خبر و دیدگاه

نقدی بر نوشته آقای پرویز دستمالچی _ تأملی بر «۵۰ سال سیاست»؛ وقتی آینه به تقابل با تصویر برمی‌خیزد

نقدی بر تناقض‌های گفتاری و رفتاری در جبهه مدافعان سلطنت

اخیراً مطلبی از دوست دیرین، جناب آقای پرویز دستمالچی، به دستم رسید که در آن با تکیه بر «پنج دهه زیست سیاسی» و «چندین دهه سکونت در آلمان»، به نقد جریان‌های غیرپادشاهی‌خواه پرداخته بودند. ایشان در جای‌جای نوشته خود، مخالفان را به تحریف واقعیت و فقدان فرهنگ دموکراتیک متهم کرده‌اند. اما بازخوانی دقیق کلام ایشان و تطبیق آن با واقعیت‌های میدانی، پرسش‌هایی اساسی را برمی‌انگیزد؛ پرسش‌هایی از جنس تناقض میان «تجربه دموکراتیک در قلب اروپا» و «دفاع از تمامیت‌خواهی در کسوتی جدید.»

  • دگردیسی سیاسی: از نقد استبداد تا تطهیر آن

آقای دستمالچی با افتخار از ۵۰ سال سابقه سیاسی سخن می‌گویند؛ سابقه‌ای که بخشی از آن در مخالفت با سیاست‌های استبدادی رژیم گذشته سپری شده است. اما شگفت‌انگیز است که فرجام این نیم قرن مبارزه، به دفاع تمام‌قد از جریانی ختم شده است که نه تنها از میراث دیکتاتوری سلف خود فاصله نگرفته، بلکه خود را ادامه دهنده همان راه می‌داند.

چگونه می‌توان دهه‌ها در مهد دموکراسی (برلین) زیست و امروز آغوش به روی جریانی گشود که هوادارانش کوچک‌ترین صدای مخالفی را با خشن‌ترین برچسب‌ها پاسخ می‌دهند؟ از اصلاح‌طلب و ملی‌گرا گرفته تا چپ‌ها، مجاهدین و گروه‌های اتنیکی (که نیمی از جمعیت ایران را شامل می‌شوند) و همه جمهوری‌خواهان، همگی در قاموس این جریان «غیرخودی» تلقی شده و از هم‌اکنون تهدید به «آویختن از تیرهای چراغ‌برق» می‌شوند.

۲-  پارادوکس دموکراسی در سایه «دعوت‌های پارلمانی»

یکی از محورهای هجوم ایشان به مخالفان، مسئله نوع حضور آقای پهلوی در پارلمان آلمان بود. معترضان با تکیه بر حقوق شهروندی خود در یک فضای آزاد، معتقد بودند که این حضور نه به دعوت رسمی «نهاد پارلمان»، بلکه به دعوت فردی یا چند نماینده صورت گرفته است.

در اینجا باید پرسید: کسی که دهه‌ها در آلمان زیسته، چگونه «حق اعتراض» و «بیان حقیقت حقوقی» را برنمی‌تابد؟ آیا تلاش برای شفاف‌سازی یک پروتکل دیپلماتیک، «تحریف واقعیت» است یا تلاشی برای جلوگیری از «تحمیق افکار عمومی»؟ عجیب است که ایشان اعتراض قانونی هم‌وطنان خود را برنمی‌تابند اما خود را محصول مکتب سیاسی اروپا می‌دانند.

۳-  سلاح کلام علیه صاحب کلام

بخش تامل‌برانگیز نوشته آقای دستمالچی، جملاتی است که گویی بیش از مخاطب، خطاب به خود ایشان و جریان متبوعشان است. ایشان می‌پرسند:

«این چه فرهنگ سیاسی است؟ یک فرهنگ زورگوی لومپنی که در زمانی به کار گرفته می‌شود که شما هنوز در قدرت نیستید.»

این دقیقاً همان پرسشی است که جامعه مدنی ایران از هواداران افراطی جریان پادشاهی‌خواه دارد. وقتی در خیابان‌های لندن و برلین، مخالفان با فحاشی و تهدید فیزیکی رانده می‌شوند، جناب دستمالچی کدام «فرهنگ لومپنی» را نقد می‌کنند؟ اگر امروز که در قدرت نیستید چنین می‌تازیید، فردا با دگراندیشان چه خواهید کرد؟

۴-  مغلطه در عصر هوش مصنوعی

آقای دستمالچی در بخشی از متن خود آورده‌اند:

«در عصر اینترنت و هوش مصنوعی دوران تحمیق به سر آمده است.»

ما با این گزاره کاملاً موافقیم. اتفاقاً به دلیل همین شفافیت اطلاعاتی است که دیگر نمی‌توان با پروپاگاندای رسانه‌های خاص و دلارهای نفتی، واقعیت‌های تاریخی و رفتارهای تمام‌خواهانه را پنهان کرد. ایشان مخالفان را به «تحریف واقعیت برای کوچک کردن حریف» متهم می‌کنند، اما آیا نادیده گرفتن میلیون‌ها ایرانی که خواهان ساختاری جمهوری‌خواه و دموکراتیک هستند، خود بزرگترین تحریف نیست؟

سخن پایانی جناب دستمالچی، حق شماست که هر گرایش سیاسی داشته باشید؛ اما ۵۰ سال سابقه سیاسی باید دست‌کم این بصیرت را به همراه می‌آورد که میان «مبارزه برای آزادی» و «تلاش برای بازتولید استبداد» تمایز قائل شوید.

وارونه کردن واقعیت‌ها شاید در کوتاه‌مدت موجی ایجاد کند، اما همان‌گونه که خودتان اشاره کردید، در درازمدت علیه خودتان تمام خواهد شد. ای کاش پیش از آنکه دیگران را به «شستن مغزها» توصیه کنید، نگاهی به آینه‌ی استدلال‌های خود می‌انداختید.

به گفته خودتان: “این چه منطق بی ربطی است که شما استفاده می کنید.”

با احترام، ورزنده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا