Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

نسل نو و کهنه

نسل نو و چالش های سیاسی
از نگاه علم بیولوژی، هر هفت سال نسل تغییر می کند ، بدین معنی که وقتی نوزاد تولد می شود در ساینس او را صفر ساله می گویند . در هفت سالگی دندان می کشد و در چهارده سالگی نو جوان می شود و در بیست و یک سالگی می توان او را از نگاه فکری و شعوری بالغ شمرد . یک دلیل که سن ۲۱ را در غرب زمین مشخص کرده اند که شخص می تواند سلاح خرید کند و یا مشروب الکهلی بخرد و غیره همین است که شخص به سن بالغ یا adult ، در سن ۲۱ می رسد . در قرآن هم سن « رشد » همین است که یک انسان قادر باشد تا برای خود تصمبم بگیرد نه اینکه از نگاه جسمی بالغ شده باشد . اما یک عده این مسله را مطلق غلط فهمیده اند . اگر یک شخص ۱۴ سال از من بزرگ‌تر باشد یعنی که دو نسل بیولوژیکی پیر تر است و به اساس زمان خود فکر می کند نه زمان که من زندگی می کنم ،
جامعه افغانستانی یا افغانی ( هر کدام که به ذوق شماست ) در چندین بعد میان نسل نو و نسل که دو سه نسل از او پیشتر است مشکل دارد .
وقتی ما هجرت کردیم یک عده در افغانستان وزیر و ‌معین و رئیس بودند و یا در دانشگاه تدریس می‌کردند . در هجرت دیگر آن مقام را نداشتند و ندارند  و اما کوشش کردند که همان مقام را با نوشته ها و مصاحبه ها و حضور به هم رساندن در مجالس حفظ کنند و اما فراموش کردند که نسل نو درین کشور ها ، آنانیکه تحصیل کردند و مطالعه کردند، با فهم نسل گذشته بسیار مشکل دارند  برای اینکه نسل گذشته نه تنها نسل نو را درک نگرد او را به رسمیت نه شناخت که این جوانان هم مثلیکه زمانی خود شان جوان بودند و آرزو ها داشتند ، جوانان امروز هم آرزو ها دارند . نه تنها آرزو ها دارند در عین زمان مسایل که نسل گذشته پیشکش می کند قبول ندارند مثلا نسل گذشته هنوز هم به متون کلاسیک دینی رجوع می کند و من که همرای جوانان به تماس هستم اکثر شان بالای نسل گذشته خنده می کنند . بهترین مثال تحمیل دین است . نسل گذشته شله است که دین سر مسلمان تحمیل می شود و نسل نو می گوید که در هیچ موضع قرآن و جدیت همچو چیزی نیست که دین سر مسلمان تحمیل شود . این دید و بینش علمای قرون گذشته است . یا نسل نو آموخت که آیات قرآن معانی مجازی هم دارد . مثلا زدن زن . نسل نو می گوید که قرآن دهشت و وحشت را تدریس نمی کند و اون اضربوهن زدن نیست جدا شدن است و این معنی مجازی آیه است اما نسل گذشته می گوید نی زدن معنی می‌دهد . برای اینکه نسل گذشته قطعا کوشش نکرد که تغییر بیاورد و جوان را به معیار امروزی قانع بسازد .مشکلات روز به روز زیاد تر شده رفت  همچنین در مسایل سیاسی نسل نو از تساوی حقوق صحبت می کند و یا اما نسل گذشته هنوز هم به همان افکار کهنه هستند . و طرفدار اقلیت و اکثریت هستند و شهروندی را قبول ندارند که همه در مقابل قانون حقوق مساوی داشته باشند . یک دلیل که در جامعه افغانستانی یک درز بین نسل گذشته و نسل امروز پیدا شد همین بود که نسل گذشته تغییر آورده نمی توانست و نسل نو خواست تا تغییرات عمده به وجود آید . نسل نو حالا خود را افغانستانی می گویند و نسل گذشته فشار می آورد که نی نباید بگویی افغانستانی . تو افغان هستی و باید بگویی من افغان هستم . نسل نو می گوید که من افغان نبستم و نسل کهنه فشار می آورد که نی تو افغان هستی . همان فیلم امریکایی از جنگ جهانی دوم به یادم آمد که انتونی کوین هنرمند نقش اول عمده را داشت و او را در اثر یک اشتباه نازی های آلمانی به نام یهودی گرفته بودند . هر چه داد می زد که من یهود نیستم ، نازی ها او را می گفتند خفه شو تو یهود هستی .  حالا نسل نو یک تعداد زیاد داد می زنند که آنها افغان نیستند ، نسل کهنه که میخواهند همان آش و کاسه گذشته را حفظ کنند می گویند نی تو افغان هستی.
نسل نو می گوید افغان بودن مهم نیست اما شهروند بودن مهم است که نا همه برابر و برادر باشیم.
نسل نو می گوید زبان مادری ما هویت ماست و نباید خدشه دار شود و نمی خواهند دیگر واژه های پشتو را وقتی فارسی صحبت می کنند،  استفاده کنند اما نسل گذشته که میخواهند همان Status quo
را حفظ کنند و در نوشته های خود وقتی فارسی نوشته می کنند پوهنحی و پوهنتون نوشته می کنند . عقیده نسل نو این است که نسل گذشته نمی خواهند قبول کنند که در خون شان استعمار و استثمار عجین شده است . امروز نسل نو خوب جغرافیه و تاریخ می داند و فریب دادن شان مشکل چه که ناممکن است و نسل نو می داند که نام و نقشه افغانستان ساخته و بافته استعمار انگلیس و روسیه تزاری است و اما نسل گذشته میخواهد با همان ایده های استعماری و استثماری زندگی کند و‌ تغییر را نمی پذیرد و نسل نو حیران به درگاه خدا مانده که چرا کلان ها نمی خواهند تغییر بیاورند و  خود را به استعمار تسلیم کرده اند.
نسل گذشته و هواخواهان استعمار به مجرد که از عدالت سیاسی و اجتماعی سخن بگویی  تو را محکوم به نفاق اندازی می کنند . نسل نو جار می زند  که نه منافق هستم و نه طرفدار نفاق اما میخواهم که عدالت اجتماعی سیاسی و اقتصادی تامین شود و مردم آزاد زندگی کنند و چیزی سر شان تحمیل نشود و اما نسل گذشته مبارزه  می کند که نی امکان ندارد .
نسل گذشته و آنهای که طرفدار استثمار هستند شدید مخالف فدرالیزم هستند در حالیکه فدرالیزم به مردم صلاحیت می‌دهد تا زندگی شان را خود شان رقم زنند نه اینکه دولت مرکزی برای مردم تصمیم بگیرند. من منحیث یک جامعه شناس و بشر شناس هیچ عیبی در فدرالیزم نمی بینم و همین حالا روی بک متن قانون اساسی اسلامی همرای دیگر دوستان کار می کنیم اما نسل گذشته نمی خواهد، زیرا تسلط قومی از بین می رود. این را می دانیم که وقتی افغانستان مردمی می شود که تسلط قومی از بین برود
مشکل افغانستان  تنها قوم گرایی و تعصب و تحجر نیست، اساسا نسل گذشته سد بزرگ هر نوع تحول و پیشرفت هستند که از صد سال همین قشر باعث بسمانی و عقب ماندگی شده اند زیرا به وضاحت می بینیم با زمان حرکت نمی کنند و نمی خواهند همان آش و کاسه تغییر کند و این برای نسل جوان قابل قبول نیست . نسل جوان خواستار تغییر ساختمان اجتماعی‌ کشور است که باید به مفاد مردم و راستای عدالت همگانی باشد و تغییر کند .
فرید یونس
استاد بازنشسته ای بشر شناسی خاور میانه ، مطالعات و فلسفه اسلامی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا