهم
در کابل یک گفته داشتیم که از بد، بد ترش توبه. دیکتاتوری داودی به یک دیکتاتوری ایدیولوژیک تبدیل شد. وضع…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت هفدهم
زندگی مانند برق سپری شد . در تابستان ۱۹۷۷ از دنمارک کابل رسیدیم و در خزان همان سال به حیث…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت شانزدهم
موزیم کابل گرچه از نگاه اداری یک مدیریت عمومی بود اما زیاد تر مثل یک ریاست مستقل بود . برای…
بیشتر بخوانید » -
خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت پانزدهم
از استانبول تا تهران به اتوبوس سفر کردیم و در راه با یک جوان ایرانی آشنا شدیم که بسیار در…
بیشتر بخوانید »