Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

مبنای «حل سیاسی» چیست؟

وقتی به سخن‌ها، سخنرانی‌ها و تحلیل‌های تعدادی به‌نام پروفسور، پژوهشگر، تحلیلگر با یدک‌کشی نام «دکتر» در پسوند نام‌شان نظر می‌افکنیم، با همه‌ی رنگارنگی این تحلیل‌ها که زیر نام «مخالف سیاسی» طالبان ارائه می‌شود، در واقع دارند برای بقا و تداوم سلطه‌ی فاشیستی و تروریستی طالبان، یخن و گلو می‌درند. شعارهای «جنگ راه نیست؛ باید اختلافات با طالبان را از راه گفت‌وگو حل کنیم و باید کشورهای بیرونی بر طالبان فشار بیاورند…» طنز تلخی است که در پشت آن همراهی و هم‌سویی با طالبان نهفته است.
این «اپوزیسیون» از طالبان انتظار دارند قدرت را به‌این‌ها داوطلبانه بسپارند، یا در کاسه و خوان یغمای خود شریک‌شان کنند. در سوی دیگر از آمریکا و اروپا و سردمداران امپریالیستی جهان انتظار دارند تا بر طالبان فشار وارد کنند تا سفره‌شان را گسترده‌تر کنند. دولت‌هایی که میلیاردها دلار هزینه کردند تا این اجیران جنگی گوش‌بفرمان‌شان را بر گرده‌ی مردم نشاندند و میلیاردها دلار دیگر را خرج نگهداری‌شان در قدرت می‌کنند.
برای تغییر وضع موجود به آنچه باید بشود، در تمام تاریخ کشور و به ویژه سده‌های اخیر تنها یک مسیر باز بوده است و آن این است که لشکر مسلح اجتماعی تدارک دیده شود و غیرپشتون‌های خلع‌سلاح‌شده، دوباره مسلح شوند و مناطق‌شان را از گروه‌های تروریستی و فاشیستی پاک کنند و اگر بتوانند در تراز کشور، فرماندهی نیروهای مسلح مشترک همه‌ی جوامع و اقوام را به وجود آورند، چشم‌اندازی تغییر با حداقل ازدست‌دادن زمان ممکن خواهد بود.
اگر ادعای موجودیت «اپوزیسیون» طالبان در میان جامعه‌ی برادر پشتون واقعیت داشته باشد، راه تغییر وضع موجود به مطلوب این است که آن‌ها لشکر اجتماعی و قومی خود را بسازند و در یک فرایند اتحاد اجتماعی ـ نظامی، در یک جبهه‌ی سراسری نظامی بپیوندند. این مسأله نه تنها بحران و انقطاب‌های خونین اجتماعی و قومی را فرو می‌کاهد، بلکه پاسخ جدی است به سر و صداهای تجزیه‌طلبی، کنفدرال‌خواهی و فدرال‌خواهی‌هایی که به‌طور قطع روند تجزیه و فروپاشی کشور را شتاب می‌بخشند.
تبدیل کردن حاکمیت سیاسی که باید از اراده‌ی سیاسی همه شهروندان برابر حقوق پایه و اساس بگیرد، به ننگ قومی، تملک مالکانه‌ی قومی، تابوی قومی، انحصار قومی بر حاکمیت، فرهنگ و اقتصاد، فرجامش قطعاً تجزیه و فروپاشی کشور است. سرکوب طالبانی در کوتاه‌مدت از بابت موفق بوده است که آمریکایی‌ها و ناتو، جوامع و اقوام غیرپشتون را خلع‌سلاح کردند و در عوض طالبان با امکانات داخلی و بیرونی مسلح شدند. از تأسیس افغانستان تا کنون، پشتون‌های دو سوی مرز دیورند با امکانات بیرونی مسلح ساخته شدند تا به عنوان لشکر در بازی‌های استعماری به کار گرفته شوند و عامل اصلی بی‌ثباتی و تداوم بحران در کشور همین مسأله بوده است. اگر نخبگان، کنشگران سیاسی و اجتماعی جامعه‌ی پشتون، سرکوب‌ها، تبعیض سیستماتیک قومی، استبداد قومی و فرهنگی را به بهانه‌ی «حل سیاسی» و «جنگ راه حل نیست» لاپوشانی کنند، فروپاشی کشور حتمی است و انتظار نداشته باشند که سرکوب می‌تواند راه‌حل دوام‌دار برای استقرار حاکمیت یک قوم باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا