خبر و دیدگاه
زندگی من : قسمت چهل و ششم
زندگی من روز به روز دلچسپ تر می شد مخصوصا آنانیکه دو رویه و دو پشته بودند شناختم . شناختن انسان ها آنقدر هم که می گویند مشکل نیست. فقط بیبینید چقدر برای آزادی و کرامت انسانی مسولیت پذیر هستند ، و به وعده وفا می کنند یا خیر ؟.
من از روز که در جامعه عرض اندام کردم به خاطر عدالت قیام کردم و اما در کنار من ایستاد نشدند . استاد عبدالعلی نور احراری مترجم احادیث صحیح بخاری یک روز در صفحه فیسبوک من بسیار کوتاه و جالب نوشت « در کنار تو ایستاد شدن مشکل است » و بسیار راست گفته است زیرا اگر ایستاد می شدند تفکر خود شان زیر سوال می رفت و طرز فکر من را قبول میکردند. همچنان جوامع قومی و قبیله یی یکی از مشخصات شان این است که نه به عدالت اعتقاد دارند و نه به حقوق مساوی افراد جامعه و این دو چیزی بود که من از خود و خانواده خود شروع کردم و به دیگران تبلیغ کردم .
یکی از اشخاص سرشناس که نام او را نمی گیرم زیرا عیب مردم را مسلمان نمی گوید در تلویزیون عمر خطاب یک روز گفت که چون یهود و نصارا « امن الرسول » را قبول ندارند کافر هستند. من واقعا شاخ کشیدم . تصمیم گرفتم که در مورد این موضوع یک تحقیق جانانه کنم و نشر کنم زیرا یهود و نصارا کافر نبستند بلکه قرآن ایشان را اهل کتاب خطاب کرده است . تحقیق را شروع کردم و چند روز نگذشته بود که استاد سمندر غوریانی ( خداوند غریق رحمتش سازد) برایم تیلفون کرد و احوالگیری میکرد . ضمن صحبت برایش گفتم که فلانی گفته که یهود و نصارا کافر هستند و من میخواهم که به اساس قرآن ثبوت کنم که آنها کافر نبستند. گفت این افکار وهابی است که در مغز ها پیچکاری شده است. گفتم اگر میخواهی با من درین تحقیق کمک کنی یکجایی کار می کنیم. گفت همه مردم میخواهند تنهایی کار کنند که مشهور شوند و تو از من میخواهی یکجایی کار کنیم . گفتم من هرگز برای شهرت نه می نویسم و نه سخن می گویم . من فقط حفایق این دین را می نویسم که مذهبیون به بیراهه کشیدند. گفت درست است کار می کنیم. ما از طریق تیلفون شروع به کار کردیم .غوریانی در شرق امریکا زندگی میکرد و من در عرب امریکا . غوریانی زمانی رئیس شعبه شرعیات در دانشگاه کابل بود و دین را بسیار علمی می فهمید. مرد فوق العاده دانا هم در اسلام شناسی و هم در فلسفه استاد بود . چون من فلسفه تدریس میکردم سخنان او را درک می کردم . اما عده زیاد مذهبیون مخالف او بودند و حتی او را تحقیر کردند. ما در طول حیات فقط یکبار دیده بودیم و این چند سال قبل ازین بود که ما همکاری را شروع کنیم . در شهر فریمانت در یک مجلس او را معرفی شدم . گفتم استاد من فرید یونس هستم . گفت «اوه همان فرید یونس غالمغالی و جنجالی شما هستید ؟ » خنده کردم و گفتم بلی من هستم . ما بعد ار آن دوست شدیم . بسیار دانشمند بود و من افتخار میکردم که با من همکاری می کند. رساله ۷۸ صفحه یی را تمام کردیم و من نه تنها نشر کردم شماره ISBN را درج کردم و در کتابخانه کانگرس امریکا ثبت کردم .

من از مرحوم غوریانی بسیار آموختم . تا جایکه من معلومات دارم سه نفر در جامعه افغانستانی در امریکا به فلسفه آشنایی قابل ستایش داشتند. اول استاد سمندر غوریانی ، دوم دکتر سید حسبن اخلاق که او هم در ویرجینیا زندگی می کند و کتاب جالب « از مولانا تا نیچه» را نوشت . و زمانیکه من کتاب دموکراسی اسلامی را نوشتم برای دکتر اخلاق فرستادم تا نظر خود را بنویسد . دکتر اخلاق از کتاب بسیار قدردانی کرد و یک یادداشت تاییدی نوشت که من در عقب کتاب به چاپ رساندم .


سوم اسناد غلام سخی تیموری که در یازدهم سپتامبر ۲۰۲۶ جهان را وداع گفت . روحش شاد و بهشت برین جایش باد استاد تیموری اصلا استاد انجنیری بود اما به فلسفه دسترس بسیار بالا و عالی داشت . استاد تیموری وقتی برنامه های من را می دید تیلفون میکرد و بسیار از کار من تحسین و تمجید میکرد . استاد تیموری به من یک کتاب قرآن را تحفه داد که برای اولین بار در مقدمه آن کتاب خواندم که زبان عربی به معیار ریاضی استوار است و قرآن مجید به اساسات علم ریاضی طرح شده و این موضوع را نه عرب، نه عجم نوشته کرده بود مگر یک دانشمند امریکایی که متون کلاسیک را ترجمه میکرد. قابل یاد آوری است که تحقیقات که در غرب زمین در باره اسلام صورت گرفته نه در کشور های عربی صورت گرفته و نه در ایران .
آن کتاب را با شما شریک می سوم. و همچنان اهدای مرحوم تیموری را که من نوشته است . ای استادان بودند که دین را علمی می دانستند و به خرافات مذهبی اعتقاد نداشتند.


استاد تیموری و استاد غوریانی آثاری از خود در رشته فلسفه به جای نگذاشتند اما بسیار وارد بودند .
استاد تیموری لطف کرده بود و در مراسم فارغ التحصیلی من از دوره دکتورا شرکت کرده بود .
استاد غوریانی اولین کسی بود که در هفته نامه امید به ضد طالبان در دور اول که به قدرت رسیدند. بسیار عالمانه نوشته میکرد. بعضی از مذهبیون ازین نوشته ها خوش نبودند و حالا می دانم چرا خوش نبودند. امروز همین مذهبیون مخفیانه و علنی از طالبان برای منافع خانوادگی و شخصی خود دفاع می کنند و با طالبان همکاری دارند .
دعوت های که از طرف مردم ما می شدم دوام داشت. دو دعوت در کانادا شدم که شهروندان افغانستانی بسیار استقبال گرم کردند . هم در شهر Vancouver و هم شهر Edmonton
در Vancouver چندین بار دعوت شده بودم و بار آخر یک قاب تحسبن به من اهدا کردند. در ادمنتون یک بار سفر کردم .


تلویزبون نور را بنیاد بیات بسته کرد . باز برای من زنگ زدند که تلویزیون بسته می شود اما ما شما را نمی خواهیم ار دست بدهیم . گفتم چطور ؟ وقتی تلویزیون بسته شود پس من چطور برنامه داشته باشم ؟ گفتند ما در خانه خود تان یک سیستم را نصب می کنیم و برنامه های تانرا ثبت می کنید و ما از طریق تلویزیون آریانا در کابل پخش می کنیم . همان بود که آقای حبیب درانی که جوان بسیار معزز و محترم بود در خانه ما آمد و یک گمره و چراغ های استدبو را در اتاق کارم در خانه ما نصب کرد و گفت انور جان رسولی روز های شنبه می آید و در ثبت کمک می کند. دیگر همه برنامه سازان را جواب داده بودند . بعد از آن من از خانه شروع به کار کار کردم و انور جان رسولی که قبلا هم از او یاد کرده بودم که جوان فوق العاده شریف ، مومن و پر کار و در رشته اش فوق العاده لایق بود خانه ما می آمد و برنامه را تهیه می کردیم و به کابل فرستاده می شد . اشخاصیکه در کابل کار میکردند با اینکه در دوران جمهوریت آزادی مطبوعات بود اما آنها بسیار محافظه کار بودند و کوشش می کردند تا برنانه های من را کنترل کنند که من چه بگویم و چه نگویم . یکی از دلایل پسمانی کشور های رو به انکشاف محدود ساختن عقل و فکر مردم به نام های مختلف است . انسان که عقل او کنترل شود دیگر خودش نیست و استثمار فکری بد ترین استثمار است که به نام دین و ایدیولوژی در جوامع عقب مانده جریان دارد . و جالب اینکه جنگ بدر در اسلام به خاطر آزادی فکر و عقیده به پا خاست و امروز شیعه و سنی مغز های مردم را کنترل می کنند . امروز وهابی ها در کنترل مغز های مردم در افغانستان و دیگر گشود ها به جز ایران دست بالا دارند و جوانان را به نام دین و سنت مغز شویی می کنند و پدران و مادران شان خبر ندارند که از اولاد شان اسپ گادی ساخته اند و فقط همان روبرو را می بیند و این بد ترین صفت است که یک انسان که خدا او را آزاد آفریده به دام یک مردم جاهل افتیده است .


