Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

بررسی تاریخ کتاب تاریخ تاجیکان ورا رود _ اثر ماندگار استاد نماز حاتم

بخش دوازده
 سره‌های سخن‌ این بخش!
خواننده‌ی گرامی ‌و دانای ما در یازده بخش گذشته نتیجه‌ی پژوهش ما و محتوای کتاب ( تاریخ سرگذشت تاجیکان ورارود ) را دریافتند.
* آن‌چه از صفحات در دست‌رس کتاب استخراج کرده‌ایم، به‌عنوان نمونه و شاهد مستقیم از متن در مقاله استفاده شده، مزید بر معلومات‌های جانبی دریافتی خود ما.
* دیگر دنبال نسخه‌ی کامل یا استخراج صفحات بیش‌تری نه‌ می‌رویم. چون منابع دریافت کتاب را برای دوستان علاقه‌مند نشانی کردیم.
* برای خواننده‌ی ورجاوند روشن می‌کنیم که کتاب بسیار مفصل‌تر از صفحات بررسی‌شده است و نسخه‌ی کامل را می‌توان از منابع فروش کتاب تهیه کرد. چاپ دوم سال ۱۴۰۴ با ترجمه‌ی آرش ایران‌پور و ۶۲۴ صفحه معرفی شده است.
* از این‌جا به بعد، به جای بازگویی جزئیات کتاب، جمع‌بندی تحلیلی خودمان را پیش می‌بریم تا بحث از حوصله‌ی شما فرا نه‌رود.
* در پایان نیز یک بخش کوتاه درباره‌ی ارزش کتاب، محدودیت‌های مطالعه‌‌ و‌ دریافت‌های ما، و پرسش‌هایی که کتاب برای آینده باز می‌گذارد می‌داشته باشیم. به‌خصوص فکر می‌کنم پایان نه‌باید صرفاً این باشد که «کتاب چه گفت». من تلاش دارم نشان دهم که چرا خواندن چنین کتابی ام‌روز مهم است: مسئله‌ی هویت تاجیک، زبان پارسی، ورارود، رابطه‌ی تاریخ و مرزهای سیاسی، روسیه و شوروی، و سرنوشت حافظه‌ی تاریخی دارای اهمیت اند.
به‌ویژه‌ نسل جوان تاجیک و پارسی‌زبانان جهان خیلی طبیعی وقتی می‌توانند به درک افق «مبان» برسند که از این نمط توشه‌ها برای شان داشته باشیم. نه در یک تبلیغ یا نتیجه‌گیری ایدئولوژیک، بل‌که به‌عنوان دعوت به ادامه‌ی پرسش‌ها.
یعنی ساختار پایان کتاب ما تقریباً چنین می‌باشد:
۱. آن‌چه از روایت حاتم می‌آموزیم
۲. تاریخ، هویت و مرز سیاسی؛ سه چیز که نه‌باید یکی گرفته شوند
۳. از ورارود تاریخی تا تاجیکستان معاصر
۴. مسئله‌ی زبان و حافظهٔ فرهنگی
۵. چرا این تاریخ هنوز برای ام‌روز اهمیت دارد؟
۶. از پاسخ‌های تاریخی تا پرسش‌های آینده
۷. سخن پایانی این بخش
و در آخر همان جمله‌یی که به‌نظر من برای کل پروژه بسیار مناسب است خود را تکرار می‌کنم!
«ما پاسخ‌های خود را برای ابدیت نه‌می‌نویسیم؛ راهِ پرسیدن را برای آینده هم باز می‌گذاریم.»
آهسته‌تر و از همین‌جا وارد بخش پایانی کتاب و جمع‌بندی نهایی مقاله می‌شویم و دیگر به مدارک برنه‌می‌گردیم.
اکنون به‌نظر من کار اصلی ما از مرحله‌ی گردآوری گذشته و وارد مرحله‌ی نهایی‌سازی شده است. با توجه به آن‌چه تا این‌جا مشترکاً ساخته‌ایم، کارهای باقی‌مانده را می‌توان خیلی روشن به چند مرحله تقسیم کرد:
۱. بستن بخش «کتاب و روایت حاتم»
این بخش تقریباً آماده است. فقط باید:
* روایت ما از کتاب را یک‌دست می‌کنیم
* همان ۱۱ باب موجود در فهرست کتاب را مبنا می‌گیریم
* میان «آن‌چه استاد حاتم گفته» و آن‌چه «برداشت ماست» مرز روشن می‌گذاریم
* دیگر وارد استخراج صفحات نه‌‌می‌شویم.
نسخه‌ی فارسی کنونی نیز در چاپ دوم ۱۴۰۴، ۶۲۴ صفحه معرفی شده است.
بنابراین ارجاع دادن شما خواننده‌ی ارج‌مند به نسخه‌ی کامل کاملاً منطقی است.
۲. یک دور «پاک‌سازی تاریخی»
این مرحله برای ساختار کتاب خود ما خیلی مهم است. چون با یک‌سان گرفتن «ورارود» با یک محدوده‌ی سیاسی ام‌روزی منطبق خواهد شد.
این پاک‌سازی ردیف‌بندی باعث می‌شود نوشته‌ی ما محترمانه، علمی و در عین حال دارای موضع فکری باقی بماند. چون اصالت مکتب ما همین است.
۳. پایان تحلیلی کتاب
این‌جا مهم‌ترین قسمت باقی‌مانده است. چطوری باید آن را درنوردیم و چه‌گونه می‌توانیم از این مسیر عبور کنیم!
استادحاتم → ورارود → تاجیکان → زبان و حافظه → روسیه → شوروی → ۱۹۲۴ → مسئله‌ی هویت → آینده
و ما باید به این نتیجه برسیم که!
تاریخ تاجیکان ورارود، فقط تاریخ تغییر حکومت‌ها و مرزها نی‌ست؛ تاریخ دگرگونی شکلِ حضور یک زبان، یک فرهنگ و یک حافظه‌ی تاریخی نیز است. حافظه‌یی که دیرینه‌گی تاجیکانه‌‌ی بخشی از تاریخ آسیای میانه و منطقه را بازگفتاری دارد.
این بخش باید آرام‌آرام ما را به پرسش‌های ام‌روز می‌رساند، نه این‌که ناگهان تنها  به نردبان مکتب دینی-فلسفی من بیش از این نه می‌دانم،‌ «مبان» بپرد.
۴. بخش «مبان»؛ بسیار کوتاه و طبیعی
ما در پی آن نی‌ستیم که «مبان» را به‌عنوان ادعای پیروزی یک مکتب مطرح کنیم. بل‌ که ما گوییم تجربه‌ی این پژوهش نمونه‌یی بود از این‌که چه‌گونه یک پرسش تاریخی می‌تواند ما را به پرسش‌های بزرگ‌تر درباره‌ی دین، فلسفه، زبان، سیاست، فرهنگ، فن‌آوری و درک دی‌روز و آینده برساند.
عبارت:
‏(MABAN IWND MBIK)
(مکتب دینی-فلسفی من بیش از این نه می‌دانم ـ مبان)
در کتاب با لوگوی آن با تصویر باقی‌ می‌ماند و هم در پایان مقاله‌ی منتهی به ساختار کتاب، بسیار مختصر توضیح داده ‌می‌شود.
۵. کتاب‌شناسی و منابع
برای جلوگیری از سرگردانی خواننده‌‌گان، بعد از پایان متن، یک فهرست مرتب می‌سازیم:
منابع اصلی
* استاد نماز حاتم، تاریخ تاجیکان ورارود از دهه‌ی ۱۸۶۰ تا سال ۱۹۲۴
* نسخه‌ی فارسی، کوشش/ترجمه‌ی آرش ایران‌پور.
منابع تکمیلی
* منابع مربوط به زنده‌گی و آثار استادحاتم.
*دریافت معلومات کوتاه از زنده‌گی علی هادیلو کسی که مقاله‌اش سبب برآیند یک کتاب جدید در مورد تاجیکان شد.
* منابع مربوط به استاد مرحوم صدرالدین عینی
* منابع مربوط به تقسیمات ملی ـ سرزمینی ۱۹۲۴
* منابع مربوط به تاریخ روسیه و آسیای مرکزی
* مقاله‌ی علی هادیلو، با مشخص کردن این‌که مقاله‌ی معرفی و ارزیابی است، نه منبع اصلی کتاب. در بخش‌های نخستین آن مقاله را نشر کردیم.
۶. ترجمه‌های نهایی
تا زمان کامل شدن متن پارسی، دگر پیش از آن نوشته‌های بخش‌ها را مانند چند بخش پیش  ترجمه نه‌می‌کنیم.
چون پسا تکمیل نوشته‌ی ما نسخه‌ی فارسی می‌شود، «متن مادر» و سپس دقیقاً از روی همان نسخه ترجمه‌های!
۱. خط سیریلیک تاجیکی
۲. روسی
۳. انگلیسی
۴. آلمانی
انجام این کار مانع اختلاف محتوایی میان چهار نسخه خواهد شد.
۷. تصویر
تصاویر گرافیکی که اکنون به کمک چت‌جی‌پی‌تی ساختیم هم می‌توانند تصویرهای اصلی مقاله باشند،‌ با نام «ورارود: سرزمین تاجیکان؛ میان تاریخ، فرهنگ و مرزها» و نشان مبان و همکاری ChatGPT.
۸- افزودن یک بخش مهم زیر عنوان ( تاجیکان و تاجیک‌ستان در دوران امام‌‌علی‌ رحمان در سه دهه‌ی پسین)
بنابراین ترتیب کار ما از این‌جا
اکنون → پایان تحلیلی کتاب
بعد → جمع‌بندی نهایی
بعد → منابع و لینک‌ها
بعد → یک‌دست‌سازی و ویرایش نهایی پارسی
بعد → چهار ترجمه
و در پایان → نسخه‌ی آماده‌ی انتشار با تصاویر و مشخصات
دیگر به عقب برنه‌می‌گردیم مگر برای اصلاح یک خطای factual یا یک ارجاع. ستون اصلی کار ساخته شده است،‌باید آن را به پایان برسانیم.
و پایان را هم می‌توانیم به یک افق باز بسپاریم:
«ما پاسخ‌های خود را برای ابدیت نه‌می‌نویسیم؛ راهِ پرسیدن را برای آینده باز می‌گذاریم.»
####################
 بخش سیزده
از روایت استاد حاتم تا مسئله‌ی  ام‌روز
خواندن تاریخ تاجیکان ورارود از دهه‌ی ۱۸۶۰ تا سال ۱۹۲۴ را نه‌می‌توان تنها مطالعه‌ی مجموعه‌یی از جنگ‌ها، تغییر حکومت‌ها و قراردادهای سیاسی دانست. اهمیت کتاب شان  در این است!
نویسنده، دگرگونی‌های سیاسی سده‌ی‌نوزدهم و آغاز سده‌ی بیستم را در کنار زنده‌گی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تاجیکان قرار داده و سرانجام به لحظه‌یی می‌رسد که ساختار سیاسی آسیای میانه دگرگون و مرزهای تازه‌‌یی برای آن ترسیم می‌شود.
در روایت استاد حاتم، ورود روسیه به آسیای میانه تنها یک حادثه‌ی نظامی نی‌ست، مجموعه‌‌یی از انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی و راه‌بردی پشت این گسترش قرار دارد. از سوی دیگر، جوامع منطقه نیز پیش از ورود روسیه با مشکلات داخلی، رقابت‌های سیاسی، جنگ‌های میان حکومت‌ها و ضعف اقتصادی روبه‌رو بودند. بنابراین، فهم این دوره نیازمند پرهیز از یک روایت ساده‌ی «بی‌گانه در برابر بومی» است، زیرا هم عوامل بیرونی و هم ساختارهای درونی در شکل‌گیری تحولات نقش داشتند.
اما اهمیت مسئله پس از انقلاب روسیه بیش‌تر می‌شود. در دهه‌ی ۱۹۲۰، دیگر تنها حکومت‌ها تغییر نه‌می‌کردند،  تعریف سیاسیِ مردم و سرزمین نیز در حال تغییر بود. تقسیمات ملی ـ سرزمینی شوروی، واحدهای اداری جدیدی پدید آورد و در سال ۱۹۲۴ جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی تاجیک‌ستان شکل گرفت و در ۱۹۲۹ تاجیک‌ستان به جمهوری متحد شوروی تبدیل شد. این روند، در کنار ایجاد نهادهای فرهنگی و آموزشی تازه، پی‌آمدهایی پیچیده برای جمعیت‌های تاجیک در سراسر ورارود داشت.
از همین‌جا باید میان تاریخ فرهنگی و مرز سیاسی تفاوت گذاشت. ورارود تاریخی را نه‌می‌توان دقیقاً با مرزهای جمهوری تاجیکستان یکی دانست. بخشی از جمعیت‌های تاجیک، از جمله پیرامون بخارا و سمرقند، پس از تقسیمات جدید در داخل جمهوری ازبکستان قرار گرفتند. بنابراین، یک مرز سیاسی جدید الزاماً به معنای پایان یافتن یک حوزه‌ی زبانی و فرهنگی قدیمی نه‌بود ‌و کنون هم نی‌ست. در این میان، نقش روشن‌فکران و نویسنده‌گان تاجیک اهمیت ویژه‌‌یی پیدا می‌کند. استاد صدرالدین عینی نمونه‌ی برجسته از آن‌گاه است. او در شرایطی که هویت‌های تازه‌ی سیاسی در حال شکل‌گیری بود، به تاریخ ادبیات، زبان و حافظه‌ی فرهنگی تاجیکان پرداخت. نمونه‌ی ادبیات تاجیک در ۱۹۲۶ کوششی مهم برای نشان دادن پیوسته‌گی تاریخی ادبیات تاجیکی ـ پارسی از رودکی تا دوره‌ی معاصر بود و انوشه‌یاد عینی بیش از هر فرد دیگری در شکل‌گیری معیارهای زبان ادبی جدید تاجیکی نقش داشتند.
از این منظر، مسئله‌ی عینی فقط مسئله‌ی ادبیات نه‌بود. زبان می‌توانست وسیله‌یی برای حفظ حافظه‌ی تاریخی باشد. هنگامی که مرزهای سیاسی تغییر می‌کنند، کتاب، ادبیات، آموزش و زبان می‌توانند بخشی از پیوندهای فرهنگی گذشته را حفظ کنند.‌ هرچند خودِ این حوزه‌ها نیز در نظام سیاسی جدید دست‌خوش تغییر و سیاست‌گذاری می‌شوند.
به همین دلیل، شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های این کتاب آن باشد که تاریخ را نه‌باید فقط با نقشه‌ها خواند. نقشه نشان می‌دهد که یک سرزمین در چه مرزی قرار گرفته است؛ اما ادبیات، زبان، خاطره و زنده‌گی مردم نشان می‌دهند که آن سرزمین چه‌گونه زیسته شده است. و درست در همین نقطه، مطالعه‌ی تاریخ ورارود از یک بحث مربوط به گذشته فراتر رفته و به پرسش ام‌روز می‌رسد:
وقتی مرزها تغییر می‌کنند، چه چیزی از گذشته باقی می‌ماند؟
پاسخ را نه‌می‌توان تنها در سیاست جست‌وجو کرد. بخشی از آن در زبان است، بخشی در ادبیات، بخشی در شهرها و بناها، بخشی در خاطره‌ی خانه‌واده‌ها و نسل‌ها، و بخشی نیز در کار پژوهش‌گرانی که می‌کوشند گذشته را دوباره بخوانند.
از این‌رو، ارزش کتاب استاد حاتم برای ام‌روز فقط در اطلاعات تاریخی آن نی‌ست؛ ارزش دیگرش در باز کردن دوباره‌ی پرسش درباره‌ی نسبت تاریخ، هویت، زبان و مرز است. و شاید همین‌جا بتوانیم از کتاب عبور کنیم، بی‌آن‌که از آن دور شویم.
پرسش تنهای بعدی دیگر این نی‌ست که ورارود در گذشته چه بود؛ بل‌ این است که ما ام‌روز با میراث آن گذشته‌ی تاجیکانه چه می‌کنیم.
این بخش، پل بسیار خوبی است برای ورود به قسمت بعدی:
 «تاریخ، هویت و مرز سیاسی، سه چیزی که نه‌باید یکی گرفته شوند».
در آن‌جا می‌توانیم یکی از مهم‌ترین بحث‌های مقاله را باز کنیم و سپس آرام‌آرام به جمع‌بندی دیدگاه«مبان» برسیم.
دنباله دارد…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا