زبان اوستایی
در تاریخ تمدن جهانی هر خلق و ملتی با آفریدههای مادی و معنوی، سهم ارزندهی خود را ایفا میکند، یعنی از یک طرف به فرهنگ و تمدن خودی و از سوی دیگر به فرهنگ و تمدن جهانی مساعدت مینماید.
بنابراین تدقیق در تاریخ، زبان و تمدن هر ملتی هیچگاه برای صرف احساس غرور و افتخار ناجا نیست، بلکه نشان دادن راه طولانی و پُرپیچی است که نیاکان بشر طی کرده، باید برای آیندگان شناسانده شود. تا روزگار ما تاریخ، فرهنگ و مدنیت بسیاری از خلقهای جهان مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است که همه بهطور جداگانه برای نشان دادن تمدن و فرهنگ کل جهان باارزش بوده است (رحمن، امام علی، ۱۳۹۲، ص ب، مقدمه).
زبان اوستایی یکی از زبانهای کهن آریاییان یا ایرانیان بوده و قدیمیترین سرودههای آریایی که کتبی هستند به زبان اوستاییاند که گاتها، زبان موعظهی دینی زردشت نمونهی آن موجود است.
زبان اوستایی ادامه و دنبالهی همان زبان آریی که زبان دوران ( پیشدادی-کیانی) بوده به بسیاری از پژوهشگران از بلخ تا سیستان و بامیان و سند سر بر آورده است (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۶). اما به قول برخی پژوهشگران غربی از آسیای میانه سر آورده، از جمله مرحوم غفور اوف، جکسون، گیگر، آنها باکتریانا (بلخ) را خاستگاه زبان اوستایی میدانند، کسان دیگر سغدیانه و همچنان تالسـو و هینگ آلمانی خوارزم را. اما به روایت اسناد و مدارک قویتر همان بلخ یا بخدی خاستگاه اصلی آن است (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۶).
بهنوشتهی دکتر اسدالله حبیب از قول برتلس، ص ۷۲: «روشن است، سرزمینی که کیش زردشت در آن آغاز آنجا ریشه دوانده، همانا باکتریا (باختر، بلخ) است. فردوسی در شاهنامه، از گفتار دقیقی بلخی میگوید: «هنگامی که گشتاسب بر تخت پادشاهی بلخ نشست، زردشت دعوت دین نو خود را آغاز کرد و بالاخره گشتاسب هم دعوت او را پذیرا گردید.» (رهین ، ۱۳۸۸، ص ۱۶۰). هاشم رضی نیز مینویسد: «میهن زردشت در خاور ایران یعنی بلخ بود.» (رضی، هاشم، اوستا، ص ۲۳).
ماکولسکی روسی و هرتسفلد اوستا را به چهار بخش اصلی تقسیم کردهاند:
(یسنا، وندیداد، یشتها و سپرد) که سرودههای مذهبی آن جز بخش اول یعنی یسنا بوده و منظممانند که (گاتها) نیز خوانده میشود، که قدیمیترین بخش اوستا نیز میباشد که توسط خود زردشت سروده شدهاند و در حقیقت مناجاتنامه است (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۷).
در جای دیگر کتاب اوستا ۵ بخش گفته شده که (خرده اوستا نام دارد. به زبانی که اوستا نوشته شده همان زبان آریایی اوستای باستان و شش گاتها نمونهی کامل آن است. دین زردشت که در زمان گشتاسب کیانی ظهور نموده بود، کتاب آن همان اوستا یا ابستا میباشد که در ۱۲ هزار جلد پوست گاو با میلههای طلا کتابت شده و ۲۱ سوره (نسک) داشته و هر سوره آن دو صد لغت بوده و حروف و صداهای آن به ششهزار حرف میرسیده که بعدها کشف یافته است (میر عابدین ۱۳۸۸، ج ۲، ص ۷).
اما اوستایی که قرنها بعد در دوران ساسانیها تنظیم شده دارای ۴۴ حرف بوده است که در ۲۱ نسک، بار اول در دوران اردشیر و بار دیگر در دوران شاپور یکم ساسانی ها تنظیم شدهدارای ۲۴ حرف بوده است که در ۲۱ نسک، بار اول در دوران اردشیر و بار دیگر در دوران اشکانیان و همچنان در دوران شاپور یکم ساسانی تنظیم شده است. این الفبای اوستایی «دیندبیره» نام دارد (جمال ۱۳۹۸ ص ۴۷ )
از آنجا که در دوران گشتاسب کیانی، از کیانیان بلخ و آسیای مرکزی دین زردشت ظهور نمود و گشتاسب آن را ترویج نمود، سهم وی در گسترش این دین بسیار برجسته است (جمال، ۱۳۹۸ ص ۴۷).
قابل یادآوری است که هخامنشیهای پارس نیز بخش دوم یا بخش غربی سلسلهی کیانی هستند که ظاهرن دستهی دوم را به دستهی اول چسپاندهاند و گاهی هم از همدیگر جدا و دو سلسله شاهان نامیدهاند. بهنوشتهی دکتر میر عابدینی کیانیها دو دسته شدهاند: بخش غربی آنها از کیقباد و کیخسرو جدا شدهاند و بخش شرقی و شمال شرقی آنها از لهراسب تا ختم بهمن اسفندیاراناند که بعد از فتح بلخ توسط هخامنشیها، یعنی کیانیهای غربی، بلخ یا فارس تلفیق یافته است (میر عابدینی، ۱۳۸۸، ص ۱۲ و ۱۳).
یعنی نژاد و زبان کیانیان بلخ و آسیای مرکزی با هخامنشیها (کیانیان بخش غربی آریانا) یکی است. کتاب اوستا که در بلخ نوشته شده و به نظر بعضیها قسمتی هم در سیستان به قرن شش پیش از میلاد میرسد.
بهنوشتهی کنت کاتزنر (Kant Katzener) در کتاب «تاریخ زبانهای جهان»، زبان پارسی امروز تحولیافته و دنبالهی زبان پرتوی اوستایی بوده، از کهنترین زبانهای جهان میباشد که پیشینهی تاریخی تا ششصد سال پیش از میلاد دارد. کمتر زبانی در جهان چنین پیشینهی تاریخی دارد. این زبان، زبان شاهان و شاهنشاهان بزرگ جهان بوده و گسترهی آن در قرون وسطا، از ماوراءالنهر تا رود سند و حتی خلیج بنگال بوده است (کاتزنر، کنت، ۱۳۷۶، ص ۱۹).
( بهنوشتهی مرحوم استاد پروفیسو
«زبان پارسی امروزی زبان اوستایی است. کتاب اوستا، مجموعهای از تاریخ و فرهنگ درخشان و گاهنامهی روشن تاریخ و تمدن اجداد ما [تاجیکان] در بلخ یا باختر تا بامیان، کابلستان، زابلستان و سیستان امروزی است (دو هفتهنامهی فارسی، ۲۸ قوس، ۱۳۹۷)»
بنمایهی فارسی کتاب اوستا و بنمایهی اوستا در زبان آری یا آریایی است که حدود سه هزار سال قبل در آسیای مرکزی در میان قوم زراعتپیشه متداول بوده است (همایی، جلالالدین، اب، ت: ص ۹۵). ایرج افشار در مقدمهی کتاب «اصل و نسب جامعهی آریایی» را یک جامعهی اسکانیافته و با ویژگیهای کشاورزی و دامداری به مفهوم شریف و نجیب ارائه کرده است (دو هفتهنامهی فارسی، ۲۸ قوس، ۱۳۹۷، شمارهی سیام).
یعنی اجداد ما [تاجیکان] از سه هزار سال پیش اسکانیافته، زراعتپیشه، دامدار، شهری و اهلی بوده، بیابانگرد، کوچنشین، بیجا و بیمکان و مانند کاهی سرگردان در مسیر باد نبودهاند؛ از خود زبان، فرهنگ، تمدن، اصل و نسب داشتهاند. بهنوشتهی کریستینسن، «قبایل اصیل ایرانی (آریایی)» به آیین یکتاپرستی زردشت باور داشتند. در شرق ایرانزمین، زبانهایی که به زبان زردشت نزدیک است، همان فارسی دری میباشد.یشت ها نیز در بخش شرق ایران (از بلخ تا سغند و سیستان) پدید آمده، از قدیمترین «هاتها» میباشد، به رودخانههای آمو، مرغاب، زرافشان و هریرود اشاره دارد (جمال، ۱۳۹۸، ص ۴۹).
اوستا قدیمیترین اثر منظوم آریایی است که با سانسکریت (زبان کهن هندی) شباهت زیادی دارد؛ یعنی هر دو از یک ریشه، از ریشهی زبانهای هند و ایرانیاند و منشأ هر دو نیز مشترک است. وداها کهنترین کتاب دینی هندوان بوده با اویستا هم ریشگی فراوان دارد .



