خانه » خبر و دیدگاه » محک صلح و دستاوردهای رژیم کنونی در افغانستان

محک صلح و دستاوردهای رژیم کنونی در افغانستان

کوکچه پرس

93439117 2971638522885778 191067869339975680 o - آژانس خبری بین المللی کوکچهافغانستان کشوری است که در آن از ارزشمندترین مدل‌های سیاسی و مذهبی زمامداری به بدترین نحو ممکن استفاده شده است. این کشور طی نیم‌قرن اخیر نظام پادشاهی و مشروطه، جمهوری سوسیالستی/کمونیسم، اسلام سیاسی معتدل و افراطی طالبانی را تجربه کرده است. هر کدام از این مدل‌ها مصداق‌های موفقی در دیگر کشورها داشته، اما در افغانستان بدنام، ناکام و حتی به احتمال نابودی کشور منجر شده‌ است.اخیراً نیز دموکراسی مدل غربی-امریکایی و نظام ریاستی از سوی ایالات متحده و همپیمانانش به افغانستان تحمیل و توسط یک حلقه خاص برای حدود ۲۰ سال در این کشور تجربه شده است. پس از حدود ۵ سال، علائم ناکامی دموکراسی در افغانستان ملاحظه شد و در سال ۲۰۱۴ مدل دموکراسی و انتخابات حتی به رسوایی انجامید. این وضعیت تحمیلی به‌صورت نیمه‌جان تا سال ۲۰۲۰ ادامه یافت، اما استمرار آن به بهانه وضعیت فوق‌العاده افغانستان، مردم این کشور را به شدت متضرر و عملکرد مسئولین امور را دگرگون ساخته است.

5e9f7ebb214ed80f4029d6ce - آژانس خبری بین المللی کوکچهامریکا با درک ناکامی دموکراسی در افغانستان، استراتژی خود را در قبال این کشور تغییر داده و به دنبال بدیل سیاسی است که بالاخره در اواخر سال ۲۰۱۸ با طالبان افراطی که زمانی آن را تروریست می‌دانست رسماً مذاکره کرد. در نخستین روزهای آغاز مذاکرات طرفین سندی افشا شد که نشان می‌دهد واشنگتن خواهان برقراری نظامی تلفیق‌شده از سیستم به طالبان و جمهوری اسلامی ایران در افغانستان است.

مذاکرات طالبان و ایالات متحده امریکا نتیجه‌بخش بود و طرفین در تاریخ ۱۰ حوت ۱۳۹۸ ه.ش در دوحه پایتخت قطر توافق نامه صلح را امضا کردند. امضای این توافقنامه نشانه شکست مدل دموکراسی غربی‌ها و مزدوران افغان خود آن را دستاورد ۲۰ ساله در افغانستان تلقی می‌کردند، به شمار می‌رود. انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ نیز به بحران و فروپاشی این نظام نیم‌بند، غیرقانونی و نامشروع منجر شد.

2913604 - آژانس خبری بین المللی کوکچهاز بخت بد حادثه، بحران ویروس کرونا نیز سراسر جهان را فراگرفته و از طریق همسایه غربی (ایران) وارد افغانستان شده است. اگرچه روند گسترش این بحران در افغانستان نسبت به بسیاری از کشورهای کندتر بوده بود، اما بیش از خود این ویروس نام آن در محافل افغانستان درج و به‌نام کرونای سیاسی توسط دو تیم انتخاباتی متخاصم علیه یکدیگر استفاده شد.

هدف از این مقاله، پرداختن بی‌طرفانه به عملکرد بیست سال اخیر سیستم «جمهوریت/دموکراسی» در افغانستان است تا بحث دفاع از دستاوردها و ارزش‌هایی که به‌عنوان پیش‌شرط و خط قرمز در مذاکرات کابل-طالبان توسط دولت این کشور مطرح می‌شود، مورد راستی آزمایی قرار گیرد. آیا واقعاً با امضای توافق‌نامه مذکور و برقراری صلح در افغانستان، این کشور دستاورد یا ارزشی را از دست خواهد داد یا اینکه منافع ملی صدمه خواهد دید؟ آیا حکومت کابل با این شعارهای بیهوده در پی تأمین منافع محافل و حلقات محدودی است که طی بیست سال اخیر، با کمک زور و زر و تزویر امریکا تمام ارزش‌های ملی را به تاراج برده‌اند؟Ekran Resmi 2020 05 19 21.19.46 - آژانس خبری بین المللی کوکچه

این موضوع مجال زیادی را برای بسط و بررسی می‌طلبد، اما با توجه به اینکه مخاطبان و خوانندگان محترم این مقاله اشخاصی آگاه و دانا هستند و شاهد بالفعل رخدادهای ۲۰ سال اخیر بوده اند به ارائه فکت‌های محدود و تحلیلی کوتاه و واقع‌بینانه اکتفا می‌شود. امیدوارم مجالی برای بسط این گفتار فراهم و در قالب مقاله‌ای تحقیقی و علمی منتشر شود. زمامداران افغانستان در مناسبت‌های مختلف به مهم‌ترین دستاوردهای خود در دو دهه اخیر اشاره کرده‌اند که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود.

عملکرد دو دهه نظام سیاسی در افغانستان

افغانستان طی دو دهه اخیر شاهد تحولاتی بوده که عوام‌فریبانه از آنها به‌عنوان پیشرفت یا دستاورد یاد می‌شود، اما در حقیقت شاخص‌هایی دال بر عمق فاجعه و بحران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به شمار می‌رود.

بازسازی مراکز و تاسیسات آسیب‌دیده از نیم‌قرن جنگ

این بخش شامل مراکز دولتی؛ مانند مکاتب ، دانشگاه‌ها، ادارات حکومتی، سرک‌ها (جاده‌ها و خیابان‌ها)، شاهراه‌ها، شبکه برق و آبرسانی و غیره است. براساس تحقیقات بی‌طرفانه نهادهایی مانند SIGAR، رسانه‌های معتبر جهان و گزارش موسسات معتبر داخلی روند بازسازی مراکز و تاسیسات

 های دوران حامد کرزی شاهراه کندهار هلمند - آژانس خبری بین المللی کوکچه

مذکور، دارای ۴ ویژگی بوده است.

  • بیش از سه برابر ارزش مالی مراکز مذکور، هزینه صرف بازسازی آنها شده است. به‌عنوان نمونه، برای احداث یک کیلومتر سرک در کشور‌های همسایه افغانستان با استاندارد بالاتر ۳۰۰ الی ۴۰۰ هزار و در این کشور ۸۰۰ هزار الی ۱.۵ دالر امریکا اختصاص یافته است. یا برای ساخت یک مدرسه ۸ نیمه‌تمام در یکی از روستاها ۸۰ الی ۱۲۰ هزار دالر هزینه شده، در حالی‌که ارزش واقعی آن ۲۰ الی ۳۰ هزار دالر بیشتر نیست.
  • کیفیت ضعیف پروژه‌های ساختمانی؛ شهروندان شمال افغانستان که از طریق شاهراه سالنگ و مردم جنوب و غرب نیز از بزرگراه کابل-هرات مسافرت می‌کنند، کیفیت پروژه‌های اجرشده را با چشمان خود می‌بینند. اهالی کابل نیز شاهد هستند که سرک‌ها یک ماه پس از بهره‌برداری، غیرقابل عبور و مرور می‌شوند.
  • بیشتر پروژه‌ها، به‌ویژه سرک‌های ولسوالی‌ها (شهرستان‌ها) و روستاها و مکاتب ، تنها بر روی کاغذ بوده و به نام آن‌ها پول به جیب افرادی واریز شده است و آثاری از ساختمان در محل وجود ندارد.
  • برخی از این پروژه‌ها در مناطق غیرمسکونی به‌صورت نمایشی احداث شده‌اند. به عنوان ساختمان مکتب (مدرسه) هست، اما مدیر و معلم و شاگردی در آنجا نیست. جاده ساخته شده است، ولی عابری وجود ندارد. مثل جاده‌ای که امریکایی‌ها برای زیارتگاهی در پکتیا احداث کرده‌اند.سرک های دوران حامد کرزی شاهراه کندهار- هلمند

خلاصه اینکه دستاورد عرصه بازسازی تنها در یک نکته خلاصه می‌شود؛ برخی مقامات و شرکت‌های خصوصی داخلی و خارجی میلیونر یا وکیل مجلس شده، امکان عضویت در شورای ملی را به دست آورده و یا در کمپین‌های انتخاباتی هزینه کرده‌اند و حال به بهانه حفظ ارزش‌ها به فکر ادامه وضعیت هستند. یگانه دستاورد حوزه عمرانی و بازسازی شهرک‌های «عینومینه» قندهار، «سبز» غرب کابل و «خالد» بلخ، امتناع مالکان‌شان از قراردادن آن‌ها به‌عنوان بخشی از توافق با طالبان است. از دید آنان دستاورد غیرقابل معامله همین شهرک‌هایی هستند که ایشان مالکیت آنها را در اختیار دارند.

نمای شهرها و مناطق مسکونی

Ekran Resmi 2020 05 23 02.08.53 - آژانس خبری بین المللی کوکچه

تمام شهروندان افغانستان می‌دانند که طبقه ۱۰۰۰ نفره حاکم طی ۲۰ سال اخیر چنان مشغول عیش و نوش و شراب و شباب و کباب بوده که حتی به خط‌کشی ساده مسیرهای شهری نیز نپرداخته‌اند تا لااقل عبور و مرور در آنها مقدور باشد.

نمای شهرها گواه این مدعاست. کافی است که نگاهی به اطراف ارگ چشم دوخته شود. از «بی‌بی مهرو» و «قلعه موسی» در ۳ کلیومتری ارگ می‌گذریم و فقط به «مراد خانی»، اطراف چهارراه «ملک اصغر» و جاده‌های «شیرپور» بنگرید.

تجاوز، خشونت و معیوبیت؛ وضعیت دردناک کودکان کارگر در افغانستانهمگان صاحبان برج‌ها و منازل مجلل کابل را می‌شناسند. آیا هزاران سرباز وطن قربانی، ده‌ها هزار زن بیوه و صدها هزار طفل یتیم شده‌اند، تا این بناها ساخته شوند و مالکان‌شان آنها را دستاورد خود بدانند؟ دغدغه واقعی افکارعمومی نه تخریب این بناها، بلکه برچیدن مجالس شراب و شباب و کباب مالکان این قصرها و کمتیه هزار نفری حاکم است.

از دیدگاه اسلام، این همه شأن و شوکت و جاه و جلال و مهمتر از همه مجالس شراب و شباب باید برچیده شود. چه بسا ترس جدی‌تر این افراد از دست دادن زنان برهنه و رقاصان مجالس و منشی‌های زیبا که آنها را دستاوردی برای خود می‌دانند، باشد!

Ekran Resmi 2020 05 23 01.55.46 - آژانس خبری بین المللی کوکچه
کاخ های خالی زورمندان بدهکار در منطقه شیرپور کابل

جامعه مدنی و احزاب سیاسی

رسانه‌های افغانستان از نهادهای جامعه مدنی به‌عنوان دیگر دستاورد این کشور یاد و در تبلیغ آن بزرگ‌نمائی کرده‌اند. این درحالی است که نهادهای موجود عبارت از چند گماشته شده برای حفظ و توجیه محافل شراب و شباب سیاستمداران کمیته هزار نفره حاکم تأسیس شده‌اند. مثلاً در حوزه انتخابات مشهورترین نهادهای مدنی «فیفا» و «تیفا» و گردانندگان اصلی و افراد پشت صحنه آن‌ها در اولی نادری، سرسپرده تیم ارگ و در دومی معنوی فدایی تیم سپیدار هستند.

حقیقت پنهان و اصل تمام نهادهای مدنی افغانستان به مراکز استخباراتی و یا کمیته هزار نفره حاکم برمی‌گردد. این نهادهای مدنی که مسئولین آنها هزاران دالر حقوق می‌گیرند از کجا و توسط چه کسانی تامین مالی می‌شوند؟ آیا مردم این کار را انجام می‌دهند یا کارمندان این نهادها برای رضای خدا کار می‌کنند؟

Ekran Resmi 2020 05 23 02.17.46 - آژانس خبری بین المللی کوکچه
هنوز هزاران کودک در کوره‌ها کار می‌کنند

مردم افغانستان همگی می‌دانند که مسئولین ۶۷ حزب سیاسی مورد تایید وزارت عدلیه (دادگستری) چه کسانی هستند و به نفع چه طرف‌هایی فعالیت می‌کنند؟ تمامی احزاب رسمی در دامان و وابسته به یکی از دو جناح حاکم هستند. دفتر دیوان و آدرس بسیاری از احزاب موجود در جیب مسئولین آن‌هاست و فقط برای اهداف مالی نام حزب خود را ثبت کرده‌اند. حتی شناسنامه‌هایی را که باید به وزارت عدلیه ارائه کنند نیز از طریق مامورین ثبت احوال یا کمیسیون انتخابات در ازای پول و دیگر راه‌ها به دست آورده‌اند. بنابراین، حتی اگر این نهادهای مدنی و احزاب دستاورد باشند، احتمالا به دلیل اینکه  گروه‌های واقعی نیستند، در پروسه صلح محو خواهند شد.

رسانه‌ها

بدون شک اگر رسانه‌های افغانستان واقعا در خدمت مردم می‌بودند، دستاورد ارزشمندی به شمار می‌رفتند، اما هموطنان ما بر فعالیت رسانه‌های داخلی اشراف کامل دارند که در ادامه به چند نکته اشاره می‌شود.

  • پخش فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌های شاد و سرگرم‌کننده. کافی است اصحاب رسانه بدانند که زندگی تمام افغان‌ها طی نیم‌قرن گذشته به‌خصوص ۲۰ سال اخیر خود سریالی تراژدیک بوده است. نتیجه این سریال‌ها و فیلم‌ها تنها برهنگی، بی‌حجابی، فروپاشی شیرازه خانواده‌ها و دسترسی کمیته هزار نفری حاکم به شباب و شراب و کباب بوده است.
  • پرورش ستاره‌های موسیقی و معرفی هنرمندان آنچنانی دیگر دستاورد این رسانه‌هاست. بزرگترین دستاورد تلویزیون‌ها برای مردم خانم آریانا سعید، فرزانه ناز، سیتا قاسمی، مژده جمالزاده و غیره بوده‌اند. در بخش ژورنالیسم نیز مریم سما و غیره نیز به جایگاهی رسیدند. مردم ما به احتمال قوی تحمل دستاورد بیشتری در این بخش 262312552511132231721881631381071601434653 - آژانس خبری بین المللی کوکچهندارند.
  • اخبار و میزگردها: مهم‌ترین دستاورد این بخش نیز سرگرم کردن مردم به دروغ‌پراکنی‌ها و عوامفریبی‌ها بوده و زمینه را پرداختن کمیته هزار نفری مذکور به شباب و شراب و کباب فراهم ساخته است. دیگر دستاورد غیرقابل انکار این برنامه‌ها عادت دادن مردم به فرهنگ تفرقه‌افکنی و ترویج بی‌اعتمادی میان اقوام است. مردم طعم تلخ این امر را طی سال‌های اخیر چشیده و فکر نمی‌کنم که بخواهند این روند ادامه یابد.

شهروندان افغانستان می‌دانند مالکان رسانه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی را می‌شناسند و نسبت به اهداف و برنامه‌های آنها آگاهی دارند. نیازی به ارائه جزئیات بیشتری در زمینه نیست. ۹۰ درصد رسانه‌های موجود وابسته اعضای کمیته هزار نفری و در تمامی جنایات ۱۹ سال اخیر شریک هستند. ۱۰% بقیه که ظاهراً متعلق به محافل سیاسی نیستند نیز مردم افغانستان می‌دانند که توسط کدام منابع استخباراتی اداره می‌شوند و برای چه اهدافی فعالیت می‌کنند.

با توجه به موارد فوق، آیا واقعاً رسانه‌های ۱۹ سال اخیر دستاورد یا ارزش ملی شمرده می‌شوند که سالانه برای حفظ آنها هزاران سرباز و شهروند قربانی و ده‌ها هزاران انسان یتیم، بیوه، معلول و آواره شوند؟ حتی فیر یک گلوله برای حفظ این ارزش روا نیست، اما از نظر کمیته هزار نفره حاکم، همه ملت و حتی اطفال نوزاد باید قربانی شوند تا دسترسی به شباب و شراب و کباب‌شان محفوظ بماند.

حقوق بشر، به‌ویژه زنان و کودکان

 ملکزاده  - آژانس خبری بین المللی کوکچه
فرخنده ملکزاده

یکی از شعارهای همیشگی مهم جامعه بین‌المللی و دولت افغانستان از سال ۱۳۸۱ تاکنون رسیدگی به حقوق بشر به‌خصوص زنان و کودکان بوده است. این نظام از آن زمان تاکنون در این زمینه جز شعارهای پوچ و تنها ارائه گزارش درباره قتل، ضرب و شتم، توهین و تحقیر طبقات مستضعف و معلول، زنان بیوه و ایتام چه اقدامی کرده است؟ مراکز دولتی و موسسات ملی و بین المللی جز ارقام دروغین و خیالی کوچکترین دستاوردی نداشته‌اند.

آیا به ابتدائی‌ترین حقوق مالی و امنیت خانواده‌های هزاران بیچاره و نیروهای امنیتی و قتل، ضرب و شتم، اهانت و حتی تجاوز جنسی توسط زورمندان رسیدگی شده است؟ خیر! آمار تکراری نهادهای رسمی وابسته به کمیته هزار نفره به بیش از ۳.۵ میلیون مورد می‌رسد. سالانه چند نفر از زنان کشورمان بیوه و چه تعداد دختران یتیم می‌شوند؟ این نظام به عمد یا غیرعمد ارادی نمی‌تواند آمار نسبتا دقیق بیوه‌ها، ایتام و آوارگان را دقیقتر با مردم در میان بگذارند. شما خود بهتر می‌دانید که تعداد اطفال محروم از درس و تعلیم و مشغول کارهای شاقه و تکدی سالانه چند درصد افزایش می‌یابد.

حقوق بشر ویژه مردان و فقط در محدوده همان کمیته هزار نفره و برای تامین شباب و شراب و کباب آن‌هاست که باید به قیمت جان ده‌ها هزار جوان این وطن و آوارگی و معلولیت و بی‌خانمان شدن و اعتیاد ده هزار تن دیگر باید تأمین شود. یگانه دستاورد نظام در ۱۹ سال اخیر در بخش حقوق زنان فقط برهنگی چند زن در رسانه‌ها و وسیله قراردادن تعداد محدودی از بانوان برای اهداف جنسی بیش نبوده است. هنوز زنان این وطن هنگام زایمان جان خود را از دست می‌دهند و هزاران مادر شنیدن خبر قتل فرزندان‌شان خودکشی یا سکته مغزی می‌کنند. مادر خود بنده نیز قربانی ظلم همین نظام بوده است. هیچ انسان باوجدانی داستان شهید فرخنده را که در یک کیلومتری ارگ و در نقطه صفری شهر کابل به آتش کشیده شد، فراموش نخواهد کرد.

آموزش و پرورش

school 2 - آژانس خبری بین المللی کوکچهجالب اینجاست که دولت افغانستان طی چندین سال گذشته حدود ۷ میلیارد دالر برای بخش معارف (آموزش و پرورش) و تحصیلات عالیه (آموزش عالی) هزینه کرده است، اما آمار دقیق شاگردان، دانشجویان، معلمان و استادان را نمی‌داند. چند کودک و به چه بهانه‌های از نعمت آموزش محرومند خدا می‌داند.گاهی خود نظام ارقام شمار آنها را سه و گاه چهار میلیون نفر اعلام می‌کند. طبق سرشماری رسمی سال ۱۳۹۷ حدود ۸.۷ میلیون شاگرد در افغانستان به مکتب (مدرسه) دسترسی دارند. درحالی‌که براساس همین آمار جمعیت افراد زیر ۱۹ سال کشور ۱۹.۲ میلیون نفر است. بنابراین ۹.۵ میلیون کودک محروم از تحصیل در افغانستان وجود دارد.

به گفته نوزدهمین وزیر معارف افغانستان در برنامه «سرایچه» شبکه تلویزیونی «طلوع» این وزارت‌خانه دارای امکانات زیربنایی لازم برای ایستادن بر روی پای خود نیست و هنوز موانع زیادی در این زمینه وجود دارد. به‌عنوان مثال، دانش‌آموز کلاس ۱۲ پس از فارغ التحصیلی توان نوشتن و خواندن متن فارسی/دری و پشتو را ندارد.

شما ملت شاهدید که چگونه به دانشجویان دختر در پوهنتون (دانشگاه)های کشور نمره داده می‌شود. استادان در عوض نمره از آنها چه می‌طلبند؟

از صدها هزار لیسانسه دانشگاه‌ها چند نفر توان نوشتن یک درخواست را دارند؟ آری آموزش و پرورش یک دستاورد دارد؛ اگر کسی فرزند کمیته هزار نفر باشد می‌تواند در خارج ادامه تحصیل بدهد و به‌عنوان وارث آن‌ها بعدا صاحب منصب شود. اینکه چند مکتب و با چه هزینه‌ای بازسازی یا نوسازی شده و بودجه این امر و به جیب چه کسانی رفته است، همگی می‌دانند و نیاز به بازگویی نیست.

کافی است گزارش‌های سیگار “SIGAR” واشنگتن پست، نیویورک تایمز یا نهادهای نظارتی داخلی را ملاحظه فرمایید.

سکتور (بخش) خصوصی اقتصادی

 خصوصی در افغانستان - آژانس خبری بین المللی کوکچهدین نظام بر مشروعیت بخشی به چپاولگری، غارت اموال ملی، اقتصاد بازار و حمایت از سکتور (بخش) خصوصی استوار است. فعالان این بخش؛ شامل صنعتی، تجاری، خدماتی، بانکداری، ساختمانی، لجستیکی، واردات، صادرات، مواد نفتی، سلامت، تعلیم و تربیت و غیره چه کسانی‌اند و چگونه امور را به پیش می‌برند.یک قاعده عام را برای شناخت چهره‌های شاخص سکتور خصوصی در افغانستان ارائه می‌کنم تا بتوانید بدون اشاره به مشخصات آنها از عمق ماجرا مطلع شوید؛ تمام نهادهای دولتی حتی امنیتی دارای بخش خصوصی هستند. هیچ نهاد دولتی در نظام موجود بدون حمایت سکتور خصوصی نمی‌تواند فعالیت کند.

اگر در بخش بانکداری، سکتور خصوصی را می‌بینید، چهرهای شاخص آن را بخاطر بیاورید! پشت پرده بحران کابل بانک چه کسانی بودند و با اندک سرپیچی سرنوشت شیرخان فرنود به کجا منجر شد؟ از سرنوشت آقای سیدجاوید در بانک تجارتی افغانستان خبری هست؟

طبق اصول کمیته ۱۰۰۰ مسئول هر نهاد دولتی باید به منافع سکتور مربوطه آن نیز در مسلط باشد. چرا سکتور صنعت و صادرات در افغانستان طی ۱۹ گذشته عقبگرد داشته است؟ چون اعضای کمیته مذکور باید امکان تطهیر پول سیاهی که از خزانه ملت افغانستان است را داشته باشند. اگر صنعت و صادرات افغانستان نهادینه بود و رشد می کرد، پول از خارج به داخل سرازیر می‌شد.

وقتی که کشور همیشه محتاج واردات است، پس خروج پول به بهانه واردات کاری ساده بوده و طی ۱۹ سال تجربه شده است. برخی می‌پرسند چرا طی این دو دهه با وجود ورود کمک‌های خارجی، صنعت و صادرات در افغانستان رشد نیافته و فکر می‌کنند که دولت ناتوان است. نخیر، حقیقت این است که نظام حاکم و کمیته ۱۰۰۰ طی دو دهه گذشته برای تداوم منافع خود نخواستنه که سکتور خصوصی از نظم مافیایی و اعضای آن رها شود.

سکتور صحت (بهداشت و درمان)

thumbs b c 330284de9b36427db88e0f9bf904742f - آژانس خبری بین المللی کوکچهشهروندان افغانستان باید برای معالجه امراض عادی به پاکستان، ایران، هند و ترکیه سفر کنند یا در شفاخانه‌های (درمانگاه و بیمارستان‌های غیراستاندارد و بدون تجهیزات کامل) خصوصی داخلی به استقبال مرگ بروند. راز پشت پرده سکتور (بخش) صحت (بهداشت و درمان) نیز به برنامه‌های شوم همین کمیته هزار نفره برمی‌گردد، اما خودشان برای درمان زکام و یا سرفه به خارج می‌روند. طبق تحقیقات دقیق، این سکتور باعث فرار یک میلیارد دالر از افغانستان شده است.می‌بینید که در این روزهای کرونایی نیز با جان ملت بازی می‌شود. درحالی‌که بیش از ده هزار تن به کووید-۱۹ مبتلا شده اند؛ تنها شماری اندک از آنها در شفانخانه‌های کابل تحت درمان هستند. این در حالی‌ است که اخیرا بیش از ۱۲۰ میلیون دالر را بانک جهانی و ۱۱۵ میلیون یورو را اتحادیه اروپا و ۱۵ میلیون دالر را امریکا و هزاران بسته کمکی را چین، ترکیه، هند، امارات متحده عربی، قطر و ایران و غیره به کشورمان کمک کرده‌اند و بیش از ۷ میلیارد افغانی از بودجه ملی به خاطر مبارزه با این ویروس اختصاص یافته است.

 گندم - آژانس خبری بین المللی کوکچهدر اوج بحران اقتصادی ناشی از بحران کرونا، به هر چند نفر یک بسته‌های ۴.۴ کیلوگرمی گندم داده شده است. نیازی به ارائه فکت‌های بیشتری در این زمینه نیست. فقط کافی است کلیپ ویدیویی رئیس شفاخانه افغان-ژاپن را با دقت ببینید تا به فاجعه ۱۹ ساله سکتور صحت پی ببرید و قضاوت کنید که کدام دستاورد مسئولین این حوزه در صلح با طالبان از دست خواهد رفت.

یا خبر دارید که تقریباً تمامی شفاخانه‌های افغانستان در اختیار تعدادی NGO است و از طریق آنها سالانه چند دالر و توسط چه کسانی حیف و میل می شود؟ آیا می‌دانید که سکتور دوا (دارو) در کنترل چه کسانی است و چرا طی ۲۰ این نظام قادر به تعیین نرخ در این زمینه نشده است؟ کافی است هر خانواده به تجربه خودش مراجعه کند که دوا را چگونه از دواخانه ها خریداری می‌کند؟ بنده تحصیل‌کرده هنوز نتوانسته‌ام قیمت واقعی عادی‌ترین دواها را بدانم و باید هر مبلغی فرد سفیدپوش پشت میز شیشه‌ای دواخانه می‌گوید بپردازم.

براساس تحقیقات مشترک یکی از نهادهای نظارتی داخلی و خارجی بیش از ۵۰% دوای مورد نیاز افغانستان بدون پرداخت تعرفه گمرکی و مجوز، وارد بازار دارو می‌شود. گفتنی است ارزش دواهای وارداتی رسمی از طریق گمرکات افغانستان به حدود ۷۰۰ میلیون دالر می‌رسد.

کشف معادن

 افغانستان - آژانس خبری بین المللی کوکچهآیا کسی می‌داند که طی ۱۹ سال گذشته چه فجایعی و توسط چه کسانی در معادن کشورمان رخ داده است؟ فقط کافی است که ماجرای معدن لاجورد و طلای بدخشان، زمرد پنجشیر، مس عینک و اوورانیم هلمند را به خاطر بیاورم.

حداقل ۵ بار قانون معادن توسط همین نظام تعدیل شده، اما حتی ۲۰۰ میلیون دالر نیز از این طریق عاید کشورمان نشده و قرارداد بهره‌برداری از یک معدن با ارزش به امضا نرسیده است. معادن افغانستان مانند دیگر منابع اقتصادی در اختیار کمیته ۱۰۰۰ است و طبق میل خود، آنها را به تاراج می‌برند.

بنابراین چه لزومی برای قانونمندسازی این سکتور درحالی‌که بی قانونی باعث تامین منافع کمیته ۱۰۰۰ می‌شود، وجود دارد؟ قضاوت را به ملت می‌سپارم که بگویند با برقراری صلح کدامیک از منافع این حوزه از مردم افغانستان خارج خواهد شد!

بخش عدلی و قضایی

برای شناخت دقیق بحران عدلی و قضایی درافغانستان، کافی است بپرسید تاکنون چند تن ازاعضای بلندپایه دولتی و به چه جرمی محکوم شده‌، بیش از ۴۰ هزار زندانی از کدام طبقه مردم هستند و چند درصد آنها واقعاً مجرم بوده و به دوسیه (پرونده) آنها عادلانه رسیدگی شده است؟

پاسخ بسیار ساده است؛ سطح زندگی سارنوالان و قضات را با معاش (حقوق ماهانه) آنها مقایسه کنید. معاش یک سارنوال (براساس رتبه‌بندی) ۵ الی ۳۰ هزار افغانی است، اما چند سارنوال دارای دارای بیش از سه سال سابقه کار را می‌شناسید که موتور گران‌بها (ماشین لوکس) و خانه مجلل نداشته باشد؟ یکبار به دفاتر سارنوالی‌ها بروید و مالکان موتورهای شخصی در پارکینگ‌ها را ببینید.

معاش قضات نیز از سال ۲۰۱۴ به بعد ۸۰ الی ۱۳۰ هزار افغانی بوده است، اما با دیدن برج‌ها و زیورآلات و طلای دختران و زنان آنها متحیر می‌شوید. اگر پرسیده شود که از کجا بدست آورده‌اند؟

این سکتور نیز در طول ۱۹ سال گذشته تحت تصرف مطلق کمیته هزار نفره بوده و هرگز و لو به خاطر شرم از خالق و مخلوق پرونده کسانی مانند فرخنده عدالت را محقق نساختند. خلاصه اینکه اگر علت محکومیت حدود صد هزار زندانی طی ۱۹ سال اخیر بررسی شود فقط یک دلیل برای قضات و سارنوالان وجود دارد و آن هم ناتوانی محکومین در پرداخت رشوه و یا فشار‌های سیاسی بر شخصیت‌های مخالف منافع کمیته هزار نفری است.

زمامداری خوب 

nangarhar3 - آژانس خبری بین المللی کوکچهطرف نظر از پرداختن به جزئیات این بخش، کافی است به دنبال سرنخ ۸ میلیارد دالر مصرف‌شده جهت ارتقای ظرفیت نهادهای دولتی باشید. شما به‌خاطر گرفتن تذکره (شناسنامه) که حق مسلم شهروندی است، چقدر پرداخت می‌کنید و یا برای وثیقه نکاح (سند ازدواج) و قباله زمین، پاسپورت و غیره چقدر سرگردان می‌شوید و چقدر باید رشوه بپردازید؟فاجعه پرداخت حقوق متقاعدین (بازنشستگان)، معلولین و وارثان شهدا که جای خود را دارد. آیا در زمامداری خوب، اداره برای اشخاص تشکیل می‌شود یا برعکس، برای ادارات افراد مناسب گماشته می‌شوند؟ فجایع گمرکات، مبالغ کریدیت کارت‌ها، تاسیس دفتر به‌نام بانوی اول و معاون سوم و ریاست اجرائیه و صدها مشاور نیز از شاخص‌های بارز زمامداری خوب است.

جزئیات بیشتر را می‌توانید در گزارش‌های معتبر نهادهای بین المللی و داخلی حتی از خود همین کمیته ۱۰۰۰ نفری به دست آورید.

انتخابات و شیوه تبادل و انتقال قدرت

 انتخابات - آژانس خبری بین المللی کوکچهشما ملت افغانستان چند بار ماجرای انتخابات را تجربه کرده اید؟ هنوز هم بوی گند انتخابات سال ۱۳۹۸ به مشام می‌رسد. عادی‌ترین گام ممکن، تصویب قانون انتخابات است، اما در هر دوره فرمان تقنینی جداگانه صادر شده است. رنج بازی با احساسات مردم و در نهایت انتصاب رئیس‌جمهور و وکیل را که بیش از من لمس کرده‌اید. درد انتقال قدرت در هر ۵ سال از درد زایمان هم بر هر مرد و زن این کشور سخت‌تر تمام می‌شود. آیا انتخابات واقعاً دستاوردی است که باید به‌خاطر آن جلو صلح گرفته شود؟ خود قضاوت کنید!نظام سیاسی (جمهوریت)

images - آژانس خبری بین المللی کوکچهقانون اساسی افغانستان که توسط همین کمیته ۱۰۰۰ نفری تدوین شده، مشروعیت حاکمان را منوط به انتخابات و رأی مستقیم مردم به اعضای پارلمان و رئیس‌جمهور اصل دانسته است. طی ۱۹ سال گذشته به‌جز نخستین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری که در آن نیز رأی واقعی مردم نقشی نداشت و با جنجال کمتری همراه بود، مردم افغانستان دارای نظامی مشروع طبق قانون اساسی و اراده مردم نداشته‌اند.رهبری کمیته ۱۰۰۰ به‌خاطر دموکراسی و قانون اساسی گلو پاره می‌کند و جمهوریت را خط سرخ و آن را دستاورد می‌داند، اما شما مردم طی ۱۹ گذشته شاهد بودید که سردمداران جمهوریت، با سوءاستفاده از این نام چه‌ها که نکردند!

سکتور (حوزه) امینت

درباره سکتور امنیت و دستوردهای آن هیچ حرفی برای گفتن ندارم، چون شما مردم روزانه جسد طفل نوزادتان را شناسایی و گوشت هموطنان خود را از روی جاده‌ها در کیسه‌های جسد جمع‌آوری می‌کنید.

🔹نتیجه‌گیری

باتوجه به موارد فوق، بدون تردید اگر دستاوردی طی نیم‌قرن گذشته، به‌ویژه بیست سال اخیر برای افغانستان وجود داشته باشد، همانا فجایع به‌یادماندنی تاریخ این سرزمین و درس عبرتی برای جهانیان است که توسط همین هزار نفر رقم زده شده است.

ghazni1 - آژانس خبری بین المللی کوکچه

رنجی که مردم افغانستان طی این دو دهه متقبل شده‌اند، فقط برای ایجاد فضای مناسب جهت شراب و شباب و کباب آنان بوده است. در اوج بحران کرونا و حال که طالبان تقریباً به آخر خط رسیده است، موضوع صلح مطرح و عملکردها مطرح می‌شود. درحالی‌که دستاورد این گروه برای مردم افغانستان تابوت، اعتیاد، بیوه، یتیم و فقیر و آوارگی مستمر بوده است. حوادث اخیر زایشگاه برچی کابل، ننگرهار و لغمان را به‌خاطر بیاورید.

🔹پرسش اساسی این است؛ چرا مردم با این وضعیت کنار آمده‌ و واکنشی نشان نمی‌دهند؟ چهار دلیل در این زمینه مطرح می‌شود:

  1. فشار اقتصادی بسیار شدید و گسترده؛ بنا به اعتراف این کمیته هزار نفری ۷۰% مردم افغانستان زیر خط فقر و شبانه روز سرگردان یافتن لقمه نانی برای نجات جان خود و خانواده هستند. پس انتظار نمی رود که مردم بتوانند بر سرنوشت‌شان حاکم شوند.
  2. بی‌اعتمادی میان ملت و اعضای کمیته مذکور به حدی است که قوت و قدرت سازماندهی را از مردم ربوده اتحاد آنها به منظور دفاع از منافع خودشان تقریباً محال شده است.
  3. بازی کمیته حاکم هزار نفره طوری سازماندهی می شود که نخبگان و رسانه‌ها را تحت کنترل دارند. آن‌ها با دروغ‌پراکنی، مردم افغانستان را در هاله‌ای از امید سرگرم کرده تا بتوانند در بستری امن به عیش و نوش‌شان ادامه دهند.
  4. شهروندان افغانستان طی ۵۰ سال مبارزه از پای درآمده و اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند. از این رو، پس باید مدام کمیته هزار نفره حاکم با همین وضعیت بر مردم و کشورشان حکمرانی کنند.

راه‌حل فقط در خیزش و تحقق اراده مردم است. تا زمانی‌که آنها خواهان و آماده تغییر نباشند، رخداد‌های غیرعادی؛ مانند کرونا و انهدام یک‌شبه ارگ و سپیدار، اگرچه در نظام الهی مقدور است، اما معمول و کارساز نیست. ملت افغانستان به‌جای اینکه روزانه شاهد شاهد جان باختن صدها تن از فرزندان خود باشند، می‌توانند با جنبشی منسجم و تحمل حدود هزار شهید، برای همیشه خود و کشورشان از شر کمیته هزار نفری حاکم نجات دهند. به امید روزی که اشک یتیم و فریاد و ناله مادران آنها به ملکوت اعلی برسد!

والسلام علی من اتبع الهدی

منبع:این گزارش تحقیقی براساس چشمدید‌های نویسنده از واقعیت‌های افغانستان با استفاده از منابع معتبر ملی و بین‌المللی تهیه و حق انتشار آن تنها با استفاده از «آژانس خبری بین المللی کوکچه» مجاز است

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com