شعر

نغمۀ خوش

  جهان درچشم عشق و دوستی حسن دگرگیرد هـزاران کلک مانی نقـش رنگـین هنر گیرد کهـن سـرو گـشن شـاخ تمـدن ...

ادامه مطلب »

دشمن زن

  نظام ظـلم و سـتم پایـدار نخواهد بود ترور و وحشت تان برقرارنخواهد بود مناز طالـب وحـشی بـه تیغ عـریانت ...

ادامه مطلب »

فصل های سوختهٔ عشق

نکند از دلت آهنگ بهاری  رفته‌ست؟ فصل گل نغمهٔ زیبای قناری رفته‌ست؟ نکند خاطره های تو ترک برداشته یادت ازجشن گل سرخ مزاری رفته‌ست؟ یاد داری که پر از زمزمهٔ من بودی خالی از دغدغهٔ بودن و رفتن بودی پشت دیوارک باغی که به هم‌می دیدیم تو سراپا غزل مست تپیدن بودی قصهٔ جویک باریک و چمن یادت هست؟ نسترن چیدن و‌ دنیای سخن یادت هست؟ گل شبدر که به گیسوت زدم از سر شوق چهچهٔ مرغک خوشخوان وطن یادت هست؟ چقدر عشق به چشمان دوتا مان می خواند چقدر شوق به لبهای دوتا مان می ماند از سر صبح فقط شعر به هم می گفتیم شعر عاشق که غم و غصه ز دلها می راند یاد داری که به هر پنجه چناری هر جا می کشیدیم گل و قلبک دیوانهٔ ما دلت آیینهٔ من بود و دلم خانهٔ تو چه صفایی ، چه هوایی چقدر مهر و وفا ...

ادامه مطلب »
Copyright © Jawedan.com