خبر و دیدگاه

معجزات ملا محمد عمر رهبر گروه طالبان

mullahomar_magic

طوریکه عملآ دیده میشود ملا محمد عمر در ساحات مختلف گوی سبقت را از کرزی رقیب خویش ربوده است. یعنی ملا محمد عمر که فارغ التحصیل مدرسه دینی بوده و نسبت به آقای کرزی که دارای تحصیلات عالی مدرن و  عالاوتآ فارغ التحصیل انستیتیوت رهبر سازی امریکا هم میباشد، کاردانتر، کاراتر و با کفایت تر از آب در آمده است. اگر واقعبین تر باشیم، میبینیم کرزی چه که حتی کار فرمایان کرزی مثل بارک اوباما رئیس جمهور امریکا و برون صدراعظم انگلیس هم پیش ملا محمد عمر کم آمده اند. اگر بیطرفانه و با چشمان باز موضوع را ارزیابی کنیم، بخوبی میتوانیم دریابیم که این خود یک معجزه ای انکار ناپذیر بشمار می آید. بیائید قبل ازینکه به معرفی معجزهای ملا عمر بپردازیم ببنیم که معجزه چه است؟

به اساس فرهنگ عمید، معجزه به امر خارق العاده ای گفته میشود که دیگران از آوردن مثل آن عاجز باشند. فرهنگ انگلیسی اکسفورد معجزه را به یک عمل و یا حادثه ای محیرالعقولی معنی کرده است که مخالف قوانین طبیعت اجرا شود و یا صورت پذیرد. ازینرو معجزه میتواند تنها کار خدا (ج) باشد. اما بعضی از دانشمندان منکر معجره میباشند. بدلیل اینکه خدا قانونی راکه خود وضع نموده است هرگز آنرا نمی شکند. چراکه قانون شکنی در هر حالت یک عمل زشت پنداشته میشود.

نگارنده ای این سطور تعداد طالبان را به پنجهزار مرد مسلح تخمین میزند، در حالیکه منابع بیرونی تعداد آنها را از پانزده تا سی هزارتخمین میزنند. بیائید تعداد طالبان را سی هزار مرد مسلح قبول کنیم. یعنی سی هزار افرادیکه از نعمت سواد بی بهره اند و کمترین امکانات را بدست دارند. یعنی اینکه سلاحهای مدرن و هوا پیما و طیاره های گوناگون و وسائل تبلیغاتی در اختیار ندارند. اما برخلاف، نیروهای مقابل آنها از همه ای امکانات مالی، لوجستیکی و تسلیحاتی طور فوق العاده بهرهمند اند و تعداد شان هم چند برابر طالبان میباشد. یعنی هفتاد هزار امریکائ باسواد و تعلیم یافته، در حدود پنجاه هزار از نیروهای ناتو (بزرگترین و مجهز ترین پیمان نظامی در دنیا) و در حدود یکصد هزار قوای مسلح افغانستان اعم از نیروهای اردو و پلیس وغیره… اما با وجود این همه تفاوت نیرو و امکانات، سردمداران کره زمین و اجیران شان در افغانستان بدرگاه ملا عمر بزانو در آمده و هر روز استدعا مینمایند تا اگر ملا عمر مهربان شود و آنهارا به مذاکره بپذیرد. که واقعا یک معجزه میتواند باشد. و حال لازم است تا به شمارش معجزه های این مرد سمبولیک کره ای زمین بپردازیم.

1omar_isi_structure . معجزه تشکیلاتی: ملا محمد عمر چنان یک تشکیلی را ایجاد کرده که همه ای اشخاص شامل تشکیل خود را طالب یاد میکنند. مقام و رتبه نزد آنان فقط هنگام صدور هدایت و اجرای فرامین یعنی در چوکات رسمیات مطرح است و بس؛ در غیر آن همگی طالب اند. و هیچکدام شان از دیگری برتری ندارند. بناء تشکیل طالبان هرمی نه، بلکه “مخروطی” است. در تشکیلات مخروطی هیچکدام شان دارای افراد مسلح، پیرو و یا محافظ امنیتی نمیباشند. هیچ طالب طالب دیگری را تحت قومانده خود ندارد. مثلآ اگر وظیفه یک قوماندان طالب ختم میشود او دیگر یک طالب است و هیچ افرادی را تحت قومانده ای خود ندارد. و اگر بخواهد تحریک طالبانرا ترک گوید به جان تنهای خود تحریک را ترک میگوید. ما دیدیم که هیچکدام از تنظیمهای سابق، چه هفتگانه پاکستان و یا هشتگانه ایران قادر به ایجاد تشکیل مخروطی نشده بودند. قوماندانان داخل تشکیل هر یک از تنظیمهای هفتگانه و هشتگانه هر کدام پادشاهی جداگانه ای خود را داشتند. معجزه ملا عمر در اینست که او توانسته است استخبارات پاکستان را که در راس مخروط قرار دارد و تمام فعالیتهای طالبانرا رهبری (سوق و اداره) می نمایند، قانع سازد که او یگانه کاندید مناسب برای بازی کردن نقش سمبولیک و جامد در راس مخروط میباشد. اینکه بعضی ها بنام طالبان میانه رو و مذاکره با آنرا مطرح میکنند، یک عوام فریبی محض پنداشته میشود؛ طرف مذاکره فقط پاکستان میتواند باشد.

2- معجزه نفی علم و تکنالوجی: ما همه روزه از طریق وسائل اطلاعات جمعی شاهد داد و فریاد قوماندانان نیروهای امریکائ و اروپائ هستیم که از دست طالبانیکه اکثرآ از نعمت سواد محروم میباشند به شکوه و زاری نشسته ا ند. قوماندانانی که همه دارای تحصیلات عالی بوده و مجهز با مدرنترین و پیشرفته ترین تسلیحات جنگی میباشند. اگر تعداد نیروهای خارجی مخالف طالب را در افغانستان چهار چند طالبان حساب کنیم و از نیروهای قوای مسلح افغانستان صرف نظر نمائیم، در اینجا بخوبی تاثیر معجزه را میتوانیم مشاهده کنیم، که یکنفر بیسواد چطور میتواند چار نفر باسواد را بزانو در آورد. ضرب المثل داریم که میگوید “رستم داستان پیش دو کس حیران”؛ اما در اثر معجره ای ملا عمر کاربرد این ضرب المثل هم مصداق پیدا نمیکند. یعنی چهار رستم پیش یک کس حیران.

3. معجزه ای خر ساختن امریکا: در ابتدای آمدن امریکا به افغانستان، طالبان افغانستان را ترک گفته و به پاکستان جابجا شدند. یعنی هیچ قسمتی از ساحه ای خاک افغانستان تحت اثر و نفوذ طالبان باقی نمانده بود. در همین آغاز آقای جورج بوش مبلغ ده ملیارد دالر امریکائ را به پاکستان داد تا در راه مهار کردن طالبان و القائده و جلوگیری از رشد و نفوذ شان بمصرف برساند. اما در نتیجه چنان شد که طالبان واپس جان گرفتند و قادر شدند تا تقریبا قسمت اعظم جنوب کشور را تحت سلطه ای خویش در آورند. معجزه ملا عمر سبب شد که عقل و قدرت سنجش امریکائیان فرار کند تا باز آقای اوباما تصمیم بگیرد که سالانه مبلغ یکنیم ملیارد دالر دو باره به عین منظور به پاکستان داده شود. بقول نگارنده درتاریخ شاید نمونه ای وجود نداشته باشد، به امری که پول تخصیص داده شود و خلاف آن امر و منظور کار شود باز هم به آن منظور دو باره پول تخصیص داده شود. فقط این معجزه ای ملا عمر میتواند باشد که امریکا را خر سازد و پول مالیات امریکائی ها را به بودجه ای پاکستان بریزد و از بودجه ای پاکستان طور نامرئی به بودجه استخبارات پاکستان رود و از آنجا بمصرف جبهات طالبان برسد.

4. معجزه ای تضعیف قدرت درک، تشخیص و قضاوت مردم افغانستان: در این تازگیها ما انتخابات ریاست جمهوری را پشت سر گذشتاندیم. مردم ما در حالیکه از درد بیکاری، فساد و بی بازخواستی به فغان آمده بودند و خواستار “تغیر” به سمت بهبودی بودند. و خوش بختانه که درحدود چهل نفر از هموطنان ما کمر را بستند تا در جهت بهبودی اوضاع و زندگی مردم بلاکشیده ما چانس خدمت کردن را بیابند. خصوصآ در این میان کاندیدانی وجود داشتند که متعهد به مردم افغانستان بوده و بر نامه های عملی و خوبی جهت تغیر بسمت سعادت مردم افغانستان را پیش کش نموده بودند. ولی دریغا که معجزه چنان کرد که هیچکدام از کاندیدها چانس خدمت به مردم را نیافتند. بالاخره چنین شد که در یک خیمه شب بازی مضحک کرزی را طور غیر قانونی دو باره بر مسند قدرت نشاندند و باز همان آش ماند و همان کاسه.

5. معجزه اجلاس لندن: این دیگر مربوط میشود به آینده دیده شود که پنجمین معجزه ملا محمد عمر مجاهد چه خواهد بود.




نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا