خبر و دیدگاه

کمی از وقایع در پیوند با قیام هفت ثور ۱۳۵۷ هجری شمسی

اشتباهات وزیردفاع داود خان جنرال غلام حیدر رسولی

اشتباه دیگر محمد داود در انتخاب رسولی  به حیث وزیردفاع بود که به هیچ وجه اهلیت مسلکی را در چنین مقام نداشت. اوکه از جمله مخلصان  شخصی محمدداود بود و در کودتای ۲۶سرطان ۱۳۵۲ نقش عمده داشت ، سال های قبل به رتبه دگروالی به تقاعد سوق داده شده بود ودر زندگی خصوصی خود بیشتردر دنیای ارادتمندی ومریدی به شخصیت های روحانی می پرداخت و در عالم احساس با آنها محشور بود . رسولی انسان خوش باور٬کم جرأت واز نظر مسلکی نارسا بود ؛ تنها ارادتمندی او به محمد داود موجب شمول او در کودتای ۲۶سرطان شده بود، ورنه گرایش به سیاست واداره نداشت . با وجود این کودتا ها ،او در این فکر بود که بعد از محمد داود به مسنداو تکیه زند و در رقابتی بین سه نفر یعنی داکتر حسن شرق، سید عبدالاله و او در این  راستا وجود داشت، میکوشید در اردو حامیانی از خود داشته باشد .این احساس اووقتی بیشتر شد که داکترشرق ازنظر افتاد و به سفارت گماشته شد و محمد داود بعداز لویه جرگه سید عبدالاله را به حیث معاون خود انتخاب کرد؛ زیرا او میخواست چانس جانشینی را به یکی از مخلصان جوان خود بسپارد واین کارجنرال رسولی رابیشتر ترغیب کرد تا در اردو برای خود جای پای زیادتر پیدا کند.

ازاین خصوصیت او اغلب وابستگان خلق و پرچم در مقام های ارشد اردو استفاده کرده و به نحوی بارسولی خود راپیوند دادند و او آگاه ویا ناآگاه آنها را در مقام های حساس نگهداشت . داستان برطرفی دگروال عبدالقادر ازقوای هوائی ومقرری او به حیث رئیس مسلخ یکی از این مثال های مشهود است که دگروال قادر از طریق ایجادروابط شخصی باخانواده رسولی توانست دوباره به مقام اولی خود یعنی ریاست ارکانقوای هوائی ومدافعه هوائی دست یابد و از این طریق نقش برجسته درموفقیت کودتای ۷ثور بازی کند.

اشتباهات دیگر رسولی در روز کودتا و نیز یک روز قبل ازآن ،نارسائی مسلکی او را در آنمقام حساس و پرمسؤولیت برملاء میسازد.

رسولی پیشنهاد رفیع رئیس ارگان وکفیل قومندانی قوای۴زرهدار را مبنی بر کشیدن یک تعداد تانک ها ازگاراجها به مقصد ترمیم،پاک کاری وفعال نگهداشتن آنها قبول کرده و امر به چنین کار داد ،بی توجه به آنکه درچنان موقع که احتمال برهم خوردناوضاع بسیارمحسوس بوده وجدآ وباید از بیرون شدن تانکها مراقبت بعمل می آمد،به چنین کاری اجازه داد.

متعاقب قتل خیبر،مراسم تدفین وفاتحه اوو نیز بازداشت یک تعداد سران حزبدموکراتیک خلق احضارات درجه یک در اردو امر داده شده بود،

آیا منطقی بود که در چنین شرایط به منسوبین اردو در تمام کشورهدایت داده شود تابخاطربازداشت آنها در روز ۷ ثورمحفل جشن وسروردر قطعات برپاگردد؟

آیا این تصمیم در تناقض با احضارات درجه یک قرار نداشت؟ درحقیقت تدویرهمچومحافل اردو رادر حالت بی بندوباری قرار میداد و از جدیت آنهادر مراقبت اوضاع می کاست.آیا برای رسولی کافی نبود. وقتی از سوءقصد علیه جنرال نظیم قومندان فرقه ریشخوروفراراو اما زخمی شدن ویاکشته شدن ریس ارکان آن فرقه اطلاع حاصل کرد وصبح بسیار زود۷ ثور به آنجا رفت،و حین برگشت همان صبح زود به وزارت دفاع ،وقتی از ناآرمی در قطعه کوماندو در بالا حصار خبر شد،باید به فکر اعلام حالت اضطراری می افتاد و مجلس اراکین نظامی را در وزارت دفاع دائروتصامیم لازمرا اتخاذ میکرد؟

رسولی به حیث  وزیردفاع و قومندان قوای مرکزبه مجردی که از خروج تانکها ازقوای۴زرهدار اطلاع یافته بود،تارسیدن تانک به شهر وقت کافی داشت که تماس های وسیع خود را درقطعات اردو محکم کرده ومسئله سوق الجهیش آنها را در جهت محافظت نقاط حساس از قبیل وزارت دفاع ،ارگ،مرکزمخابرات،میدان هوائی ،دستگاه رادیو و وزارت داخله به شمول آمادگی برای دفاع هوائی از بگرام وشنیدند روی دست میگرفت. درحالیکه رسولی با اعزام جگتورن خان محمد قومندان انضباط شهری به صوب قوای چهار خواست از آمدن تانکها به شهر ممانعت کند،

در حالیکه قومندان مذکور که افسر شجاع وصادق بود،به حیث یک شخص نمیتوانست جلوحرکت تانکها رابگیرد و درهمان نجا بدست کودتاچیان قوای ۴کشته شد.

بیرون شدن جناب رسولی با جنرال عبدالعزیزلوی در ستیز پس ازاولین فیرتانک به وسیله وطنجار به مقابل عمارت وزارت دفاع ورفتن اوولوی در ستیز به قطعات اشتباه دیگر بود که مرکزوزارت را به یک سردرگمی مطلق مواجه ساخت وهیچ کس نمیدانستکه چی باید کرد. در حقیقت این کاررسولی وزارت دفاع رابه حالت فلج در آورد وبعضیازمامورین آن نیز پس ازوزیر واز ترس واقعات بعدی تدریجا وزارت ودفاترخود را ترک کردند.

در اینجا لازم است تا در باره فعالیت وزیردفاع ولوی در ستیز پس از ترک وزارت دفاع ورفتن به بعضی قطعات وسرنوشت شان مختصر مطالبی بیان گردد.

جنرال رسولی با جنرال عبدالعزیزبه وسیله موترمی خواست برای بسیج کردن قوای مقاومت علیه کوتاچیان درقدم اول به طرف فرقه  ۸ قرغه برود.راننده های اوچنان به سرعت به راه افتاده که در حوالی چهارراهی انصاری ازچراغ سرخ عبور کرد وبا یک موترتکسی تصادم نمود که دراثرآن رسولی ازناحیه دست زخم برداشت.با آن هم او به راه خود ادامه داد وبه سرعت به فرقه ۸درقرغه رسید.

ودرآنجا افسران راجمع کرد وهدایت دادتاهرچی زودتر برای دفع خطر آماده شده قوای خودرا به شهر اعزام دارند واما خودش منتظر اقدامات عملی نشد وآنجارا به مقصدآماده ساختن دیگرقطعات بزودی ترک نمود. قوای قرغه آماده حرکت شدووقتی در نزدیکی های پولی تخنیک رسید باتانک های کودتاچیان مقابل گردید و بدون درگیری جدی در مقابل سیلو در یک همواری جابه جا وبه قوای کودتاچی تسلیم شد.

نبی عظیمی می نویسد((ذریعه رفقای قرارگاه خبر شدیم که حیدر رسولی همراه با لویدرستیز عبدالعزیزو چهار پنج نفر سربازان امنیتی با پای پیاده ازفرقه ۸ قرغه حرکت وازطریق بیراهه خود را به دارالامان رسانید اند.

رسولی عده یی از افسران نزدیک قرارگاه راجمع کرده بود وبعد ازخواندن نمازخفتن،میخواست باآنها صحبت کند . من فکرمی کردم که  او(رسولی)اکنون دارالامان راکه باریشخور(فرقه۷) ویا گردیزقول اردوی سوم وصل بود بحیث محل سوق واداره اوپراتیفی کشورتعیین نموده و از همین محل مقاومت راشروع خواهد کردوجنگ ادامه خواهدیافت .درحقیقت اومیتوانست جنرال عبدالعلی وردک ریس ارکان قوایمرکزودگروال جمال الدین عمرراکه هردوآنهاافسران تعلیم یافته ونخبه نظامی بودند،به این وظیفه بیگمارد وخودش در فرقه ۷ ریشخور که راه آن باز بود  رفته وازآن محل عملیات تعرضی راسازماندهد. اما وی جلسه وداعیه با افسران خویش ترتیب داده بود،روحیه خود راباخته بود وبرای رهائی شخص خود و فامیلش فکرمیکرد؛زیراهمینکه توپچی لوای ۸۸(مهتاب قلعه)بالای دارالامان آتش گشودومرمی ها مستقیم به قصراصابت کردند. وی باعجله به سواری موتر(جیپ لندرور)درحالیکه لوی درستیزورئیس ارکان قول اردوی مرکزی[جنرال عبدالعلی وردک]باوی بودند،قصر را ترک گفت ودر تاریکی شب ناپدید گردید؛امادرطول راه با موانعی برمی خوردومجبورمیگردد که موتررارهاکرده به قلعه غیبی[محلی بین چهلستون وگذرگاه]خودرابرساند ودرمنزل باغبان باشی قوای مرکز،خود راپنهان نماید. پسرباغبان باشی در۲۸اپریل[۸ثور]کودتاچیان راازموقعیت وی آگاه میسازد .رسولی همراه بالویدرستیزعبدالعزیز وعبدالعلی وردک گرفتارمیگردندودر پولیگون پلچرخی ازطرف آنهابقتل میرسند.

((نبی عظیمی اردو وسیاست صحفه ۱۴۴))

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا