خانه » خبر و دیدگاه » پاکستان به مثابۀ ستون شرارت و بازی های چند پهلوی سیاسی واستخباراتی آن

پاکستان به مثابۀ ستون شرارت و بازی های چند پهلوی سیاسی واستخباراتی آن

 

لغو نشست اسلام آباد،  رخداد های انتحاری در زاهدان و کشمیر و سفر ولیعهد عربستان:

پاکستان به مثابۀ ستون شرارت و دانۀ سرطانی در منطقه در پشت تمامی حوادث تروریستی در منطقه و جهان دست دارد و نظامیان این کشور به مثابۀ بازی گران اصلی با نشان دادن سکه های چند پهلو، بازی های خطرناک سیاسی و استخباراتی را در منطقه به راه افگنده اند. نظامیان پاکستان که تجارب فراوان سیاسی و استخباراتی دارند و در بازی های تروریستی هم دست بالا دارند. آنان هر از گاهی کوشیده اند تا بازی های سیاسی را در موجی از بازی های استخباراتی همراه با انتحار و انفجار برنده باشند و با راه اندازی نشست های سیاسی و به کار بستن مکر های تروریستی به اهداف سیاسی، اقصادی و نظامی شان نایل آیند.

قرار بود، دوشنبه ۲۹ حوت سال روان، طالبان با زلمی خلیل زاد نمایندۀ ویژه امریکا برای صلح افغانستان و عمران خان در اسلام آباد پاکستان دیدار و گفت و گو نمایند؛ اما این دیدارلغو شد. طالبان دیشب در اعلامیه یی گفتند که نام‌های اکثر اعضای هیأت مذاکره کننده این گروه در لیست سیاه ملل متحد است و بنا بر این به پاکستان سفر کرده نمی‌توانند. طالبان مأیوسی شانرا در این زمینه ابراز کردند. طالبان پیش تر از این اعلان کرده بودند به تاریخ ۱۸ فبروری در اسلام آباد و ۲۵ فبروری در دوحه با هیأت امریکایی دیدار و گفتگو می‌کنند. این اعلامیۀ طالبان پس از آن منتشر شد که سخنگوی وزارت خارجه افغانستان گفت، ​اعضای هیأت طالبان زیر تحریم سازمان ملل قرار دارند و این اقدام نقض صریح و آشکار قطعنامه‌های سازمان ملل و حاکمیت ملی افغانستان است. وی مسألۀ حاکمیت ملی را خط قرمز خواند و افزود که این موضوع را بسیار جدی پی‌گیری می‌کنند و به سازمان ملل در این مورد شکایت می کنند. پیش از آن عمران خان در گف وگو با تلویزیون  العربیه گفت، می‌خواهد، در همکاری با عربستان سعودی نقش خود را در خاموش ساختن آتش افروخته شده در کشورهای اسلامی ادا کند. وی به ماموریت خلیل زاد برای پایان جنگ هفده ساله در افغانستان اشاره کرد و افزود که می خواهد، نقش خود را در این زمینه ادا کند. شهزاده محمد بن سلمان ناوقت دیروز وارد پاکستان شد جایی‌که قرار است در آن با مقامات پاکستانی دیدار کند. پاکستان به دلیل حمایت‌اش از تروریستان با فشارهای شدید اقتصادی از سوی امریکا مواجه است و سعودی پروژه‌های به ارزش ۲۰ میلیارد دالر را با آن امضا می‌کند.

هرچند طالبان دلیل لغو دیدار با خلیل زاد را موجودیت نام های هیأت مذاکرۀ کنندۀ شان در فهرست سیا خواندند و اما آنچه مسلم است، این که اعلامیۀ پیش از وقت وزارت خارجۀ افغانستان مقام های اسلام آباد را بیدار کرد و آنان تصمیم گرفتند تا این سفر را لغو کنند و چه خوب بود که افغانستان منتظر می ماند و پس از دیدار علنی و رسمی طالبان باخلیل زاد و عمران خان و شاید هم با محمد بن سلمان، در این رابطه به سازمان ملل شکایت می کرد. در این حال تیر افغانستان بیشتر به هدف می خورد و در حالی این صورت می گرفت که پاکستانی ها به قول معروف “دزد با پشتاره” در زیر انبان فشار سیاسی حکومت افغانستان قرار می گرفتند؛ اما با تاسف که شتاب کابل اسلام آباد را زودتر از خواب غفلت سیاسی بیدار کرد. این به معنای آن نیست؛ زیرا رهبران طالبان در پاکستان حضور فعال دارند و نظامیان پاکستان از تمامی فعالیت های نظامی و سیاسی آنان آگاهی دارند و فعالیت های طالبان را در تمام عرصه ها مدیریت می کنند. بنا براین فرمان طالبان در دستان آهنین نظامیان پاکستان است و عمران خان بحیث نخست وزیر پاکستان تنها کسی است که اوامر نظامیان پاکستان را در رابطه با طالبان اجرا می کند. هدف اسلام آباد از این نشست از یک طرف نوعی رسمیت دادن به طالبان و از سویی هم تبلیغات در جهت برتری آنان بود که خوش بختانه تیرش به هدف اصابت نکرد. بنا بر این لغو دیدار طالبان با عمران خان موضوعی نیست که زیاد روی آن بحث شود. در عین حال خلیل زاد در گفت و گو با طلوع نیوز از عدم اشتراک در نشست پاکستان ابراز خوشی کرد و افزود که پاکستان هنوز به وعده های خود برای مبارزه با تروریزم عمل نکرده است و در ضمن از عربستان خواست که قرار داد هایش با پاکستان را مشروط به مبارزه با ترویزم بسازد.

از سویی هم روی دوم سکۀ این بازی که طالبان از آن به عنوان مانع گفت و گو ها با خلیل زاد و نخست وزیر پاکستان یاد کرده اند، باز هم بر می گردد به تصمیم نظامیان پاکستان و نه طالبان؛ زیرا نظامیان پاکستان با این کار خواسته اند تا امریکا را تحت فشار قرار بدهند که انس حقانی یک تن از اعضای گفت گو کننده گان طالبان با خلیل زاد را که اکنون در بند حکومت افغانستان قرار دارد، از زندان بگرام رها کند. این حرکت در واقع عوضی خواستن اسلام آباد از خلیل زاد است که پاکستان مدعی است، ملا برادر را به خواست نمایندۀ ویژۀ امریکا از یکی از مهمان خان های نظامیان پاکستان رها کرده است. پاکستان شاید فکر کرده باشد که با این کار به روند صلح کمک کرده و خلیل زاد را هم  راضی کرده است؛ اما خلیل زاد در آخرین ابراز نظر خود در مورد پاکستان گفت که نقش اسلام آباد در پیوند به صلح افغانستان خیلی مهم است و اما پاکستان هنوز د راین مورد نقش مهم خود را ادا نکرده است. این اظهارات خلیل زاد می رساند که پاکستان هنوز آماده نیست که در رابطه به صلح افغانستان نقش اساسی خود را ادا کند و طالبان را برای گفت  و گو های رو در رو با حکومت افغانستان ناگزیر نمایند؛ زیرا آقای خلیل زاد نگرانی های کابل را در مورد صلح درک کرده است. او می داند که آقای غنی نگران است، امریکا در صدد خروج از افغانستان است و می خواهد، دولت شکنندۀ افغانستان را در معرض فروپاشی و شکست قرار دهد. از این رو مشاوران رئیس جمهور نگران این هستند که آقای خلیل‌زاد دارد پایانی را با طالبان رقم می زنند که دولت افغانستان را در حاشیه گذاشته و دور می‌زند. بنا براین مشاوارن رئیس جمهور به ماموریت خلیل زاد به دیدۀ شک می بینند. آنان به یکی از نخستین نشست های آقای خلیل‌زاد با رییس‌جمهور افغانستان پس از انتصاب به عنوان فرستادۀ امریکا، به عنوان مدرک این نادیده‌انگاری اشاره می‌کنند. نزدیکان رییس‌جمهوری می‌گوید که آقای خلیل‌زاد قبلا با طالبان ملاقات کرده بود اما وقتی آقای غنی از وی دربارۀ ملاقاتش با طالبان پرسید، خلیل‌زاد به دلایلی انجام چنین کاری را منکر شد. با توجه به این نگرانی ها بود که سخنگوی رئیس جمهور از توافقات میان رئیس جمهور و خلیل زاد سخت گفت و افزود که تفاوت نظر ها در پیوند به گفت و گو های صلح از بین رفته است و پس از این خلیل زاد در رابطه به اجندای مذاکراتش با طالبان با حکومت افغانستان مشوره می کند. در همین حال خلیل زاد به طلوع نیوز گفت، حکومت را در جریان گذاشته تا یک هیأت با قاعدۀ وسیع را برای گفت و گو با طالبان تشکیل بدهد. هرچند در مورد رهبری این هیأت چیزی نگفت و اما از لحنش پیدا بود که رهبری این هیأت  به گونۀ رسمی به دوش حکومت نخواهد بود. وی افزود که هرگاه حکومت برای این کار موفق نشود، رخداد نشست مسکو رخ می دهد که روند صلح را صدمه میزند.

اما از رویکرد های سیاسی اسلام آباد فهمید می شود که دست از تروریزم پروری بر نمی دارد و از همین رو گفته می توان که سفر بن سلمان به پاکستان در میان هیاهوی تبلیغاتی اسلام آباد در رابطه به امضای ۲۰ میلیارد دالر قرار داد با سرمایه داران سعودی و انتقال او با دریوری نخست وزیر پاکستان به محل اقامتش نوعی مانور در برابر واشنگتن بود که نشاندهندۀ نگرانی های واشنگتن است. در همین حال، این بیانگر نوعی بی نیازی اسلام آباد به امریکا است که پاکستان می خواهد،  در موجی از اختلافات سعودی و ایران از آن به نفع خود سود جوید.

از آنجا که بازیگر اصلی تروریزم نظامیان پاکستان اند، حرف اول را آنان می گویندو تصمیم نخست را هم آنان می گیرند؛ زیرا افسار بیش از هفتاد گروۀ تروریستی فعال در پاکستان در دستان آنان است. از این رو برای دلخوشی  محمد بن سلمان در آستانۀ سفر او دست به دو ابتکار تروریستی زدند. نظامیان پاکستان پیش از سفر سلمان به این کشور دو حادثهء همزمان و خونین انتحاری را بوسیلهء اعضای گروه جیش العدل، جیش محمد و لشکر جنگوی در همکاری با سایر گروه های تروریستی  در زاهدان ایران و در کشمیر هندوستان به راه افگنندند. هرچند هدف اصلی نظامیان پاکستان حملۀ زاهدان بود. نظامیان پاکستان این حمله را در آستانۀ  سفر ولیعهد سعودی به پاکستان انجام دادند که  قرار بود با طالبان نیز گفت و گو کند و در هماهنگی با حکومت پاکستان طالبان را به محور بازی های شیخ های سعودی و آخوند های ایرانی بیشتر بکشاند. بدون تردید سفر بن سلمان برای پاکستان مهم تر از این نشست می باشد.

از سویی هم نظامیان پاکستان خواستند، در حادثۀ انتحاری کشمیر، هند را نیز تحت فشار قرار بدهند که گویا با وجود فشار های هند، هنوز هم ابتکار سیاسی برای پایان منازعه در منطقه را زیر نام تروریزم در دست دارند و از سویی هم روابط سعودی و هند را نیز نشانه رفتند و خواستند که خیلی زیرکانه آن را تخریب  کنند. این درحالی است که هند و سعودی پس از سال ۱۹۴۷م روابط دیرینه یی با هم دارند. اولین سفر نخست وزیر هند(نهرو) به عربستان در سال ۱۹۵۵ م انجام شد. همان سال شاه سعود سفری به هند کرد. دومین سفر یک مقام بلندپایه خانم گاندی در سال ۱۹۸۲ بود و بعد از آن در یک دوره طولانی سفر مقام بلند پایه بین دو کشور انجام نشد تا این که ملک عبدالله شاه عربستان در سال ۲۰۰۶ به دهلی سفر کرد. و در سال ۲۰۱۰ مان موهان سینگ نخست وزیر هند به ریاض رفت. اولین سفر مودی به کشورهای عرب منطقه خلیج فارس در سال ۲۰۱۵ بود. وی به امارات سفر کرد. مودی در آوریل ۲۰۱۶ در ریاض با سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان دیدار کرد، در ژوئن همان سال نیز به قطر سفر کرد.به گفته برخی منابع در وزارت خارجه هند، برنامه سفرهای اوایل سال ۲۰۱۷ مملوء از دیدار با رهبران کشورهای عربی است و این نشان دهنده گرایش شدید هند به خاورمیانه است. عربستان و هند درمورد ارتقای سطح همکاری‌ها میان خود در زمینه مبارزه با تروریسم، تبادل اطلاعاتی و مقابله با حمایت مالی از تروریست‌ها به توافق رسیده اند. تحلیلگران بر این باورند که گرایش هند به کشورهای عرب منطقه خلیج فارس در قالب استراتژی نخست وزیر هند برای تنگ کردن فضا در مقابل پاکستان است. هند تا پیش از سال ۲۰۱۴ هیچ گونه سیاست جدی برای ارتباطات قوی با کشورهای غرب آسیا نداشت. از سویی هم در دوره تحریم های نفتی ایران، این عربستان بود که مرتب به هند و کشورهای آسیای شرقی هیأت می فرستاد که به جای ایران از عربستان نفت خریداری کنند و پیشنهادات سودمندی به خریداران می داد.  این موضوع درمورد هند بسیار فعالانه صورت می گرفت.

با آن که روابط هند با عربستان دشواری های زیاد داخلی و بین المللی را برای هر دو کشور دارد؛ اما هندی ها ناگزیر اند تا در روابط خود با عربستان و ایران نوعی توازن برقرار کنند که موضوع پاکستان، جهان اسلام و بحث تروریزم و اختلاف نظری که این کشورها راجع به این موضوعات دارند قابل توجه است .سفر بن سلمان به هند پس از عقد قرار داد ۲۰ میلیارد دالری نشان دهندۀ نگرانی های کشورش در مورد نگرانی های هند در رابطه به پاکستان است. وی در این سفر به هند روی روابط عربستان با هند و عقد قرار داد های اقتصادی شاید بحث کند و در ضمن هند را اطمینان بدهد که کمک های اقتصادی کشورش به پاکستان برضد نمی باشد؛ اما این گونه اظهارات بن سلمان برای آنان قابل باور نیست؛ زیرا تا زمانی که پاکستان برای مبارزه با تروریزم در عمل اقدام های جدی نکند، وعده های فریب آلودش قابل باور نیست. ممکن مقام های هندی از بن سلمان بخواهند که کمک هایش را پاکستان مشروط بسازد.

از سویی هم نظامیان پاکستان در حالی حمله بر زاهدان را در آستانۀ سفر بن سلمان راه اندازی کردند که معاون رئیس جمهور امریکا در دبدار با رئیس جمهوری افغانستان گفت که تا پایان فعالیت های تروریستی افغانستان را ترک نمی کنند. دو روز پیش از این سرپرست وزارت دفاع امریکا از پاکستان خواست که برای سرکوب گروه های تروریستی اقدامات جدی و عملی کند. اگر این حرف های مقام های امریکایی جدی باشد. این حرف ها مشت کوبنده یی بر فرق نظامیان پاکستان است.

در این شکی نیست که نارضایتی های پاکستان از امریکا و دست نبرداشتن شان از حمایت تروریزم سبب شده تا روابط ایران و عربستان را نشانه بگیرند واز آن به نفع خود سود بجویند. از این رو با راه اندازی حادثۀ انتحاری در زاهدان ایران خواستند که صداقت تروریست پروری شان را به سود سعودی ها به اثبات برسانند و شیخ های عیاش عربستان و بویژه محمد بن سلمان را بیشتر بدوشند. شیخ های سعود از جمله احمقان استثنایی اند که در یک بازی استخباراتی در چنگال آهنین نظامیان مفلس پاکستان افتاده اند تا نظامیان پاکستان آنان را بیشتر بدوشند. آی اس آی از آن رو حملهء انتحاری را در زاهدان ایران به راه افگند تا همدستی شان را با شبخ ها در دشمنی با ایران به اثبات برسانند و سلمان برای سرمایه گذاری های بیشتر در پاکستان ترغیب شود. بن سلمان را بیش از هفتصد تن بازرگانان سعودی همراهی می کند و قرار است معاهدهء بیشتر از بیست و یک میلیارد دالر را در پاکستان با مقام های این کشور امضا کنند؛ اما این بار پاکستانی ها درست فرصت شناسی کرده نتوانستند و آخوند های ایرانی متوجه شدند؛ زیرا این حمله همزمان با سفر بن سلمان به پاکستان انجام شد. از همین رو مسوول سپاهء ایران در برابر پاکستان واکنش جدی نشان داده و عامل این انفجار راگروهک تروریستی جیش العدل خواند. گروهی که مانند هفتاد گروهء تروریستی دیگر تحت حمایت نظامیان پاکستان قرار دارد. وی به پاکستان اخطار داد که سکوت در برابر این گروه را بشکند. ایرانی ها از گذشته ها بدین سو از ناحیهء فعالیت های گروه هایی چون حامیان ریگی در بلوچستان نگران بود. از همین رو شاخه های از طالبان را در داخل ایران فربه کردند تا از آنان استفادهء چند پهلو هم بر ضد افغانستان و هم برضد پاکستان نماید. اما آنچه مسلم است این که این رخداد ها نشان می دهد که تروریزم به قول معروف مار بی دم است” است و مهار آن ناممکن به فرنگشتاین تروربستی بدل می شود که غیر قابل کنترول است و این اصطلاح طالب خوب و طالب بد را زیر پرسش برده و این را ثابت می کند که تروریست در هر لباسی که باشد تروریست است؛ اما واکنش تند مقام های ایرانی به پاکستان، حکایت از یک تشنج در حال ظهور دارد که نشان دهندۀ جدیت و بی باوری ایران نسبت به اسلام آباد است.

چنان که علی لاری جانی رئیس مجلس ایران، خواهان پاسخگویی جدی اقدام تروریستی زاهدان از پاکستان شد. وی افزود که پاکستان هم نمی‌تواند در این موضوع غیرمسئولانه برخورد کند. رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران گفت، “حادثه تروریستی زاهدان در قالب جاسوسی اطلاعات انجام شده است” و هشدار داد “صدها تروریست انتحاری در مرزهای ایران تجهیز شده اند.” فرمانده سپاه پاسداران نیز در سخنانی در جریان تشییع جنازه شماری از اعضای کشته ‌شدۀ سپاه در حمله انتحاری جیش‌العدل گفت که دولت پاکستان به «ضدانقلاب» پناه داده، محل پایگاه‌های آنها را می‌داند و نیروهای امنیتی پاکستان از این گروه‌ها پشتیبانی می‌کنند. وی افزود، اگر پاکستان تروریستان را مجازات نکند، اقدامات جبرانی در برابر ترویستان انجام خواهد شد و عواقب آن بر می گردد به پاکستان. وی از حسن روحانی خواست تا اختیار بیشتری به سپاه برای “انتقام‌جویی از عربستان و امارات” بدهد. گفتنی است که همزمان با افزایش تنش‌ها با پاکستان، گروهی از هکر های ایرانی وابسته به سپاه به نام  Bax026، به چندین سایت دولتی پاکستان حمله کردند و با قراردادن لوگوی سپاه در صفحات این‌سایت‌ها نوشتند:‌ “ما انتقام می‌گیریم.”

از سویی هم ایرانی ها می دانند که محمد بن سلمان در کنار رشوت ۲۰ میلیارد دالری چه اهدافی را برضد ایران دنبال می کند.بدون تردید یکی از اهدافش بیرون کردن عربستان از انزوای سیاسی و تشکیل مربع پاکستان،امارات،عربستان واسراییل درمقابل هلال شیعی مقاومت تهران، بغداد، دمشق وحزب الله لبنان که بهم زدن معادلۀ نظامی و سیاسی در منطقه است. سلمان یک سال پیش گفته بود که جنگ را به داخل ایران می برد و برای این کار همکاری پاکستان بحیث بزرگ ترین کشور حامی تروریزم حتمی است. ایران هم با توجه به بازی های منطقه یی پس از حادثۀ زاهدان تنها به واکنش تند در برابر پاکستان اکتفا نکرد و معاون سیاسی وزارت خارجۀ این کشور با سواراج وزیر خارجۀ هند در جریان سفرش به بلغارستان، در تهران دیدار کرد و روی مبارزه با تروریزم بحث کرده و در مبارزه با تروریزم برضد پاکستان به توافقاتی دست یافتند. حالی است که ایران از ناحیۀ مرز های شرقی خود با پاکستان آسیب پذیر است. ممکن از جمله اهداف قرار داد ۲۰ میلیارد دالر اعمال فشار بر طالبان باشد تا روابط شان را قطر قطع و در استراتیژی منطقه یی با عربستان در مقابله با ایران برآیند. دیده شود که پاکستانی ها چقدر می توانند، خواست سلمان را برآورده می سازند؛ اما آنچه مسلم است، این که پاکستان یگانه کشوری در جهان است وعده می دهد و به وعده های خود عمل نمی کند و بعید نیست که برای شهزادۀ سعودی وعده های چربی داده باشد.

نظامیان اسلام آباد که در اصل سخن اول را در پاکستان می گویند و حکومت ملکی در اختیار آنان قرار دارد، چنان بی پروا و بدور از اخلاق سیاسی و حتا استخباراتی برضد کشور های افغانستان، هندوستان و اکنون ایران عمل می کنند که با هیچ اصولی برابر نیست. آنان که از چهار دهه بدین سو سرنوشت مردم افغانستان را با خاک و خون همسان کرده و در تمامی حمله های انتحاری در هند دست دارند و حالا برای دوشیدن شیخ های عربستان، در صدد بردن جنگ های تروریستی در داخل ایران اند و تا حرف قاتل خاشقچی محمد بن سلمان را جامۀ عمل بپوشند. حال که نظامیان پاکستان خود را در برابر موج گسترده یی از مخالفت های مردمان  افغانستان، ایران و هند قرار داده اند و به وعده های خود برای امریکا نیز جامۀ عمل نپوشیده است. دیده شود که با این بازی های گرگ و میش با امریکا و دوشیدن شیخ های عربستان سعودی چقدر به حیات ننگین خود ادامه خواهد داد؛ اما نگرانی ها این است که پاکستان هر روز بیشتر از روز دیگر به کانون شرارت و دهشت افگنی در منطقه و جهان بدل می شود. اسلام آباد به مثابهء بازوی ضربتی تروریزم، تنها در عقب تروربستانی قرار ندارد که نظامیان پاکستان روازانه صدها تن از آنان را پس از آموزش، تجهیز و تمویل برای راه اندازی حمله های انتحاری و انفجاری به افغانستان نمی فرستد؛ بلکه این کشور با راه اندازی حمله های پیهم انتحاری در داخل هند و کشمیر و ایران، منطقه را به جولانگاه خطرناک تروریستان بدل کرده است. پاکستانی ها به قول قاضی امریکایی که در زمان محاکمهء کانسی در سال ۱۳۶۸ گفت، از معامله تحویلی پول در برابر نحویل دادن تروریزم به امریکا اجتناب کنید؛ زیرا که پاکستانی ها حاضر اند تا در برابر پول ” مادر خود را هم به امریکایی ها تحویل می دهند. در این روز ها نظامیان پاکستان برای حادثه آفرینی های وحشتبار در کشور های همسایه خود به سگ هار تبدیل شده اند و این کشور را به کانون دهشت آفرینی و فرمان روای دهشت آفرینان بدل کرده است که بیش از هر زمانی خشم و انزجار کشور های ایران و هند را بیشتر از پیش برانگیخته است. سازماندهی دو حملهء انتحاری از سوی نظامیان پاکستان در هند و زاهدان در آستانهء سفر محمد بن سلمان پرده از دهشت افگنی ها و سود جویی های آنان برداشت و این واقعیت را برملا کرد که زمامداران پاکستان برای منافع خود حاضر اند که منطقه را به آتش بدل کنند. حمله های تروریستی عمال پاکستانی ها ماننند جیش محمد و جیش العدل واکنش های تند هند و ایران را برانگیخته است و از هشدار های آنها معلوم می شود که در صورت اندک ترین جرقهء جنگ تمامی منقطقه به آتش بدل خواهد شد و مسوءول آنها هم پاکستان است. شاید شیخ های سعود هم در این جنگ برنده نخواهند بود و در آتش آن خواهند سوخت و رویا های ایرانی ستیزی و شیعه زدایی آنان به سر نخواهد رسید و بالاخره اسراییل جهان عرب را خواهد بلعید… . یاهو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com