خبر و دیدگاه
نگاهی به زرد و سرخ شدن طالبان مست شراب اروپا و غرب

شعارها خیلی احساساتی علیه طالبان میان اجتماعات امروز ایران شنیده شد. این شعار ها پیوسته و با گفتار همزمان چند هزار نفری سر داده شدند. معنایش اینست که ایران رد پایی از همکاری طالب با آمریکا علیه ایران و حمله به خودش دریافته، چه بسا که ردپای شهادت خامنهیی هم از این مسیر رقم نه خورده باشد.
محمدعثمان نجیب
نمایندهی مکتب دینی-فلسفی
من بیش از این نه میدانم- مبان
#######################
آقایان طالبان بی تذکره!
فاطمی
غرزۍ
تنویر
استانکزی
نظری
و…
این که حضور آقایان احمد مسعود و استاد محقق در ایران به مذاق خیلیها برابر نهبود، قابل درک است. مگر دلیل این که فاطمی در آتش میسوخت و یکباره از عرب، افغان شد چی بود؟ او حتا از موقف هیبتالله هم بلند گپ زد. اما خدا در دهانش داد که چندبار جبههی مقاومت گفت.
فاطمی باید همه مراسم حضور این آقایان را دوباره و بارها ببیند. چرا آنجا سخنانی را گوینده به زبان آورده که از خودش نیست و مدیریت شدهی دولت ایران است. مثلاً چندبار تنها خراسان را یاد کرد، چندبار از پارسی سخن گفت و . چندبار از قهرمان ملی مقاومت یادآوری نمود. احمد مسعود را بارها رهبر جبههی مقاومت خواند.
این آقا نه میداند که ابن گونه سخنان در حالات تشریفات، بیان رویکرد کشور میزبانست. نه سهوی و نه خطایی. فاطمی به عنوان یک شهروند جامعهی بشری میتواند در هر بارهی که مخالفت داشته باشد، معترض شود. مگر او حتا نمایندهی همان طالب متحجر هم نیست. وی باید بداند نمایندهی کشور ما در ملل متحد کی است و از کدام زمان؟ باید بگویم که مطالعه کنید به لحاظ خدا. با این که جهان ترور پرور با شما تعامل دارد، مگر هنوز در ملل متحد راه نه دارید. پس شکایت تان را به ترامپ و پوتین و شی جینگ، اروپا و دگران شخصی شخصی بکنید
در گزارشات خواندیم که حتا خبرنگار طرفدار پروپاقرص طالبان هم ارزش این دعوت و حضور را اقرار کرده، این چنین:
( سمیع یوسفزی، خبرنگار نزدیک به ط-البان، گفتهاست که هیئت این گروه با علاقهمندی در مراسم تشییع رهبر ایران شرکت کردند، اما اعطای لقب رهبر مقاومت به احمد مسعود، نارضایتی ط-البان را برانگیخت).
یوسفزی در صفحه ایکس نوشتهاست، مقامهای ایرانی در این مراسم از احمد مسعود با عنوان رسمی «رهبر مقاومت» یاد کردند و پروتوکول بالاتر از هیئت ط-البان برای او در نظر گرفتند.
وی گفته است که ط-البان به دلیل نداشتن مشروعیت و بهرسمیت شناخته نه شدن از سوی جامعه جهانی، همچنان در بسیاری از نشستها و محافل بینالمللی با محدودیت روبهرو است
او تاکید کرده که نظامهای فاقد رسمیت بینالمللی، حتی در مراسمهای دیپلماتیک و سیاسی نیز با چالشهای مشابه مواجه میشوند و نمیتوانند از جایگاه یک دولت بهرسمیتشناختهشده برخوردار باشند.
این در حالیاست ط-البان نزدیک به پنج سال پس از بازگشت به قدرت، هنوز از سوی اکثر کشورهای جهان به رسمیت شناخته نشدهاست.
خبر و تحلیل
و اما حلیم تنویر!
این آقا نه تنها از خطوط قرمز اصول جهانی عبور کرد، بل حتا از الفبای انسانیت هم گذشت.
چطور ممکنست که پیرامون روابط بینالدول صحبت کنی و یک ملت و یک کشور و یک تمدن را صریح و سریع و پیهم توهین کنی. اهانت ایران با کاربرد واژههای مستهجنی، نشان داد که چنین افراد حتا لیاقت ماموریت عادی را نه دارند.
یکی دگر از این آقایان عاجل موضوع را به مذهب کشانید و هر چه خواست به اهل تشیع تاخت.
آن دگری که غرزی لایق نام دارد و معلوم شد، در دیپلماسی بیسواد مطلق است، از جای گاه نه داشتهی خود برضد یک کشور مستقل تاخت.
آن دگری که معلوم نه شد خمار بود یا بیخواب، پیدرپی اهانت سیاسی،زبانی و مذهبی را به ایران روا داشت.
در حالی که خود طالب خاموشست.
جالب اینست که همه معترضان بد گفتار، با زبان پارسی و واژههای پارسی، یککشور عظیم پارسیزبان را تهدید و توهین و توبیخ کردند.
آن دگری باز فرمود که شاهزادهی پهلوی را با آقای عراقچی یکجا به کابل دعوت میکند. مگر نه گفت که با کدام صلاحیت نه داشته اش. مضجکهبارترین بخش سخنان فاطمی در این باره آن بود که گفت:
( باز ببینیم که دل تان میکفه یا نی ). با این گفتار نشان داد که چقدر دلش کفیده مگر در درون تا مرز انفجار.
شرمساری لطیف نظری!
حالا بخوانید که لطیف نظری چقدر خودش را خرد ساخته. گر چه طالب خردش ساخته.
( عبداللطیف نظری، معین وزارت اقتصاد طالبان، دعوت از مخالفان این گروه به تهران را مغایر با حقوق بینالملل دانسته است.
آقای نظری روز یکشنبه، ۱۴ سرطان، به دولت ایران هشدار داد « در آینده مرتکب چنین خطایی نشود که پیامد آن تخریب روابط دو همسایه خواهد بود.»
نظری افزوده است که چنین اقدامی به اعتمادسازی و حسن همجواری میان طا.لبان و تهران آسیب خواهد زد.
به گفته او، اگر حمایت از مخالفان به یک رویه تبدیل شود، ثبات منطقه با چالش مواجه خواهد شد.
نظری جمهوری اسلامی را متهم کرد که با میزبانی همزمان از طالبان و مخالفانش «هم به نعل میکوبد و هم به میخ.»)
نظری در اینجا احراز موقعیت نه کرده که نعل است یا میخ؟ ما و جهان که دیدیم، ایران حتا برای یک هوشدارنمادین هم اگر بود،میخ را به نعل طالب کوبید.
آلمان طالبان جدید زا به حیث دیپلمات پذیرفت!
من همزمان نوشتن این یادداشت، خبری را شنیدم که آلمان چهار نمایندهی طالب را دیروز به عنوان دیپلمات قبول کرده و آنان وارد برلین شده اند.
به جای خشم، برای طالبان مخمور اروپا نوشتم!
چشمهای تان روشن آقایان، تنویر و فاطمی و استانکزی و غرزی و همه طالبان اروپایی! آلمان دیروز چهار طالب دگر تان را به عنوان دیپلمات پذیرفت. مگر ما داد واویلا نه کرده و آلمان را هم توهین نه میکنیم. بل مانند انسان، انتقاد محترمانه مینمائیم. اینست فرق میان ما و شما.
پرسشی ازلابیگران طالب مانندفاطمی، تنویر و لایق و نالایق و…
آیا پذیریش این همه اهانت به شخصیتهای تان ارزش این دفاع و این موضعگیری ناسنجیدهی تان را داشت؟
آیا طالب اصلی تا کنون از شما کدام تشکری کرد؟
آیا فکر کرده اید که صلاحیت همه چیزی را نه داشتید، مگر چرا گفتید؟
چرا شما کاسههای داغتر از آش طالب شدید؟
طالب که شما را به کاهی هم ارزش نه میدهد.
سپاسگزاری از این جمع نادان سیاست!
از این که با اینکارهای تان موقعیت جبهات مقاومت و استاد محقق و احمد مسعود رهبر جبهه و خراسان وپارسیزبانان و همه غیر افغانانان را به بلندای بالا رسانیدید، ممنون تان.
این خدمتی را که شما در تبلیغ علیه آنان کردید و نتیجهی برعکس داد، نه میتوانست سالها به دست آید.
لحنِ ادبیات رسمی ایران به استاد محقق و احمد مسعود چه و چهگونه بود؟
بحث تشریفات استثنایی ایران را برای ایشان کنار میگذاریم.
شما شنیدید که گردانندهی برنامهی آن زمانِ ویژهی عزاداری وداعیه از ریشههای تاریخی و خراسانی چند بار یاد کرد؟ چندبار خراسان را مهد عظمت ایرانشهری های خراسان دانست؟
من اگر جای شما بودم، این همه غایله برپا نه میکردم. یک موجی بود و آمد و گذشت. اما این شما را خدا خیر دهد که بیشتر از ایران و بیشتر از جبهات مقاومت تاجیکان وپارسیزبانان و غیر افغانان برای شان تبلیغ کردید. فکر میکنم فهمیده اید که طالب مشاوران داناتر از شما دارد و سکوت در این شرمندهگی را ترجیح داده تا اگر کدام پوست پِشکی برایش درست کند.
دشمن دانا بلندت میکند، به زمینت میزند نادانِ دوست. شما نشان دادید که با توهین و تحقیر ملتها و مذاهب و کشورها در یک بحث غمگساری، چقدر ارزشها را زیرپا کردید و چقدر بی ارزش بودید که ارزش مندی ارزش ها را نه دانستید. نه میدانم به طرف فرزندان تان چهسانمیبینید؟
طالب که شما را نه میپذیرد.
درسی که ما از این فرایند و برایند باید بگیریم چیست؟
به این پایانهی حُزنانگیز طالب باید، آغاز شورانگیز مقاومتی بدهیم. رسالت هر تاجیک بدون تفکیک جنسیت و منطقه و سن و سال است تا هستههای اقتدار سنتیمحور را نطفهگذاری کنند. این گزاره میتواند در دراز مدت، از انحصار اقتدارگروهی تاجیکان توسط یک استان بکاهد و کشور شمول شود.
به قول روسها تاجیکان انسیاتیف رهبری محلمحور دارند تا هویتمحور. تا از این انحصار برون نه شویم، ره به جایی نه میبریم. در دو دههی جمهوریها اقتدار حتا درجه دوم تاجیکان، انحصاری ویژه بود، نه تنها بدخشان که بیشتر جغرافیای تاجیکنشین سراسر کشور از دسترسی به آن محروم بودند. شمالی بزرگ نمونهی بدی از این نادیدهگیریهاست. هزاران کادر آگاه شان هرگز راهی به آنچه بایستهی لیاقت شان بود، نه رسیدند. تنها آقای ضرار برای چندی بالا کشیده شد که هرکاری را به نفع قبیلهی کرزی انجام داد. ناکارایی جمعی تاجیکان مقتدر بیشتر یک استان در میان تاجیکان، نابودی ارزشی را رقم زد. در نتیجهی این انحصار بود که تاجیک، هویت داشتهی خودش را هم از دست داد. کنون که نه خادم دین رسولالله وجود دارد و نه ببرککارملی و نه احمدشاه مسعودی و نه مارشال فهیم مقتدری با همهی اشتباهاتش، تا سالاری باشند بر کاروان بیسالار تاجیکان. نسل نو تاجیک باید بداند که جرقههای نابودی شان از میان خودشان توسط کسان بیاهلیتی رقم زده شد. کسانی که خود را نمایندهی تاجیکان میتراشیدند، مگر تیشه به ریشهی شان میزدند تا فرزندان و بستهگان خود را جا زنند. عرب هم خودش را تاجیک ساخت وقتی در زیر چشم مان چنین بود، پس تاجیک شهرستان دور افتادهی ازر استان لوگر یا شهرستان ارگون استان پکتیکا و یا شهرستان درهیپیچ استان کنر چی حالتی داشته بوده اند؟ همهی استانهای تاجیکنشین همینگونه. محور رهبری اقتدار میتواند در درازمدت دورانی یا انتخابی باشد، از هرات باستان تا کابلستان و از زابلستان تا تخارستان و از بدخشان تا بلخباستان و از سمنگان تا فاریاب و از پنجشیر تا بغلان و کندز از لوگر تا ارگون و از ننگرهار تا لغمان و بادغیس و غور و همهی کشور و همهی استانها. اگر بحث انحصار قدرت نه میبود، چرا پسا فوت مارشال فقید، آقای امیر اسماعیلخان معاون ریاست دولت نه شد؟



