خانه » خبر و دیدگاه » نقد کوتاهی پیرامون مقالۀ رزاق مامون “تجزیۀ افغانستان؛ نقشه کشی بر صفحۀ کابوس”

نقد کوتاهی پیرامون مقالۀ رزاق مامون “تجزیۀ افغانستان؛ نقشه کشی بر صفحۀ کابوس”

ikram_taheri

قبل ازینکه بر چند مورد مبهم در مقاله آقای مامون بپردازم، میخواهم یاد آور شوم آنقدر که در مطلب نوشته شده آقای مامون از بی مسوولیتی مردم شمال افغانستان تذکر رفته، چنان نیست و یکتعداد رهبران معامله گر که خود را منحیث رهبر در بین مردم جا زده اند، نمیتوان آنرا قیاس قرار داد و مردم شمال را به باد انتقاد گرفت. فکر میکنم که مردم در شمال این ظرفیت را پیدا کرده اند تا سرنوشت خویش را خودشان رقم بزنند، البته هنوز هم استفاده جویانی وجود دارند و دراین اواخر میبینیم که نقش مغرضین و معامله گر ها هر روز دارد کم رنگتر میشود . اینکه بعضی مشکلات موجود است نمیتوان از آن چشم پوشی کرد ولی اگر این چالش ها را با ده سال پیش در مقایسه قرار دهیم در خواهیم یافت که تغییرات چشم گیری در نحوۀ برخورد مردم با سیاسیون بوجود آمده است. به هر حال از معامله گران که شما آقای مأمون در مقالۀ تان یاد آور شدید ، روز به روز به انزوا کشانیده شده و مردم به درایت و هوشیاری کامل دیگر مجال چنین کاری را برای آنها نخواهند داد و اقوام مختلف در شمال به این نتیجه رسیده اند که بدون زیستن درکنار یکدیگر و پذیرفتن یکدیگر هیچ راهی نجات برای پایان دادن به این چالش ها وجود ندارد و از همین خاطر در چند سال اخیر ما شاهد چنین وضع نسبتن خوب و آرام در شمال بودیم. تاجیک ها ، هزاره ها و دیگر شهروندان که در شمال زندگی میکنند ،دوران تاریک جنایت کاران دهشت افگن را خوب بخاطر دارند و جنایت های که طالبان دهشت افگن بر آنها روا داشته بودند ، هرگز فراموش نکرده اند . به همین دلیل اقوام به هم برادر شمال دیگر نمیخواهند به چنان سرنوشت سیاه گرفتار شوند و هست و بود خود را در همزیستی با یکدیگر میبینند. مردم شمال خوب به این نتیجه رسیده اند که دشمنی با یکدیگر زمینه را هم به معامله گران و هم برای دهشت افگنان یکبار دیگر فراهم خواهد ساخت تا زندگی آرام شانرا به دوزخ ناامنی تبدیل نمایند. در جای آقای مامون در مطلب خود نوشته اند جنگ های سالهای پیروزی مجاهدین ( کوچه به کوچه) خواهند بوقوع پیوست.

من به این نظر استم مقایسه آن زمان با شرایط فعلی کاملن ( کاملاً) در تضاد است. چون در آنوقت وقتیکه مجاهدین داخل کابل آمدند ، اصلن تجربه حکومتداری را نداشتند و فکر میکردند که حکومتداری هم مثل رهبری یک تنظیم را انجام دادن است. البته چنین تفکری موجود بود. ولی حالا چنین برداشت های در بین مجاهدین دیگر وجود ندارد و از تجربه ۵ سال حکومتداری و چالش های آن دوران و بعد از آن که مواجه گردیدند ، خیلی آموختند.

آقای رزاق مامون در جای دیگری چنین مینویسد:

“جنوب و شرق در ده سال اخیر سرگرم جنگ بر حفظ حیات و ممات خود با امریکا و غرب بوده است. هنوز در آن سوی تونل تاریک روشنانی نمیتوان دید. در زمان جهاد جنگ همه گانی بر ضد متجاوزین بود. در ده سال اخیر شرق و جنوب یک تنه بدون همیاری شمال و نواحی مرکزی با قبول تلفات و خفت کشی های فراوان ، حرکت ماشین جنگی امریکا را در زمین خود کند کرده است. فرماندهان و رهبران تنظیم ها در این مدت مشغول ثروت اندوزی و رسیدن و یا معاوضۀ چوکی های دولت بودند،کرسی های که امریکا و دشمنان جنوب و شرق در اختیار شان قرار داده است. امریکا حالا در فکر معامله با دشمنان خود و تنظیم ها شده است.”

نکته که میخواهم به آقای مامون یاد آور شوم آن اینکه ؛ آیا جناب شان این را دقیق نوشته اند و یا …؟

اگر دقیق باشد اشتباه بزرگ را متقبل شده اند چرا که این خود تشویق مردم به پیوستن با دهشت افگنان در جنوب و یا شرق کشور است. اینجا باید یادآور شد که همه مردم در جنوب در جنگ با امریکا و غرب و نیروهای دولتی اشتراک ندارند بلکه صرف یکتعداد اوباش و جنایت کاری که مردم را در جنوب و بعضی مناطق در شرق به گروگان گرفته اند و زندگی را برای شهروندان مناطق یاد شده به دوزخ مبدل ساخته اند. پس همه را نمیتوان در جنوب و شرق قلمداد کرد که در جنگ با امریکا و غرب و نیروهای دولتی دخیل هستند. علت که اوباش ها زیر نام طالب در آن مناطق میتوانند نفوذ کنند ، پاکستان و بخصوص دستگاه استخبارات آنکشور میباشد. چون مناطق جنوبی و شرق با پاکستان هم مرز هستند. پاکستان برای دهشت افگنان جایگاه های امن ایجاد کرده و آنها چون امکان فرار به پاکستان را بعد از عملیات تخریبی دارند ، توانسته اند در جنوب نفوذ نمایند و اگر فشار بالای آنها میآید ، میتوانند به آسانی به خاک تروریستان ( پاکستان) گریزند و در آنجا دوباره نفس راحت کشیده و به مناطق جنوبی افغانستان برگردند.

نکته دوم که در اینجا قابل یادآوری میدانم اینست آقای رزاق مامون آیا فکر نکرده اند که به دهشت افگنان دارند توسط این چنین صحبت های مشروعیت میدهند؟ آیا دهشت و وحشت روزانۀ هراس افگنان را میتوان مقاومت تلقی کرد که جناب مامون اشاره کرده اند که ( ماشین جنگی امریکا را کند ساخته اند) ؟ آیا تنها امریکا در جنوب حضور دارد و یا اینکه ارتش ملی و دیگر نیروهای امنیتی کشور هم در مبارزه با دهشت افگنان در جنوب و شرق حضور داشته و از مردم جنوب و شرق در مقابل هراس افگنان دفاع مینمایند. جناب مامون! نیروهای امنیتی که در جنوب و شرق کشور موجود هستند ، در بین آنها جوانان از شمال و شمالشرق کشور وجود دارد و دوشا دوش با دیگران از مردم و خاک شان در مقابل دهشت افگنان سیه دل دفاع میکنند اگر به گفته های بنده باور ندارید ، لطف نموده سری به بیمارستان چهارصد بستر بزنید و ببینید که چه تعداد از جوانان شمال که در نیروهای امنیتی حضور دارند ، جان های شیرین خود را در جنوب و شرق بخاطر دفاع از مردم و اراضی کشور فدا کردند و یا هم معیوب و معلول گردیدند. نباید این فداکاری های جوانان شمال را نادیده گرفت و به مشروعیت بخشیدن دهشت و وحشت هراس افگنان قلم زد. مسوولیت همۀ ماست تا از جوانان شمال که در نیروهای امنیتی حضور دارند و شب و روز و به شکل خستگی ناپذیر در خدمت کشور و مردم در ( چهار اطراف) کشور قرار دارند ، توصیف کرد و نوشت. اینکه سردمداران قدرت در چه حال هستند ، نمیخواهم در آن باره بحث نمایم ، صرفن بحث روی شجاعت ، دلیری ، مردانگی ، صداقت ، فداکاری و خدمت جوانان شمال موجود در نیروهای امنیتی کشور است که بدون کدام تبعیض حاضر شده تا به آخرین نقطه جنوبی و شرقی کشور رفته و در آنجا خدمت نمایند. آقای رزاق مامون هیچوقت نمیشود عملکرد های دهشت افگنان که جز تباهی مردم و کشور چیزی دیگری را در قبال ندارد ، آنرا جنبه قانونی داد ، شایسته این خواهد بود تا کارکردهای مزدوران آی اس آی پاکستان که غیر از کشتن ، انفجار ، گردن بریدن ، سنگسار کردن ، مکتب سوزاندن ، دانشمندان را ترور کردن ، ترس و و حشت آفریدن ، پل و پلچک را از بین بردن و… تقبیح نموده و آنرا محکوم نماییم و از همه وسیله استفاده کرده چهره های کثیف و نجس شانرا به مردم خود معرفی بداریم.

حرف آخر اینکه بنده خود یکی از علاقه مندان نوشته های شما میباشم و اکثر مطالب که نوشته مینمایید ، با دقت مطالعه مینمایم و احترام خاص برایتان دارم. انتقادم بمعنی بی احترامی به شخصیت شما نبوده ، بلکه منحیث یک شهروند مسوولیت خود دانسته موارد ذیل را نقد نمودم.

_____

یاد آوری نگارنده: در باب تجزیه چیزی به گفتن ندارم، چون بحث جداست و من طرفدار یک راه حل مناسب و عقلانی بخاطر پایان بن بست بوجود آمده در کشور میباشم. این که چه راه حلی باید به مردم افغانستان واگذار نمود و در یک همه پرسی از آنها پرسید.  

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com