Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

زندگی من _ قسمت سی و هشتم

تا سال ۲۰۰۷ میلادی که در تلویزیون نور رفتم زندگی فرهنگی و اسلامی من در کلیفورنیا محدود بود . تقریبا یک سال بعد از تلویزیون آریانا افغانستان که توسط نبیل جان مسکینیار در لاس آنجلس افتتاح شد ، در سال ۲۰۰۷ یما جان یوسفزی تلویزیون نور را افتتاح کرد. یما جان جوان فوق العاده مودب ، پر کار ، متعهد به آزادی و کرامت انسانی و با دید و بینش وسبع بود . من را دوستم ظاهر جان عسکریار به یما جان معرفی کرد . بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ چون یازده سپتامبر در امریکا اتفاق افتاد زندگی همه مردم تغییر کرد . سیاست جهانی تغییر کرد. اداره رئیس جمهور جورج بوش ملیارد دالر را برای اینکه در امریکا صلح و زیست باهمی سالم پایدار باشد زیر عنوان Interfaith programs ایجاد کردند و به سازمان های مذهبی و غیر مذهبی پول را تخصیص می دادند تا برای صلح بین ادیان ، خشونت خانوادگی و دید و بینش متفاوت کار کنند . من از طرف افغان‌های مسلمان درین برنامه ها شرکت کردم . چند قطعه از اسناد همان سخنرانی ها را منحیث نمونه خدمت تقدیم می داریم .

 

چون افغانستان سر زبان ها افتاد مطبوعات و موسسات با ما مصاحبه ها می‌کردند و هر روز به اصطلاح سر خاریدن وقت نداشتم . اما خوشحال بودم که اسلام را قسمیکه خودم آموخته بودم معرفی میکردم که در آن بوی تعصب و تبعیض نمی بود.
در شروع هجرت افغان ها در کلیفورنیا ، مهاجرین زیاد تر در شهر فریمانت مسکن گزین شده بودند و در یک قسمت شهر تشبثات تجارتی داشتند و همه آن قسمت کوچک را «کابل کوچک » می گفتند . این کابل کوچک به حدی مشهور شد که در مورد آن مصاحبه ها صورت گرفت . تا اینکه Asia Society از نیویارک با من به تماس شدند و خواهش کردند تا در مورد کابل کوچک بنویسم . رنا جان پوپل و من می خواستیم که در همان بخش که مردم به نام کابل کوچک می شناختند از طرف شهرداری شهر فریمات یک لوحه کوچک به نام کابل کوچک‌ نصب شود . باور می کنید یا نی که خود افغان‌ها ازین تشبث پشتیبانی نکردند و به اصطلاح لگد زدند و نگذاشتند تا نام کابل نصب شود . اما انجمن نیویارک متوجه این کار نشد و کابل کوچک‌ به نویسندگی من در Asia In the San Francisco Bay Area به چاپ رسید .

اتحادیه افغان‌ها یگانه موسسه افغانی بود که یازدهم سپتامبر را شدید تقبیح کرد . گردانندگی آن محفل را من به عهده داشتم و فوق العاده موفق گذشت . خبر آن در ماهنامه نوید ، شماره ۹ و ۱۰ ، سال دوم ، سپتامبر ۲۰۰۲ که حالا دیگر فعال نیست به نشر رسید.

من یکی از بنیانگذاران انجمن کلان سالان هستم که بانو ناجیه جان حمید بنیان گذاشت. بانوی بسیار شریف و نجیب پشتون است. اما وقتی خبر شد که من از طرفدران احمدشاه مسعود هستم دیگر من را در جلسات دعوت نکرد و برایم گفت که متاسف است که من از همچو اشخاص پشتیبانی می کنم . من هیچی نگفتم زیرا کار من جنگ و دعوا نیست و نبوده و هنوز هم وقتی ناجیه جان را می بینم به رسم کابل دست بوسی تقدیم می کنم . من با هیچ کس دشمنی ندارم و اما افکار خود را مصالحه هم نمی کنم . لوگوی انجمن کهنسالان را من دیزاین کردم که یک چوب دست است . خبر افتتاح آن هم نشر شد . همچنان من یک پیشنهاد برای ناجیه جان نوشتم که یک مرکز کهن سالان برای مهاجرین ساخته شود و همان طرح آنرا به انگلیسی نوشتم که اگر زیاد و کم کنند و به مقامات امریکایی پیشکش کنند . اما این آرزو برآورده نشد و امروز برای یک مرکز کهنسالان که مطابق فرهنگ اسلامی ما باشد شدید ضرورت است زیرا اولاد ها دیگر قادر نیستند تا از والدین در خانه پرستاری کنند.

من به جای اینکه گل یخن بیرق فلزی افغانستان و امریکا را در روی سینه خود نصب کنم و دهل دموکراسی را بزنم به یاری بلال جان کیفی شروع کردم به نوشتن کتاب Democratic Imperialism Democratization vs Islamization
و نشان دادم که امریکا نمی تواند الگوی خوب برای افغانستان باشد و یک دلیل آن این است که امریکا خود مشکلات دارد چطور می تواند که برای ما یک الگو شود . کتاب که در سال ۲۰۰۸ به چاپ رسید یک غوغای جهانی به پا کرد . من نوشتم که ما چرا از اسلام کار نمی گیریم که پشت دموکراسی را گرفته ایم و نشان دادم که نظام واقعی اسلامی بلند تر از دموکراسی است که این تشبث تحقیقی قبلا نشده بود .

در همین سالها بود که امامان مساجد در مقابل استاد سمندر غوریانی بسیار بی ادبی کردند و به خاطر نوشته هایش او را توهین کردند . من شدید از غوریانی که خداوند غریق رحمتش سازد دفاع کردم و برای امامان فهماندم که شما این لیاقت را ندارید که یک استاد بزرگ را توهین کنید . خبر آن در امید چاپ کردم .

مشکل مذهبیون همیشه این بوده که به عقاید مختلف نه تنها احترام ندارند بدون استدلال و دلیل مردم را به کفر می گیرند و خود شان نه قدرت تحقیق را دارند و نه نویسندگی را و اگر چیزی می نویسند همیشه از گذشتگان نقل قول می کنند که جواب گوی نیازمندی های امروز ما نیست .

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. فرقلعاده زيبا اقاي يونس اينها هميش از روشنفكران و أهل قلمي كه در دفاع از احمدشاه مسعود بوده حمايت كه ني دشمني و تحقير را شروع كردن افرين به شهامت تان كه اگاهي و شعور تان را قرباني اشخاص متعصب و عقديي نكردين

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا