Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

کرزی _ خاطره‌ای از بازی‌های سیاسی در انتخاب رئیس مجلس نمایندگان افغانستان

پس از پایان دوره شش‌ماهه اداره موقت و آغاز دوره انتقالی، از تاشکند به کابل آمدم. وزارت دفاع مرا در احتیاط قرار داده بود و پیدا کردن وظیفه دیگری نیز چندان آسان نبود. پس از سپری کردن آزمون در بخش مطبوعات ارگ، در آستانه انتخابات  پذیرفته شدم. این موضوع را پیش از این نیز در نوشته قبلی و در جریان دیدارم با استاد برهان‌الدین ربانی یادآوری کرده بودم.

انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی برای اولین بار که حدود بیست‌وسه سال پیش برگزار شد، نقطه عطف دیگری در تاریخ سیاسی افغانستان بود. اداره موقت و سپس اداره انتقالی، در مجموع حدود دو سال ادامه یافت و کشور وارد مرحله تازه‌ای از ساختار سیاسی شد.

اما انتخاب رئیس مجلس نمایندگان، خود داستان دیگری داشت؛ داستانی که در آن رقابت‌های سیاسی، قومی، شخصی و قدرت‌طلبانه درهم آمیخته بود.

در آن مجلس، شمار زیادی از وکلا از میان جنگ‌سالاران، زورمندان و چهره‌هایی انتخاب شده بودند که هر کدام در گوشه‌ای از کشور نفوذ و قدرت خاص خود را داشتند. بسیاری از آنان، با وجود اینکه در یک سرزمین مشترک زندگی می‌کردند، شناخت چندانی از یکدیگر نداشتند. افغانستان پس از سقوط طالبان، به جای آنکه به سرعت به سوی ایجاد یک نظام ملی و نهادینه‌شده حرکت کند، در بسیاری از مناطق شاهد گسترش نفوذهای محلی و شکل‌گیری نوعی ملوک‌الطوایفی بود.

در آن روزها، حتی حضور نیروهای ناتو نیز برای شماری از افراد اهمیت چندانی نداشت. این دیدگاه وجود داشت که افغانستان اشغال شده و حکومت از بیرون بر مردم تحمیل گردیده است. در چنین فضایی، بسیاری بیشتر به منافع شخصی، خانواده و حلقه نزدیک خود می‌اندیشیدند. فضای سیاسی کشور بیش از آنکه به یک روند منظم دموکراتیک شباهت داشته باشد، به میدان بزکشی می‌مانست؛ میدانی که همه برای به دست آوردن اخیر لاق در رقابت بودند و هنوز روشن نبود که در پایان، چه کسی از میان همه برنده است

در انتخابات ریاست جمهوری، یونس قانونی دومین برنده انتخابات بود و یک میلیون و دوصد هزار رأی به دست آورده بود.

آقای محقق در جایگاه سوم قرار داشت و یک میلیون رأی به دست آورده بود.

آقای دوستم نیز هشت لک رأی داشت.

اما حامد کرزی، که به باور من در مورد شمارش و انتقال آرا مسایل و ابهام‌های فراوانی وجود داشت، چهار میلیون و چهارصد و چهل‌وچهار هزار رأی اعلام کرد؛ رقمی که در آن زمان بسیار جالب و پرسش‌برانگیز بود.

در آن فضای سیاسی، امریکا و متحدانش نیز در تقسیم و تنظیم قدرت سیاسی میان اقوام مختلف افغانستان نقش مهمی داشتند و برای هر یک از گروه‌های سیاسی و قومی، جایگاه مشخصی در ساختار جدید در نظر گرفته می‌شد.

اکنون مرحله‌ای حساس و تاریخی فرا رسیده بود: انتخاب رئیس مجلس نمایندگان.

در این مرحله، حامد کرزی و زلمی خلیل‌زاد نیز وارد بازی سیاسی شدند و تلاش کردند نتیجه انتخابات ریاست مجلس را مطابق موازنه سیاسی مورد نظر خود رقم بزنند.

استاد ربانی و هواداران ایشان، به دلیل ایجاد حزب افغانستان نوین توسط یونس قانونی و در پی تفاهم با کرزی، و همچنین به دلیل معاون اول شدن احمدضیا مسعود، داماد استاد ربانی، در کنار کرزی قرار گرفتند و از او حمایت کردند؛ با این شرط که احمدضیا مسعود، که از مسکو می‌آمد و تجربه چندانی از دنیای غرب نداشت، به عنوان معاون اول انتخاب شود و استاد ربانی نیز ریاست پارلمان را به دست آورد.

از آنجا که موضوع معاون اول شدن احمدضیا مسعود یک مسئله علنی بود، کرزی ناگزیر مسعود را در تیم انتخاباتی خود گرفت. در مقابل، مارشال فهیم را که شش ماه در خانه او زندگی کرده بود و هزینه‌های زندگی او را تأمین می‌کرد و در موارد مختلف برای او فداکاری کرده بود ، از جمله در ماجرای عدم پذیرش پروفیسور سیرت در بن کنار گذاشت و در برابر استاد ربانی نیز راه دوستی و حمایت ظاهری را در پیش گرفت.

کرزی با لحنی طعنه‌آمیز به یونس قانونی گفته بود:

«قانونی صاحب، حالا جوان است؛ اگر این بار کامیاب نشد، بار دیگر می‌شود.»

این در حالی بود که سن و سال کرزی، فهیم، قانونی و عبدالله تقریباً یکسان بود.

در آن زمان، بخش مهمی از بازی‌های سیاسی کرزی بر محور مسائل قومی می‌چرخید.

شکستن یک تعهد

————————

کرزی سرانجام تعهد خود را در مورد ریاست پارلمان توسط استاد ربانی عملی نکرد. به باور من، این مسئله ریشه در کدورت و عقده‌ای داشت که کرزی نسبت به استاد ربانی در دل داشت و بعدها پیامدهای سنگینی به دنبال آورد.

استاد ربانی مردی ساده و خوش‌باور بود و شاید همین ویژگی باعث شد برخی بازی‌های سیاسی پشت پرده را با تأخیر دریابد.

کرزی در این مرحله نیرنگ‌های سیاسی متعددی به کار برد. او به صورت جداگانه به یونس قانونی گفت که شما جوان هستید، سخنور ماهری هستید، افتخاراتی از بن دارید و کاندید حکومت برای ریاست پارلمان هستید.

قانونی نیز، بدون اینکه استاد ربانی را در جریان قرار دهد، از این پیشنهاد خوشحال و مسرور شده بود.

در همین زمان، رهبران پشتون و شماری از افراد وابسته به اقوام دیگر نیز مورد تماس قرار گرفتند و جلسه‌ای تشکیل شد. در آن جلسه گفته شد که کاندیدای مشترک آنان برای ریاست مجلس، فقط و فقط استاد سیاف است. استاد سیاف نیز در انتظار پیروزی خود بود.

هنگامی که کرزی از استاد خلیلی خواست از سیاف حمایت کند، استاد خلیلی که از دیدگاه‌ها و جنایات منسوب به سیاف در افشار و همچنین مخالفت‌های او با اهل تشیع آگاهی داشت، موضوع را با استاد ربانی در میان گذاشت و گفت که کرزی چنین پیشنهادی را مطرح کرده است.

در همین جا بود که استاد ربانی از آنچه در پشت پرده جریان داشت آگاه شد و تعهد قبلی را به یاد آورد:

«عهد و قرار ما چه شد؟»

پس از آن، استاد ربانی با شرط و شروط لازم در حمایت از یونس قانونی قرار گرفت.

سرانجام روز رأی‌گیری فرا رسید.

نتیجه رأی‌گیری نشان داد که یونس قانونی با چهار رأی بیشتر از استاد سیاف پیروز شده است. استاد سیاف ۱۱۸ رأی و یونس قانونی ۱۲۲ رأی به دست آورد و بدین ترتیب یونس قانونی به عنوان رئیس مجلس نمایندگان انتخاب شد.

نگاهی از منظر خاطرات سیاسی

آنچه در آن روزها در مجلس نمایندگان افغانستان اتفاق افتاد، برای من تنها یک رقابت عادی بر سر ریاست پارلمان نبود؛ بلکه بخشی از واقعیت پیچیده سیاست افغانستان در آغاز نظام جدید بود؛ نظامی که در آن، رقابت‌های قومی، روابط شخصی، تعهدات سیاسی، نفوذ خارجی و منافع گروهی در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند

من این رویدادها را نه به عنوان یک تحلیلگر بیرونی، بلکه به عنوان کسی روایت می‌کنم که در همان فضای سیاسی و اداری حضور داشتم و بخشی از این تحولات را از نزدیک مشاهده کردم .

به باور من، حامد کرزی و اشرف غنی در طول بیست سال، سیاست‌های گوناگونی را برای حفظ قدرت و جایگاه سیاسی خود دنبال کردند؛ اما نتیجه این سیاست‌ها، از دید من، با تفرقه‌اندازی و نفاق‌پراکنی، گسترش فساد و فحشا و دامن زدن به تعصبات زبانی و قومی همراه شد.

به باور من، این سیاست‌ها در نهایت بیش از آنکه به وحدت و ثبات افغانستان کمک کند، شگاف های موجود میان اقوام و گروه‌های مختلف جامعه را عمیق‌تر ساخت.

در نتیجه، بخشی از پیامدهای این سیاست‌ها به زیان پشتون‌ها نیز تمام شد و جایگاه قوم شریف پشتون را در میان سایر برادران افغانستان تضعیف کرد.

این‌ها بخشی از خاطرات و برداشت‌های من از یکی از مقاطع حساس تاریخ سیاسی معاصر افغانستان است؛ مقطعی که بسیاری از تصمیم‌های آن روز، آثار خود را سال‌ها بعد نیز بر سرنوشت کشور و مردم افغانستان باقی گذاشت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا