دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند
ده درویش در گلیمی بخسبند مگر دو پادشاه در اقلیمی نگنجند
همین متل عامیانه (دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند) در زبان امروز مردم کابلستان که برگرفته از گلستان دانای فرزانه استاد سخن سعدی شیرازی است که همچنان شاعرانی مانند نظامی گنجوی در لیلی و مجنون، امیرخسرو دهلوی و شیخ عطار نیشابوری نیز بر این نکته تأکید کردهاند که وجود دو قدرت در یک ملک میسر نیست.
دوپادشاه در یک اقلیم نگنجند, در درازنای تاریخ درهمه سرزمین ها باربار بر بستر تجربه نشسته و بازهم تکرار شده می رود که مثال امروزی آن دو کشور ایران و اسراییل است که بر عدم امکان تقسیم قدرت و همزیستی دو کشور یا رقابت سرسختانه در یک قلمرو دلالت میکند. این متل تنها به حکومتهای محلی یا سازمانهای کوچک محدود نمیشود، بلکه در سطح منطقهیی و جهانی نیز قابل مشاهده است. تاریخ جهان نشان میدهد که قدرتهای بزرگ همواره برای نفوذ، منابع, منافع، قلمرو و مشروعیت سیاسی با یکدیگر رقابت کردهاند. بسیاری از جنگها، اتحادها و تحولات سیاسی جهان را میتوان در پرتو همین اصل تحلیل کرد.
تشکیل حکومت اسراییل در سال 1947 فرنگی بدست استعمار انگلیس, یکی از همین موارد است که توانست در مدت اندک, کشورهای عربی همجوار خود را نه تنها سرکوب نماید بلکه بخشی از زمین های آنها را نیز بر قلمرو خود افزود و چیزی از سرزمین فلسطین را نیز باقی نگذاشت و در نتیجه هیچ کشور عربی نتوانست در برابر هژمونی صهیونیزم تاب و توان بیاورد.
حساب ایران با آن همه پیشینه تاریخی وفرهنگی اش, بیخی از کشورهای عربی متفاوت ودگرگونه است. ایران باستانی اگر شاه فریدون بود یا شاهنشاهی هخامنشی ها, پادشاه هفت اقلیم بودند که از شرق تا مرزهای چین واز جنوب تا هندوستان واز شمال تا مسکو و از غرب تا شامات و ترکیه و فلسطین و یمن و عربستان و مصر و لیبیا گسترش داشت. اگر در ایران نظام شاهنشاهی باشد یا اسلامی, بازهم ایرانی ها اندیشه و چشم داشتی به تاریخ هزاران ساله خود دارند وحتی سرزمین اسراییل فعلی را مال تاریخی خود میدانند.
در علوم سیاسی و روابط بینالملل، این مفهوم با نظریههای (موازنه قدرت)، (رقابت هژمونیک) و (واقعگرایی سیاسی) ارتباط مستقیم دارد.
نظریه هژمونی و رقابت قدرتها
دانشمندان روابط بینالملل معتقدند که دولتهای قدرتمند معمولاً تلاش میکنند نفوذ خود را در مناطق مختلف جهان گسترش دهند. زمانی که دو قدرت بزرگ در یک حوزه ژیوپولیتیکی به دنبال سلطه باشند، احتمال رقابت و حتی جنگ افزایش مییابد.
بر اساس نظریه واقعگرایی:
- دولتها به دنبال افزایش قدرت هستند.
- امنیت ملی مهمترین اولویت آنهاست.
- رقابت میان قدرتهای بزرگ اجتنابناپذیر است.
- هیچ قدرتی مایل نیست رقیب همسطحی در حوزه نفوذ خود داشته باشد.
این نظریه در حقیقت بازتاب علمی همان مفهوم (در یک اقلیم دو پادشاه نگنجند) است.
نمونههای تاریخی در سطح جهان
۱. رقابت امپراتوری بریتانیا و روسیه
در قرن نوزدهم، رقابت میان بریتانیا و روسیه در آسیای مرکزی به (بازی بزرگ) (The Great Game) مشهور شد.
هر دو قدرت میخواستند نفوذ خود را در منطقه گسترش دهند.
افغانستان به عنوان منطقه حائل میان این دو قدرت اهمیت استراتژیک یافت.
پیامدها
- مداخلات سیاسی
- جنگهای منطقهای
- تعیین مرزهای جدید
- افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی
این رویداد نمونه روشنی از اصل (در یک اقلیم دو پادشاه نگنجند) در سطح منطقهای است.
۲. جنگ سرد
پس از پایان جنگ جهانی دوم، جهان شاهد رقابت میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود.
هر دو قدرت میکوشیدند نظام سیاسی و اقتصادی خود را بر جهان حاکم سازند.
ویژگیهای این رقابت:
- مسابقه تسلیحاتی
- رقابت فضایی
- جنگهای نیابتی
- رقابت ایدیولوژیک
در واقع جهان به دو بلوک قدرت غربی وشرقی تقسیم شده بود.
۳. رقابت ایالات متحده و چین
در قرن بیست و یکم، بسیاری از پژوهشگران روابط بینالملل رقابت میان ایالات متحده آمریکا و چین را مهمترین چالش نظام جهانی میدانند.
زمینههای رقابت:
- اقتصاد جهانی
- فناوری پیشرفته
- هوش مصنوعی
- تجارت بینالمللی
- نفوذ سیاسی
برخی تحلیلگران این وضعیت را (رقابت برای رهبری جهان) توصیف میکنند.
نمونههای منطقهیی
خاورمیانه
در خاورمیانه، رقابت قدرتهای منطقهای برای نفوذ سیاسی، اقتصادی و مذهبی نمونه دیگری از این اصل است.
رقابت میان دولتهای منطقه گاه موجب:
- تشکیل ائتلافهای جدید
- جنگهای نیابتی
- بحرانهای امنیتی
- افزایش بیثباتی سیاسی
شده است.
جنوب آسیا
رقابت میان هند و پاکستان یکی از طولانیترین رقابتهای منطقهای معاصر است.
عوامل رقابت:
- مسائل مرزی
- امنیت ملی
- نفوذ منطقهیی
- رقابت اقتصادی و نظامی
تأثیر بر افغانستان
افغانستان به دلیل موقعیت مرکزی ژیوپولیتیکی خود همواره در تقاطع رقابت قدرتهای منطقهیی و جهانی قرار داشته است که دستخوش تجاوزات خارجی, حکومات دست نشانده ,جنگ های داخلی وکشمکش های قدرت های بیرونی بوده است.
در طول تاریخ، این کشور شاهد رقابت:
- بریتانیا و روسیه
- شوروی و آمریکا
- قدرتهای منطقهیی
بوده است.
بسیاری از تحولات سیاسی افغانستان را میتوان در چارچوب رقابت قدرتها تحلیل کرد.
اصل در یک اقلیم دو پادشاه نگنجند در رسانههای جهانی
این اصل در عرصه رسانه نیز مشاهده میشود.
برای مثال، رسانههای بزرگ جهانی برای:
- مخاطب
- اعتبار
- نفوذ افکار عمومی
- بازار تبلیغات
با یکدیگر رقابت میکنند.
در عصر دیجیتال، رقابت رسانهیی به اندازه رقابت سیاسی اهمیت یافته است.
دیدگاه مخالف
برخی دانشمندان علوم سیاسی معتقدند که جهان امروز دیگر بر پایه سلطه یک قدرت واحد اداره نمیشود.
آنها از مفاهیمی مانند:
- چند قطبی بودن جهان
- همکاری بینالمللی
- دیپلوماسی چندجانبه
- حکمرانی جهانی
دفاع میکنند.
از دیدگاه آنان، وجود چند قدرت میتواند به ایجاد توازن و جلوگیری از انحصار قدرت کمک کند.
فرایند
بررسی تاریخ منطقه و جهان نشان میدهد که اصل (در یک اقلیم دو پادشاه نگنجند) تنها یک متل ادبی درحوزه پارسی زبانان نیست، بلکه بازتاب یکی از واقعیتهای پایدار سیاست و مدیریت است. رقابت میان قدرتهای بزرگ از دوران امپراتوریها تا عصر جهانیشدن ادامه یافته است.
با این حال، تجربه جهان معاصر نشان میدهد که راهحل پایدار نه حذف رقبا، بلکه ایجاد سازوکارهای همکاری، قانونمداری، دیپلوماسی و توازن قدرت است. از این رو، مفهوم این متل در قرن بیست و یکم باید به عنوان هشداری درباره تعارض قدرتها و در عین حال دعوتی به مدیریت مسالمتآمیز رقابتها تفسیر شود.
درفرایند این کوتاه بررسی درمی یابیم که در حال حاضر, ایران قد راست در برابر هژمونی صهیونیزم اسراییل ایستاده است و جنگ های دو کشور نمایانگر این پدیده خواهد بود که سازش دو کشور امکان پذیر نخواهد بود وتا آن جا خواهند جنگید که یا ایران بماند و اسراییل از روی نقشه جهان روفیده شود یا برعکس. یعنی دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند.
با مهر


