چرا پارسی بلی و چرا دری نی ؟
این پرسش سالهاست که در قلمرو سرزمین افغانستان چشمچرانی می کند .
برخی ها می پرسند که دری و فارسی دو نام یک زبان است ، چرا برخی ها در برابر دری حساسیت دارند ؟ در حالی که شاعران و نویسندگان زیادی واژه دری را برای زبان ما به کار برده اند ، اگر گناه است . چرا آنها هم در افغانستان و هم در ایران و بخارا و سمرقند و کولاب زبان ما را دری گفته اند ؟
پردازش به این گفتمان :
درست است که پارسی و دری و تاجیکی هر سه نام یک زبان است .
مگر برداشت از واژه دری برای کاربران آن و هدف از کار برد آن به این منظور است :
۱ – کاربرد واژه دری قلمرو زبان پارسی را محدود به جغرافیایی گویشوران این زبان تنها در افغانستان می سازد یعنی از بدخشان،بلخ تا کابل و هرات .
۲– با محدود ساختن قلمرو آن شاعران بزرگ زبان پارسی چون : رودکی سمرقندی ، مولانا ، ابو علی سینای بلخی ، البیرونی ، حافظ ، سعدی ، فردوسی ، بیدل و دیگران را شاعران بیگانه می خوانند .
۳– در نظام فرمولوژیکی یا صرف و با نظام واژگانی آن تنها واژه های پشتو و اردو و هندی را مجاز می دانند و واژگان رسمی قلمرو زبان پارسی چون : دانشگاه ، استان ، شهروند و غیره را واژه های بیگانه می خوانند و فرهنگ واژگان یکصد و ده هزار واژگانی پارسی را متعلق به ایران می دانند .
۴– دری خوانان زبان پارسی به منظور تخریب زبان پارسی می گویند : زبان دری یک زبان ترکیبی از زبان های عربی ، اردو و پشتو است ، اگر واژه های بیگانه را از آن بیرون سازید ، زبان وجود ندارد .
( مصاحبه استاد دکتر مجاور احمد زیار با تلویزیون بی بی سی ) .
۵– این ها تاریخ باستانی ماد ها ، هخامنشیان ، ساسانیان اشکانیان ، سامانیان ، خوارزمشاهیان را بیگانه می پندارند و افغانستان را از ریشه های باستانی و تاریخی آن جدا می کنند و به این باور اند که تاریخ افغانستان از احمد شاه بابا آغاز می گردد . نا آگاه از اینکه ، احمد شاه درانی یک پارسی زبان بود و تمام دفتر ، دیوان ، فرهنگ و زبان شعری او زبان پارسی بود به قول محمود الحسینی احمد شاه درانی سروده است :
وای بر امیری کز داد رفته باشد + مظلوم از در او ناشاد رفته باشد .
۶– این ها می خواهند که قلمرو زبان پشتو گسترش یابد و از این رو با آن که نظام واژگانی زبان پشتوی گویشی لری و بر تفاوت های چشمگیری دارد با آنهم هردو گویش را یک زبان می دانند و آرزومند هستند تا سرزمین پشتونستان به افغانستان مدغم شود تا قلمرو زبان پشتو گسترش یابد .
مگر آنهای که پارسی می گویند و پافشاری دارند تا این زبان به نام جهانی و باستانی آن پارسی نامیده شود چنین پافشاری دارند :
۱– زبان پارسی یکی از چهار زبان باستانی جهان است : که قلمرو آن شامل : ایران ، افغانستان ، تاجیکستان ، بخش های از ازبکستان ، ترکمنستان ، هند ، پاکستان ، عراق و بخشی از امارات با آن سخن می زنند و آن را به کار می برند .
۲– تاریخ باستانی آن از پارسی باستان : دوره هخامنشیان ، دوره میانه آن شامل دوره اشکانیان ، ساسانیان و دوره جدید آن از دوره زبان و الفبای نیاکان ما که آن را به نادرست الفبای عربی می گویند آغاز می یابد .
۳– شاعران بزرگ و نام دارد آن چون : رودکی ، فردوسی ، سعدی ، حافظ ، مولوی ، ابو علی سینای بلخی ،البیرونی ،، یدل و دیگران همه پارسی گو و پارسی دان بودند و از جمله پنج شاعر نامور جهان پنج تن آن متعلق به زبان پارسی است .
۴– زبان پارسی طی ۱۲۰۰ سال با الفبای نیاکان تکامل کرده مگر در نظام واجی یا الفبای آن ، نظام مورفولوژی یا صرف آن و نظام نحو آن تغیراتی پدیدار نشده است بلکه پیشرفت کرده است .
۵– زبان پارسی دارای یک فرهنگ بیست جلدی واژگانی است که آن را در زمره بزرگترین زبان های جهانی قرار داده است .
۶– تفاوت های واژگانی میان پارسی زبانان افغانستان و ایران کمتر از تفاوت های واژگانی میان گویشوران زبان پشتوی لر و بر است .
پشتون های پاکستان واژه های ساخته شده در پشتو تولنه افغانستان مانند : پوهنتون ، پوهنځی ، ولسي جرگه ، مشرانو جرگه ، څارنوالی وغیره را به کار نمی برند . مگر هیچ پارسی زبانی تا اکنون طرح نکرده است که زبان پشتوی افغانستان زبان افغانی و زبان پشتوی پشتون های پاکستان پشتوی پاکستانی است .
در فرجام به این فرایند باید رسید که کاربرد پارسی به منظور احترام به زبان و هویت تاریخی و جایگاه جهانی این زبان است و دوستداران آن به همین منظور آن را به کار می برند .
کاربرد واژه دری برای زبان پارسی به منظور تجرید زبان ، تخریب زبان و محدود سازی آن یه یک قلمرو کوچک افغانستان بر می گردد کاربرد نام دری به زبان پارسی مردم افغانستان این زبان را از ریشه و بیشه تاریخی آن جدا می سازند و به منظور تخریب و توهین این زبان از سوی برخی دشمنان این تمدن به کار می رود .
با درود و مهر


