خبر و دیدگاه

استفادهٔ ابزاری از دین

 

سخن نخست

  ادیان به ویژه ادیان آسمانی, به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین نهادهای اجتماعی، همواره نقش مهمی در شکل‌دهی هویت فردی و جمعی انسان‌ها داشته است. با این حال، در طول تاریخ، دین در موارد بسیاری از جایگاه اصلی معنوی و اخلاقی خود خارج شده و به ابزاری برای کسب قدرت سیاسی، شهرت طلبی شخصی, توجیه خشونت، کنترول اجتماعی و منافع اقتصادی بدل گردیده است. در این گفتمان ، پدیده «استفادهٔ ابزاری از دین» را به کنگاش گرفته شده و پیامدهای آن را در حوزه‌های سیاست، جامعه، حقوق بشر و رسانه به بررسی پرداخته می شود.

   دین از نخستین اشکال سازمان‌یافته باورهای انسانی است که پاسخ‌گوی پرسش‌های بنیادین بشر درباره هستی، معنا، اخلاق و سرنوشت بوده است. اما هنگامی که دین از حوزه ایمان شخصی و اخلاق اجتماعی خارج شده و در خدمت منافع گروهی یا فردی قرار می‌گیرد، ماهیت آن دگرگون می‌شود. «استفادهٔ ابزاری از دین» زمانی رخ می‌دهد که آموزه‌های دینی به‌جای هدایت معنوی، برای مشروعیت‌بخشی به قدرت، سرکوب مخالفان یا فریب افکار عمومی به کار گرفته شوندکه مثال های فراوانی آن را همین اکنون در کشورهای اسلامی ویا هم بوسیله اشخاص انفرادی در کشورهای غیراسلامی به خوبی و آسانی می توان برشمرد.

چارچوب مفهومی استفادهٔ ابزاری از دین

استفادهٔ ابزاری از دین به معنای به‌کارگیری گزینشی و هدفمند مفاهیم، نمادها، متون و احساسات دینی برای تحقق اهداف غیردینی است. این اهداف می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • کسب یا حفظ قدرت سیاسی
  • توجیه خشونت و جنگ
  • کنترول اجتماعی و فکری
  • کسب منافع اقتصادی
  • مشروعیت‌بخشی به تبعیض و نابرابری
  • شهرت خواهی و فضل فروشی دروغین

در این حالت، دین نه به‌عنوان «هدف»، بلکه به‌عنوان «وسیله» مورد استفاده قرار می‌گیرد.

استفادهٔ ابزاری از دین در تاریخ

تاریخ بشر سرشار از نمونه‌هایی است که در آن دین به ابزاری برای سلطه بدل شده است. در قرون وسطی، کلیسا در اروپا از آموزه‌های دینی برای تثبیت اقتدار سیاسی پادشاهان و سرکوب اندیشه‌های مخالف استفاده می‌کرد. در برخی جوامع اسلامی نیز، حاکمان با تفسیرهای خاص از دین، حکومت خود را «مقدس» جلوه داده و مخالفت با آن را برابر با کفر دانسته‌اند بمانند حکومت طالبان در افغانستان که فرمان های ملاعمر و هم اکنون فرمان های ملا هیبو رهبر ناپیدای طالبان را والاتر و مهمتر از فرمان خدا درقرآن تلقی می کنند و تخطی از آن را جزای مرگ میدانند.

استفادهٔ ابزاری از دین در سیاست معاصر

در دنیای معاصر، دین همچنان یکی از ابزارهای مهم بسیج سیاسی است. گروه‌ها و جریان‌های سیاسی با استفاده از زبان دینی:

  • احساسات مذهبی مردم را تحریک می‌کنند
  • مخالفان را «ضد دین» معرفی می‌نمایند
  • سیاست‌های خود را غیرقابل نقد جلوه می‌دهند
  • به دگراندیشان حق تبارز نمی دهند وهرسخن و حرکت دگراندیشان را غیر اسلامی و قابل سرزنش می دانند.

این وضعیت به تضعیف دموکراسی، کاهش خردورزی سیاسی و افزایش خشونت می‌انجامد.

دین، افراط‌گرایی و خشونت

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای استفادهٔ ابزاری از دین، شکل‌گیری افراط‌گرایی است. گروه‌های افراطی با تفسیرهای سطحی و گزینشی از متون دینی، خشونت، ترور و نقض گسترده حقوق بشر را توجیه می‌کنند. در این روند، دین از پیام صلح، عدالت و کرامت انسانی تهی شده و به ایدئولوژی خشونت تبدیل می‌گردد.

نقش رسانه‌ها  ودگر اندیشان در بازتولید یا افشای استفادهٔ ابزاری از دین

رسانه‌ها می‌توانند دو نقش متضاد ایفا کنند:

  1. بازتولید ابزارسازی از دین:
    با پخش بدون تحلیل سخنان دینیِ سیاسی‌شده و تبلیغی
  2. افشا و نقد ابزارسازی:
    از طریق ژورنالیزم تحقیقی، تحلیل گفتمان و آموزش سواد رسانه‌ای

ژورنالیزم مسئولانه می‌تواند میان «دین به‌مثابه باور» و «دین به‌مثابه ابزار قدرت» تمایز قائل شود.

چالش ها

استفادهٔ ابزاری از دین پیامدهای سرکوب گرانه دارد، از جمله:

  • نقض آزادی اندیشه و بیان
  • تبعیض علیه بانوان و اقلیت‌ها
  • مشروعیت‌بخشی به خشونت
  • تضعیف همزیستی مسالمت‌آمیز
  • سرکوب دگراندیشان
  • نابرابری فرهنگی و زبانی واتکا به یک زبان غیر علمی وسرکوبگر(به مانند زبان افغانی (پشتو در حکومت طالبان).

این پیامدها با اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر در تضاد آشکار قرار دارند.

فرایند و راهکار

برای مقابله با استفادهٔ ابزاری از دین، می‌توان راهکارهای زیر را مطرح کرد:

  • تفکیک نهاد دین از نهاد قدرت سیاسی (سیکولاریزم)
  • تقویت آموزش انتقادی و دینیِ خرد ‌محور
  • حمایت از آزادی رسانه‌ها و ژورنالیزم مستقل
  • ترویج قرائت‌های انسانی، اخلاقی و تاریخی از دین
  • گفت‌وگوی بین‌دینی و بین‌فرهنگی بصورت مسالمت آمیز

دین می‌تواند منبع اخلاق، معنویت و همبستگی اجتماعی باشد؛ اما هنگامی که به ابزار قدرت تبدیل شود، نه‌تنها از کارکرد اصلی خود دور می‌گردد، بلکه به عامل خشونت و بی‌عدالتی بدل می‌شود. شناخت، نقد و افشای استفادهٔ ابزاری از دین، گامی اساسی در جهت حفظ کرامت انسانی، صلح اجتماعی و توسعه پایدار است که باید بصورت گسترده به آن پرداخت و در نهایت, جلو استفاده جویان و دکانداران دینی گرفته شود.

به سلامت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا