خبر و دیدگاه
زندگی من _ قسمت چهل و یکم
در امریکا یک روحیه عجیب برای پیشرفت مردم وجود دارد . درین کشور هر کس تقریبا از صفر شروع می کند و به یک جایی می رسد. هیچ کس ، برای عقب مانی خود ، کسی دیگر را ملامت نمی کند. اگر عقب مانده است و یا خود را نرسانده گناه خود شخص است نه از دولت و نه از دیگران و حتی خانواده را مسول نمی دانند. بعضی مطالب را من ازین کشور چهل و هفت سال قبل آموختم که زندگی من را تغییر داد:
اول اینکه America is the land of opportunity یعنی امریکا سز زمین فرصت هاست.
اول اینکه America is the land of opportunity یعنی امریکا سز زمین فرصت هاست.
اگر کوشش کردی و تلاش کردی یک جایی می رسی . الحمدلله امروز ، نه تنها من ، مردم افغانستان در هر رشته متخصص ، وکیل قانونی ، دکتر طب و انجنیران رشته های مختلف ، طراح لباس ، کودکستان ، پرستار بیمارستان ، پولیس و خلاصه در هر رشته مردم خود را در امریکا رسانده اند .
مطلب دوم را که آموختم You can do it یعنی تو می توانی .
مطلب دوم را که آموختم You can do it یعنی تو می توانی .
این بسیار تشویق کننده است و هیچ کس درین کشور نباید فکر کند که نمی تواند و یا لیاقت ندارد و اما باید کوشش کند و خود را کم نزند . اسلام هم ، تنبلی ، عاطلی و بیهودگی را محکوم می کند .
سوم فرصت آموختن درین کشور که اساس دین اسلام است و قرآن مجید مردم را به آموختن تشویق می کند و می گوید «و قل رب زدنی علما » یعنی الها بر دانش من بیفزای ٫ و یا پیامبر ( ص) می گوید از گهواره تا گور دانش آموز و یا در جستجوی علم باش حتی در چین. درین کشور هرگونه صنف و کالج وجود دارد که شخص می تواند بیاموزد دستور های قرآنی و ارشادات نبوی و همچنان تشویق که در امریکا مردم را می کنند تا در رشته دلخواه خود بیاموزند باعث شد تا من شروع کنم به آموختن قرآن مجید و ابن در سال ۲۰۰۸ شروع شد . از شوهر خواهرم سوال کردم که شما عربی را در کجا آموختید ؟ کفت در پاریس و استاد او یک فرانسوی از مستشرقین بوده است نه یک کشور عربی و نه استاد عرب . من هم با خود گفتم که من قرآن را در امریکا می آموزم . من الجمدلله استعداد خوب در آموختن زبان دارم . زبان فرانسوی را همرای پدرم آموختم به سطح که ترجمانی می کردم . وقتی در دنمارک شاگرد انتروپولوژی شدم ، زبان دنمارکی را آموختم و در کابل و بعد در امریکا زبان انگلیسی را آموختم . زبان عربی که دستور زبان آن را برای ما مردم در مکتب کابل تدریس می کردند و دستور زبان فارسی از عربی گرفته شده کار را آسان می کند و همچنان واژه های عربی در فارسی است چندان مشکل به نظر نمی رسید . اما زبان قرآن ، زبان عربی مردم نیست با اینکه قرآن به عربی است و اما به آیات است نه به حرف و واژه و لغت . مردم قرآن را به حروف و واژه و لغت می بینند در حالیکه قرآن به آیات است و آیه یعنی راز و رمز . مترجمین قرآن با دانش که از عربی مکتبی داشتند قرآن را معنی کردند بدون اینکه زبان شناسی تحصیل کرده باشند و این ، من متوجه شدم که مشکل شان بوده است ورنه چطور امکان دارد که در معنی قرآن اشتباهات دیده شود . من زبان شناسی تحصیل کرده بودم و بعضی مسایل را قسم دیگر می دیدم و می بینم . مثلا من در جامعه افغانستانی نوشتم که چون قرآن به آیات است ترجمه نمی شود . ترجمه از زبان انسان به انسان است و اما قرآن زبان انسان نیست . یک حدیث می تواند ترجمه شود زیرا زبان انسان است و اما آیات مفهوم آن به اساس عدالت و عصر که زندگی می کنیم معنی و تفسیر می شود . بک عده هنوز هم من را درک نمی کنند که مشکل خود شان است . در زیانشناسی آموخته بودم که برای اینکه یک زبان خوب درک کنی باید معانی لغات را در همان زبان بدانی و باید معنی آن لغت را در همان زبان جستجو کنی نه در زبان مادری خودت . لذا من شروع کردم به آموختن تفسیر قرآن از عربی به عربی . در کنار تفاسبر متعدد که جمع آوری کردم ام به شمول تفسیر طبری و تفسیر خواجه عبدالله انصار علیه الرحمه که در امریکا کمتر یافت می شود . قاموس های گوناگون زبان عربی ، فارسی و انگلیسی را استفاده کردم . . در دانستن معنی قرآن علم ایتومولوژی یا واژه شناسی فوق العاده مهم است . قرآن تحت الفظ معنی نمی شود بلکه معنی آن به اساس علم واژه شناسی ، تاریخ عرب ، جامعه شناسی آن زمان و تاریخ دین نه تنها اسلام بلکه ادیان سماوی معنی می شود . همچنان آیات قرآن معانی حقیقی و مجازی دارد که اکثرا قطعا توجه نکرده اند . مثلا آیه اضربوهن را زدن زن معنی کرده اند و این معنی حقیقی آیه است و اما معنی مجازی آن زدن نیست ، جدا شدن است . چطور امکان دارد که از یک سو قرآن بگوید که والله جعل لکم من بیوتکم سکنا یعنی خانه ها را برای آرامش شما فراهم کردیم و از طرف دیگر بگوید که زن را بزنید .اگر ما قبول کنیم که زدن زن را قرآن اجازه داده پس خداوند که خودش را عادل می گوید دهشت و وحشت را در خانه اجازه داده است !!!! استغفرالله . اینجاست که عدالت خدا زیر سوال می رود اضربوهن جدا شدن معنی می دهد زیرا طلاق در اسلام فرض است . اگر یک زوج نمی توانند با هم سازش کنند باید طلاق شوند . یا رجال مردان معنی می دهد و اما معنی مجازی آن مردان و زنان است وقتی ما می گوییم رجال السیاسبه یعنی رجال سیاسی ، درین جا مرد و زن را آحتوا می کند نه تنها مردان را . زیرا زنان هم می توانند در امور سیاسی دخیل باشند چنانچه در دیگر کشور ها هستند ، امسال هژده سال می شود که من با قرآن کار می کنم و چون در گذشته فلسفه تحصیل کرده بودم و زمانی شد که فلسفه تدریس میکردم ، قرآن واقعا شگفت انگیز است و اما متاسفانه نسل جوان به خود زحمت نمی دهد که دقیق مطالعه کنند و چند نفری که در راه دین رقته اند ، چون خود شان تحقیق و مطالعه نکرده اند و از دیگران آموخته اند همه تعصب و تبعیض و تنگ نظری است و فکر می کنند که چه مسلمانان خوب هستند . تا امروز من سیزده جز ( سپاره ) را نظر به ایجابات و مقتضیات عصر حاضر تفسیر کرده ام . درین کار معنی و تفسیر قرآن هیچ کس استاد من نبوده و من خودم آموختم که چطور بیاموزم و کار کنم . وقتی نیت شخص صاف باشد خداوند وعده کرده که کمک می کند . اما بسیار زحمت کشیدم .
در کلیفورنیا یک موسسه امریکایی به کمک افغانها یک مجلس دموکراسی را براه انداختند چون حالا در افغانستان دموکراسی رفته بود باید مفردات و مشخصات دموکراسی را در امریکا تمرین کنند .
سوم فرصت آموختن درین کشور که اساس دین اسلام است و قرآن مجید مردم را به آموختن تشویق می کند و می گوید «و قل رب زدنی علما » یعنی الها بر دانش من بیفزای ٫ و یا پیامبر ( ص) می گوید از گهواره تا گور دانش آموز و یا در جستجوی علم باش حتی در چین. درین کشور هرگونه صنف و کالج وجود دارد که شخص می تواند بیاموزد دستور های قرآنی و ارشادات نبوی و همچنان تشویق که در امریکا مردم را می کنند تا در رشته دلخواه خود بیاموزند باعث شد تا من شروع کنم به آموختن قرآن مجید و ابن در سال ۲۰۰۸ شروع شد . از شوهر خواهرم سوال کردم که شما عربی را در کجا آموختید ؟ کفت در پاریس و استاد او یک فرانسوی از مستشرقین بوده است نه یک کشور عربی و نه استاد عرب . من هم با خود گفتم که من قرآن را در امریکا می آموزم . من الجمدلله استعداد خوب در آموختن زبان دارم . زبان فرانسوی را همرای پدرم آموختم به سطح که ترجمانی می کردم . وقتی در دنمارک شاگرد انتروپولوژی شدم ، زبان دنمارکی را آموختم و در کابل و بعد در امریکا زبان انگلیسی را آموختم . زبان عربی که دستور زبان آن را برای ما مردم در مکتب کابل تدریس می کردند و دستور زبان فارسی از عربی گرفته شده کار را آسان می کند و همچنان واژه های عربی در فارسی است چندان مشکل به نظر نمی رسید . اما زبان قرآن ، زبان عربی مردم نیست با اینکه قرآن به عربی است و اما به آیات است نه به حرف و واژه و لغت . مردم قرآن را به حروف و واژه و لغت می بینند در حالیکه قرآن به آیات است و آیه یعنی راز و رمز . مترجمین قرآن با دانش که از عربی مکتبی داشتند قرآن را معنی کردند بدون اینکه زبان شناسی تحصیل کرده باشند و این ، من متوجه شدم که مشکل شان بوده است ورنه چطور امکان دارد که در معنی قرآن اشتباهات دیده شود . من زبان شناسی تحصیل کرده بودم و بعضی مسایل را قسم دیگر می دیدم و می بینم . مثلا من در جامعه افغانستانی نوشتم که چون قرآن به آیات است ترجمه نمی شود . ترجمه از زبان انسان به انسان است و اما قرآن زبان انسان نیست . یک حدیث می تواند ترجمه شود زیرا زبان انسان است و اما آیات مفهوم آن به اساس عدالت و عصر که زندگی می کنیم معنی و تفسیر می شود . بک عده هنوز هم من را درک نمی کنند که مشکل خود شان است . در زیانشناسی آموخته بودم که برای اینکه یک زبان خوب درک کنی باید معانی لغات را در همان زبان بدانی و باید معنی آن لغت را در همان زبان جستجو کنی نه در زبان مادری خودت . لذا من شروع کردم به آموختن تفسیر قرآن از عربی به عربی . در کنار تفاسبر متعدد که جمع آوری کردم ام به شمول تفسیر طبری و تفسیر خواجه عبدالله انصار علیه الرحمه که در امریکا کمتر یافت می شود . قاموس های گوناگون زبان عربی ، فارسی و انگلیسی را استفاده کردم . . در دانستن معنی قرآن علم ایتومولوژی یا واژه شناسی فوق العاده مهم است . قرآن تحت الفظ معنی نمی شود بلکه معنی آن به اساس علم واژه شناسی ، تاریخ عرب ، جامعه شناسی آن زمان و تاریخ دین نه تنها اسلام بلکه ادیان سماوی معنی می شود . همچنان آیات قرآن معانی حقیقی و مجازی دارد که اکثرا قطعا توجه نکرده اند . مثلا آیه اضربوهن را زدن زن معنی کرده اند و این معنی حقیقی آیه است و اما معنی مجازی آن زدن نیست ، جدا شدن است . چطور امکان دارد که از یک سو قرآن بگوید که والله جعل لکم من بیوتکم سکنا یعنی خانه ها را برای آرامش شما فراهم کردیم و از طرف دیگر بگوید که زن را بزنید .اگر ما قبول کنیم که زدن زن را قرآن اجازه داده پس خداوند که خودش را عادل می گوید دهشت و وحشت را در خانه اجازه داده است !!!! استغفرالله . اینجاست که عدالت خدا زیر سوال می رود اضربوهن جدا شدن معنی می دهد زیرا طلاق در اسلام فرض است . اگر یک زوج نمی توانند با هم سازش کنند باید طلاق شوند . یا رجال مردان معنی می دهد و اما معنی مجازی آن مردان و زنان است وقتی ما می گوییم رجال السیاسبه یعنی رجال سیاسی ، درین جا مرد و زن را آحتوا می کند نه تنها مردان را . زیرا زنان هم می توانند در امور سیاسی دخیل باشند چنانچه در دیگر کشور ها هستند ، امسال هژده سال می شود که من با قرآن کار می کنم و چون در گذشته فلسفه تحصیل کرده بودم و زمانی شد که فلسفه تدریس میکردم ، قرآن واقعا شگفت انگیز است و اما متاسفانه نسل جوان به خود زحمت نمی دهد که دقیق مطالعه کنند و چند نفری که در راه دین رقته اند ، چون خود شان تحقیق و مطالعه نکرده اند و از دیگران آموخته اند همه تعصب و تبعیض و تنگ نظری است و فکر می کنند که چه مسلمانان خوب هستند . تا امروز من سیزده جز ( سپاره ) را نظر به ایجابات و مقتضیات عصر حاضر تفسیر کرده ام . درین کار معنی و تفسیر قرآن هیچ کس استاد من نبوده و من خودم آموختم که چطور بیاموزم و کار کنم . وقتی نیت شخص صاف باشد خداوند وعده کرده که کمک می کند . اما بسیار زحمت کشیدم .
در کلیفورنیا یک موسسه امریکایی به کمک افغانها یک مجلس دموکراسی را براه انداختند چون حالا در افغانستان دموکراسی رفته بود باید مفردات و مشخصات دموکراسی را در امریکا تمرین کنند .

من هم درین مجلس دعوت بودم که خود را کاندید کنم و اما من معذرت خواستم و خود را کاندید نکردم اما رفتم . من به کاندید کردن خودی اعتقاد ندارم . من اعتقاد دارم که اگر من یک شخص خوب هستم و چیزی را می دانم مردم خود شان به من رای می دهند نه اینکه خود را کاندید کنم . من خود را کاندید نکردم و مردم که جمع شده بودند من را کاندید کردند و در میان چند نفر دیگر برنده شدم . درین مجلس با من برادر محترم استاد خیر محمد معالحی و دوست دیگرم کبیر جان عزیز یکجا رفته بودیم و خداوند کبیر جان را غریق رحمت کند دنیای فانی را ترک کرد . من بدون اینکه خود را کاندید کنم رای گرفتم . خبر این موضوع که نام من هم در آن خیر تذکر داده شده که برنده شدم در اوکلند تریبون اخبار که در شمال کلیفورنیا نشر می شود به چاپ رسیده است .
در تلویزیون نور ، یما جان یوسفزی که جوان فوق العاده پر کار و متشبث بود برای اولین بار از سیستم الکترونیک رای دهی کار گرفت و آنرا به وب سایت تلویزیون نور پیوند داد تا مردم برای بهترین برنامه ساز شان رای دهند . یک مجلس بزرگ در شهر سن هوزه ترتیب گرفته بودند و تعداد مردم زیاد شرکت کرده بود . بهترین برنامه ساز دینی به من مردم رای داده بودند و جایزه برنامه دینی را من گرفتم .
در تلویزیون نور ، یما جان یوسفزی که جوان فوق العاده پر کار و متشبث بود برای اولین بار از سیستم الکترونیک رای دهی کار گرفت و آنرا به وب سایت تلویزیون نور پیوند داد تا مردم برای بهترین برنامه ساز شان رای دهند . یک مجلس بزرگ در شهر سن هوزه ترتیب گرفته بودند و تعداد مردم زیاد شرکت کرده بود . بهترین برنامه ساز دینی به من مردم رای داده بودند و جایزه برنامه دینی را من گرفتم .


خودم در سفر بودم و جایزه من را جناب دکتر سید عبدالله کاظم و جناب دکتر خلیل رحمانی در غیاب من تسلیم شدند . با همه حسادت ها و تخریبات و بدنام کردن ها بازهم بودند جوانان ، بانوان و منورین به کار من علاقه گرفتند و دعوت اول بسیار پر جمع و جوش در شهر لاس ویگاس بود که به همت انجنیر صاحب قیوم جان کریمی و همسر گرامی اش بی بی وسیمه جان کریمی دایر شد . قیوم جان که یک مرد فوق العاده نجیب ، خوش برخورد و دانشمند است تا هنوز در آن شهر برای افغانها خذمت می کند و فعلا نماینده افغانها در مسجد و مرکز اسلامی لاس ویگاس است.


بعدا جوانان دانشگاه مشهور
University of California-Davis من را دعوت کردند بسیار عزت کردند که حالا نامخدا همه ای آن جوانان شغل و کسب و کار بلند دارند . خداوند حفظ شان کند .
University of California-Davis من را دعوت کردند بسیار عزت کردند که حالا نامخدا همه ای آن جوانان شغل و کسب و کار بلند دارند . خداوند حفظ شان کند .



