خانه » خبر و دیدگاه » حماقت یک کشیش، جهالت و خشونت یک قوم

حماقت یک کشیش، جهالت و خشونت یک قوم

protest_quran_kabul

 

حملات ترورستی یازدهم سپتامبر در آمریکا که یکی از فاجعه های هولناک تاریخ آن کشور به شمار میرود، روابط اسلام و جهان غرب را دگرگون و دچار چالش های تازه نمود. نه سال است که به یاد بود آن روز محافل عزاداری از طرف دولت آمریکا و مردم آنکشور برای قربانیان آن فاجعه برگزار میگردد. گرچه در اتفاق افتیدن این فاجعه پرسش های فراوانی نزد جهانیان موجود است که در این جا مورد بحث ما نیست.

اخیراً کشیش یک کلیسا در ایالت فلوریدای آنکشور تصمیم گرفت تا به یاد بود آن فاجعه نسخه های از قرآن مجید را به رسم اعتراض علیه بنیاد گرایی اسلامی به آتش کشد. این تصمیم کلیسا با مخالف های گسترده جهانی مواجهه شد ،تصمیم این کشیش را تقبح کردندو دولت آمریکا، پاپ رهبرروحانی مسیحیان نیز اقدام این کشیش را توهین به مقدسات ادیان دانستند.

در کل مخالف های جهانی به ویژه فشارهای مسلمانان و ثانیا مشکلاتی که دولت آمریکا در خاورمیانه و خاصتا در عراق و افغانستان به آن مواجه است، مقامات آنکشور را وادار ساخت تا کشیش کلیسا را متقاعد سازد که از این عمل خشونت خیز و غیر اخلاقی خود بپرهیزد.

خوشبختانه کشیش موصوف از سوزاندن قرآن دست کشید و به مشکل پیش آمده نقطه پایان گذاشت. گمانه زنی ها نشان میدهد که اقدام کشیش ممکن از خصومت علیه اسلام بوده باشد و یاهم قصد مطرح شدنش به یک چهره جهانی.

اقداماتی از این دست محکومیت های جهانی را به ویژه در جهان اسلام همیشه به همراه داشته است. ولی بدبختانه درکشور ما که جهل مرکب حاکم است این نوع اقدامات یعنی توهین به مقد سات رگ جهالت، تعصب و خشونت گرایی قوم را چنان برجسته وپرتاب میسازد که گوی قرآن به همین جاهل های خشونت طلب وحی شده باشد. اقدامات جاهلانه و خشونت طلبانه مشتی از اوباش بی دین چندیست که گاه و ناگاه زندگی شهری را ناآرام ساخته و با شعار های ضد آمریکایی و مسیحی خویش در صدد آن اند که زیر عنوان مظاهره دست به خشونت بزنند امنییت نیم بند شهر را در هم بزنند و از وضیعت پیش آمده دست به چور ، چپاول و غارت دوکان ها ،مغازه و مارکیت ها بزنند.

درشرایطی که کشور در انبوهی از بحران ها درگیر است و دشمنان سوگنده خورده مردم در کمین اند تا از وضیعت پیش آمده سوَء استفاده و فشار های بیشتر را به نظام وارد نمایید، مظاهرات خشونت طلبانه یک عده بی دین در زیر لباس دین غیراز آشوب گری ، خشونت گرایی تعصب خشک چه بوده میتواند؟

عوامل عمده این گونه حرکت های خشک و مقدس مابانه میتواند درجهل ، تعصب، ریاکاری و تذویر این قوم نهفته باشد که از حقیقت ، محتوای قرآن بی خبر اند وبیشتر در پوست چسپیده اند تا مغز.

بیش از یک ملیارد مسلمان در سراسر دنیا زنده گی میکنند آنها نیز اقدام جاهلانه آن کشیش را به شدت محکوم کردند و خواهان توقف اقدام غیر اخلاقی آن کشیش شدند . ولی ندیدم که مردم به کوچه ها سرازیر شوند دست به آشوب گری و خشونت بزنند. من واقعا نمی دانم اگر مردم ما این قدر به اسلام و دین معتقد اند و سرنوشت شان واقعا باقرآن مجید عجین شده است چرا به مرداب این بدبختی ها ی سه دهه و ماقبل آن افتاده اند؟؟ اگر واقعا با این کتاب هدایت سروکاردارند چرا سالهاست به جان هم افتاده اند و حکم قتل و مرگ یک دیگر را صادر میکنند؟؟

پیام قرآن پیام صلح و اخوت است چرا بجای صلح جنگ و به جای برادری دشمنی حاکم است؟؟

اگر واقعا با قرآن زندگی میکنند چرا ۹۸ فیصد این قوم بیسواد است؟؟ در حالیکه تاکید بسیار زیاد این کتاب وحیانی بر خواندن ،نوشتدن ، فکرکردن و تعقل نمودن است چرا این قوم در مرداب جهل ، و نادانی دست پامیزند؟؟

اگر واقعا به این کتاب ایمان دارند چرا عقب مانده ترین مردم جهان اند؟ چرا مسلمانان سایر کشور ها دست به خشونت و آشوبگری نمی زند چرا آنها این قدر سروصدا را به راه نمی اندازند؟ این فقط ما استیم که سنگ دوستی و محبت این کتاب را به سینه میکوبیم؟؟

اکثریت این قوم به جز از بوسه زدن به قرآن و مخفی نمودن آن در هفت پارچه تکه رنگارنگ ، خواندن آن بالای قُبُور ،نگاه داشتن آن بالای سر عروس هنگام ازدواج ، وسیله معیشت زندگی و بدتر از آن سوء استفاده ابزاری برای توجیه اعمال ضد انسانی خود کاربرد و استفاده دیگری در این کشور ندارد. اگر واقعا به پاره کوچکی از هدایات این کتاب که درهمزیستی برادران مسلمان آمده است عمل میکریم به حق که اینقدر ذلیل و خوار نمی شدیدم و به جان هم نمی افتیدیم که تو کافر استی و من مسلمان!!!تواز شمال استی و من از جنوب ، توپشتو زبان استی و من فارسی زبان!!

این حرکات خشونت بار و آشوبگری های مدهش نشانه کم خردی و اوج جهالت این قوم را نشان میدهند که ظاهرا با قرآن آند و باطنا با شیطان.

مولانای بزرک نیک میدانست که قومی سروکارشان با کاغذ ، جلد وصفحات قرآن است و از حقیقت و محتوا آن اصلا بی خبر اند. حقیقت ومغز نزد کسانی و قومی است که عشق ، محبت ، و انسانیت ، مکارم اخلاقی را از آن آموخته اند.

ما زقرآن مغز را آموختیم   « پوست را نزد خرآن انداخیتم»

این خرآن چون به پوست چسپیده اند فقط خشونت ، جهالت ، تعصب، آدمکشی،آشوبگری چیزدیگری نیاموخته اند.

ندیدم مردم در موفق ترین و سالم ترین کشورهای مسلمان دنیا یعنی مالیزیا واندونیزیا به خیابان ها برآیند دست به آشوبگری و خشونت بزنند . ندیدم مردم در هندوستان، عربستان، سوریه ، مصر، لبنان، عمان، کویت، ایران، سودان، تاجکستان، و سایر کشور های اسلامی با یک اقدام احقانه و غیر اخلاقی یک کشیش نا اهل دست به خشونت و آشوب گری بزنند و تحت عنوان دفاع از قرآن درصدد چور و چپاول دوکان ها و مارکیت ها باشند.

این قوم بی تدبیر میخواهد خود را حامی قبله و قرآن معرفی کند و نشان دهد که مدافعان اصیل قرآن همین ها اند!

قومی که ۹۸ درصد آن در جهل و بیخبری از قرآن و جهان به سرمیبرند حقیقت ، معنی و محتوای قرآن را در طاقچه بالا گذاشته مصروف دفاع از جلد ، صفحه و کاغذ شده اند و با این حرکت های آبروریزانه خود نشان دهند که قرآن شناسان و نگهبانان دین و آیین ابراهیمی اند!!

حرکت های خشونت طلبانه و جاهلانه این قوم بی تدبیر نشان میدهد که واقعا نه خود را شناخته اند نه دین را شناخته اند ونه از قرآن چیز درستی میدانند.

اگر واقعا با قرآن اینقدر اُنس ، محبت و آگهی دارند کجاست این پیام قرآنی که خداوند (ج) فرموده است « و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» این پیام کجاست ؟ چرا این پیام کارکردی ندارد؟ اولین پیامی که برای این قوم ایجاد اعتماد به خود و دوری از نفاق و تفرقه را مینماید کجاست؟

کجاست این پیام الهی که میگوید « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ [ انفال / ۲] « مؤمنان کسانی هستند که وقتی نام خدامی رود دل آنها می لرزد ووقتی که آیات خداوند رابرآنان می خوانند ایمانشان فزونی می گیرد.»

وبلاخره کجاست این پیام الهی که میفرماید :« وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا [ نمل / ۱۴] باآنکه دردل به آن یقین آورده بودند، ازروی ستم ، جهل وبرتری جویی انکارش کردند.»

اگر این قوم به یک پاره ای از این آیات الهی واقعا و حقیقتا عمل میکردند امروز خوار و زبون نمی بودند. جلد پرستان، کاغذ پرستان مسلمان نما ذره ای از حقیقت آن کتاب آگهی ندارند قرآن درست نمی دانند. به یک پیام آن جواب مثبت نداده اند. برعکس سالهاست به جان هم افتاده اند و به نام خدا و قرآن آدم میکشند ، مکتب میسوزانند، انسان حلال میکنند . قومی که به نام خدا و قرآن کودک را حلال میکند،قومی که با نام خدا و قرآن آدم میکشد، قومی که بانام خدا و قرآن گوش و بینی مردم را قطع میکنند صد ها مرتبه و حتی هزاران مرتبه فجیع تر شنیع تر از عملی است آن کشیش مسیحی انجام میدهد. قومی که به نام قرآن فرمان سنگسار زن حامله را صادر میکند به مراتب پست از عملیست که آن کشیش مسیحی انجام میدهد. انتحار کردن، مردم را به خاک و خون کشانیدن،رُعب و وحشت در میان شهروندان ایجاد کردن نظم عامه را برهم زدن ، تحت نام قوم ، زبان، منطقه ، سمت شهروندان را تقسیم کردن عملیست فروتر از عمل آن کشیش مسیحی. اگر این قوم بی خرد تعلق خاطری با این کتاب میداشتند نیازی نبود که مسیحیان ۳۶ کشور جهان تحت عناوین مختلف به کشور شان سرازیر میشدند. و از آدم کشی کوچه به کوچه و خانه به خانه آنها جلوگیری میکردند.

اگر آن مسیحی متعصب جلد و کاغذ قرآن را میخواست آتش زند، این قوم سالهاست حقیقت و محتوای قرآن را به آتش کشیده است.

سالهاست که حقیقت قرآن زیر پاشده است حقیقت قرآن در میان این قوم سالها قبل به خاکستر مبدل شده است. از آتش کشیدن جلد و صفحه قرآن به خشم می آیند ولی از حقیقت و معنی کلام خدا که سالهاست نزد شان مکتوم و پنهان مانده و کوچکترین اثری در سلوک شان پدید نیامده و از سر جهل و تعصبی که دارند تکانی نمی خورندخم به ابرو نمی آورند وشرمی به خود احساس نمی کنند. این کتاب از جهالت و بیخبری بی حد و حصری که در میان این خشکه مقدسان حاکم است ابزاری بوده برای قتل مردم بیگناه برتری جوی ها تحت عناوین مختلف .کاغذ پرستان حقیقت سوز اگر اینقدر به قرآن تعلق خاطر دارند و آنرا رهنمای دین و دنیای خود میدانند بفرمایند نشان دهندکه درطول چند صد سال کدام تفسیری به این کتاب نوشته اند؟ تاریخ کشور سراغ ندارد که یک روحانی یک عالم این کشور تفسیری بر این کتاب نوشته باشد. حتی کسی را سراغ نداریم که به یک پاره آن تفسیری نوشته باشد. در فهم و عملی نمودن آن به نظرنمی آیند ولی از سر جهل ، تعصب ، آشوبگری مانند کوهی ظاهر میشوند و ندا وفریاد محبت به دین و قرآن را بلند میکنند!!

اقدامات از این دست نشان میدهد که ما درقرن بیست یک هنوز هم با فرهنگ آشوبگری خشونت، جهالت پیوند عجیبی داریم . کسانیکه پیام اصلی قرآن را درک کرده اند و اقعا با این کتاب اُنس و الفت دارند میدانند که با این عمل جاهلانه یک کشیش متعصب کوچکترین آسیبی به پیام این دین نخواهد رسید. نظام کمونستی شوری هفتاد سال در صدد ریشه کن نمودن دین تلاش نمود ولی نتوانست دین داری و گرایش های مذهبی مردم را با سرکوب از میان بردارد.

تعصب های کور وخشک این قوم تحت نام ایمان که تماما تقلیدی، وراثتی و علتی است با عمل احمقانه یک کشیش میتواند زیرروشود وبا آتش کشیدن جلد و کاغذ قرآن ایمان مقلدانه شان نیز به خاکستر مبدل شود.

 


دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com