خبر و دیدگاه
پوتین و هژمونی اوغانپرستی وی!
محمدعثمان نجیب
نمایندهی مکنب دینی-فلسفی
من بیشاز این نه میدانم- مبان
###################
هفتهی گذشته ولادیمیر پوتین طی گفتاری از طالبان علناً حمایت کرد.
من یک پست کوتاه انتقادی پیرامون آن نوشتم اینچنین!
(پوتین امروز یکبار دگر اتمام حجت سیاه خود برای طالبپرستی و حمایت از سلطهی قومی جابرانه در کشور ما را تکرار کرد. نفرین به تو. این دگر تکتیک نیست.)
این پست در میان کاربران شبکههای اجتماعی پخش شده و تا کنون نزدیک به ۱۲ هزار نفر آن را خوانده یا با آن تعامل کرده اند.
چند بزرگوار هم دیدگاههای عالی شان را نوشتند. همین موارد سبب شدند تا گفتوگوی دوستانه میان ما و برخی دوستان گردید که به ترتیب خدمت شما تقدیم میکنم.
دیدگاه محترم دستگیر،
ایشان در مورد نوشتند:
وزیر خارجه آمریکا: به باور ترامپ، حضور فدراسیون روسیه در گفتگوهای گروه 20 حائز اهمیت است
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در کنفرانس مطبوعاتی پس از نشست وزرای امور خارجه گروه 20 گفت: شرکت سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در نشست گروه 20 در آتلانتا، فرصت مناسبی را برای تداوم تعامل با فدراسیون روسیه فراهم کرد.
برای ایالات متحده آمریکا، حفظ گفتگو با فدراسیون روسیه همواره حائز اهمیت است؛ بهویژه با توجه به وسعت زرادخانه هستهای این کشور.
ایالات متحده آمریکا مدعی نیست که طرفین در آستانه دستیابی به یک راهحل مذاکرهشده در خصوص اوکراین قرار دارند؛ بلکه در حال بررسی این موضوع است که آیا امکان دستیابی به چنین توافقی وجود دارد یا خیر.
ترامپ بعداً تصمیم خواهد گرفت که آیا زلنسکی را به اجلاس سران گروه 20 که قرار است در ماه دسامبر در ایالات متحده آمریکا برگزار شود دعوت کند یا خیر؛ گزینهای که هنوز منتفی نشده است.
ایالات متحده آمریکا حفظ ارتباط با روسیه را به منظور دستیابی به راهحلی برای بحران اوکراین، ضروری میداند.
در اين جاى شك نيست كه گروه طالبان شر وفساد يك گروه انتحارى زن ستيز تاريك انديش قرون وسطايى ضدعلم وفرهنگ هستند ، اينكه ولاديمير پوتين با اين ديناسورها تعامل دارد اگر نعوذبالله خدا هم با اين جنايتكاران تاريخ تعامل داشته باشد براى انسان هاى صاحب شرف و وجدان و براى آنهاييكه افغانستان نوين وشكوفا داراى دولت رفاه ملى مى خواهند قابل پذيرش نيستند بگذار متعصب هاى قومگرا وقبيله گرا وسمتگرا از اين نيابتى هاى بيگانه ها دفاع كنند بحث طالب و روسيه بحث بزرگى است كه در مخيله انسان نمى گنجد حالا شما به يك كنج اين بازى خطرناك ومرگ آفرين شيطانى پى برديد اگر به كُل بازى شيطانى دست يابيد نه شودكه پوتين را برائت دهيد و از وى تمجيد كنيد ما نبايد هيچگاه امپرياليزم جهانخوار بين المللى در حال افول را دست كم بگيريم هنوز هم پنجال هاى نيرومندش اينجاو آنجا تا پاكستان و آسياى مركزى فعال است بخصوص كه در افغانستان در زير هرسنگ به ده ها تا خوابيده اند با يك اشپلاق محشر برپامى كنند نمى خواهم بحث را به دراز بكشم كمى حوصله كنيد زودتر آب را ناديده كفش از پا بيرون نه كنيد من يكى از حاميان روسيه به رهبرى پوتين هستم مگر اينكه خائن شود البته اين تصميم را عاقلانه با يك درك منطقى اتخاذنموده ام اما به هيچ عنوان بخاطر حمايتم از پوتين گروه طالبان انتحارى را كه با طفل ٢ ساله شير خوار نكاح مى كنند هرگز تمجيد نخواهم كرد شما كه ضدپوتين هستيد خدا نيك ومبارك تان كند . حتمن آنطرف از جنگ ناتو وامريكا در اوكراين عليه روسيه حمايت مى كنيد يا چطور ؟ اگر لطف نموده نظرتان را بنويسيد .
پاسخ من!
درودها برشما جناب دستگیر صاحب!
آنچه شما مطرح میکنید، بیشتر برمیگردد به دوران جنگ سرد. موردی که هیچ رهبر شوروی صاحب مال و مکنت ثروت و تجارتهای پیداوپنهان قانونی و غیرقانونی نه داشتند.
منی حقیر یکزمانی متوجه شدم که کشورهای جهان سوم ( نامی که قدرتمندان غاصب برآنها مانده اند )، فقط لقمهی تیار برای بلعیدن قدرتمندان شرق و غربست. کشور ما شامل همین رده. به همان جهت دو دهه و اندی بیش چند مقالهیی نوشتم زیر عنوان [ جهان به کجا میرود و چرا؟ ] و [ استعمار شرق و غرب نه دارد. ] با آن جهان شرق یا گروه پیمان وارسا کمتر استعمارگر بود و بهینهگیهایی هم داشت. مگر استعمار استعمار است. اگر از یک سو کمکت کنند، از سوی دگر ریشه ات را نابود مینمایند. آنچه شما در بخش دوم فرمایشهای عالی تان میفرمایید، مرحلهی گذارست. معادلات جهانی به تناسب هشتاد نود سال گذشته تغییر یافته. لذا نه میتوان قبول کرد، برای این که یک کشور از مرحلهیگذار بگذرد، کشور دگری را قربانی منافع خود کند و حتا با تروریستان همدست شود.
پس گریهی پوتین بر ماتمی است که خودش و کشورش در آن گیر افتاده اند. غنیمت میدانند تا از یک سویی راحت باشند و طالب قومی را برعلیه ملتهای بومی کشور ما درست مانند اسلاف شان در بغل گرفته اند. یعنی همه ضد پارسیزبانان و تاجیکان به ویژه و ضد ملتهای غیرافغانان به طور عموم اند.
بحث دگر اینست که علیالرغم ناکامیها و سرگشتهگیهای آمریکا در معادلات منطقه و ایران، آمریکا هنوزم طالب را حمایت پولی و سیاسی میکند و حمایت نظامی را که دیدیم. این همه مصارف گزاف را به دیوانهگی انجام نه میدهد و گویا میداند هم که طالب در گلوی چین و روسیه و ایران و هند بلعیده شده روانست.
به یاد مان باشد که زیر پوست ایننظارهگری عمدی آمريکا فتنهی بزرگی نهفته است. چون سعی دارد فرصتی بیابد.
تحکیم موقعیت کنونی کشورهای منطقه هرقدر که قدرتمند باشد، برای خودشان است، نه برای ما. اینان خوب میدانند که آمریکا مالک و صاحب اصلی طالب است که زنجیر حفاظت و هدایت آن به دست ژاندارمری آمریکا و غرب و انگلیس در منطقه یعنی پاکستان است.
پس دلخوشی امروز برای گذار پوتین از مرحلهی تکتیک بیهوده است و جهان هر روز در حال تغییر. روزی میرسد که آمریکا و روسیه بر سر کیف و تهران با هم معامله میکنند و قربانی اصلی فقط مردم غیر افغان در منطقه است.
نه ایران، نه آسیاست میانه، نه پاکستان.
آقای دستگیر فرمودند:
جناب نجيب صاحب درودهاى بنده را نيز پذيرا شويد پيش از وقت است كه ما به معامله كردن اوكراين و ايران به قضاوت بنشينيم ، اوكراين و روسيه درواقع يك ملت واحدهستند داراى زبان مشترك ، دين مشترك ، كلتوروفرهنگ مشترك ووووووووهستند اين را يقين داشته باشيد كه اگر پوتين بخواهد گرفتن كى يف برايش بسيار ساده است ومى خواهد از راه ديپلماسى حل كند ضرورت به معامله ندارد تا حال ٤ يا ٥ مراتبه به صلح واقعى نزديك شدند اما بوريس جانسن از راه مى رسد صلح را برهم مى زند ، بار ديگر توافقنامه صلح را نماينده گان روسيه ، اوكراين ، اروپا و تركيه در تركيه رسماّ امضا كردند تا امروز روشن نشد كه چرا نماينده اوكراين را كه توافقنامه را امضا كرده بود تروركردند و چه كسى تروركرد ؟، بارديگر خانم مركل و فرانس وا اولاند اين توافقنامه را نقض كردند وقتى ازشان پرسيده شد گفت براى كى يف زمان كمايى كرديم از همين لحاظ است كه پوتين ديگر فريب اينهارا نخواهند خورد به هرصورت ايران نيز به تناسب امريكا ضعيف ولى تاهمين لحظه دست بالا دارد به معامله نياز نيست ، من كدام پيشگو وغيبگو نيستم شايد بسياربه زودى چهره زشت وپليد اين بازى شيطانى بيگانه ها با روسيه در افغانستان طالبانى افشا شود و ممكن است به حقيقت مسله پى ببريد شما كه به پوتين دشنام مى دهيد آگاهانه ياغير آگاهانه كارخودشما است به آسياب جفرى اپستين ها آب مى ريزيد به قول معروف امور مملكت خويش خسروان دانند . آنهاييكه بيشتر دشنام مى دهند بخواهيم نخواهيم گرايش ارتجاعى امپرياليستى دارند مانند باند رضا پهلوى . از شما كرده من بيشترين انتقادهارا براى پوتين داشته ام . اما امپرياليزم را هيچگاه دست كم نگيريد همين اكنون يك كمونيست شى جين پينگ ، يك اوليگارش ولاديمير پوتين و يك امپرياليست دونالد ترامپ هرهفته داخل مذاكره هستند و از يكديگر خود توصيف دارند و مذاكره كلان شان بين ١٨ تا ١٩ نوامبر در اجلاس اوپك در شهر شنژن چين صورت خواهدپذيرفت همگى منتظر اين رويداد هستند ديرسال زنده باشيد.
پاسخ من
جناب دستگیر صاحب گرامی!
خرسندم که از شما می آموزم.
من به شخصه یکی از مبارزان سرسخت برعلیه آمپریالیسم و آشتیناپذیر آن هستم و این یک گمانهی واهی نیست. چون برابر کمفهمی خودم نوشتههای بیشماری در اینباره دارم. مگر خدمت شما گفتم، من از مدتها پیش به این نتیجه رسیدم که استعمار، استعمارست، شرق و غرب نه دارد، مگر در روش و شگردهای کاری شان. این که روسیهی دوران پوتین حالا چی میکند یا اسلاف وی برای تقویت هژمونی قدرتمندی روسیه در گذشته چهها کرده اند، بحث ما نیست و هرذکسی حق دارد برای کشورش کاری کند. نکتهی مورد اختلاف من و شما درست اینجاست که من میگویم روسیه برای منافع خودش حالا هم ما را قربانی میکند، اما با تغییر بازی سیاست با دین. آن هم دینی از قرائت فرمایشی سی آی ای و آی اس آی در پوشش طالبانی متجر به شدت قومی و ضد هر قومی غیر از قوم خودش. اینجا دگر آمریکا و اروپا نه روسیه و ایران نه دارد، چین و هندوستان نه دارد. همه آستین بر زده اند برای تحکیم قدرت هژمونی قومی پشتونی در کشور ما علیه ما، به خاطر عبور خودشان از مرحلهی گذاری که بود و نهبودش برضد غیر افغانان است.
در بخشی که شما فرمودید، روسیه و اوکرایین یک ملت واحد اند، فکر میکنم نیازمند بازنگری شما در دیدگاه تانست. از منظر منطق من، پاسخ آن به تاریخ، زبان، فرهنگ و مفهوم ملتشناسی مربوط میشود.
پس پاسخ کوتاه من خدمت تان این است:
روسیه و اوکرایین از نظر تاریخی و فرهنگی ریشههای مشترک عمیقی دارند، اما نهمیتوان چنانی که جناب شما فرمودید، آنها را به معنای دقیق سیاسی و ملتشناختی، یک ملت واحد دانست.
دلایل من به روایت تاریخی که من دانسته ام، اینها اند!
۱. ریشههای تاریخی مشترک
هر دو ملت به شمول بلاروسها از دودمانهای اسلاو شرقی هستند.
هر سه ملت بخش مهمی از میراث تاریخی خود را به حکومت قرونوسطایی زیر نام «روسِ کییف» (Kyivan Rus) در سدههای نهم تا سیزدهم میلادی مرتبط میدانند. مرکز مهم این حکومت شهر کییف، پایتخت امروزی اوکرایین، بود.
حالا که روسها میراث تاریخی روس کییف را متعلق به تاریخ خود میدانند، در مقابل اوکراینیها نیز خود را وارثان آن تمدن میشمارند و چنانی که بلاروسها نیز در این میراث تاریخی سهیماند.
۲. تفاوتهای زبانی و فرهنگی
زبانشناسان، زبان روسی و اوکراینی هر دو را از خانهواده زبانهای اسلاوی شرقی میدانند، اما دو زبان مستقل.
برای مثال:
زبان اوکرایینی به زبان بلاروسی و تا حدودی لهستانی نزدیکیهایی دارد.
زبان روسی ویژهگیهای واژهگانی و دستوری خاص خود را دارد.
فرهنگ، ادبیات، موسیقی و سنتهای ملی اوکرایین نیز هویت مستقلی پیدا کردهاند.
البته میلیونها اوکراینی به زبان روسی صحبت میکنند. این موضوع به معنای روس بودن هویت ملی آنها نیست.
چهگونه ملت واحد اند؟ شما میدانید که اوکرایین حتا سخن گفتن به زبان روسی را منع کرده و یکی از دلایل اختلاف منجر به جنگ کوتاه و تسخیر کریمیه، به قول پوتین همین اقدام، دفاع از روسهای ساکن اوکرایین بود. در جنگ درازمدت روان، این بافت هژمونیگرایی دیروز و امروز روسیهی قدرتمند است و کوتاه ساختن دست آمریکا و اروپا از حیاط خلوت پارینهی روس در منطقه.
۳. آیا روسها و اوکرایینیها یک ملت هستند؟
اینجا با دو گزارهی متفاوت یعنی، ملت از منظر ریشهی تاریخی و قومی:
درستست که روسها و اوکرایینیها خویشاوندی تاریخی و قومی عمیقی داشته و از یک حوزهی تمدنی مشترک برخاستهاند. و گزارهی دوم-ملت از منظر هویت ملی و حق تعیین سرنوشت:
اوکرایینیها در طول چند قرن هویت ملی مستقلی شکل دادهاند. آنها دارای زبان، فرهنگ، تاریخ سیاسی و تجربهی تاریخی ویژهی خود هستند و در سال ۱۹۹۱ استقلال خود را به دست آوردند و یک کشور مستقل در جامعهی بینالمللی به رسمیت شناخته شدند.
اگر منظور شما از مقالهی تاریخی پوتین باشد، که در سال ۲۰۲۱، در آن روسها و اوکرایینیها را اساساً یک ملت تاریخی واحد توصیف میکرد. این دیدگاه، یکجانبه بود که ریشهی خاصی از تفسیر تاریخ روسیه دارد؛ اما مورد پذیرش همه تاریخپژوهان نیست و بسیاری از اوکرایینیها آن را انکار هویت ملی مستقل خود میدانند.
به نظرم هر منطقی این تعریف جدید را از ساختار استقلالیت و دو کشور مستقل حلاجی میکند!
که روسها و اوکرایینیها دو ملت مستقل با ریشههای تاریخی، قومی، زبانی و فرهنگی مشترک هستند.
حالا ببینید، آلمانیها و اتریشیها نیز از نظر زبان، فرهنگ و ریشهی تاریخی بسیار به هم نزدیکاند؛ اما امروزه دو ملت و دو کشور مستقل محسوب میشوند چی که هستند.
در مورد روسیه و اوکرایین نیز باید میان خویشاوندی تاریخی و وحدت ملی تفاوت قائل شد.
من اینجا وکیل مدافع اوکرایین نیستم، چنانی که دشمن روسیه هم نیستم. مگر اختلاف نظر ما برای ما متکی به منافع کشوری و هویتی ماست که پوتین آن را زیر پا میکند.
پوتین برای گویا دفاع از روسهای اوکرایین که یکی از عوامل مهم از چند عاملی بودن حمله اش به اوکرایین است، به هر اقدامی دست میزند.
در مقابل از ظلم طالبانی قومی بالای بومیان کشوری مثل خراسان افغانستان برای تداوم فرصت و راه پدرانش حمایت میکند و مفسرین نام این عملش را تکتیک اعلام ناشده میدانند.
و یک نکتهی اساسی دگر در فرمایشات شما را نهباید فراموش کرد:
اشتراک تاریخی دو ملت، بهخودیخود برای هیچکدام حق حاکمیت بر دیگری ایجاد نهمیکند.
به گمان من، همین تمایز کلید فهم بسیاری از پیچیدهگیهای مناقشهی روسیه و اوکرایین است.
البته که بحث توافق میان طرفین جنگ در درازای سالها و قرنها جنگهای کشوری وجود داشته. چیزی تازهیی نیست که من آن را ابداع کرده باشم. به ویژه جنگهای امروزی که برتریهای تکنولوژیکی هر یک از طرفین دارد.
خدمت شما عرض میکنم تا برای بیشتر آگاهیرسانی، لطفاً مقاله پوتین را بخوانید، اما آن را در کنار پژوهشهای دانشگاهی، بهویژه آثار سرگی پلوخی، قرار دهید.
منابع!
. سرگی پلوخی
کتاب The Origins of the Slavic Nations
دربارهی ریشههای مشترک و تفاوتهای تاریخی سه ملت اسلاو شرقی.
معرفی کتاب در دانشگاه هاروارد
۲. سرگی پلوخی
کتاب Ukraine and Russia: Representations of the Past
برای شناخت چهگونهگی شکلگیری روایتهای تاریخی متفاوت روسی و اوکرایینی.
معرفی کتاب در انتشارات دانشگاه تورنتو
۳. آندریاس کاپلر
مقالهی Revisionism and Threats
تحلیل انتقادی مقالهی پوتین از دیدگاه تاریخنگاری.
مطالعهی مقالهی آندریاس کاپلر
۴. مقالهی اصلی پوتین
On the Historical Unity of Russians and Ukrainian
مطالعهی متن مقالهی پوتین به زبان انگلیسی
دنباله دارد…



