Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

خطاب به اوزبیک ها

هویت تورکی، اصالت زبان‌های ملی و ضرورت بازنگری در یک مغلطه تاریخی
(پاسداری از هویت اوزبیکی به معنای بریدن از جهان بزرگ تورکی نیست.)
تاریخ ملت‌ها با فرمان سیاسی آغاز نمی‌شود و زبان یک مردم نیز محصول تصمیم یک دولت یا دورهٔ معین نیست. ملت‌ها، اقوام و زبان‌ها در جریان تحولات طولانی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی شکل می‌گیرند و دگرگون می‌شوند.
با این حال، گاه ادعا می‌شود که پیش از اتحاد شوروی، اوزبیک‌ها، قزاق‌ها، قرغیزها، تورکمن‌ها و قراقلپاق‌ها زبان‌های مشخص خود را نداشتند و گویا همگی به یک زبان واحد به نام «تورکی» سخن می‌گفتند؛ سپس تقسیمات سیاسی دورهٔ استالین برای آنان نام قومی و زبان جداگانه ایجاد کرد. این ادعا به معنای انکار موجودیت تاریخی این اقوام و زبان‌ها تلقی میگردد و با شواهد زبان‌شناسی و تاریخی تورکستان دیروز و آسیای میانه امروز سازگار نیست.
برای فهم مسئله باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: ریشهٔ مشترک تورکی، هویت تاریخی اقوام تورک و شکل‌گیری دولت‌ها و ملت‌های مدرن.
تورکی؛ خانوادهٔ زبانی مشترک و نه نفی زبان‌های مستقل اقوام تورکی (اوزبیک، تورکمن، قزاق، قرقیز) است.
تورکی خانواده‌ای بزرگ از زبان‌های خویشاوند است که اوزبیکی، تورکمنی، قزاقی، قرغیزی، قراقلپاقی، آذربایجانی، تاتاری، باشقیرتی و زبان‌های دیگر را دربر می‌گیرد. اشتراک تاریخی به معنای یکسان‌بودن این زبان‌ها نیست.
این زبان‌ها در اثر مهاجرت، جابه‌جایی جمعیت، مناسبات اقتصادی و تماس با زبان‌های همسایه، خصوصیت های آوایی، دستوری و واژگانی متفاوتی یافته‌اند. اوزبیکی عمدتاً با شاخهٔ قرلوق و چغتایی، تورکمنی و آذربایجانی با شاخهٔ اوغوز، و قزاقی و قراقلپاقی با شاخهٔ قبچاق پیوند دارند. قرغیزی نیز پیوندهای نیرومندی با زبان‌های قبچاقی دارد و جایگاه دقیق آن به شیوهٔ طبقه‌بندی بستگی دارد.
این تفاوت‌ها صدها سال پیش از اتحاد شوروی وجود داشتند. تصمیم سیاسی سال ۱۹۲۴ نمی‌توانست یکباره تفاوت‌های ریشه‌دار زبانی را پدید آورد؛ زبان‌شناسی تاریخی آن‌ها را حاصل تحول تدریجی زبان‌ها می‌داند.
گواهی تاریخ؛ زبان‌های تورکی پیش از استالین
«دیوان لغات‌الترک» محمود کاشغری، اثر قرن یازدهم، واژگان و تفاوت‌های زبانی گروه‌های گوناگون تورکی را ثبت کرده است. این اثر نشان می‌دهد که حدود نهصد سال پیش از تقسیمات شوروی، در جهان تورکی تفاوت‌های زبانی و گویشی شناخته‌شده وجود داشت.
در قرن پانزدهم، امیر علی‌شیر نوایی به زبان ادبی تورکی شرقی، یعنی جغتایی، آثار برجسته‌ای پدید آورد. جغتایی از میراث‌های مهم اوزبیکی امروز است، در قرن هجدهم، مختوم‌قلی فراغی به تورکمنی شعر می‌سرود؛ در قرن نوزدهم، آبای قونانبای‌اوغلی آثار خود را به قزاقی آفرید و نخستین مجموعهٔ اشعارش در سال ۱۹۰۹ منتشر شد. قراقلپاق‌ها نیز با شاعرانی چون اجینیاز و برداق سنت ادبی داشتند و قرغیزها از سنت شفاهی نیرومندی، از جمله حماسهٔ ماناس، برخوردار بودند. ادبیات آذربایجانی، تاتاری و دیگر جوامع تورک‌زبان نیز پیشینهٔ صدها سال پیشاشوروی دارند.
پس اگر این زبان‌ها در زمان استالین پدید آمده‌اند، آثار ادبی، سنت‌های شفاهی و تفاوت‌های زبانی پیش از آن چگونه توضیح داده می‌شوند؟
نام اوزبیک؛ قرنها کهن‌تر از جمهوری اوزبیکستان است
نباید پیدایش نام «اوزبیک» را با تشکیل جمهوری اوزبیکستان یکی دانست. این نام قرن‌ها پیش از شوروی در منابع تاریخی ثبت شده است. در قرن پانزدهم، اتحادیه‌های قبایلی تورک در دشت قبچاق اوزبیک نامیده می‌شدند و در دورهٔ ابوالخیرخان و محمد شیبانی‌خان جایگاه سیاسی و قومی مشخصی داشتند. در قرن شانزدهم نیز این نام در تاریخ ماوراءالنهر و خوارزم کاربرد داشت.
البته وجود تاریخی نام اوزبیک به معنای آن نیست که همهٔ اوزبیک‌زبانان آن زمان دقیقاً همان هویت ملی امروز را داشتند. هویت اوزبیکی معاصر از پیوند عناصر قومی، زبانی و فرهنگی گوناگون اقوام تورک شکل گرفته و در قرن‌های نوزدهم و بیستم انسجام بیشتری یافته است.
قدامت یک نام تاریخی را نباید با زمان تشکیل دولت مدرن اشتباه گرفت. جمهوری اوزبیکستان در قرن بیستم تشکیل شد، اما نام اوزبیک و سنت‌های زبانی مرتبط با آن قرن‌ها پیشینه دارند.
استالین چه چیزی را تقسیم کرد؟
در سال ۱۹۲۴، شوروی تقسیمات ملی ـ سرزمینی گسترده‌ای را در تورکستان (آسیای میانه) اجرا کرد. جمهوری‌های اوزبیکستان و تورکمنستان تشکیل شدند و تاجیکستان در سال ۱۹۲۹ و قزاقستان و قرغیزستان در سال ۱۹۳۶ به جمهوری‌های اتحادی رسیدند.
این سیاست‌ها بر مرزبندی‌ها، معیارسازی گویش‌ها، تدوین دستور و املا، تغییر خط، آموزش و نهادهای فرهنگی تأثیر عمیق گذاشتند. اما این واقعیت به معنای آن نیست که شوروی زبان‌های مردم را از هیچ آفرید.
ایجاد جمهوری، مرز اداری، نام رسمی و معیارسازی زبان، با پیدایش خود زبان یکی نیستند.
تشکیل جمهوری‌های ملی نیز فقط نتیجهٔ ارادهٔ یک شخص نبود؛ نخبگان و روشنفکران بومی، هرچند در شرایط نابرابر، در شکل‌گیری هویت‌ها و ساختارهای سیاسی جدید نقش داشتند. بنابراین نباید همه‌چیز را به فرمان استالین فروکاست، اما تأثیر دولت شوروی بر ملت‌سازی و مرزبندی‌ها را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.
تورک بودن و اوزبیک بودن؛ دو هویت متضاد نیستند
هویت فراگیر زبانی ـ فرهنگی و هویت قومی مشخص می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند. فردی می‌تواند خود را «تورک اوزبیک» یا «اوزبیک تورک» بداند؛ همان‌گونه که تعبیرهایی مانند تورک تورکمن، تورک قزاق یا تورک قرغیز نیز پیوند میان هویت مشترک و قومی را نشان می‌دهند. البته هر جامعه حق دارد هویت خود را مطابق آگاهی و انتخاب خویش بیان کند.
اوزبیک بودن، تورک بودن را نفی نمی‌کند و تورک بودن نیز هویت اوزبیکی را از میان نمی‌برد. همین امر دربارهٔ تورکمن‌ها، قزاق‌ها، قرغیزها، قراقلپاق‌ها، تاتارها و باشقیرها نیز صدق می‌کند.
هویت مشترک به معنای حذف تفاوت‌ها نیست؛ بلکه بر شناخت و احترام به آن‌ها استوار است. وحدت فرهنگی با نفی گوناگونی به دست نمی‌آید؛ پذیرش زبان‌ها، ادبیات‌ها و سنت‌های متنوع، همبستگی را پایدارتر می‌کند.
تورکستان؛ سرزمین مشترک، نه جامعه‌ای با یک زبان یکسان است
تورکستان در دوره‌های گوناگون نام جغرافیایی و فرهنگی بخش بزرگی از آسیای میانه بود. گروه‌های متعدد تورکی با زبان‌ها و گویش‌های متفاوت، در کنار هم زندگی می‌کردند. جغتایی در برخی مناطق زبان ادبی و ارتباط فرهنگی بود، در حالی که مناطق دیگر سنت‌های زبانی متفاوتی هم داشتند و برخی از مردم دوزبانه یا چندزبانه بودند.
کاربرد عمومی نام «تورکی» در منابع و گفتار مردم واقعیتی انکارناپذیر است، اما ثابت نمی‌کند که همهٔ مردم ترکستان همیشه به یک گونهٔ زبانی کاملاً یکسان سخن می‌گفتند. یک نام عمومی می‌تواند بر مجموعه‌ای از زبان‌ها و گونه‌های خویشاوند اطلاق شود. بنابراین باید میان نام خانوادهٔ زبانی و ساختار زبان‌های عضو آن تفاوت گذاشت.
مسئولیت روشنفکران در برابر حقیقت تاریخی چیست؟
اعتبار یک ادعا به عنوان یا شهرت گوینده وابسته نیست، بلکه به اسناد، روش تحقیق، استدلال و امکان بررسی انتقادی آن بستگی دارد. هر پژوهشگری ممکن است خطا کند؛ اما تکرار یک برداشت اثبات‌نشده می‌تواند آن را جایگزین واقعیت تاریخی سازد، به‌ویژه هنگامی که زبان مادری و هویت فرهنگی مردم مطرح باشد.
می‌توان دربارهٔ سیاست‌های شوروی و شکل‌گیری دولت‌های مدرن بحث کرد، اما این بحث نباید به انکار بی‌دلیل پیشینهٔ زبان‌ها و اقوام بینجامد. نقد علمی توهین یا دشمنی نیست؛ راهی برای اصلاح شناخت تاریخی جامعه است.
سخنی با اوزبیک‌های افغانستان
اوزبیک‌های افغانستان بخشی از میراث تمدنی و فرهنگی تورکستان‌اند. زبان، ادبیات، موسیقی، فرهنگ شفاهی و حافظهٔ تاریخی آنان در نسل‌های پیاپی انتقال یافته و آغازشان به جمهوری‌های شوروی محدود نمی‌شود. اینها متعلق به سرزمین تورکستان جنوبی هستند.
با این حال، پاسداری از زبان مادری فقط اثبات گذشته نیست. زبان اوزبیکی زمانی آینده‌ای پایدار خواهد داشت که در آموزش، اداره، رسانه، پژوهش، اقتصاد و زندگی اجتماعی نیز جایگاه شایسته داشته باشد. نسل جوان باید بتواند به زبان مادری بیاموزد، بنویسد و پژوهش کند.
شناخت تاریخ و دفاع از حقوق زبانی دو مسئولیت مکمل‌اند. باید با دیگر جوامع تورک‌زبان پیوند فرهنگی داشت، بی‌آنکه هویت اوزبیکی را انکار کرد؛ و به هویت اوزبیکی افتخار نمود، بی‌آنکه پیوند با خانوادهٔ بزرگ زبان‌های تورکی نادیده گرفته شود.
تاریخ زبان‌های تورکی نه با استالین آغاز شده و نه با فروپاشی شوروی پایان یافته است. دولت‌ها می‌توانند مرزها، نام‌های رسمی، خط و معیارهای زبانی را تغییر دهند، اما نمی‌توانند تاریخ چندصدسالهٔ یک زبان را به تصمیم یک حکومت فروبکاهند.
اوزبیکی، تورکمنی، قزاقی، قرغیزی، قراقلپاقی، آذربایجانی و دیگر زبان‌های تورکی، هرکدام مسیر تاریخی و ویژگی‌های خود را دارند و در عین حال از پیوندهای مشترک برخوردارند.
ما می‌توانیم تورک باشیم و اوزبیک بمانیم؛ همان‌گونه که دیگر اقوام تورک‌زبان نیز می‌توانند هویت مشترک تورکی و هویت قومی خود را حفظ کنند.
دفاع از ریشهٔ مشترک تورکی، نیازمند انکار استقلال تاریخی زبان اوزبیکی نیست؛ و پاسداری از هویت اوزبیکی به معنای بریدن از جهان بزرگ تورکی نیست.
شناخت درست این هویت به مطالعه، مسئولیت علمی و پاسداری آگاهانه از حقیقت نیاز دارد.
—
منابع و مآخذ منتخب
۱. محمود کاشغری، دیوان لغات‌الترک، قرن یازدهم میلادی؛ از نخستین منابع شناخت گونه‌های تاریخی زبان‌های تورکی.
۲. “دانشنامهٔ ایرانیکا، زبان و ادبیات جغتایی” (https://www.iranicaonline.org/articles/chaghatay-dynasty/ii-language-and-literature/)؛ بررسی تاریخ زبان تورکی شرقی و پیوند آن با اوزبیکی معاصر.
۳. “دانشنامهٔ ایرانیکا، خاندان عرب‌شاهی” (https://www.iranicaonline.org/articles/arabsahi-a-dynasty-of-chingisid-origin-that-ruled-in-karazm-from-the-beginning-of-the-10th-16th-century/)؛ شواهد تاریخی نام اوزبیک در دوران پیشاشوروی.
۴. “کتابخانهٔ کنگرهٔ امریکا، مجموعهٔ اشعار آبای قونانبای‌اولی، چاپ ۱۹۰۹” (https://www.loc.gov/item/2021666152/)؛ سند ادبیات نوشتاری قزاقی پیش از شوروی.
۵. “ادیب خالد، شکل‌گیری ملت‌ها در آسیای میانهٔ شوروی، دانشگاه آکسفورد، ۲۰۲۳” (https://doi.org/10.1093/acrefore/9780190277727.013.708)؛ بررسی مرزبندی‌های ملی سال ۱۹۲۴ و نقش نخبگان بومی.
۶. “ادیب خالد، شکل‌گیری اوزبیکستان: ملت، امپراتوری و انقلاب در آغاز اتحاد شوروی، انتشارات دانشگاه کورنل، ۲۰۱۵” (https://ecommons.cornell.edu/entities/publication/cbc95c84-f4ba-44d2-8c4d-c2ba7a9d3bee)؛ پژوهش دربارهٔ شکل‌گیری هویت ملی مدرن اوزبیکی.
۷. “پژوهش دربارهٔ زبان معیار اوزبیکی در سال‌های ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۴” (https://doi.org/10.5823/jarees.2007.48)؛ بررسی تأثیر سیاست زبانی شوروی بر قواعد و املای رسمی اوزبیکی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا