هتک حرمت به زنان هرات؛ پرده از سیمای اصلی طالبان برداشت

خیزش زنان هرات؛ آزمون مردانگی فراقومی و تجلی همبستگی ملی
پس از انتشار گزارشهایی مبنی بر بازداشتهای گسترده و برخوردهای تحقیرآمیز با زنان در هرات به بهانه نظارت بر پوشش و رفتار اجتماعی، موجی از نارضایتی عمومی در این شهر شکل گرفت. این اقدامات که از سوی بسیاری از شهروندان، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری «خودسرانه، غیرقانونی و مغایر با ارزشهای اسلامی و انسانی» توصیف شد، سرانجام به اعتراضهای خیابانی انجامید. واقعیت تایید شده این است که دهها زن در هرات به اتهام نقض دستورالعملهای پوشش از سوی ماموران امر به معروف و نهی از منکر بازداشت شدند. پس از آن اعتراضاتی در منطقه جبرئیل هرات شکل گرفت. گزارشها حاکی از آن است که طالبان برای متفرق ساختن معترضان از خشونت و شلیک استفاده کردند؛ رویدادی که بار دیگر توجه افکار عمومی را به ماهیت واقعی حکومت طالبان جلب کرد.
حال که زنان هرات با شهامت و ایستادگی خویش در برابر ظلم و تحقیر قد برافراشتند و با فریاد های حقطلبانه خود برگ دیگری از تاریخ مقاومت افغانستان را رقم زدند، اکنون نوبت مردان مرد این سرزمین است که از حصار سکوت بیرون آیند و مسئولیت تاریخی خویش را ادا کنند. مردان افغانستان باید بدانند که دفاع از زنان، دفاع از شرف، عزت، آزادی و آینده یک ملت است. هیچ جامعهای نمیتواند در بندگی زنان، به آزادی مردان دست یابد و هیچ ملتی با خاموشی در برابر ستم، به سربلندی نمیرسد. هرچند حمایت از این خیزش چیزی کمتر از قیام همگانی و همبستگی ملی نمی خواهد؛ اما با توجه استبداد طالبانی، دست کم بجای سر جنباندن با طالبان، نسبت به عمل ضد انسانی آنان ابراز خشم و نفرت نمود.
امروز زنان هرات پیشگامان کاروان مقاومت مدنی شدهاند؛ آنان با دستان خالی اما با ارادهای استوار در برابر سرکوب ایستادند و پیام روشنی به تاریخ فرستادند که آزادی را نمیتوان برای همیشه در زنجیر نگه داشت. اکنون مردان باید در کنار خواهران، مادران و دختران خویش بایستند؛ نه از سر ترحم، بلکه از موضع مسئولیت ملی و انسانی. اگر زنان این سرزمین زیر بار تهدید و گلوله، پرچم دادخواهی را بر زمین نگذاشتند، مردان نیز باید با همبستگی، حمایت و حضور مسئولانه، دیوار ترس را فرو ریزند. تاریخ افغانستان بارها نشان داده است که ملتهای بزرگ زمانی پیروز شدهاند که زنان و مردان دوشادوش هم برای عدالت و آزادی مبارزه کردهاند.
قیام زنان هرات تنها فریاد یک شهر نیست؛ پژواک درد و آرزوی ملتی است که سالها در جستجوی کرامت، عدالت و آزادی بوده است. این حماسه زمانی به ثمر خواهد نشست که همه فرزندان افغانستان، فارغ از قوم، زبان و منطقه، در کنار یکدیگر برای دفاع از حقوق انسانی و ارزشهای ملی بایستند و اجازه ندهند صدای حقطلبی در هیاهوی سرکوب فراموش شود.
حال که طالبان خلاف همه ارزشهای دینی، انسانی و ملی، بر زنان آزاده هرات جفا روا داشتند و دست تعدی بر حرمت و کرامت آنان گشودند، امروز نوبت مردان مرد افغانستان است که فارغ از هرگونه وابستگی های قومی، زبانی، سمتی و گروهی، مردانگی خود را به اثبات رسانده و در کنار زنان هرات بایستند تا در راستای ادای دین ملی و اسلامی شان از عزت و شرف مادر وطن پاسداری کنند. قیام زنان در هرات نشان داد که هرات تنها یک شهر نیست؛ بلکه سنگر غیرت، فرهنگ و آزادگی افغانستان است. زخمی که امروز بر پیکر زنان هرات وارد شده، زخمی بر وجدان همه مردم افغانستان است. اگر دختران و مادران این سرزمین در برابر ظلم ایستادهاند، سزاوار نیست که مردان این وطن در سکوت و بیتفاوتی نظارهگر باشند.
تاریخ این سرزمین گواه است که هرگاه عزت وطن به خطر افتاده، فرزندان آزاده افغانستان از کوههای پامیر تا دشتهای هلمند، از پنجشیر تا هرات، یکصدا و همقدم به دفاع برخاستهاند. امروز نیز آزمون بزرگی در برابر ملت ما قرار دارد؛ البته آزمونی برای اثبات غیرت ملی، وجدان انسانی و مسئولیت تاریخی که باید به آن پرداخته شود تا باشد که مردان افغانستان با ایستادن در کنار زنان هرات، دین خویش را در برابر مادر وطن به نیکوترین وجه ادا کنند و نشان دهند که ظلم هرگز نمیتواند اراده ملتی را که برای آزادی و کرامت انسانی ایستاده است، در هم بشکند. زیرا ملتی که زنانش در صف نخست مقاومت ایستادهاند، هرگز شکست نخواهد خورد.
عملکرد طالبان در هرات، بهویژه برخورد خشونتآمیز با زنان معترض، سیمای واقعی طالبان را آشکار گردانید و بار دیگر این پرسش را برجسته ساخته است که میان ادعاهای اسلامی آنان و رفتار عملیشان فاصلۀ زیادی وجود دارد. در حالی که در آموزههای اسلامی بر کرامت انسانی، حرمت جان مسلمان، امر به معروف با حکمت و رعایت عدالت تأکید شده است، برخوردهای قهری، بازداشتهای خودسرانه و استفاده از زور علیه زنان، تصویری متفاوت از آنچه طالبان به نام اسلام تبلیغ میکنند، به نمایش میگذارد که در واقع سیمای اصلی این گروه را نشان می دهد.
این رویداد نشان داد که طالبان بیش از آنکه در پی تحقق ارزشهای اصیل اسلامی باشند، از دین بهعنوان ابزاری برای توجیه سلطه سیاسی و تحکیم اقتدار قومی خود بهره میگیرند. این رویداد بیشتر هشدار به آنانی است که تاکنون زیر چتر دین در کنار طالبان باقی مانده اند و تا باشد که هرچه زودتر صفوف خویش را از طالبان جدا نمایند. دور از امکان نیست که این حادثه وجدان های خوابیده در درون طالبان را بیدار و اختلاف های درونی را در میان این گروه برجسته بسازد. زیرا هنگامی که دین از جایگاه هدایتگر اخلاقی و معنوی به ابزاری برای سرکوب و حذف مخالفان تبدیل شود، نتیجه آن نه گسترش عدالت اسلامی، بلکه تضعیف اعتماد مردم به نهادهای دینی و سیاسی خواهد بود.
از سوی دیگر، تجربه چند سال اخیر نیز نشان داده است که طالبان در برابر بسیاری از تعهدات داخلی و بینالمللی خود، از جمله حق آموزش و کار زنان، تشکیل حکومت فراگیر و رعایت حقوق اساسی شهروندان، پایبندی لازم را نشان ندادهاند. همین امر این برداشت را تقویت کرده است که این گروه بیش از آنکه خود را متعهد به پیمانهای سیاسی، اخلاقی و اجتماعی بداند، در چارچوب ملاحظات ایدئولوژیک و امنیتی خود عمل میکند.
در واقع حوادث هرات تنها یک رویداد مقطعی نیست؛ بلکه نمادی از شکاف عمیق میان گفتار و کردار طالبان است. هرچه این شکاف عمیقتر شود، مشروعیت سیاسی و دینی آنان نیز بیش از پیش در معرض پرسش قرار میگیرد. مردمی که شاهد برخوردهای خشونتآمیز با زنان، محدودیتهای گسترده اجتماعی و نادیده گرفتن حقوق بنیادین خویش هستند، به دشواری میتوانند چنین رفتارهایی را با ارزشهای عدالتمحور و کرامتمدار اسلام سازگار بدانند. از همین رو، هرات امروز تنها صحنه اعتراض زنان نیست؛ بلکه آیینهای است که تناقض میان ادعاهای اسلامی طالبان و واقعیت عملکرد آنان را آشکارتر از هر زمان دیگری بازتاب میدهد.
معلوم است که هدف اصلی طالبان از این سرکوب ها تحکیم کنترل اجتماعی، نمایش اقتدار حکومت، جلوگیری از گسترش اعتراض های مدنی، جلب رضایت جریانهای تندرو درون طالبان به هدف انسجام داخلی و ارسال پیام سیاسی برای جامعه جهانی باشد تا آنان نشان دهند که هرگز حاضر به انعطاف نیستند و تصمیم های خود را مستقل از خواست جامعه جهانی اتخاذ میکنند. در مقابل، این رویدادها نشان داد که نارضایتی نسبت به محدودیتهای زنان همچنان در بخشهایی از جامعه افغانستان وجود دارد و میتواند به اعتراض های اجتماعی گسترده تر تبدیل شود. این حرکت در شکل دهی یک جریان گسترده بر ضد طالبان در سطح کل کشور می تواند، اثر گذار باشد.
حادثه هرات نقاب از روی اصلی طالبان افگند و به اثبات رساند که این گروه سیاست کنترل اجتماعی سخت گیرانه را به جای حکومتداری در پیش گرفته است. آنچه در هرات رخ داد، صرف یک حادثه محلی نبود؛ بلکه بخشی از یک سیاست گستردهتر برای کنترل جامعه افغانستان از طریق محدود سازی آزادیهای فردی و اجتماعی است. طالبان به جای تمرکز بر حل بحرانهای اقتصادی، فقر، بیکاری و انزوای سیاسی افغانستان، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف نظارت بر زندگی خصوصی شهروندان، بهویژه زنان، کردهاند. این رویکرد نه تنها موجب افزایش شکاف میان مردم و حاکمان شده، بلکه مشروعیت سیاسی طالبان را نیز بیش از پیش زیر سؤال برده است.
قیام زنان در هرات ثابت کرد که زنان؛ نخستین قربانیان سیاست حذف، طالبان اند؛ زیرا از زمان بازگشت طالبان به قدرت، زنان افغانستان بیشترین فشارها را متحمل شدهاند. محرومیت از آموزش، اشتغال، مشارکت سیاسی و حضور آزادانه در جامعه، نیمی از جمعیت کشور را از حقوق اساسی خود محروم کرده است. بازداشت زنان در هرات و برخوردهای تحقیرآمیز با آنان نشان داد که سیاست طالبان تنها به محدودیتهای اداری ختم نمیشود؛ بلکه به نوعی حذف تدریجی زنان از عرصه عمومی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، اعتراض زنان و شهروندان هرات را میتوان واکنشی طبیعی به انباشت نارضایتیهای اجتماعی دانست. این اعتراضها نشان داد که جامعه افغانستان، علیرغم فشارهای گسترده، هنوز ظرفیت مقاومت مدنی و دفاع از کرامت انسانی را از دست نداده است. رخداد هرات بحران مشروعیت را در حکومت طالبان به نمایش نهاد و شکاف دولت – ملت را افزایش داد. این در حالی است که بحران مشروعیت و افزایش شکاف دولت ـ ملت بیش از هر زمانی ادارۀ طالبان را تهدید میکند. در حالیکه هر حکومتی برای بقای خود به دو عنصر اساسی قدرت و مشروعیت نیاز دارد. طالبان اگرچه از قدرت نظامی برخوردار اند؛ اما در کسب مشروعیت داخلی و بینالمللی با چالشهای جدی مواجهاند. برخورد خشونتآمیز با معترضان و سرکوب زنان نه تنها مشروعیت آنان را تقویت نمیکند، بلکه فاصله میان حکومت و جامعه را عمیقتر میسازد.
تجربه تاریخی نیز نشان داده است که حکومتهایی که خواستههای مشروع مردم را نادیده میگیرند و به جای گفتوگو به سرکوب متوسل میشوند، در نهایت با بحرانهای بزرگتر سیاسی و اجتماعی روبهرو خواهند شد. رستاخیز شجاعانه زنان هرات
هرات میتواند پیامدهای گستردهای داخلی و بین المللی برای طالبان داشته باشد. در داخل کشور، این رویداد به افزایش نارضایتی عمومی و کاهش اعتماد اجتماعی منجر خواهد شد. در عرصه بینالمللی نیز، چنین رفتارهایی تلاشهای طالبان برای کسب مشروعیت و شناسایی رسمی را با موانع بیشتری روبهرو میکند. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به مسئله حقوق بشر و حقوق زنان حساس است و ادامه این سیاستها، افغانستان را در انزوای عمیقتری فرو خواهد برد.
نتیجهگیری
رویداد هرات تنها یک برخورد امنیتی نبود؛ بلکه آینهای بود که سیمای واقعی طالبان را بازتاب داد. بازداشتهای خودسرانه زنان، برخوردهای تحقیرآمیز و شلیک بر معترضان نشان داد که فاصله میان شعارهای طالبان و عملکرد عملی آنان همچنان عمیق است. تا زمانی که کرامت انسانی، حقوق شهروندی و مشارکت واقعی مردم در ساختار قدرت نادیده گرفته شود، بحران مشروعیت طالبان ادامه خواهد یافت و افغانستان همچنان در چرخه بیثباتی، انزوا و نارضایتی اجتماعی گرفتار خواهد ماند.
معلوم است که هدف اصلی طالبان از این سرکوب ها تحکیم کنترل اجتماعی، نمایش اقتدار حکومت، جلوگیری از گسترش اعتراض های مدنی، جلب رضایت جریانهای تندرو درون طالبان به هدف انسجام داخلی و ارسال پیام سیاسی برای جامعه جهانی باشد تا آنان نشان دهند که هرگز حاضر به انعطاف نیستند و تصمیم های خود را مستقل از خواست جامعه جهانی اتخاذ میکنند. در مقابل، این رویدادها نشان داد که نارضایتی نسبت به محدودیتهای زنان همچنان در بخشهایی از جامعه افغانستان وجود دارد و میتواند به اعتراض های اجتماعی گسترده تر تبدیل شود.
26-14-6



