خانه » خبر و دیدگاه » شکننده گی اوضاع و ناهماهنگی ها را دست کم نگیرید

شکننده گی اوضاع و ناهماهنگی ها را دست کم نگیرید

 

افغانستان در جغرافیایی از ناکجاآباد تاریخ

خواستم در مورد اوضاع سیاسی و پیشامد های اخیر در کشور چیزی بنویسم تا گوشه ای از زوایای پیدا و پنهان افغانستان جنگ زده و ناامن را آفتابی کنم تا اندکی پرده از پشت و پهلوی حوادث در این کشور برداشته شود و با خواندن آن سوی حوادث سیمای راستین افغانستان در جغرافیای ناکجاآباد تاریخ آشکاراتر شود؛ زیرا افغانستان در این روز ها با آزمون های دشوارتر از گذشته رو به رو است. مردم نمیدانند که قرعه خوشبختی بر مصداق این شعر حافظ قرعه ای فال به نام من دیوانه زدند”، به نام کدام دیوانه ای زده خواهد شد. این در حالی است که اوضاع بیش از هر زمانی شکننده و ناهماهنگی ها در عرصه های نظامی و سیاسی وجود دارد. تروریستان با استفاده از این فرصت هر روز محاصرۀ کابل را تنگتر و فشار های نظامی و سیاسی آنان در حال افزایش است. با تاسف که اولیای امور وضعیت کنونی را دست کم گرفته و مصروف برد برد هایی اند که برد آن باخت های خطرناک را در پی  دارد. 

آری افغانستان از نیم قرن بدین سو در جغرافیای ناکجاآباد تاریخ لنگر افکنده است و کشتی توفان زدهء آن با امواج خروشان حوادث دست و پنجه نرم می کند. چنان بر روی امواج شتاب آلود زمان سوار است که حتا ” اگر غم لشکر اندازد که طرحی نو براندازد” تا باشد که این کشتی در خون تپیده و در حال نشستن در گل را به سوی ساحل نجات یا سرزمینی از کجاآباد تاریخ رهنمون شود؛ اما بازهم حوادث چنان برپشت و پهلوی زخمی این سرزمین وزنهء سنگین و وحشتناک افکنده است که پیدایی این سر زمین به خاک و خون خفته را در موجی از بازی های سیاسی مبهم و مرموز حال در ناکجاآباد تاریخ ناممکن گردانیده است. مردم افغانستان بیش از چهار دهه بدین سو با حوادث خونینی در نبرد  اند که هر روز روند جنگ و صلح آن پیچیده تر و اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن پیچیده تر می شود. اکنون کار افغانستان بجایی رسیده است و حوادث بر برج و بارویش چنان رخنه کرده و فشارآورده است که هیچ کس نمی داند، کار این کشور به کجا می رسد و بالاخره قرار از دست رفته اش را در کجایی از ناکجاآباد تاریخ دوباره باز خواهد یافت. اوضاع امنیتی افغانستان در این روز ها بدتر و خطرناکتر از هر زمانی شده است و حتا گفته می توان که بیشتر شبه آخر سال های ۷۰ و حتا پیچیده تر مرموز و مبهم تر از آن است. در این روز ها تنها طالبان نیست که به دستور آی اس آی فشار نظامی بر کابل را افزایش داده و هر روز محاصرهء کابل را تنگ تر می کنند؛ بلکه پاکستان با راکت پراکنی های ظالمانه در ولایت های کنر و با پیش آمدن از خط دیورند و کشیدن سیم خاردار و ساختن دروازه ها در خاک افغانستان بر فشار های خود بر حکومت افغانستان می افزاید. بربنیاد اطلاعات کشفی استخباراتی گفته هایی وجود دارد که قطعه های خاص ارتش پاکستان به گونهء مخفی وارد سروبی و نجراب شده و احتمال دارد که وارد مناطق دیگر افغانستان نیز شده باشند؛ اما حکومت افغانستان در این مورد چیزی نمیگوید. در صورتی که چنین باشد، حکومت افغانستان می تواند، شکایت نامهء خود پیرامون این موضوع را به گونه رسمی به شورای امنیت سازمان ملل اطلاع بدهد. این حوادث در حالی رخ داده است که بربنیاد توافقنامهء دوحه مرحلهء نخست خروج نیرو های امریکایی از افغانستان تکمیل شده است و در عین زمان حملات طالبان خلاف تعهدات شان با امریکایی ها در سراسر افغانستان افزایش یافته است. شکفته آور این که آمریکایی ها از تعهدات طالبان راضی و هرگز در صدد اعمال فشار برطالبان و پاکستان نیستند و امریکا با قبول سکوت مرگبار موجودیت پناهگاه ها و لانه های تروریستی در خاک پاکستان را به باد فراموشی سپرده است. این حالت حکایت از آن دارد که نظامیان پاکستان و طالبان در خواب خرگوشی رفته و به گفتهء معروف بالای فیل نشسته اند و رویای هندوستان را در سر دارند. آنان‌ افغانستان امروز را با افغانستان ۱۳۷۰ به عوضی گرفته و رویای سقوط حکومت افغانستان را در سر می پرورانند. 

این در حالی است که افغانستان را تنها خطر تروریزم و خطر نظامیان تروریست پرور پاکستان که به مثابهء دو روی یک سکه هستند، تهدید نمی کند؛ بلکه خطر کشور های در ظاهر درگیر نبرد با تروریزم و ابهامات در سیاست های حکومت در پیوند به پاکستان نیز افغانستان را نیز تهدید می کند که در کنار این ها فساد روزافزون در حکومت و ناپاسخگویی حکومت به خواست مردم مبنی بر به محاکمه کشاندن مفسدان رده های بالایی حکومت در افغانستان بیداد می کنند و   همۀ این ها دست به دست هم داده و تیغ از دمار مردم افغانستان بیرون کرده اند. پس با این حال سرنوشت و آیندهء افغانستان را چگونه می توان پیش بین شد. یک احتمال این است که افغانستان آگاهانه و سازمان یافته در یک بازی از پیش سنجیده شده و بده و بستان های مدیریت شده به سوی پرتگاه کشانده می شود و در حقیقت افغانستان به سوی ناکجاآباد تاریخ در حرکت است که سرنوشت آن را نمی توان پیش بینی کرد.

باتوجه به شرایط و واقعیت های موجود نظامی و سیاسی و اقتصادی افغانستان، اوضاع شکنندهء این کشور به سوی سرنوشت ناروشنی به پیش می رود. این در حالی است که تنها خطر تروریزم و حامیان و مدافعان آن افغانستان را تهدید نمی کند و این کشور را در چنبرهء بازی های سیاسی رذیلانه و افتضاح بار خورد و خمیر نمی کند؛ بلکه فاسد پروری های حکومت و چشم پوشی آن از به مجازات کشاندن مفسدان در مقام های پیشین و کنونی حکومت و افزایش معاش های بلند برای اعضای کمیسیون شکایات انتخاباتی، آنانی که باید مجازات شوند و برعکس مکافات می شوند. چه معنایی می تواند داشته باشد. از سویی هم حالت انفعالی اداره های عدلی و قضایی که انتقاد های فراوانی برآنان وارد است و تا کنون نتوانسته اند حتا یک دوسیهء مفسدان کلان را فیصلهء نهایی کنند و به محاکمه بکشانند. مسئولانه لان این اداره ها بجای اعلان فیصلهء دوسیه های مفسدان کلان، برعکس به لفاظی ها می پردازند و می خواهند با اظهار سخنان کلیشه ای در چشم مردم خاک بافگنند. این نشان دهندهء آشکار نبود ارادهء سیاسی برای حکومتداری خوب در کشور است و به اثبات می رساند که افغانستان جغرافیایی را ماند که آن را تنها در ناکجاآباد تاریخ می توان پیدا کرد و بس. 

این در حالی است که تنها مافیا های سیاسی، اقتصادی و نظامی ولابی های ددمنش آنان نیست که تیغ از دمار باشنده گان این جغرافیایی ظلمت آباد بیرون می کنند و مفسدان توانسته اند در آغوش گرم مفسد پروری های عمدی و غیر عمدی حکومت  و سکوت هوشمندانۀ دستگاه های حاکم با خاطر آرام نفس بکشند؛ بلکه فضا و زمین چنان مافیایی شده و با هفتاد قلم رنگین گردیده اند که تمامی جنایت کاران، خاینان، رهزنان و آدم ربایان در فضای آن خیلی آرام و بدون دغدغه به مانور می پردازند. این در حالی است که  مفسد پروری و فساد گستری در کنار ده های گونه جنایت و خیانت و تاراج و اختلاس که مانند موریانۀ بدنۀ  زخمی حکومت را می ساید و مفسدان خون مردم مظلوم افغانستان را مانند شیر مادر می مکند؛ اما با تاسف باید گفت که دامن مصالحه و معامله چنان باز و گسترده است که صدا های مبارزه با فساد در دهلیز اداره های عدلی و قضایی به خاموشی می گراید و همه چیز در پای بررسی و تحقیق به قربانی گرفته می شود. تنها این دشواری ها نیست که کمر این جغرافیا را شکستانده و کارش را به ناکجاآباد تاریخ کشاند است. این همه دست به دست هم داده و سرنوشت باورمندی به عدالت در افغانستان را در ناکجاآباد تاریخ رقم زده است. ناکجاآباد تاریخ یعنی سرزمین رویا ها که بشراز نخستین روز حیاتش به انتظار آن نفس شماری می کند و افلاطون آن را در “مدینۀ فاضلۀ “خود و ابن طفیل در “زنده بیدار” خود، مارکس در “یوتوپیا” خود به دنبال آن افتاده است و نه تنها تا هنوز به آن  سرزمین موعود نزدیک شده اند و برعکس هر روز از آن دورتر می شوند و بیشتر فاصله میگیرند. 

تنها این دشواری ها نیست که تروریزم را فربه کرده و اکنون تا دروازه های شهر کابل رسیده اند و در عین زمان سرنوشت داد در این سرزمین را به رویا های امکان ناپذیر بدل کرده، است و تاریخ  آنرا به ابهام کشانده است؛ بلکه قاچاق مواد مخدر و قاچاق اسلحه بلای دیگری است که در موجی از اهمال و سهل انگاری حکومت و دست داشتن شماری مقام های ارشد درآن هر روز آسیاب سنگ ستم را نیز بر سینه های مردم بیچارۀ افغانستان می چرخاند. حکومت و مردم افغانستان تنها با دشواری های یادشده دست و پنجه نرم نمیکنند؛ بلکه مبارزۀ  امریکا برضد تروریزم خود مزید بر علت شده و بجای آنکه نظامیان امریکا مبارزۀ شان را برضد تروریزم متمرکز می کردند، برعکس مصروف قاچاق مواد مخدر شدند و مبارزه با ترویزم را ابزاری برای بدست آوردن ثروت و تاراج دارایی های افغانستان تلقی کردند. این  رویکرد نظامیان امریکا را واداشت تا بجای مبارزه با تروریزم و نابودی خشخاش و کاهش مواد مخدر در افغانستان، برعکس به گزارش سازمان ملل سرگرم کمک به دهاقین هلمند برای افزایش کشت خشخاش شدند. 

براساس اطلاعات اداره مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد، واشنگتن به هیچ وجه حاضر به نابودی سود کلان حاصل از تولید مواد مخدر در افغانستان نیست، زیرا این سود علاوه بر اینکه آمریکا را به هدف حضور در منطقه رسانده، این حضور را تثبیت هم کرده است. این در حالی است که براساس اطلاعات اداره مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد، افزایش قاچاق مواد مخدر سالانه موجب مرگ حدود ۱۰۰ هزار نفر می شود. همچنین قاچاق موادمخدر موجب تقویت مالی تروریست ها و توسعه شبکه های افراط گرایی می شود که امنیت و صلح را تهدید می کنند. چنان که ضمیر کابلوف نمایندهء خاص رئیس جمهور روسیه افشا کرد که مقام های ارشد استخباراتی آمریکا در افغانستان در قاچاق مواد مخدر دست دارند. وی افزود که این مقام های استخباراتی امریکا مواد مخدر را از میدان های هوایی قندهار، هلمند و بگرام به رومانیا و هنگری و هرجا که بخواهند، بصورت آزادانه قاچاق می کنند. وی این سخنان را در پاسخ به ادعا ها مبنی بر دادن پول از سوی روسیه به طالبان برای کشتن امریکایی ها ابراز کرد. پس از آن رسانه ها از انتقال پول مشکوک یک صد هزار دالری به حساب یک شهروند افغانستان به نام همت سخن گفتند که از طریق او به جیب طالبان واریز می شود. 

چنان که پیش از این در جنگ های کشور های جنوب شرق آسیا پس از دهۀ شصت میلادی قاچاق مواد مخدر بوسیلهء نظامیان آمریکایی در جنگ های جنوب شرق آسیا مانند؛ لائوس و کمبودیا و ویتنام شایع شده بود که نظامیان آمریکایی در تابوت ها مواد مخدر را بوسیلهء طیاره ها قاچاق می کردند. این قاچاق در تبانی با مافیای کشور های یادشده و مافیای جهانی انجام می شد و هنوزهم انجام می شود. از همین رو ریشه های اختلاف میان وزارت خارجهء آمریکا و اداره های دفاعی و استخباراتی این کسور را در جهان مانند افغانستان و کشور های دیگر می توان در قاچاق مواد مخدر جستجو کرد. از همین رو نظامیان آمریکایی هر از گاهی خواهان ادامهء جنگ و اداره های دیپلوماتیکی این کشور خواهان پایان جنگ های بیرون از این کشور هستند. این سبب شده تا بحث صلح و جنگ در قاموس جنگ های آمریکا به یک موضوع متنازع فیه میان قوت های سه گانهء این کشور بدل شود. در این شکی نیست که در عقب این هیاهو جنگ استخباراتی روسیه و آمریکا در جنگ نیابتی آنان در افغانستان نهفته است و اما در ورای این بازی حقایق آشکاری هم خودنمایی دارد که حاکی از یک سلسله افشا گری ها است و از دخالت دستان شیطانی قدرت های جهانی در افغانستان پرده برمی دارد و در ضمن آشکار می سازد که جنگ افغانستان زیر نام مبارزه با تروریزم در واقع جنگ مواد مخدر و جنگ مافیا های مواد مخدر و قاچاق اسلحه و قاچاقچیان مواد مخدر است.

گفته های بالا دست کم اندکی از موجودیت پیچیده گی و ابهام و رمزآلودی ها در جنگ افغانستان و از به ابهام رفتن جنگ و صلح دراین کشور پرده برمی دارد و به این حقیقت مهر تایید می گذارد که سرنوشت جنگ و صلح در این کشور چنان پیچده شده است که پیدایی افغانستان و سرنوشت آن در جغرافیایی مانند افغانستان هنور در ناکجاآباد تاریخ قرار دارد. امروز کار بجایی رسیده است که تروریستان و حامیان آنان هوای با خروج نیروهای خارجی هوای سال ۱۳۷۰ را در سر می پرورند. از همین رو است طالبان تا پیش از آن کاری برای صلح نمایند، تمامی توانایی خود را برای رزم آرایی های نظامی و سقوط کابل آماده می سازند. چنان که در این روز ها تحرکات طالبان در اطراف نزدیک به کابل افزایش یافته است. شاید طالبان در این داوری خود در شناخت اوضاع مرتکب اشتباه شده باشند؛ زیرا در آن زمان تمامی مردم بویژه شهروندان کابل مخالف نظام بودند و دولت تنها بود به تنهایی  سقوط کرد که اکنون همه چیز برعکس است و بازهم نمی توان به این حمایت مردم از حکومت دل بست. دلیلش آشکار است، حکومت نتوانست در دل های مردم راه باز کند و بجای قرار گرفتن در کنار مردم در کنار مفسدان بزرگ و مافیا های کلان افتاد. این موضع ضعیف حکومت مردم را در سراشیب گزینش بد از بدتر قرار داده است که خیلی خطرناک است و حکومت با اتکای خوش باورانه به نیروی های دفاعی و امنیتی کشور، در حال بازی با سرنوشت مردم افغانستان است. این در حالی است که اوضاع نظامی و سیاسی در کشور بیش از هر زمانی شکننده است و نامدیریتی و ناهماهنگی در تمامی عرصه ها وجود دارد. با تاسف که در شماری موارد مقامات ارشد و تصمیم گیرنده گان اصلی در خلای اطلاعاتی قرار داده می شوند که خیلی خطرناک است  و هراس آن می رود که این کار سازمان یافته و دستوری از سوی شبکه های استخباراتی نباشد. هرچند شماری از اوضاع مطمین اند و اما شماری چنان نگران اند که می ترسند، خدای نخواسته حادثۀ ۶ میزان ۱۳۷۵ بر سر شان تکرار نشود. طالبان در آخر شب با موتر های شان وارد کابل شدند و صدا های بلند رادیو های شان خواب از چشمان مردم را ربودند.  پس گفته می توان که افغانستان  اکنون در جغرافیایی از ناکجاآباد تاریخ قرار دارد و هر نوع امیدواری به این زودی ها به یک افغانستانی که بتوان سرنوشت آن را در کجاآباد تاریخ خواند و صلح و آرامش و ثبات را در آن به گونۀ واقعی دید؛ امری محال و ناممکن است. یاهو

 

۱ –  https://bit.ly/3hpYyTP

۲ –  https://bit.ly/30vnliu

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com