Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

رد اتهامات و دروغ پراگنی ها علیه تاجیک ها

اصلاً به مبارزه‌ ی قومی، مذهبی و نژادی علاقه‌مند نیستم؛ زیرا باور دارم پرداختن به این‌گونه منازعات، انسان را از مسیر اصلی مبارزات عدالت‌خواهانه و آرمان‌های انسانی دور می‌سازد. عدالت، آگاهی و همبستگی انسانی برای من در اولویت قرار دارد، نه کشمکش‌هایی که تنها شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر می‌سازد.

در این اواخر، شماری از قلم‌به‌دستان و به‌اصطلاح نخبه‌گانِ برخی از اقوام غیر تاجیک، گاه به‌صورت هماهنگ و گاه به شکل فردی، بر تاریخ، هویت و پیشینهٔ تاجیکان تاخت‌وتاز می‌کنند. در بسیاری موارد، بدون استناد به منابع معتبر تاریخی، دست به جعل و تحریف زده و با برداشت‌های سطحی، واقعیت‌های تاریخی را دگرگون می‌سازند. در حالی‌که برای پوشاندن کاستی‌ها و تناقض‌های دیدگاه خود، به فحاشی و ناسزا در شبکه‌های اجتماعی مانند تیک‌تاک و فیسبوک متوسل می‌شوند؛ امری که در شرایط کنونی، همچون زهر در فضای فکری جامعه عمل می‌کند.

یکی از اشتباهات رایج در این نوشته‌ها، خلط میان واژه‌های «تازیک»، «تاجیک»، «تاژیک» و «تجیک» با واژهٔ «تازی» است. در حالی‌که این واژه‌ها در ریشه، معنا و کاربرد تاریخی کاملاً متفاوت‌اند. «تازی» در متون کهن فارسی به عرب اطلاق می‌شده و ریشهٔ معنایی آن به «تازیدن» نسبت داده می‌شود، در حالی‌که «تاجیک» و گونه‌های دیگر آن، به هیچ‌وجه هم‌ریشه یا هم‌معنا با آن نیستند. چنین خلطی از نظر زبان‌شناسی تاریخی قابل پذیرش نیست.

اگر گفته شود تاجیک‌ها عرب هستند، در این صورت این پرسش اساسی مطرح می‌شود که در افغانستان امروز، قوم عرب را چه کسانی تشکیل می‌دهند؟ و جایگاه جامعهٔ سادات که شمار قابل توجهی دارند، در این میان چگونه تعریف می‌شود؟ این پرسش‌ها نشان می‌دهد که ساده‌سازی‌های هویتی تا چه اندازه می‌تواند با واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی در تضاد باشد.

از سوی دیگر، پرسشی دیگر نیز مطرح است: آیا پیش از ورود و تجاوز اعراب، مردمان این سرزمین فاقد هویت و تمدن بوده‌اند؟ در حالی‌که منابع تاریخی و باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این سرزمین‌ها دارای تمدن‌های کهن، ساختار اجتماعی و باورهای دینی مشخص بوده‌اند.

در این میان، به کتابی اشاره می‌شود که توسط شماری از دانشمندان روسی دربارهٔ تاجیک‌ها با عنوان «قدیم‌ترین قوم در آسیای میانه» نوشته شده و حدود هزار صفحه دارد. این اثر در سه جلد تدوین شده است که جلد اول آن در ۵۵۵ صفحه (شامل ۴۰۰ صفحه متن و ۱۵۵ صفحه مأخذات و منابع) در حال چاپ می‌باشد. بنا بر اطلاعات ارائه‌شده، مسئولیت چاپ آن نیز به‌عهده تیم کاری مشخصی قرار دارد و قرار است جلد دوم و سوم هرکدام در حدود سه‌صد صفحه منتشر شوند. همچنین گفته شده است که این کتاب در سال گذشته به امام علی رحمان توسط ولادیمیر پوتین اهدا گردیده و توسط مترجمان مشخصی به زبان‌های دیگر ترجمه شده است.

در ادامه این بحث، این پرسش مطرح می‌شود که آیا پیش از ورود اعراب، مردم این منطقه دارای باورهای دینی و فرهنگی مانند زرتشتی‌گری و آیین مهرپرستی نبوده‌اند؟ آیا این مردمان را می‌توان فاقد هویت قومی دانست؟

در روایت‌های تاریخی، زرتشت که بنا بر برخی دیدگاه‌ها در حدود ۲۸۰۰ سال قبل در بلخ زاده شد از پیام‌آوران بزرگ این حوزهٔ تمدنی به شمار می‌رود. او در عمر ۷۳ سالگی به شهادت رسید و آموزه‌های او بر یکتاپرستی، اخلاق و نظم اجتماعی تأکید داشت. او مردم را با نشانهٔ آتش، به‌عنوان نماد روشنایی، به سوی حقیقت دعوت می‌کرد.

کتاب اوستا و آموزه‌های اخلاقی چون «گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک» نیز از میراث همین تمدن است. همچنین پرسیده می‌شود آیا این آثار، محصولات تمدنی مردمانی نیست که قرن‌ها پیش از ورود اعراب در این سرزمین می‌زیسته‌اند؟ و آیا این میراث فرهنگی توسط اسکندر مقدونی از میان نرفته است؟

این پرسش مطرح می‌شود که آیا داشتن شخصیت‌های تاریخی با کارنامه‌های بزرگ یا حتی مناقشه‌برانگیز، معیار سنجش قدمت و هویت یک قوم است یا خیر؟ زیرا تاریخ نشان می‌دهد که چنین معیارهایی برای تعریف ریشه‌های قومی و تمدنی کافی نیست.

بر اساس برخی محاسبات تاریخی، اگر دوره‌های چنگیز، مغول، تیمور و احمدشاه درانی در نظر گرفته شود، قدمت برخی گروه‌ها در منطقه به حدود ۸۰۰ سال، ۷۰۰ سال و ۳۰۰ سال نسبت داده می‌شود؛ در حالی‌که در این نگاه، تاجیک‌ها دارای پیشینه‌ای در حدود ۱۴۰۰ سال دانسته می‌شوند و بر این اساس، از قدیم‌ترین اقوام این سرزمین محسوب می‌گردند. البته چنین دسته‌بندی‌هایی بیشتر جنبهٔ دیدگاهی دارند تا یک نتیجهٔ قطعی علمی.

این تصور نیز گاه مطرح می‌شود که پیش از ورود اعراب، این سرزمین خالی از سکنه بوده است؛ در حالی‌که شواهد تاریخی، وجود جوامع انسانی، شهرها و تمدن‌های پیشرفته را در این مناطق تأیید می‌کند.

موضوع دیگر به زبان مربوط می‌شود. بیش از هزار سال است که زبان فارسی در بخش‌های وسیعی از جغرافیای افغانستان و حوزهٔ تمدنی فارسی‌زبانان، به‌عنوان زبان فرهنگ، ادب و دیوان‌سالاری رواج داشته است. زبان‌های دری، فارسی و تاجیکی از دیدگاه بسیاری از زبان‌شناسان، گونه‌های یک زبان واحد به شمار می‌روند که تفاوت‌های آوایی و گویشی دارند، اما مانع فهم متقابل میان گویشوران نمی‌شوند. تا سال ۱۳۴۳ هجری خورشیدی، در دورهٔ ظاهر شاه، این زبان در مکاتب با عنوان «قرائت فارسی» تدریس می‌شد.

در آن زمان، بسیاری از حاکمان فارسی‌زبان بودند و آثار ادبی خود را به زبان فارسی می‌نوشتند، زیرا زبان پشتو در آن دوره هنوز در سطح گستردهٔ نوشتاری و علمی توسعه نیافته بود و بیشتر کاربرد گفتاری داشت.

در سطح بین‌المللی نیز مشاهده می‌شود که سران کشورهای آسیای میانه هنگام گفتگو با یکدیگر یا با قدرت‌های جهانی، از زبان‌هایی چون روسی و انگلیسی استفاده می‌کنند؛ موضوعی که نشان‌دهندهٔ جایگاه ارتباطی زبان‌ها در سیاست بین‌الملل است.

در ادامه این بحث تاریخی، این پرسش نیز مطرح می‌شود که اگر تاجیک‌ها عرب باشند، چگونه سلمان فارسی به‌عنوان مشاور پیامبر اسلام در جنگ خندق نقش‌آفرینی کرده و در برخی روایات، از جایگاه مهم فکری و مشورتی برخوردار بوده است؟ و چگونه پیامبر اسلام به نوروز توجه نشان داده و آن را گرامی داشته است؟

همچنین در مناطق تاریخی چون ایچان قلعه و اورگنج، اگرچه ساختارهای فرهنگی ظاهراً ترکی دارند، اما روح فرهنگی و تمدنی آن‌ها به زبان و میراث فارسی گره خورده است. در این میان، شخصیت‌هایی چون محمود پهلوان نیز به‌عنوان چهره‌های برجستهٔ فرهنگی و عرفانی فارس یاد می‌شوند.

در هند نیز، تاج محل به‌عنوان بنایی با معماری بابری شناخته می‌شود، اما از نظر فرهنگی و هنری، تأثیرات عمیق فارسی در آن مشهود است.

در روایت‌های تاریخی، اسکندر مقدونی نیز تنها به‌عنوان یک فرمانده نظامی دیده نمی‌شود، بلکه در کنار او از روشنک همسر آریایی‌تبارش نیز به‌عنوان شخصیتی اثرگذار یاد می‌شود که در برخی روایت‌ها، نقش فرهنگی و فکری داشته است.

همچنین گفته می‌شود کوروش بزرگ حدود ۲۵۰۰ سال پیش منشور حقوق بشر را بنیان گذاشت و در جنگ‌ها رویکردی متفاوت نسبت به بسیاری از فرمانروایان زمان خود داشت. او یهودیان را به سرزمین اصلی‌شان بازگرداند و از آوارگی و نابودی آنان جلوگیری کرد.

در پایان، این پرسش نیز مطرح می‌شود که آثار تاریخی و علمی مربوط به اقوامی چون اوزبیک‌ها، ترکمن‌ها، هزاره‌ها و پشتون‌ها که توسط دانشمندان و مراکز آکادمیک بین‌المللی در قالب کتاب‌های هزار صفحه‌ای تدوین شده باشد، تا چه اندازه در دسترس و شناخته‌شده است و چگونه می‌توان چنین منابعی را در پژوهش‌های تطبیقی تاریخی مورد استفاده قرار داد.؟

IMG_2634.jpeg

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا