خانه » خبر و دیدگاه » زینب و زیبا نگری

زینب و زیبا نگری

 

image01

نویسنده: احمد ذکی حسینی

در نهضت حسینی، زینبِ  شجاع و حکیم نیز حماسه آفرینی نموده است. زینب نماد کامل یک زن مسلمان بوده و ملقب به “عقیله” یعنی بسیار با عقل وعمیقاً بزرگوار می باشد.

دورنگری زینب و آگاهی از حقوق خویش این بانوی قهرمان را قادر ساخت که برای شوهرش شرط ضمن عقد بگذارد. شرطی که شوهر را موافق ساخت تا در سفر تاریخی امام و برادرش حسین، وزیرو سخنگوی وجانشین سالار شهیدان باشد. غلبه تعقل و توکل زینب بر احساسات و آلام اش چنان خبرساز و خیره کننده است که بعد ازکشتاری کربلا، به وجه احسن از عهده مدیریت بحران بر آمده و در “اسیری هم امیری کرده است”. یکی از دلایل که تجلیل از نهضت حسینی و زینبی جاویدانگی یافته این است که درسهای حکیمانه و حماسی آن، هنوز نیز الهام آفرین است. یکی از این درس های حیاتبخش، پاسخ زینب به تهاجم لفظی و طعنه آمیز والی کوفه عبید الله ابن زیاد می باشد. ابن زیاد هم چون معاویه که میگفت “خدا میخواست من حکومت کنم”؛ جبری مسلک بوده و چون سایری حکمرانان تاریخ، بدنبال توجیه گری بود.  بعد از ورود اسرابه کوفه که شامل یتیمان و بیوه زنان بود ابن زیاد، زینب (س) را چنین مورد اهانت قرار داد: “خدا را شکر که شما را رسوا و تکذیب نمود. کار خدا را با برادر و خاندانت در کربلا چگونه دیدی؟!” زینب پاسخ عمیق و حماسی اش را چنین بیان داشت: “… ما رأیتُ الاّ جمیلاً…” (هیچ چیزی به جز زیبایی {در کربلا}ندیدم).

زینب آن شیر زن، آن نستوه و ناب

زینب آن تیرزن بمثل بوتراب
تیرها یش از کلام و صوت و سوز

تیرگی ها را زدود و کرد روز
ابن زیاد آن قاتل سردار ما

گفت دیدی زینبا کار خدا
آن خدای قاهری جابر چه کرد

امر رب را دیدی و یاریت نکرد
تو چه دیدی در زمین نینوا

قسمت تو زخم و زهر و زجه ها
گفت زینب ما رایتُ جز جمال

دشمن ما د مبد م در انفعا ل
شکر آن معبودی محبوبی مجید

مطلع ما رحمت و فرجام شهید
این نه ننگ و ذلت و خواری بود

این قشنگ وعزت و یاری بود















 

در کجای دنیا یک زنی باز مانده از قتل عام برادران و فرزندان و همرزمان توانسته است در برابر دشمن سفاک چنین حکیمانه و شجاعانه سخن گوید؟ اساساً این کلام که “هیچ چیزی به جز زیبایی {در کربلا} ندیدم” یعنی چه؟!

تفسیر سخن زینب با “اصل نظام احسن”

“نظام احسن” یعنی اینکه خداوند نظام آفرینش را به بهترین وجه ممکن خلق کرده است. زیرا اگر خدا عالم را به بهترین صورت ممکن خلق نکرده باشد یا به علت این است که علم به بهترین نداشته، یا آن را نمی پسندیده یا توانایی بر آفرینش آن نداشته و یا از ایجاد آن بخل ورزیده است. در حالیکه آفریدگار از این خصوصیات مبرا است. 

حُب الهی به کمال و خیر ایجاب می کند نظام آفرینش دارای کمال و خیری بیشتر بوده و در جهان مادی، نقص و فسادهای که لازمه این جهان است در آن به حداقل برسد. بقول ابن سینای بلخی “با یک نگرش کلی در نظام خلقت، در مییابیم که شرور زیاد اند ولی بیشتر از خیرات و خوبی ها نمی باشند”. شروری چون قتل،  فقر، تجاوزو… لازمه اختیار انسانی وحیات در دنیا بوده و اگر تعدادی چون یزید ابن معاویه سیری نزولی دارند تعدادی دیگر چون حسین ابن علی سیر صعودی دارند. از سوی دیگر توانمندی انسان دلیل بر رضایتمندی خدا بر گناه انسان نمی باشد. همانطوریکه انسان قادر به نقض قانون است؛ ولی جامعه با آن راضی نبوده ومتخلف را مجازات مینماید. خداوند فیاض به خاطر شری اندک، از آفرینش خیر بیشترمضایقه نمی کند. از آنجای که خداوند کمال مطلق است، عالم خلقت با نظام ها و سنت های آن، کامل ترین معلول ممکن است. به همین سان خداوند بزرگ حُسن و جمال مطلق میباشد لذا معلول او نیز (گیتیان یا عوالم آفرینش) زیباترین نظام ممکن بوده و زیبا تروبهتراز آن فرض ندارد چنانچه در زبان عربی ودر عالم واقعیت احسنِ احسن یا بهترین تراز بهترین نداریم. این نظام، زیبا ترین  وبا رحمت ترین دستگاه بوده وبقول بیدل:                                                   

از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است                    

دیده هرجا باز می گردد دچار رحمت است

شب اگر گل کرد بیدل پرده دار عیب ماست                      

صبح اگر خندید در تجدید کار رحمت است

براساس اصل “نظام احسن”، سنت شب و روز، عمل و عکس العمل، حیات و ممات و قیامت، استدراج، ابتلا (مثل اسارت و شهادت رادمردان و سیطره پوشالی و شتابزدۀ نامردان؛ تدارک زمینۀ امتحان امت که آیا در صف حسینیان قرارمیگیرند یا امویان)، غلبۀ نهایی حق بر باطل (مانند حُسن ختام حق پرستان و سوء فرجام خود پرستان)، ناپایداری دنیا و ماندگاری عقبی و… نمونه های از  “نظام احسن” در این عالم می باشند. درک این حکمت و حُسن به یقین ما افزوده و تلخی ها را نیز شیرین می سازد.

گر ترا نور یقین پیدا شود                                  

می تواند زشت هم زیبا شود

زینب این زینت پدر و بشر؛ چنین ایمان شکوهمند را در پرتو تعلیمات حیاتبخش نبوی ذیل آموخته است:

“انسان به کمال ایمان نمیرسد مگر اینکه بداند آنچه برای او رسیده باید میرسید و آنچه به او نرسیده امکان نداشت برسد”.   

اصولا جهان بینی توحیدی، بینش بهجت زا و مسرت آفرین به عالم وآدم دارد  

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازاوست

و خداوند میفرماید: “آسمان ها وزمین بر عدل استوارند”.

براساس همین آموزه ها حافظ میگوید:                                                                                                     سیر فلکی یک سره بر منهج عدل است                        

خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

روی خوبت آیت از لطف بر ما کشف کرد

زآن سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما                   

در کتاب “نظام احسن ازمنظر حکمت متعالی” چنین آمده است: “خداوند برای اینکه نقص انسان را برطرف کند، به او قوّه عاقله اعطاء کرد تا منفعت و ضرر مالی خود را با آن درک کند و خیرات حقیقی و شرور را از هم تمیز دهد. ملّاصدرا برای شناخت دقیق موجودات، قائل به این است که باید به کمک عقل از این عالم ظلمت به سوی خدا مهاجرت کنیم و به قدرت الهی و قوّه عاقله، ملکوت اشیاء، اسباب و علل آنها را ببینیم و ازطریق آنها به شگفتی ‌های عالم خلقت پی ببریم. پس از اینکه خدا را، آنچنان‌که شایسته است، در حدّ امکان شناختیم، از منظر او به خلقت نگاه کنیم و با دید الهی و چشم مهندسی عالَم را ببینیم که در این‌صورت، همه اشیاء نزد ما دارای حُسن و شرافت و موافق با رضای ما هستند. چون رضای ما در این ‌صورت، رضای عقلی می‌باشد که آیینه رضای حق است. این جاست که آنچه را با برهان گفته شود با وجدان درک می‌کنیم. به عبارت دیگر، چون علّت (خداوند) عاری از هر عیب و نقص است، آیت، نشانه و مظهر- از آن‌جهت که منتسب به او است- هیچ‌گونه عیبی ندارد. برای نمونه، می‌توانیم به کلام زیبا و پرمعنای حضرت زینب«س» در کاخ عبیدالله‌ ابن زیاد در برابر سرزنش آن ظالم (بنگر خدا با شما چه کرده است؟ مردان شما را کُشت و شما را خوار، ذلیل و اسیر نمود که این دلیل حقانیت ماست) اشاره کنیم که فرمودند: «ما رأیت الاّ جمیلاً»؛ همه چیز به نظر من زیبا بود، زیرا من به همه اینها از منظر او نگاه می‌کنم و می‌دانم او شاهد است و ملکوت (باطن) اعمال شما را می‌بینم”.۱                                                                                                   

قسمت اززیبایی های نهضت حسینی: عدم آغاز جنگ، اصل را بر نصیحت و اعتراض منطقی ومذاکره واتمام حجت قرار دادن، عمل آگاهانه و عاشقانه بوظیفه، رضایتمندی بر مقدرات الهی، نهراسیدن از تهدید و تطمیع و توطئه دشمن، عدم اجبار همرزمان به جنگ و مخیر ساختن شان بین منزلگاه وقربانگاه، سبقت جویی مبارزان در پیکارو استقبال کم نظیر از شهادت، عدم استفاده اززنان داواطلب برای شرکت در پیکار و پاسداری از آنان، عزتمندی در اوج مظلومیت و صبری جمیل، اولویت به نماز ونیایش درعاشورا، گشوده شدن ابواب عالم غیب و نظاره آن توسط جوانمردان قبل از شهادت در عاشورا، نفی خود در اثبات موضوع و قتل دشمن با شهادت خویش وپیروزی در شکست، فداکاری با جان، مال، خاندان و پیروان در این مسیر، دوری از ماجراجویی و تندروی و کندروی وارایۀ بهترین الگوی مبارزاتی، ایجاد الگو، معیار و بصیرت در تفکیک اصل از بدل در منازعات درون دینی، در اوج حقیقت بودن حسینیان و در نهایت ضلالت بودن یزید یان، عامل زوال خاندان اموی گردیدن، افشای منافقت امویان و طرح این پرسش که چرا آل ابوسفیان همیشه با آل رسول دشمنی می ورزند و چرا وچگونه به قدرت رسیدند، مخالفت با نظام موروثی وشعاراحیای آرمان حکومت نبوی و علوی، مشاهدۀ لطف الهی مبنی بر حفاظت از تداوم سلسله دوازده خلیفه موعود رسول الله با جان سالم بدر بردن امام زین العابدین درکربلا، تحقق پیشگویی رسول الله (ص) که حسین در کربلا به قتل خواهد رسید و سید جوانان بهشت میگردد، حسرت شنیدن تضرع ودرماندگی را در دل دشمن گذاشتن،جواب عزتمندانه زینب به عتاب ذلیلانه ابن زیاد، و…                                                               

تقبیح جنایات امویان امری بدیهی است ولی در یک نگرش کلی و ژرف؛ نهضت کربلا در کمال حکمت و زیبایی مبتنی میباشد. بقول علامه بلخی                                                                                                                      هر آیت هلال محرم به چشم خلق                                                                

عینک برای دیدن آن حُسن مبهم است                                                                                                       واقعیت اینست که اگر حق محور و مبنی باشد؛ به تعبیری قرآنکریم “باطل کف روی آب وشهدا “فرحین” یا خوشحالان از فضل الهی و جاویدان در جوار خدایی اند”.

آن که بر بال مَلَک سوی خداوند رود               

بادل مطمئن وخاطری خرسند رود

برای شهید و بازماندگان فهیم و شهیم اش، شِکوه و شکایت معنی ندارد.

لاف عشق وگله از یار زهی لاف خلاف

عشق با زان چنین مستحق هجرانند

زیبایی و کمال از ابتدا و امتداد نهضت حسینی جلوه گری نموده و در انتهای آن نیز در توصیه حسین به زینب چنین نیکو بیان گردیده است: “خواهرم بر بلا صبر کن و لب به شکایت مگشا که از منزلت شما خواهد کاست. سوگند به خدا که خدای باری تعالی با شما ست.

قرآنکریم چه نیکو میفرماید: “خداوند با صا بران وعاقبت از آن متقیان است”.                                                     بدرستیکه “زیبا تر از سخن زیبا گویندۀ آن است”.*

* نویسنده: محمّد جواد طالبی چاری – عسکر دیرباز. * امام حسن عسکری (ع)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com