Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

ایدیولوژی پشتونیزم و تباهی افغانستان

سوال  دارم از یک برادر محترم که خودش در کابل در یک دانشگاه استاد است ودر همین صفحه فیسوک من، سوال خود را به این متن مطرح کرده است :
«درود تحیت داکتر صاحب با‌معرفت! یک پرسش دارم از‌محضر‌مبارک تان. از دیدگاه شما، تفاوت مفهومی و علمی میان «پشتون» یا «پشتون‌بودن» به‌عنوان یک هویت قومی و فرهنگی، «هواخواهی از پشتون‌ها» به‌عنوان حمایت از یک قوم یا منافع آن، و «پشتونیزم» به‌عنوان یک جریان یا ایدئولوژی سیاسی ـ اجتماعی چیست؟
آیا از نظر شما می‌توان میان این سه مفهوم مرز مشخصی ترسیم کرد؟ اگر بلی، معیارهای علمی و عملی برای تفکیک هویت قومی، حمایت قومی و ایدئولوژی سیاسی ـ قومی چیست؟»
من یکی دو سال قبل درین مورد یک مضمون نوشته بودم و حالا مختصر جواب میدهم . همچنان در باره هویت ، زبان و فرهنگ نوشته بودم که شما هر دو مضمون را در سایت جاودان می توانید مطالعه کنید .
پشتون یک قوم شریف افغانستان است مانند دیگر اقوام . قوم شجاع ، ‌‌و به اصطلاح خود شان « با غیرت » . در هر قوم ، چه تاجیک است چه هزاره و یا اوزبیک هست و یا هر  قوم دیگر میان شان خوب و خراب دارد . پشتون ها به جز یکی دو یا سه بار قدرت سیاسی را در دست داشتند و اما به قوم خود ظلم کردند . میان خود زد و خورد داشتند و زیاد به فکر تسلط قدرت بودند نه اینکه به فکر پیشرفت افغانستان بوده باشند .  یک عده شان که دوستان من هم هستند مردمان مومن هستند و اسلامیت برای شان اول است نه قوم . پشتون ها بر عکس فهم و باور عامه در اکثریت نیستند  و این اکثریت و اقلیت بازی از طلسم های استعمار است . هیچ آمار دقیق وجود ندارد که یکی از اقوام افغانستان در اکثریت باشد . فرض کنیم که باشد ، در یک کشور مسلمان همه کلمه گوی هستند و در دین تعصب قومی نیست ، وقتی قرآن می گوید « انما المومنون اخوه » یعنی همه مومنان در [ دین ] خواهر و برادر هستند .
قوم گرایان پشتون زیاد تر به اصول فرهنگی پشتون والی تکیه می کنند و اول همان اصول فرهنگی مطرح است و از نگاه انتروپولوژی به « سه ز» یعنی زن ، زر و زمین اعتقاد دارند . زن را ناموس می دانند در حالیکه از نگاه اسلام زن ناموس نیست و حق دارد طلاق گیرد که در دین خلع گویند و بعد از دوره عده یک شوهر دیگر بگیرد . اما پشتون ها به این باور ندارند و درین قسمت ازدواج نا مشروع قوم و مذهب دست به دست هم داده و می گویند زن حق ندارد طلاق دهد تا مرد طلاق ندهد . این طرز تفکر را که شیعه ها هم دارند  که خلاف اصول شرعی و اخلاقی و مدنی اسلام است . از زمین خود دفاع می کنند نه به خاطر آزادی بلکه تسلط قومی . چون زن را ناموس می دانند ، این زن را برده ای اصول پشتون والی کرده است . اینکه زنان از تحصیل امروز محروم هستند یک دلیل آن همین است .
پشتونیست که اکثرا تحصیل یافته هم هستند چنین اعتقاد دارند که افغانستان ار دوران احمدشاه درانی توسط پشتون ها اداره شده و باید این روند دوام پیدا کند . پشتونیست مخالف اشتراک دیگر اقوام در سیاست و امور اجتماعی است . پشتونیست ها قطعا آرزو ندارند که افغانستان کشور همه اقوام باشد و یا نام های که در گذشته به پشتو تعییر کرده تغییر کند و یا نام های را که قصدا در قانون اساسی شامل کرده اند بیرون کشیده شود . امروز که زبان مولانا و حافظ و سعدی و غیره در حاشیه کشانده شده است ایدلوژی پشتونیزم است .
پشتونیست ها یک ایدیولوژی زا به نام پشتونیزم خلق کردند و همیشه برای آن لابی می کنند . مثلا اگر شما از حقوق مساوی میان افراد جامعه سخن گویید فورا شما را به نام ستمی و ضد پشتون تاپه می زنند . مسله داعیه نامنهاد پشتونستان را از آن خود می دانند ‌و همیشه آرزو دارند که «لوی افغانستان » ظهور کند و پشتون های آنطرف سرحد/ مرز با پشتون های افغانستان ملحق شوند . کسی که مخالف این ایده باشد ضد پشتون و ضد منافع ملی است. یعنی ملی بودن را در پشتونیزم می دانند .
در کابل ما زمانی قوم محمد رایی داشتیم که آنها هم پشتون هستند اما پشتون های کابلیزه یعنی کابلی شده اند و بلبل واری فارسی صحبت می کنند. در میان آنها محمد رایی های داخل ارگ بود که ادا و کردار و رفتار خود را داشتند و محمد رایی های غیر شاهی بود که مردمان اصیل و با فرهنگ هستند و همچنان فطغنی بود که از شمال به کابل کوچ کرده بودند و با مردم کابل ازدواج کردند و اینها از محمد  زایی ارگ شاهی بسیار تفاوت داشتند و همچنان ما محمد زایی بوی داشتیم که محمد زایی نبودند و اما مانند محمد زایی های ارگ  ادا و رفتار می‌کردند . ( بقه که تقلید مار کرد زد پشت را افکار کرد ) چون محمد زایی ها از صد سال در قدرت بودند یک عده مردم کوشش کردند که ادا و رفتار آنها را داشته باشند و از پالسی های پشتونیزه  دفاع می کنند در حالیکه پشتون نیسند ، مثلا این طبقه مخالف واژه دانشگاه هستند و وقتی سوال کنی که واژه پوهنتون در فارسی چه است زیرا من فارسی زبان هستم جواب ندارند. از طرفدران قضیه پشتونستان هستند در حالیکه خوب می دانند که پشتونستان برگشت گردنی نیست اقلا در شرایط سیاسی حال حاضر . در میان همه سران پشتون های محمد زایی بوی و قوم گرا هر دو از طرفدان سردار داود هستند زیرا او یکی از سر سپردگان داعیه نامهناد پشتونستان بود . پشتونیست می تواند فارسی زبان باشد زیرا از تفکر قومی دفاع می کند و هرگز آرزوی تغییر را در کشور ندارند زیرا منافع خود شان در مجموع مطرح است.  از نگاه جامعه شناسی پشتونیزم به یک عده زیاد مردم هویت قومی داد با اینکه پشتون نیستند . یعنی تصور. نشود که پشتونایزیش تنها منحصر به فرد پشتون است . نخیر ما داریم تعداد زیاد اشخاص که پشتون نیستند  و اما از پشتونایزیشن دفاع می کنند. و‌ یکی آن مذهبیون هستند . اینها به اکثریت ۹۹ در صد مخالف  شهید احمد شاه مسعود هستند و در هفته شهید قطعا سهم نمی گیرند زیرا سهم نه گرفتن آنها به خاطر اشتباهات سیاسی نیست زیرا رهبران پشتون مانند داود خان هم اشتباهات کرد ، به خاطر پاسداری از پشتونیزم است.که غیر پشتون نیاید به مانند یک پشتون قدر شود .
تفکیک این مسله تقریبا ناممکن است زیرا در پشتونایزیش که یک ایدیولوژی است پشتون و غیر پشتون شامل است و نمی خواهند تغییر بیاید زیرا اگر تغییر بیاید پشتونایزیش سقوط می کند . این از نگاه جامعه شناسی بسیار مهم است که اگر ایدیولوژی یک گروه سقوط کند خود شان سقوط می کنند . طالبان هم به اساس یک ایدیولوژی به قدرت رسیدند نه اسلام که ما می شناسیم و پنج سال است که مفاهمه نمی کنند . پشتونیست ها هم در تغییر اصول ایدیولوژی پشتونیزم تغییر نمی کنند و این باعث بدبختی افغانستان شده است .  در یک کنفرانس ذات البینی افغانستانی ها بودم و یک بانوی هزاره از جنایات امیر عبدالرحمن خان سخن به میان آورد در حالیکه یک واقعیت تاریخ است و اما پشتونیست های همان مجلس کوشش کردند که بانوی هزاره را نفیه کنند و سخنان او را رد کنند . یک مشکل بزرگ از نگاه جامعه شناسی وجود دارد که قسمیکه گفتم مذهبیون فارسی زبان هم در ایدیولوژی پشتونیزم شامل هستند و در محافل مسعود شهید شرکت نمی کنند و از این همه از نگاه جامعه شناسی پاسداری از  status quo یا وضعیت  کنونی است .
نتیجه اینکه چالش افغانستان قرن بیست و یکم تنها طالب نیست که قوم گرا هستند و اما پشتونیزم است که مستقیم و غیر مستقیم از طالب دفاع می کنند. نقض حقوق زن را محکوم می کنند و اما از تساوی حقوق میان اقوام سخن نمی گویند . از تساوی شیعه و سنی سخن نمی گویند زیرا اتحاد نا مشروع قوم و مذهب برهم میخورد که یکی از اساسات پشتونیزم است . اگر شما بخواهید تا زبان فارسی را از آلودگی نجات دهید خاموش هستند .
افغانستان در بن بست قومی نی بلکه یک ایدیولوژی که باعث نفاق و شفاق  شده است بند مانده است نه هویت قومی زیرا هستند هوا خواهان پشتونیزم که هویت قومی ندارند و اما از پشتونایزیشن دفاع می کنند.
من بار بار گفته ام که همه اقوام با هم برابر باید باشند کسی حمایه نمی کند . من از بیست سال است که می گویم زن و مرد باید از نگاه مدنی مساوی باشد و شبعه و سنی را که چه می کنی که ازدواج نا مشروع قوم و مذهب هرگز قبول نمی کند و طرفدار اقلیت و اکثریت هستند .
. من می دانم که این برگه باز غوغا بر پا می کند و دیدگاه همه قابل اجترام است و از جواب دادن تبصره های خوب و خراب دوستان معذرت میخواهم .
به مجرد که شما ایدیولوژی پشتونیزم را انتقاد کنید فورا شما را به نفاق افگنی  محکوم  می کنند و این سبک روانی مردم را بیچاره ساخته است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا