دورهٔ باستان زبان پارسی
از قدیمترین زمانها تا بر افتادن هخامنشیان به وسیلهٔ یونانیان و در آغاز فرمانروایی اشکانی، بعد از قیام ارشک بلخی قهرمان ملی آریانا یا ایران بر ضد سلوکیان (بقایای یونانی) که در آن ایام دیودوت یونانی والی باختر و سغدیانه اعلام استقلال از یونان نیز کرده بود، ارشک بلخی «آندر اکسوس »، یونانی را به قتل رساند. (۲۵۰–۲۴۷ ق.میلادی) (ورستاندریک، ۱۳۸۶، صص. ۴۰ و ۴۱).
زیرا اشکانیان بهویژه برادر ارشک (تیرداد) بعد از شهادت برادرش آرزوهای او را برآورده ساخته، زبان فرهنگ و مقررات یونانی را ملغا قرار داده، زبان و فرهنگ اجدادی خویش را رسمی اعلام کرد و در رشد و انکشاف آن کوشید (ورستاندریک، ۱۳۸۶، ص ۴). آنچه فارسی کهن گفته میشود، زبان رسمی دولت هخامنشی آریایی بوده، نام «باستان» بعدها در تقسیمات پژوهشگران بالای آن گذاشته شده است که در اصل همان زبان آریایی یا آریَک است و تحولیافتهٔ آن زبان اوستایی میباشد، که کتاب اوستا از بزرگترین و نخستین کتابهای جهان است (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۹).
در حقیقت سلسلهٔ کیانی دو شاخه شده، که یک شاخهٔ آن شاهان بلخ (باختر) و آسیای میانه تا سغد، خوارزم، بامیان، کابلستان، زابلستان، سیستان و شاخهٔ دوم آن در غرب آریانا پس از سقوط دولت ماد در هگمتانه (همدان امروزی) که اردشیر نواسهٔ دختری شاه ماد قدرت را از پدربزرگش گرفت و بعد بلخ را نیز تصرف و شاخهٔ شرقی کیانیها را از مضحمل گردانیده، بعدها از این بلخ و هگمتانه امتزاج و آمیزش کردهاند و
اریانا دارای یک امپراتوری گردیده که همان سلسله ی هخامنشی است
رحمن، امام علی، ۱۳۹۲، ص ۱۴۸–۱۴۹). در حقیقت در دوران
مخامشانیها زبان آری، اوستایی و دیگر زبانهای منطقۀ زیر ادارۀ یک امپراتوری آمیزش و در نتیجه تکامل کردهاند.
زبان مخامشانی یا پارسی باستان اصالت خود را حفظ کرده و با زبانها و لهجههای ایران شرقی پیوستگی کامل دارد. هرچند در دورۀ هخامنشی زبان اوستایی که از شرق ایران (آریانا) قد بر افراشته بود، در غرب آریانا نیز مروج بوده و مردم به آن آشنا بودند (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۹).
اوستا در ۱۲ هزار جلد پوست گاو با خط و کتابت اوستایی با رنگ طلا نوشته شده بود که در جهان نظیر نداشت (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۹).
قدامت تاریخی زبان پارسی کهن یا باستان از روی سنگنوشته، بیستون به سال ۵۱۹ ق.م میرسد (دو هزار و پنجصد سال پیش از امروز). این کتیبهها به سه زبان ایلامی، اکدی و فارسی باستان نوشته شدهاند و الفبای آنها، الفبای آرامی است.
الفبای فارسی کهن شباهت تام به الفبای زبانهای اروپایی دارد، همچنان با سانسکریت و اوستایی، همبستگی و همریشگی دارد. واژگان فارسی کهن دارای اسم، صفت، ضمیر، مفرد، جمع، مثنّی (دوگانه) بوده و دارای جنس مذکر، مؤنث و خنثی است که این حالات در زبان اوستایی نیز موجود است. مثلاً در فارسی باستان به دو نفر اطلاق میشده، اما در دورۀ میانه از بین رفته است (جمال، ۱۳۹۸، ص ۵۰).
زبان فارسی باستان یا زبان (فُرس) باستان در بخش غربی آریانا، بیشتر ایالت پارس بین سالهای (۵۵۰–۳۳۰ ق.م) پیش از گاهشماری عیسویان رواج داشت شاهان هخامنشی از کوروش تا اردشیر سوم ، کارنامه های خود را به همین زبان به یاد گار گذاشته اند .
زبان سکاییهای آریاییتبار:
————————————-
زبان سکایی در شرق آسیا از چین تا دریای سیاه در میان اقوام پارتی، سعدی، خوارزمی، تخاری… رایج بوده است. هر چند مدرکی نوشتاری معتبری از آن به دست نیست، اما سکاها خود طایفهای ایرانیتبار و ایرانیزبان [آریاییزبان] بودهاند، که در دو سوی کسپین (خزر) و در دشتهای جنوب روسیه و فرارودان زیست داشتند. زبان سکایی باستان گویشهای مختلفی مانند: سکیتی، سرمتی، ختنی… بازماندهی زبان سکایی در حوزهی جنوب تاریم بوده و زبان سکایی یا زبان ختنی از زبانهای ایران شرقی (آریانی شرقی) به شکل اصلی باقیمانده، از سکایی باستان دو گویش (تمشقی و ختنی) باقیمانده است (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۶).
هر چند گویش تمشقی زیر تأثیر زبان ترکی رفته و نابود شده ولی در کوهستانهای پامیر و غرب چین گویشهایی از زبانهای ایران شرقی باقی مانده که زبان «وخی» در پامیر شباهت زیادی به زبان سکایی دارد.
قبایل سکایی که حوزهی رود تاریم تا مرزهای بلخ به سر میبردند، از اوایل سده دوم پیش از میلاد، در بلخ سلطنت مقتدری ایجاد کردند و زبان این قبایل با زبانهای دیگر ایران شرقی آمیزش یافت که بعد از تشکیل امپراتوری کوشانی، زبان رسمی آنها زبان تخاری با رسمالخط یونانی بود و آثار این زبانها با هم مدغم شدند (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۶).
زبان سکایی با خانوادهی زبانهای هندوایرانی بستگی کامل داشت، زیرا سکاها در سرزمین پارت و سغدیان یعنی در مغرب بحیره خزر و شمال شرق بحیرۀ سیاه میزیستند، زبان سکایی باستان با زبان های فرس باستان (فُرس دورۀ هخامنشی) و زبان مادی شباهتها و نزدیکیهایی دارد (رهین، ۱۳۸۸، ص ۱۶۱ )
نامهای ساماره، ایسیتا، استونیا، سلاو حتا گوتیک از نامهای سکایی گرفته شدهاند. زبان ختنی یا سکایی میانه از همان زبانهای ایران شرقی و مربوط هند و اروپایی میشود، برخی قبایل سکایی از حدود زمانی تا مرز بلخ در سدهٔ دوم ق.م. میلاد به سوی باختر برخی به سوی سیری زرنج ، رخج و سپس تا هندوستان شمالی رفتند. زبان پامیری به احتمال زیاد بقایای همان زبان سکاییهای قدیم است (جمال، ۱۳۹۸، ص ۲۶).
پروفسور هارولد والتر بیلی ایرانشناس مشهور در دایرةالمعارف زبان سکایی را نشر کرده که یک جلد آن واژهنامهٔ گستردهٔ زبان سکایی است و چهار جلد آن ادبیات کهن سکایی. موصوف انگلیسها و جرمنها را بازماندۀ همان سکاییهای کهن میداند که زبانشان همان زبان هندواروپایی است. موصوف جملهٔ مشهوری دارد که:
«هر انگلیسی دانشجوی رشتهٔ ادبیات اگر میخواهد زبان مادری خویش را بیشتر بشناسد، باید از کتیبهها (سنگنوشتههای) ایران باستان آگاهی داشته باشد» (جمال، ۱۳۹۸، ص ۲۶).
انسانشناسان مشهور اروپایی: «سکاها را ایرانیتبار و ایرانیزبان سچه میدانند و زبان آنها را ـ زبان هندو ایرانی». سکاییها نسبت به مادها، هخامنشیها، پارتیها و دیگران کمتر آمیزش یافتهاند. پروفسور ایوانوف روسی فرهنگ واژههای سکایی را نیم قرن پیش به چاپ رسانده که پیوند کامل با واژههای اوستایی و زبان هندی دارند (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۶)



