علم تاریخ
زمانیکه در دانشگاه ردفورد Radford University , امریکا در رشته تاریخ روی ماستری کار میگردم مطالب مهم را آموختم و لازم می دانم با شما شریک شوم تا اگر بتوانیم تنش های که میان مردم ما در بعضی مسایل تاریخی افغانستان وجود دارد و تفاوت های نظر است کم کرده باشیم.
در آن دوره یک کتاب را برای ما سفارش کرده بودند که بخوانیم و یک بررسی بنویسیم زیر عنوان:
The American Revolution
How Revolutionary Was It ?
Edited by
George Athan Billias (1980)
درین کتاب مجموع مقالات از دانشمندان امریکایی بود که یک عده می نوبسند که انقلاب امریکا بر علیه انگلیس یک انقلاب واقعی بود و یک عده دیگر می نویسند که انقلاب نبود و امریکا بسیاری مسایل انگلیسی را تغییر داده نتوانست.
مردم جهان اساسا تاریخ را از ادیان آموختند زیرا کتب دینی داستان های پیامبران را دارد و در قرآن شناسی مشهور به قصص القرآن است. اما قصص قرآن با تاریخ انسانی تفاوت دارد و آن اینکه برای کسانی که ایمان به حدا دارند قصص قرآن یک واقعیت است و تاریخ نویس آن داستان ها در کتاب مقدس ( تورات و انجیل ) و قرآن مجید خداوند است و اما وقایعی تاریخی که توسط انسان ها نوشته می شود و یا در گذشته نوشته شده ، نظر و دید و بینش تاریخ نویس است و هر کس نظر تاریخی خود را دارد که هر دو باید قایل اجترام باشد . از همین سبب در بالا من کتاب انقلاب امریکا را پیشکش خوانندگان کردم که در مسایل تاریخ مردم جهان دید و بینش خود را دارند . مثلا ما شجاع الدین تیمور مشهور به امیر تیمور گورگانی را به نام تیمور لنگ می شناسم که تحقیر آمیز است . اما در سفری به اوزبیکستان و سمرقند و بخارا آموختم که آن مرد نزد مردم آن سرزمین یک قهرمان بوده و در هر جا از او به نام تیمور کبیر یاد می شود . ازین می آموزیم که تاریخ از علوم لیبرال است و هر کس دید بینش خود را دارد و ضرور نبست مردم دشمن شوند .
دوم اینکه هر کس که صاحب مطالعه باشد می تواند تاریخ بنویسد . در تاریخ. شما به دکتورا و ماستری و تحصیلات تاریخ ضرورت ندارید . در میان مردم ما دکتر عبذالرحمن زمانی که اصلا دکتر طب است و از دانشمندان پشتون کشور است بهترین تاریخ اعلیحضرت امان الله خان را زیر عنوان « بازنگری دوره امانی و توطئه های انگلیس » ( ۲۰۱۳ میلادی ) نوشت و آنان که مانند دکتر کاکر که او هم پشتون بود ، و در تاریخ دکتورا داشتند مات و مبهوت کرد . و حتی در یک رساله دیگر کاکر را انتقاد کرد . کسانیکه تاریخ افغانستان را به دقت خوانده اند خوب می دانند که دکتر زمانی با چه مهارت تاریخ نوشته است در حالیکه در رشته تاریخ تحصیلات رسمی ندارد .
در تاریخ نویسی نویسنده باید احساس قومی و مذهبی و حزبی و جنسیتی و خانوادگی خود را کنار بگذارد در غیر آن در تحلیل مسایل ناکام می ماند. در کشور ما اگر یک شخص از حزب حکمتیار تاریخ بنویسد همه تعریف و توصیف او را می کند و یا حزب جمعیت را بنویسد تعریف و توصیف از مرحوم ربانی می کند نه اینکه واقعیت ها را بنویسد و یا از خانواده مجددی من تا حال نخوانده ام که اجداد خود را انتقاد کرده باشند در حالیکه آنها اشتباهات کردند. یکی از عزیران در صفحه فیسبوک خود نوشته بود که مرحوم سردار داود یک شخصیت برجسته ای ملی بود چرا با او دشمنی می کنند ؟ یک عده کثیر همه بدبختی های افغانستان را از زمان سردار داود می دانند . تاریخ همین است و ضرور نیست که ما دشمن شویم و باید بپذیریم که مردم در هجرت دید و بینش خود را دارند . اویکه طرفدار است صد مقاله و کتاب که بنویسی تغییر نمی کند و اویکه مخالف هم است تغییر نمی کند پس بهتر است به دقت بدانیم که علم تاریخ ۲+۲=۴ نیست . ودر صنف تاریخ هر دو جهت را به شاگرد تدریس کنیم قسمیکه کتاب انقلاب امریکا را به ما در دوره دانشجویی سفارش کردند و استاد به ما گفت که حالا شما بنویسد که شما چه فکر می کنید . اما ما چون قومی هستیم هی شله هستیم که نی فلانی خان راست می گوید و وقتی خوب مطالعه کنی یا فلاتی خان در حزب آن رهبر بوده و یا کار مهم داشته و یا از هواخواهان پالیسی های او بوده که از طرف دیگران به آسانی رد می شود .
در گذشته هم نوشتم که دین ، تاریخ ، ژورنالیزم ، علوم سیاسی ، شعر و ادب و موسیقی و هنر های زیبا همه از علوم لیبرال است و هر کس حتی که تحصیلات عالی در همان رشته نداشته باشد زحمت بکشد موفق می شود . من نه تحصیلات رسمی دینی دارم و نه در رشته ژورنالیزم تخصص دارم اما جایزه بهترین برنامه دینی را در سال ۲۰۰۸ من گرفتم که در خاطرات خود نوشتم . چرچیل نخست وزیر انگلیس صنف دوازه را تمام نکرده بود و اما از مشهور ترین نخست وزیران انگلیس به شمار می رود . صوفی عشقری سواد بلند نداشت و اما یکی از شعرای نامدار افغانستان در قرن بیستم است . در دین یکی گفت نماز عشا دوازده شب قضا می شود و یکی گفت تا سحر که بخوانی درست است . یکی گفت نکاح صیغه حلال است و دیگر گفت حرام است. اینها همه قابل اجترام است زیرا دین مانند تاریخ از علوم لیبرال است و هر کس دید و بینش خود را دارد .
همه پذیری همین است که باید تمرین کنیم و اما تهمت و بهتان و حقیر شمردن مردم کار تاریخ نویس نیست. دو و دشنام کار تاریخ نویس نیست . چنانچه من داعیه نامهناد پشتونستان را نوشتم و بیان کردم که این داستان به نفع افغانستان نیست و باید خانمه پذیرد زیرا پاکستان خود کشی نمی کند و خاک پشتون نشین آن طرف سرحد برگشتنی نیست . پشتون ها بسیار غضب شدند که من خاین هستم و این را نمی دانند که ما آمروز تاریخ را به چشم نسل نو می بینیم ، دین را از یک زاویه دیگر می بینیم و نطاقی را یک مسلک بسیار relax و خودمانی می بینیم نه اینکه نطاق شخ و ترنگ نشسته باشد و از روی ورق بخواند .
هجرت برای همه ما آموزنده است و چه خوب است که از مزایای علمی ازین کشور بیاموزیم و در راه مدنی شدن قدم گذاریم.


