خبر و دیدگاه
قابل توجه آقایان احمد مسعود و قیوم ملنک
محمدعثمان نجیب نمایندهی مبان
MBIK MABAN IWND
میدانید که چرا استاد ربانی شهید و احمدشاه مسعود شهید، خط سرخ ما است؟ میدانید که شمالی بزرگهم شاه داشت و هم صدراعظم و قهرمانان بیشمار همه بدانند که شمالی بزرگ دگر بادیگارد کسی نیست برای به قدرت رسیدن. خودش تصمیم میگیرد و خودش عمل مستقلانه میکند. دیر یا زود. برای زیردستان تان بگویید تا احترام کنند که احترام شوند. شاید اینان چند نفری بیش نه باشند. مگر ویرانًگری را یک نفر هم میتواند.
ما از منظر سیاسی، در خط مخالف استاد ربانی و قهرمان ملی قرار داستیم و داریم. من خودم در کوهپارنده و بسیاری بخشهای پنجشیر،عضو پاسگاههای دولتی در نبرد علیه مسعود بودم. مکر وقتی دیدم سیاست ملیگرایی محلی توسط دکتر نجیب دامن زده شده و ببرککارمل تاجیکِ فقید را کنارکشیدند، سیاست را رها و به هویت رو آوردم. نظر من این بود که وقتی مسلمان هستی و هموطن هستی و کشور مشترک داریم، چرا آلهی دست پشتون سیاسی باشیم. با آن کهکارهیی نه بودم، غیر از یک مامور عادی دولت، از عرصهی سیاسی به ملیگرایی رفته و استاد ربانی و قهرمان ملی و دگران را بزرگان تاجیکان و پارسی زبانان قبول نموده و هرگز هم بازی دو رویه نه کردیم. حتا بارها گفتیم در خط هویتی استاد ربانی و قهرمان ملی و مارشال فهیم خط سرخ ما هستند. موردی که هرگز فرزندان هر سه شهید جرأت گفتار آن را نه داشتند و نه دارند و نه خواهند داشت. حالا وقتی جنگ قلمی میان یک بدخشی محلگرا یا یک پنجشیری محلگرا صورت میگیرد، شخص سوم عاجل خط درشت جدایی دگران را از بدنهای تاجیکان و پارسیزبانان نقش صفحات مجازی میکند و کسی هم هوشداری برادرانهی ما را شنوا نیست. انتظاری نه داشته باشند که شمالی بزرگ از کابلستان تا هندوکشان و سالنگ ها، مامور بلیگوی دگران باشد. فکر همه باشد که شمالی بزرگ گلوگاه عبور زندهگی و سازندهگی و بازندهگی همه کشورست. نان تان را بالای نان ما بگذارید، افتراق را میان تاجیکات و پارسی زبانان و خودیها دامن نه زنید تا با هم در آزادی کشور سهیم شویم. هر پنجشیری قلمبه دست که بیشتر از من در بارهی مقاومت و احمدمسعود نوشته باشد، پیشکش کند، دا گز دا میدان. یا تر بدخشی قلم به پست که از دستآوردهای قیوم ملنگ نسبت به من زیاد نوشته باشد، بفرماید و فهرست نماید، ما مداحی کسی را نه کردیم، ما در سنگر مبارزهی مشترک برای رهایی از یوغ استبدا قومی طالبانی کمر بسته ایم. طالبی که اگر آمریکا آوردش مگر دروازههای تاجیکان و غیر افغانان را همین برخی کلانهای وطنفروش بدخشان و پنجشیر باز کردند، پس نشر اینچنین موارد به صلاح نیست. برگردید، من باری نوشتم که پنجشیر نگین کشور ماست مانند سمرقند که ذر خراسان بود. بدخشان همچنان و همهی کشور همینگونه. مگر به قول قهرمان ملی جان بیدر، جاده یک طرفه نیست و تاجیکان و غیرافغانان به شمول هموطنان افغان= پشتون آگاه ما برفپاکو راهپاککنندهی دیگران نیستند. منطق ضعیف مسئولین اطلاع رسانی و نظارت بر نشرات جبههی مقاومت هم در خط احمد مسعود و هم در مقاومت خط بدخشان معلوم نیست. باید متوجه این نزاکتها باشند. مگر این که قیوم ملنگ جوان، کاری کند. به این گفتن خلاصی نه میشود که بدخشان به کسی نیاز نه دارد یا پنجشیر یا شمالی بزرگ یا ترکستان زمین یا هرات تا خوست و ننگرهار تا غور و همهی ۳۴ ولایت. همه ملتها به ویژه تاجیکان و پارسیزبانان تاذابد یکی به دگری نیاز دارند. ما دشمنی با خلق عام محترم افغان نه داریم. سیاسیون و قدرت طلبان شان هدف انتقاد ماستند. بدرود.



