Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

ازدواج نا مشروع قوم و مذهب

خواهش برادرانه از خانواده گرانقدر مجددی در سیاست امروزی افغانستان!
در تاریخ افغانستان می خوانبم و همچنان از پدران و بزرگان خانواده خود آموختیم که در عصر اعلیحضرت امان الله ، تحریکات انگلیس از خارج و داخل بر علیه شاه باعث شد تا چند تن از بزرگان خانواده مجددی به همدستی  اقوام جاجی و منگل امان الله خان را از پای انداختند و  نادر خان را به قدرت رساندند. این همدستی خانواده مجددی و اقوام جاجی و منگل را این نویسنده «ازدواج نامشروع قوم پشتون و مذهب سنی » می گویم که متاسفانه تا امروز باعث بدبختی کشور شد . افغانستان هرگز یک ملت واقعی نشد. خانواده مجددی در  آن زمان در پشتونایزیشن افغانستان  توسط محمد گل مومند خود را خاموش گرفتند. در ظلم که در مقابل خانواده های سرشناس توسط نادر خان صورت گرفت خود را خاموش گرفتند و اینکه یک قوم باید زیاد تر مطرح می بود نه دیگران خود را خاموش گرفتند که از یک خانواده مذهبی که علمدار دین بودند توقع نمی رفت. ما در هجرت آموختیم کسی که به نام دین قد علم می کند اولین گام او در راه تامین عدالت میان مردم است از هر قوم و دین و مذهب که باشد ، چنانچه قرآن فرمود و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل یعنی وقتی میان مردم حکم می کنید با عدل حکم کنید و متاسفانه این آرمان قرآنی هرگز  برآورده نشد و ظلم که نادر خان مرتکب شد در یک کشور مسلمان باور نکردی است با تعصبات بر علیه هزاره و مردم شیعه .
امروز با ظهور یوتوب مردم بسیار مسایل تاریخ ، ساینس و دین و غیره را تماشا می کنند و می آموزند . تفاوت را در عدالت محمد دوم فاتح استانبول با افغانستان مقایسه کنید که قاضی فوق العاده مشهور امپراطوری بعنی خضر بیگ که در عدالت و بیطرفی مشهور بود خود پادشاه را خواست محکمه کند برای اینکه همان مهندس مشهور ، عتیک سینان را که پادشاه از عصبیت دستش را قطع کرده بود و او به قاضی شکایت کرد و قاضی خواست تا دست پادشاه قطع شود و اما مهندس پادشاه را عفوه کرد . در افغانستان کودکان خورد سال همرای مادران شان زندانی شده بودند در حالیکه وزیر عدلیه نادر خان یک مجددی بود .
این مقاله بر علیه هیچ شخص نبست زیرا ما امروز جوانان و مردان بسیار محترم در خانواده مجددی داریم که باعث افتخار جامعه ما هستند . اما  واقعیت سیاسی جامعه امروز طوری است  که یک عده میخواهند همان آش و کاسه صد سال قبل را احیا کنند.  هر کس حق دارد یک نظر سیاسی داشته باشد . هر کس حق دارد تا در امور سیاسی کشور دخیل باشد . حالا آن زمان نادر خان و بالاخره داود خان نیست که ما سیاست را از دهن دولتمردان می شنیدیم و دین را از دهن مذهبیون ودیگران حق نداشتند . اما نظر دادن دو شرط اساسی از نگاه اسلام دارد : اول عدالت و دوم اخلاق
در چند ماه قبل دیدیم که ابوبکر جان مجددی که  جوان شریف و نجیب است  همان دستار سفید سبک اجداد خود را بسته می کند و کابل می رود و در کنار طالبان عکس ها می‌گیرد و خود را به نام حضرت صاحب ملقب ساخته است و از نظام ظالم طالب طرفداری می کند . امروز در رسانه ها دیدیم که عصمت الله جان مجددی فرزند مرحوم صبغت الله مجددی در کنار طالبان نشسته و از امنیت افغانستان صحبت می کند و به طالبان کریدت می دهد در حالیکه در افغانستان قطعا عدالت نیست . پنج سال می شود که زنان و دختران از حق کار ‌و تحصیل محروم هستند ، آزادی بیان و قلم وجود ندارد ، زورنالیسان و خبرنگاران فراری شدند ، هنرمندان و موسیقی دانان فراری شدند ، زبان رسمی کشور را پشتو ساخته اند در حالیکه اکثریت تام مردم کشور فارسی زبان هستند.
مشکل افغلنستان در ازدواج نا مشروع قوم پشتون و مذهب سنی است . این دو گروه هرگز به آزادی انسان اعتقاد ندارند . این دو گروه به آزادی بیان  و قلم اعتقاد ندارند. این دو گروه به هنر های زیبا و موسیقی  اعتقاد ندارند . این گروه به آزادی زنان در مقابل مردان از نگاه مدنی اعتقاد ندارند،   خوب ، در خانواده مجددی هستند اشخاص که مطالب خوب نوشته اند مانند مرحوم هاشم مجددی و یا از نسل نو غنی جان مجددی و اعضای روشن ضمیر دارند و امروز که در محافل شان بروید یک عده زیاد بانوان هستند که حتی حجاب نمی پوشند . جوانان ریش ندارند و اما اینها درین خانواده در  اقلیت هستند . ویدیوی عصمت  الله جان را فضل غنی جان مجددی به من فرستاد و من نوشتم که من تعجب نمی کنم زیرا ازدواج غیر مشروع قوم پشتون با مذهب سنی هنوز هم دوام دارد . غنی جان لطف کرد و به من نوشت که به خاطر چند نفر نباید یک خانواده محکوم شود . این سخن درست است و اما متاسفانه مردم از همین چند نفر انتباه می گیرند. در زمان نادر خان هم همه خانواده دخیل نبودند مگر چند نفر محدود . زمان که من جوان بودم ، در کابل قشر مذهبی در میان قشر تحصیل یافته شهرت و محبوبیت خوب نداشت . و دلیل آن همانا خاطرات دوره امانی بود و‌ دوم اینکه قشر مذهبی قادر نبود یک تحول را ایجاد کند که به شرایط زمان می بود .
به اساس ازدواج قوم با مذهب مرحوم صبغت الله مجددی برای اشرف غنی استخاره کرد که او رئیس جمهور می شود !!!!! در حالیکه ما می دانیم که استخاره را شخص برای  خود می کند در غیر آن فال بینی می شود که در اسلام مجاز نیست .
در میان این خانواده اشخاص بسیار با اخلاق و مومن هستند و اما همه ای شان دسته جمعی چه مجددی هراتی است چه کابلی چه قندهاری اعتراف نمی کنند که حالا زمان ازدواج قوم و مذهب نیست و باید به طلاق انجامد و ما یک ملت واحد شویم . وقتی عصمت  الله جان که در کنار طالب می نشنید چنین  معنی می‌دهد که  :
اول همان دوران نادر خان را در اذهان زنده می کنند .
دوم نشان می دهند که به حقوق زنان ، آزادی بیان و قلم و آزادی انسان و  حقوق بشر اعتقاد ندارند و
سوم فراموش می کنند که ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم و امروز شرایط فرق می کند .
از نسل جدید خانواده گرانقدر مجددی حتی که  اعمال دو سه نفر باشد توقع نداریم که با ظلم دست  شان بسته باشد . این بخشودنی نیست .
قرآن ظلم را به مثابه شرک می داند و دست خود را با مردم ظالم یعنی طالبان یکی کردن و خود را خاموش گرفتن درین ماه مجرم که باید بر علیه ظلم مبارزه کنیم. سوال بر انگیز است . بلی!  یکی از مشخصات ماه  محرم برای مسلمانان سنی و شیعه این است که به ظالم بیعت نکنید و با ظالم دست تانرا یکی نکنید. این اعمال ابوبکر جان و عصمت الله جان به خانواده مجددی به جای اینکه مفادی رساند صدمه می رساند مخصوصا که این اشخاص ملای پخته هم نیستند و کدام مقام علمی دینی هم ندارند .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا