خبر و دیدگاه
تأسیس بزرگترین جبهه سیاسی در افغانستان
در پی فریاد های تاریخ و خیزش های رستاخیز بزرگ ملی، موج خروشان همبستگی مردم افغانستان از میان توفانهای سهمگین زمانه سر برآورد و سرانجام خورشید «رهایی» طلوع کرد؛ خورشیدی که نویدبخش آزادی، بیداری و آغاز فصل نوین مبارزه برای نجات میهن است.
در پرتو این انوار رخشنده، به تاریخ دهم ماه می، در همایش بزرگ و تاریخی، با حضور بیش از ۲۵۰ تن از شخصیتهای نامدار و معتبر کشور، فعالین سیاسی و مدنی و نمایندگان اقوام متعدد کشور، و با حضور و ترکیب ۳۲ حزب، جریان سیاسی و اجتماعی و نهادهای فرهنگی و مدنی، «جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان» بطرز رسمی ظهور کرد. این جبهه پیامآور همبستگی، رهایی و آغاز فصل نوین مبارزه ملی برای نجات افغانستان است.
بهدنبال نومیدیهای ممتد، شکستهای سنگین و انتظارات فرساینده برای تحقق آرزوی اتحاد و همبستگی نیروهای ترقیخواه و میهندوست، بالاخره نیرویی به میدان آمد که سدها و بنبستها را درهم شکست؛ یخبندان ضخیم و تاریخیای را که همه معابر همبستگی را بسته بود، فرو ریخت؛ رودخانههای زندگیساز و امیدآفرین را به گردش درآورد و افقهای جدیدی را برای اتحاد و همبستگی زیر یک چتر بزرگ پدید آورد.
رهبران و نمایندگان ۳۲ حزب و جریان سیاسی، که در تاریخ جنبشهای ترقیخواهانه افغانستان بیسابقه بوده است، بهگونهای معجزهآسا از فصل جدایی عبور کردند و بهخاطر ندای مادر وطن و نجات آن، بهمنظور رهایی از رژیم جبار، ستمگر و وحشتبار طالبان، که افغانستان را به گهواره، پرورشگاه و آموزشگاه تروریسم جهانی مبدل ساختهاند، پیمان بستند و باشکوهترین عمارت همبستگی را بر بلندترین قله افتخارات ملی اعمار نمودند.خط راهبردی ومیدانگاه اصلی رزم این جبهه افغانستان است.
این روند تازه آغاز شده است. عزم بر آن است تا همه عناصری که داعیه رهایی، آزادی و نجات را در سر دارند و درفش دادخواهی و عدالت را به اهتزاز درمیآورند، همسفر این قافله گردیده و بهگونه متحدانه، جنبش رستاخیز ملی را در راستای نجات افغانستان بهراه اندازند. انگار پایان فصل افتراق و یکهتازی فرا رسیده است و این حرکت، بستر تکانههای نیرومند و انگیزههای سازنده را هموار ساخته است.
در جبهه، به وسعت دنیا جای وجود دارد و فرش سرخ استقبال برای ورود همه وطنپرستان افغانستان هموار است. آغوش جبهه برای بدرقه و استقبال همه میهندوستان کشور گشوده میباشد. جبهه مصمم است تا با شکیبایی، فروتنی سیاسی و دوری از هرگونه حس برتریجویی، به تکتک سازمانها، نهادها و شخصیتهای ملی مراجعه نموده و شعار اتحاد و همبستگی را بهگونه پیگیر و مستمر، در راستای ایجاد چترهای بزرگتر ملی، در عمل سیاسی دنبال نماید.
جبهه اکنون بر نخستین نردبان حیات سیاسی خویش گام نهاده است؛ اما بهخوبی میداند که عبور از دل توفانهای عظیم و حمل این بار سنگین تاریخی، نیازمند مشارکت گسترده ملی، همبستگی فراگیر و حضور آگاهانه همه نیروهای میهندوست کشور میباشد. از همینرو، جبهه با تمام ایثار، تعهد و عشق سوزان وطنپرستانه، این راه دشوار اما مقدس را ادامه خواهد داد.
جبهه، با گردهمآیی پاکترین و صدیقترین نیروهای رسالتمند و تاریخساز، در واقع ستاد مرکزی جنبش نجاتبخشی است که بهمثابه بدیل سیاسی، در زمینه پایهگذاری دولت مردمسالار، دموکراتیک، غیرمتمرکز و شهروندمحور، نقش تاریخی خود را ایفا خواهد کرد.
در همایش تاریخی معرفی جبهه، گفتمان بزرگی شکل گرفت و سخنرانان بر ضرورت اتحاد نیروهای ملی، پایان پراکندگی سیاسی، دفاع از حقوق زنان، تأمین عدالت اجتماعی، استقرار نظام مردمسالار و مبارزه مشترک برای نجات افغانستان تأکید ورزیدند.
در مهندسی ساختاری و تشکیلاتی جبهه و تأمین بافتهای نیرومند و معتبر، اصل رهبری دورانی شامل آییننامه سازمانی گردید.
به تأسی از این آییننامه، محمد عارف عرفان، رئیس شورای اروپایی حزب دموکراسی و ترقی افغانستان، بهحیث رئیس جبهه؛ آقایان حفیظ حازم، نماینده حزب راه وحدت، و صمد کارمند، رئیس شورای تفاهم مردم افغانستان ، همراه با بانو هما قسیم رییس انجمن کلتوری وفرهنگی افغان ها در فنلاند، بهحیث معاونان جبهه انتخاب گردیدند.
در اجلاس، آقای نجیبالرحمن شمال، رئیس شورای اروپایی حزب متحد ملی افغانستان، بهحیث دبیرکل جبهه برگزیده شد. همچنان، به تعداد ۱۳ نفر بهحیث اعضای کمیته اجراییه و چهار تن؛ استاد دستگیر نایل، نماینده نهاد مولانا جلالالدین محمد بلخی، داکتر حبیب منگل، داکتر حیدر عدل و بانو زرغونه ولی، بهحیث مشاوران ارشد جبهه انتخاب گردیدند.
گفتنی است که سازوکارهای تشکیلاتی جبهه، در نخستین اجلاس آن به تاریخ ۱۹ اپریل ۲۰۲۶، مورد تصویب قرار گرفته بود.
جبهه دارای جامعترین و غنیترین پلتفرم سیاسی و آییننامه سازمانی میباشد که پس از تکمیل مراحل دموکراتیک، به اسناد بنیادین جبهه مبدل گردید.
بدینگونه، با توجه به آزمونهای تلخ گذشته، راهکار نوین فکری و ساختاری، بهمثابه نقشه راه برای گذار از بحران کشور شکل گرفت. مالک اصلی این جبهه، افغانستان و مردم میهندوست آن میباشند.
امید است تا با مشارکت عظیم و گسترده همه سازمانها احزاب سیاسی و اجتماعی، نهادهای مدنی، شخصیتهای مستقل سیاسی، زنان بالنده و پرافتخار کشور و جوانان، این نیروی تاریخساز و آیندهساز وطن بتواند راهکارهایی را پدید آورد تا افغانستان را از قعر دریا و موج توفانها، از میدان جنگهای نیابتی و از چنگال اژدهای قرن ،طالبان ،بیرون آورده و مردم افغانستان را بر سرنوشت میهن شان حاکم سازد.
با احترام بیپایان
محمد عارف عرفان



