خانه » خبر و دیدگاه » پاکستان اژدهای درخود پیچیدۀ تروریزم که زهر می پاشد و زوزه می کشد

پاکستان اژدهای درخود پیچیدۀ تروریزم که زهر می پاشد و زوزه می کشد

 

از آنجاکه پاکستان و تروریزم حیثیت دو روی یک سکه را دارد و بحث بر سر پاکستان به مثابۀ بزرگ ترین حامی تروریزم در جهان معنای بحث بر سر تروریزم را ارایه می کند. نه تنها این که بل؛ پاکستان اژدهای در خود پیچیدۀ تروریزم را ماند که در موجی از زهر پاشی ها و وحشت آفرینی های تروریستی چنان زوزه می کشد و نفرت می پراگند که به منفور ترین و ذلیل ترین کشور حامی تروریزم بدل شده است. حالا این اژدهای تروریزم چنان در خود پیچیده و خشم گین و نفرت انگیز گذشته های زشت و وحشتناک خود را به تماشا نشسته است که نه تنها افغانستان چون کابوسی برافکار رهبران نظامیان و ملکی پاکستان سایه افگنده است؛ بلکه در موجی از فرنگشتاین طالبانی و تروریزم، سرنوشت آیندۀ پاکستان و مردم شان را نیز به کابوس بدل کرده اند.  

تهاجم شوروی به افغانستان در واقع فرصت طلایی را بدست پاکستان داد تا به یاری امریکا و سایر کشور های غربی به شمول کشور های منطقه مانند، چین و ایران و کشور های عربی زیر نام دفاع اسلام و مقابله با تهاجم شوروی بر یک کشور مسلمان، توسن نظامی و سیاسی خویش را بر سینه های مردم افغانستان تندتر و بی محاباتر از هرزمانی براند. پس از تجاوز شوروی در اواخر دهۀ هشتاد، پاکستان میزبان هزاران رزمندۀ داوطلب مسلمان از کشور های عربی و سایر کشور های مسلمان در جنوب آسیا و حتا کشور های اروپایی گردید. تهاجم شووری در حقیقت پاکستان را به بهشت نارضیان جهان اسلام بدل کرد و شماری رهبران کشور های مسلمان مانند، عربستان سعودی، یمن، مصر، تونس، الجزایر، فلپین … خواستند تا با فرستادن هزاران رزمندۀ داوطلب به پشاور خود را از تهدید گروه های اسلامی در کشور های شان رهایی ببخشند. صدور این رزمنده گان بوسیلۀ شیخ ها و رهبران مستبد عرب و غیر عرب به پشاور جهت اشتراک در جهاد افغانستان در اصل ریشۀ اسلامی نداشتِ؛ بلکه این تصمیم ناشی از هراس و تهدید هایی بود که کشور های یادشده نسبت به حضور گروه های اسلامی در کشور های خود داشتند. آنان خواستند تا با صدور رزمنده گان این گروه ها به پشاور از خطر داخلی این گروه بکاهند و از سویی هم افکار مردم شان را از مسایل داخلی منحرف کرده و متوجۀ اوضاع افغانستان نمایند. این کشور ها زیرنام کمک به جهاد افغانستان میلیون ها دالر را به گونۀ سخاوتمندانه به پاکستان فرستادند و با تاسیس موسسه های گوناگون مانند؛ دفتر خدمات، عالم اسلامی، هلال احمر و غیره هزینه های جنگی این رزمنده گان را نیز فراهم کردند که سرازیری این پول ها به پاکستان، روح تازه در اقتصاد ضعیف و ورشکستۀ پاکستان دمید. نه تنها این که امریکا بخاطر حمایت پاکستان از جهاد مردم افغانستان، فعالیت برنامۀ اتومی پاکستان را مجاز شمرد و از برکت جهاد افغانستان، اسلام آباد به قدرت اتومی مبدل شد.

سرازیر شدن این گروه ها به پاکستان به ماۀ عسل  نظامیان پاکستان بدل شد و نظامیان پاکستان که از گذشته ها افغانستان در نبرد با هند عمق استراتیژی خویش حساب می کردند و از سویی هم در رقابت با هند خواهان یک افغانستان گوش به فرمان خود بودند. بنا بر این از ورود تمامی داوطلبان استقبال کرده و تمامی آنان را به کمپ های آموزشی فرستاد تا تحت نظر نظامیان پاکستان آموزش های نظامی را سپری کرده و به جبهه های جهاد افغانستان بروند. هرچند این رزمنده گان با گروه های مختلف جهادی تماس داشتند و اما بیشتر مستقل بودند؛ زیرا که از لحاظ اکمالاتی مستقل از گروه های جهادی بودند. در همین کاروان بود که اسامه ها، عبدالله اعزام ها و ده های دیگر به تاسیس دفتر های مختلف در پاکستان آغاز کردند. هرچند هفت گروۀ جهادی افغانستان در پاکستان اجازۀ فعالیت رسمی داشتند و اما ده ها گروۀ دیگر پاکستانی، عربی و غیر عربی در رکاب مجاهدین افغانستان در پاکستان فعال شدند.

به گزارش منابع موثق و اعتراف مقام های پاکستانی اکنون بیش از هفتاد گروۀ تروریستی در پاکستان فعال اند و گوش به فرمان نظامیان پاکستان بسر می برند تا پروژه راه اندازی وحشت و دهشت در کشوری را ازآنان بدست آورند. نظامیان پاکستان از گذشته ها تا کنون، چه برای گروه های جهادی و چه حالا برای گروه های تروریستی، پول را پس از انجام عملیات تخریبی می پرداخت. اکنون از جمله ۷۰ گروۀ تروریستی فعال در پاکستان، بیشتر از ۲۴ گروۀ آن مانند، گروۀ وابسته به ملا منصور، طالبان مربوط ملا رسول، داعش،  تحریک طالبان پاکستان، سپاه صحابه، لشکر جهنگوی، حرکت والاجهاد الاسلامی، القاعده، جنبش اسلامی اوزبکستان، حرکت الجهاد الاسلامی، حزب اسلامی خالص،  لشکر طیبه دارند، لشکر اسلامی، گروه تروریستی هندی، جنبش ترکستان، جهیش محمد، شبکه حقانی، امارات اسلامی وزیرستان، سپاه صحابه پاکستان، تحریک نفاز شریعت محمدی، اتحاد جهاد اسلامی، لشکر جهنگوی، حرکت المجاهدین، گروپ ملا داداله، بریگارگوریلائی ۰۵۵ اعراب مربوط القاعده، امارات قفقاز به رهبر چچنی ها در افغانستان مصروف فعالیت های دهشت افگنی اند که پایگاه های اصلی شان در پاکستان می باشد که تحت چتر شورا های پشاور، کویته، کراچی و پامیر فعالیت دارند و شمار رزمنده گان شان در حدود هفتاد هزار تن تخمین شده است.  تمامی این گروه های تروریستی از سوی پاکستان تجهیز، تمویل می شوند و پس از آموزش های نظامی به افغانستان فرستاده می شوند.

بر بنیاد معلومات بدست آمده در حدود سی گروۀ تروریستی در جهان اسلام فعال است که هر کدام آنان در پاکستان پایگاه ها دارند. این گروه ها شامل گروۀ ابوسیاف در فلپین وابسته به القاعده و شماری هم وابسته به داعش، گروۀ احرار السنه در لبنان سال تاسیس ۲۰۱۴ طرفدار داعش، احرار الشام در شمال غرب سوریه، سال تاسیس ۲۰۱۱ تحت حمایت ترکیه، جیش الاسلام در سوریه متشکل از ادغام گروه های مختلف تحت حمایت عربستان سعودی، لوای توحید در حلب سوریه، میانه رو و طرفدار دولت اسلامی، ایتلاف جبهۀ اسلامی تحت حمایت ترکیه، قطر و برخی کشور های دیگر، الجبهه الشامیه تحت حمایت ترکیه، قطر، گردان های زنان الخنساء وام الریان شامل زنان مجرد بین سن ۱۸ تا ۳۵ حامی داعش، ضغور الشام متشکل از زندانیان سوری و مخالف دولت سوریه، جبهه اسلامی سوریه، یک ګروۀ تروریستی فعال در ولایت های ادلبُ حماه و الرقه،  گروه خراسان متشکل از برخی افراد القاعده و فعال در شهر حلب، انصار الشریعه لیبی فعال در لیبی و پیرو داعش، انصار بیت المقدس مصرفعال در صحرای سینا و پیرو داعش، بوکوحرام در نیجریه سال تاسیس ۲۰۰۲ و حامی داعش، جماعت اسلامی اندونزی سال تاسیس ۱۹۷۳ به رهبری ابوبکر وابسته به القاعده و بغدادی، جماعه الاعتصام بالکتاب و السنه در سودان وابسته به اخوان و اما پس از سال ۲۰۱۴ وفادار با داعش، جندالخلیفه در قزاقستان متحد القاعده و فعال در این کشور، حرکه شام الاسلام متشکل از شهروندان مغربی و پیرو القاعده، حرکه فجر الشام الاسلامی یک ګروۀ تروریستی سوری، حزب اسلامی ترکستان شرقی فعال در آسیای میانه و چین و داری پیوند نزدیک با القاعده، داعش و جبهۀ النصر، تحت حمایت نظامی و سیاسی ترکیه، عدالت‌گستران جوان اسلامی در سومالی برخوردار از حمایت های لوژستیکی و مالی اریتره و عربستان سعودی، حرکت جوانان مجاهد در سومالی کنیا و مالی فعال در کنیا و سومالی و احتمالاً در اتیوپی، گردان جهادگرا و ترویست فعال در غرب افریقا، سازمان القاعده در مراک سال تاسیس ۲۰۰۵ فعال در الجزایر، جماعت انصار الدین مالی و لیبی، جنبش توحید و جهاد سال تاسیس ۲۰۱۱ و فعال در شمال مالی، سازمان مجاهدین عرب چچن بنیانګذار آن امیر خطاب و تحت فرماندهی ابوالولید عبدالعزیز الغامدی،  جنبش اسلامی اویگورها فعال در  سین کیانگ چین، گروه جماعت شریعت داغستان و جیش المهاجرین و الانصار بنیانگذار آن عمر شیشانی و مرکب از عناصر چچنی حاضر در جنگ سوریه وفادار به داعش می باشند که عمر شیشانی در سال ۲۰۱۶ در ولایت صلاح الدین عراق به هلاکت رسید.  این گروه ها که تعداد شان به ۲۷ گروه می رسد. هرچند در سایر کشور های اسلامی از شرق میانه تا شاخ افریقا و جنوب آسیا فعال اند و اما مرکز اصلی بیشترین این گروه های تروریستی پاکستان است. حضور این گروه در پاکستان نه تنها زمینه را برای استفاده جویی های نظامیان پاکستان از آنان فراهم کرده است؛ بلکه پول هایی که از سوی شیخ های خلیج و سایر شبکه های تروریستی ومافیایی برای آنان می رسد. این پول ها در تقویت اقتصاد پاکستان و نظام مالی آن تاثیر گذار است.

حال شگفت آور این است که جهانیان می دانند که پاکستان مرکز و لانۀ تمامی گروه های تروریستی در جهان است و موجودیت این گروه ها در این کشور خطری به مراتب بزرگ تر از بمب هسته یی پاکستان است؛ زیرا این گروه ها از سوی پاکستان نه تنها به افغانستان؛ بلکه به تمام جهان صادر می شوند و نظامیان پاکستان در صدور آنان نقش تعیین کننده دارد؛ اما جهان بویژه امریکا و انگلیس و سایر کشور های اروپایی در برابر این جنایت پاکستان لب به سکوت نهاده اند. در حالی که پاکستان خطرناک تر از اژدهای تروریزم چنان بر روی مار های پیچیدۀ  تروریستان خیمه و خرگاه زده است و سر زهر آلود خویش را کیلومتر ها بلند کرده و به تمامی جهان زهر پاشی می کند و این همه وحشت آفرینی ها را با زوزه کشیدن ها جشن می گیرد.

این سکوت مرگبار در برابر پاکستان نه تنها مردم مظلوم افغانستان؛ بلکه تمامی ملت های مظلوم را به شگفتی واداشته است که چگونه جهان در برابر این اژدهای وحشت لب به سکوت دوخته اند و تا هنوز هم بر نظامیان پاکستانی تعزیرات وضع نکرده اند و حتا در فکرش هم نیستند. این نشان می دهد که زیر کاسه نیم کاسه است و پاکستان از سوی آنان بحیث “جیزگر” تروریزم در جهان قبول شده است. هرگاه چنین نمی بود، تصمیم های سیاسی و در کل بی تفاوتی کشور های جهان در برابر پاکستان این چنین نمی بود. امریکا می داند که با بسته شدن لانه های تروریستی در پاکستان نه تنها جنگ در مدت کوتاهی در افغانستان پایان می یابد؛ بلکه بخش بیشتری از جهان که اکنون معروض به خطر  تروریزم اند، از شر تروریستان رهایی پیدا می کنند. بازی های گرگ و میش قدرت های کلان بویژه امریکا با پاکستان به مثابۀ اژدهای در خود پیچیدۀ تروریزم سبب شد که امروز تروریستان در سطح کشور های منطقه و جهان اعتبار بیشتر از حکومت افغانستان پیدا کنند.

اکنون پاکستان، روسیه، چین و ایران توانسته اند تا جایگاه طالبان را در سطح جهان چنان بلند ببرند که پاکستان از آنان برضد افغانستان، هند و حتا ایران و کشور های دیگر منطقه از آنان برضد امریکا استفاده کنند؛ اما حال دارد، قرعۀ فال نظامیان تروریست پرور پاکستان پس از گفت و گو های امریکا با طالبان به گونۀ دیگری رقم بخورد و رشتۀ جهل سالۀ پاکستان رشته شود. از سویی هم تیر شیخ های خلیج و آخوند های ایران در رقابت بر سر افغانستان به خاک بخورد و گوی سبقت را امریکا از هر دو به چنگ آورد؛ زیرا وضعیت طوری پیش آمده است که حامیان منطقه یی و خلیجی طالبان از فرنگستاین طالبانی ترسیده اند تا مبادا امریکا با طالبان در پشت پرده کنار آید و منافع آنان را در افغانستان ضربه بزند. این گمانه زنی ها زمانی افزون شد که امریکا حکومت افغانستان را در مذاکرات با طالبان دست کم گرفت. این مسأله نگرانی هایی را به بار آورده است که امریکا در صدد بیرون شدن از افغانستان است و با بازی با طالبان جنگ و درگیری دیگری را برای مردم افغانستان یه میراث می گذارد. این در حالی است که صلح افغانستان تنها در نتیجۀ تفاهم و اجماع کشور های منطقه و جهان می تواند، امیدوار کننده و پایدار باشد. تنها در صورت تضمین آنها است که می توان به پایداری صلح و عدم مداخلۀ کشور های منطقه و جهان در افغانستان مطمین شد؛ زیرا تا زمانی که مداخلۀ کشور ها در امور افغانستان قطع نشود، صلح در این کشور رویایی بیش نیست. هرچند گفته هایی وجود دارد که امریکا برای بیرون کردن ریگ از کفش های طالبان چندان به توفیقی دست نیافته است و احتمال دارد که امریکا ناگزیر شود تا دست به دامن پاکستان، این اژدهای تروریرم بزند و بساط معامله با این کشور را برای به دام افگندن طالبان هموار کند؛ اما حال که در نتیجۀ نبود اجماع داخلی و ناکامی حکومت و گروه های سیاسی برای رسیدن به اجماع ملی، حکومت و مردم افغانستان از صحنۀ مذاکرات رانده شده اند. از دیپلوماسی های پیدا و پنهان همراه با چانه و فشار امریکا پیدا است  که پس از این معامله هر طوری که رقم بخورد، برضد مردم افغانستان بوده و بازندۀ اصلی بازی آنان خواهند بود. یاهو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com