خانه » خبر و دیدگاه » رهایی ملا برادر و اما و اگر های پرسش برانگیز

رهایی ملا برادر و اما و اگر های پرسش برانگیز

 

ملا برادر مرد شماره دوم پیشین طالبان پس از هشت سال زندان از سوی مقامات پاکستان با پادرمیانی خلیل زاد از زندان رها شد. شاید برای همگان پرسش برانگیز باشد که چگونه پاکستان وی را پس از هشت سال زندان رها کرد و در عقب این رهایی چه سناریویی نهفته است. اگر بپذیریم که گمانه زنی ها درست باشد و او با پادرمیانی خلیل زاد رها گردیده و آیا او پس از مرگ ملاعمر که طالبان به دوشاخه شده اند، از نفوذ کافی در میان طالبان برخوردار است که بتواند، در روند صلح افغانستان نقش موثر بازی کند. یا این که پاکستان در برابر رهایی او از امریکا امتیاز گرفته و امریکا هم بهای به سود پاکستان بر مردم افغانستان تحمیل می کند. هرچند هنوز معلوم نیست و اما با توجه به بازی های پیشین پاکستان با امریکا بدون تردید گفته می توان که در این بازی باز هم پاکستان برنده و افغانستان بازنده است؛ زیرا که در گذشته ها اسلام آباد به ساده گی سر واشنگتن کلاه گذاشته و در هر بازی از مردم افغانستان قربانی گرفته است. ملابرادر در موقعیتی نیست که در روند صلح نقش تعیین کننده داشته باشد؛ زیرا که کلید طالبان در دست اسلام آباد است و حرف اول را نظامیان پاکستان میزنند. ملا برادر ها و ملا هیبت الله ها جاده صافکن سیاست های راهبردی پاکستان در افغانستان اند. سکوت طالبان در برابر زندانی شدن ملا برادر و این که تا کنون  اعتراض آشکارنکرده اند، دلیل آشکار وابستگی آنان به پاکستان است و از سویی هم گمانه زنی هایی وجود دارد که زندانی شدن او در نتیجۀ سازش های رهبران افراطی و نزدیک تر رهبران طالبان به شبکۀ استخبارات پاکستان است؛ زیرا ملا برادر پس از آن زندانی شد که گزارش هایی از تماس های او با کابل به نشر رسید. پس اگر چنین باشد، ملا برادر مهرهء سوخته است و ابزاری بیش برای امتیازگیری پاکستان از امربکا نیست. گمانه زنی هایی وجود دارد که مصرف او گذشته و در داخل زندان و بیرون از زندان بودنش برای پاکستان یکی است و صرف استخبارات پاکستان از رهایی او هم از امریکا باج گیری کرده است. چنانکه شماری ها دلیل رهایی او را بیماری شدید خوانده اند که به آن مصاب است. هرچند طالبان این را رد کرده اند و یک منبع طالبان به بی بی سی گفته است که ملا برادر بنابر مریضی اش رها نشده؛ بلکه به گفته منبع در حقیقت پاکستان نیز می‌خواهد که ملابرادر در گفتگوهای صلح افغانستان نقش ایفأ نماید. قرار است سه تن از فرماندهان دیگر طالبان مانند ملا عبدالصمد ثانی، ملا سلیمان آغا و ملا محمد رسول از بند پاکستان رها شوند. پاکستان در گذشته هم صدر ابراهیم، رئیس کنونی نظامی طالبان، ملا سلام، فضل حق مجاهد، داوود جلالی و میراحمد گل را زیر نام صلح از زندان رها کرد و آنان را بجای سپردن به حکومت افغانستان ناگزیر به پیوستن به طالبان کرد که سه نفر اولی آن کشته شده اند و به گفتۀ  نبیل رئیس پیشین امنیت ملی ملابرادر بیمار است و قادر به سخن گفتن نیست. بنا براین نمی تواند، نقش در رابطه به صلح داشته باشد.

هرچند طالبان رهایی او را تایید کرده اند و ذبیح الله مجاهد، یکی از سخنگویان گروه طالبان به خبرنگار بی‌بی‌سی گفته ملا برادر روز گذشته چهارشنبه دوم عقرب نزد خانواده خود رسیده است. او گفت که رهایی ملابرادر در نتیجه تفاهم سیاسی میان نمایندگان دولت آمریکا و طالبان صورت گرفته است. برخی از اعضای پیشین گروۀ طالبان به آزادی ملابرادر از زندان خوش‌بین اند و آن را از خواست‌های همیشگی این گروه از پاکستان می‌دانند. به باور آنان، نقش این مقام طالبان در میان اعضای این گروه، هنوز برجسته است. شورای عالی صلح افغانستان از آزادی ملا برادر از زندانی در پاکستان استقبال کرده و امیدوار است که آزادی او در پیشرفت گفتگوهای صلح افغانستان تاثیرگذار باشد. رهایی ملا برادر به دنبال گفت و گو خلیل زاد با نماینده گان طالبان در قطر صورت گرفته است؛ اما شماری ها بدین باور اند که ملابرادر به بیماری شدید مبتلا است. گفته می شود که بیماری او شدید است، از لحاظ روانی و جسمی با دشواری های زیاد رو به رو است  و حتا گفته می شود که توان گپ زدن را به گونۀ درست ندارد و کاری از او ساخته نیست. سکوت دیر پای طالبان در برابر زندانی شدن آن دلیل آشکار بی تفاوتی آنان است. بعید هم نیست که شماری از رهبران طالبان نسبت به رهایی او خوش بین نباشند.

ملا عبدالغنی برادر پنجاه ساله است و یکی از چهار نفری است که در سال ۱۹۹۴ گروه طالبان به رهبری ملا محمد عمر را تاسیس کردند. از او به عنوان یکی از مغرهای متفکر گروه طالبان یاد می‌شود که در مدارس دینی پاکستان مسایل دینی خوانده است. پس از سقوط حکومت طالبان او به پاکستان رفت و رهبری شورای کویته را به عهده گرفت. وی  متولد ولسوالی دهراود ولایت ارزگان در سال ۱۹۶۸ است. گفته می‌شود او از قبیله پوپلزایی است. در زمان حکومت طالبان در سمت‌های معاون وزارت دفاع، والی نیمروز و فرمانده قول اردو کار کرده است. پس از سقوط طالبان او در سال ۲۰۱۰ در شهر کراچی پاکستان بازداشت شد. پیش از این در سال ۲۰۱۳ نیز یک بار خبر رهایی ملابرادر منتشر شد که بعدا از سوی گروه طالبان تکذیب گردید. حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان در دوره ریاست جمهوری‌اش چندین بار از حکومت پاکستان خواستار رهایی سران زندانی طالب از جمله ملا برادر شده بود.

آنچه مهم است سکوت ملا برادر پس از رهایی او می باشد که تا کنون چیزی نگفته است. این سکوت هم به نحوی از زد و بند های استخباراتی پرده بر می دارد که سرنوشت ملا برادر را در چنگال های آهنین استخباراتی،  مبهم و مرموز نشان می دهد. این ابهام سخن از بازی های استخباراتی بر سر ملا برادر را دارد که در هر حال شک و تردید هایی را در پی دارد که داوری ها در مورد او را در پیوند به صلح، بویژه شورای عالی صلح زیر پرسش می برد. هرچند شورای عالی صلح به دلیل ناکارایی و ناتوانی های دیرپایش اعتبار خود را از دست داده و نقش اش در پیوند به روند صلح به صفر تقرب کرده است و تا حال برای تامین صلح در کشور کاری نکرده است و بیشترین دستاوردش افتخار کردن بر کارنامه های دیگران برای صلح است. از همین رو واکنش خوش بینانۀ  این شورا در برابر رهایی ملا برادر، شاید بیشتر از یک وظیفه برای حلال کردن معاش های بلند نباشد.

شورای عالی صلح در حالی برای رهایی ملا برادر طبل می می کوید که رهایی ملا برادربخشی از بازی های ناگفته و پنهان خلیل زاد با پاکستان است. بدون تردید پاکستان در این معامله دست بالا دارد و شاید دست شورای عالی صلح برای همیش برای رسیدن به آن کوتاه باشد. از این فهمیده می شود که سرنوشت صلح در عمل به دست امریکا است و در حرف صلح را ملکیت کابل می خواند. سکوت کابل در برابر رهایی ملا برادر خود مشتی بسته و هزار دینار است که از نظر کابل این رهایی پر از اما ها و اگرهای پرسش برانگیز است که به زودی نمی توان به آن پاسخ گفت. اگر قبول کنیم که امریکا در صدد بیرون شدن از باطلاق جنگ فغانستان است. پس بازی های واشنگتن و اسلام آباد را نباید کابل دست کم بگیرد و در این بازی نظاره گر بماند و دست و پای بین خلیل زاد باشد؛ زیرا سیاست های کنونی واشنگتن در پیوند به افغانستان زیر نام صلح بر مصداق این بیت: ” اشک کباب باعث طغیان آتش است” بیشتر به نفع طالبان و تقویت حمله های انتحاری و انفجاری و تهاجمی آنان است. امریکا می داند که طالبان یک گروهء تروریستی و مزدوز است و هدفی جز هراس افگنی و پیش قراولی سیاست راهبردی پاکستان را ندارد؛ اما امریکا با این حال بجای این که حرف اول جنگ با طالبان را بزند؛ برعکس بر صلح تاکید می کند که این رویکرد از نظر راهبردی کفر سیاسی است و به نفع تروریستان است. در حالی که در منطق جدال با هراس افگنان جنگ و فشار نظامی حرف نخست را می زند که این سیاست به نفع پاکستان و جرات افزایی تروریستان است. پس با این حال رهایی ملا برادر چه دستاوردی به صلح خواهد داشت. رهایی او هم در راستای تقویت صفوف هراس افگنان و حامیان پاکستانی آنان است. با این حال کابل باید به گونهء جدی مراقب اوضاع باشد تا قبل از همه پشت صحنهء رهایی ملا برادر را بخواند تا دریابد زیرکاسهء رهایی ملا برادرچه نیم کاسه ها وجود دارد. قبل از آگاهی از اصل هدف رهایی ملا برادر هر نوع واکنش به نفع تروریستان است.

در عقب این بازی یک قمار سیاسی منطقه یی به نفع تروریزم است که بر مصداق بازی های گرگ و میش در آخرین تحلیل به نفع ملی مردم افغانستان نیست. شاید این اظهارات خیلی بدبینانه تلقی شود و دلیلش این است که سرنوشت مردم افغانستان از هفده سال بدین سو در تختۀ شطرنج قدرت های منطقه و جهان به بازی گرفته شده است. در این مدت افغانستان نه تنها برگ برنده یی داشته؛ بلکه در هر بازی دستان مردم افغانستان خالی تر بوده و در ضمن سبب تقویت تروریزم شده است. امروز می بینیم که هراس افگنان در بستر سناریوی مبارزه با تروریزم بیش از هر زمانی نیرومند شده اند و اکنون تا دروازه های کابل رسیده اند. این بازی ها در حالی انجام میشود که افغانستان در آستانۀ چهلمین سال جنگ وحشتناک قرار دارد. با تاسف که تا کنون حرکت های امریکا در برابر طالبان بیشتر مانور سیاسی  بوده که بیشتر وجۀ بازی منطقه یی را داشته است. دیده شود که رهایی ملا برادر از سوی پاکستان نوعی باجگیری پاکستان از امریکا است و یا این که نه، ترامپ پاکستان را شناخته و حالا نوک شصت اش رها نمی کند. هرگاه سخنان وزیر خارجه اش مبنی این که موجودیت لانه های امن در پاکستان کمکی به صلح افغانستان نمی کند، جدی باشد. در این صورت دیگر رهایی ملا برادر هم برای امریکا نمی تواند، تابلیت مسکن در مبارزه با تروریزم باشد.

امریکا در این مدت نخواسته تا فشار های اصلی و تعیین کننده بر سرنوشت جنگ افغانستان را بر طالبان و حامیان شان وارد کند. آخرین فشار امریکا بر طالبان و حامیان شان وضع تحریم های مالی و اقتصادی بوده است. چنانکه لحن اعلامیۀ وضع تحریم از سوی امریکا برضد طالبان بیشتر متوجه ایران است تا متوجه پاکستان. در اعلامیۀ وزارت خزانه داری امریکا آمده است: “فراهم‌سازی آموزش نظامی، کمک‌های مالی و تسلیحاتی برای طالبان از سوی ایران، یک مثال دیگری از مداخلات منطقه‌ یی آشکار تهران و حمایت ‌اش از تروریسم می‌باشد”. وی اضافه کرد: «ایالات متحده امریکا و شریکانش این را تحمل نمی‌کنند که رژیم ایران برای پیشبرد رفتار بی‌ثبات‌سازنده‌اش از افغانستان بهره‌ برداری کند.”  امریکا چندی پیش تحریم هایی را برگروۀ طالبان مانند؛ صمد فاروقی معاون والی خودخوانده طالبان در هرات، محمد داوود مزمل والی خودخوانده طالبان در فراه، عبدالرحیم منان والی خودخوانده طالبان در هلمند و نعیم بریچ، وزیر خودخوانده طالبان در بخش امورخارجی و هماهنگ‌کننده روابط طالبان با ایران، شامل می‌شود. در کنار اعضای گروه طالبان، برخی از شهروندان کشورهای حامی طالبان از جمله پاکستان و ایران نیز در این فهرست شامل اند. اسماعیل رضوی و محمد ابراهیم اوحدی از شهروندان و عضو نیروهای قدس سپاه پاسداران ایران و هم‌چنان از پاکستان صدر ابراهیم عضو کمیسیون نظامی طالبان و حافظ مجید، عضو شورای کویته پاکستان که رهبری تمام حملات انتحاری را در افغانستان دارد، شامل می‌شود. این تحریم ها به تابلیت های مسکن در جنگ افغانستان می ماند که هرگز اصل بیماری را نشانه می رود. این در حالی است که نابودی لانه های تروریستی در پاکستان و به دام افگندن رهبران طالبان یگانه راۀ پایان جنگ در افغانستان و نقطۀ پایان گذاشتن به هراس افگنی حتا در سطح جهان است؛ اما امریکا تا کنون از آن طفره رفته است.  این در حالی است که پایان جنگ افغانستان بستگی به لانه های تروریستان در پاکستان دارد که رهبران آنان در این کشور در مصؤونیت کامل به سر می برند و اعتراف سرتاج عزیزمشاور امنیت ملی پاکستان، مبنی بر این که طالبان از خدمات صحی در پاکستان برخوردار اند، گویای آشکار بر این ادعا می باشد. یاهو

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com