هویت آریایی ما تاجیکان
چالش
گفتمان ها Discourses و بگومگو های نفس گیری به ویژه در این تازگی ها روی هویت ملی (National Identity) تبارهای باشندگان جغرافیای خوراسان/افغانستان و جعل کاری در هویت ملی تاجیکان در آن سرزمین درهم کوفته, بالاگرفته که یکی می گوید اصلا چیزی به نام هویت ملی در این سرزمین وجود خارجی ندارد, دیگری می گوید همه باید افغان خوانده شوند و آن دیگری به اصل و نسب آریایی بودن خود پافشاری دارد . همانگونه که قانون اساسی ملی, درفش ملی, نظام حکومتی ملی و همه و همه پذیر وهمه شمول هیچگاهی وجود نداشته وندارد و به همین دلیل است هیچ نظام سیاسی درآن سرزمین پا نمی گیرد, چونکه به نام (هویت ملی جعلی وجبری وبم گزاری شدۀ افغان خواندن همه), حکومات گذشته وحال, از آن بهره برداری های سیاسی کرده که باید با قاطعیت گفته شود که ما تاجیکان , آریایی نژاد هستیم ونه افغان. نباید از یاد برد که هویت ملی یکی از بنیادیترین مفاهیم در سرخط رسانه ها و علوم اجتماعی و سیاسی است که به احساس تعلق (Sense of Belonging) افراد به یک ملت (Nation) اشاره دارد. این مفهوم در پیوند با دولت-ملت (Nation-State)، فرهنگ (Culture)، زبان (Language)، تاریخ مشترک (Shared History) و حافظه جمعی (Collective Memory) شکل میگیرد که همه مورد اختلاف و همه ناپذیری بوده و است. در این گفتمان، هویت ملی از منظر نظریههای کلاسیک و معاصر بررسی و نقش آن در مشروعیت سیاسی (Political Legitimacy)، انسجام اجتماعی (Social Cohesion) و ملتسازی (Nation-Building) واکاوی میگردد.
واکاوی
جلالتمآب امام علی رحمان رئیس جمهور دوست داشتنی کشور زیبای تاجیکستان در سخنرانی های خود می گوید که دشمنان تاجیکان می خواهند هویت و زبان و فرهنگ تاجیکان را نابود ساخته افتخارات تمدن ساز و فرهنگ ساز شش هزار ساله تاجیکان را اگر از ما بگیرند, سپس به اهداف پلید شان دست می یابند که نباید چنین شود. باید گفته شود که شناخت ملی و یا هم هویت ملی National Identity , مجموعهای از باورها Believes ، ارزشها Values، نمادها (Symbols) و روایتهای تاریخی History Narrationsاست که افراد را در قالب Frameworkیک اجتماع سیاسی Political Societyمشترک تعریف میکند. به تعبیر Benedict Anderson، ملتها «جماعتهای خیالی» (Imagined Communities) اند؛ یعنی اعضای یک ملت هرگز همه یکدیگر را نمیشناسند، اما احساس تعلق ذهنی و عاطفی مشترک دارند.
از دیدگاه جامعهشناختی، هویت ملی نوعی «برساخت اجتماعی» (Social Construction) است که در بستر گفتمان (Discourse)، رسانهها (Media) و نهادهای آموزشی (Educational Institutions) تولید و بازتولید میشود.
دیدگاه های مهم درباره هویت ملی
1- رویکرد قوممحور (Ethno-symbolism)آنچه در خوراسان/افغانستان امروز نمایان است.
Anthony D. Smith معتقد است هویت ملی بر پایه عناصر تاریخی-فرهنگی چون اسطورهها (Myths)، خاطرات تاریخی (Historical Memories) و نمادهای قومی شکل میگیرد. این رویکرد تأکید میکند که ملتها ریشههای پیشامدرن دارند.
2- رویکرد مدرنگرایانه (Modernism)
Ernest Gellner هویت ملی را محصول مدرنیته (Modernity) و صنعتیشدن (Industrialization) میداند. به باور او، دولتهای مدرن برای ایجاد همگونی فرهنگی (Cultural Homogenization) نظام آموزشی ملی را توسعه دادند.
3- رویکرد گفتمانی (Discourse Theory)
بر اساس نظریات Michel Foucault، هویت ملی نتیجه شبکهای از گفتمانهای قدرت (Power Discourses) است که از طریق رسانهها، قوانین و نهادهای سیاسی بازتولید میشود.
. عناصر سازنده هویت ملی
- 1.زبان ملی(National Language) – ابزار ارتباط و انتقال فرهنگ که قرن ها است زبان پارسی از این مزیت برخوردار بوده است. بر منکرش نفرین.
2. تاریخ مشترک (Shared History) – روایتهای تاریخی رسمی
3. سرزمین (Territory) – پیوند جغرافیایی با دولت
4. فرهنگ و سنتها (Traditions) – آیینها و ارزشهای جمعی
5. نمادهای ملی (National Symbols) – درفش، سرود ملی، قهرمانان تاریخی
6. شهروندی (Citizenship) – حقوق و مسئولیتهای قانونی
کارکردهای هویت ملی
- 1.مشروعیتبخشی سیاسی(Political Legitimization)
دولتها از طریق تقویت هویت ملی و بدست آوردن اکثریت رای مردم، مشروعیت خود را تثبیت میکنند.
- 2.امتراج اجتماعی(Social Integration)
هویت ملی باعث کاهش شکافهای قومی و مذهبی میشود.
- 3.بسیج سیاسی(Political Mobilization)
در شرایط بحران بمانند تجاوز قشون سرخ روسیه شوروی، هویت یا همبستگی همگانی توانست عامل اتحاد و مقاومت بر ضد روسیه بلشویک باشد.
- 4.چالشهای معاصر هویت ملی
در عصر جهانیشدن (Globalization)، مهاجرت (Migration) و چندفرهنگیگرایی (Multiculturalism)، مفهوم هویت ملی با تحولات جدیدی روبهرو است. Jürgen Habermas مفهوم «میهندوستی قانون اساسی» (Constitutional Patriotism) را مطرح کرد که بر ارزشهای دموکراتیک بهجای عناصر قومی تأکید دارد.
5.همچنین گسترش رسانههای دیجیتال (Digital Media) موجب شکلگیری هویتهای فراملی (Transnational Identities) شده است که مرزهای سنتی ملت را به چالش میکشد.
- 6.هویت ملی و افغانستان
در جوامعی با تنوع قومی و زبانی بمانند خوراسان/افغانستان، مسأله هویت ملی به یکی از حساسترین مباحث سیاسی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تأکید بر هویت شهروندی (Civic National Identity) بهجای هویت قومی (Ethnic Nationalism) میتواند زمینه همزیستی مسالمتآمیز و انسجام پایدار را فراهم سازد که درنیم قرن گذشته هیچ حکومتی دست به چنین انسجامی نزده است.
- 1.ابعاد فلسفی هویت ملی
هویت ملی از نگاه فلسفه سیاسی به پرسشهای بنیادین پاسخ میدهد:
«ما کی هستیم؟» (Who are we?) و «چه چیزی ما را بهعنوان یک ملت تعریف میکند؟»
Charles Taylor بر مفهوم «سیاست بازشناسی» (Politics of Recognition) تأکید میکند. به باور او، هویت زمانی شکل سالم مییابد که گروههای مختلف در چارچوب ملت مورد بهرسمیتشناسی (Recognition) قرار گیرند. حذف یا انکار فرهنگی میتواند به بحران هویت (Identity Crisis) منجر شود.
- 2.هویت ملی و نظریه دولت–ملت(Nation-State Theory)
در نظریه کلاسیک دولت–ملت، ملت پیششرط مشروعیت دولت دانسته میشود.
Max Weber دولت را نهادی تعریف میکند که «انحصار استفاده مشروع از زور» (Monopoly of Legitimate Violence) را در یک قلمرو مشخص دارد. اما این مشروعیت زمانی پایدار است که مردم احساس تعلق ملی داشته باشند.
بنابراین، هویت ملی ابزار مشروعیتبخشی سیاسی (Political Legitimation) است.
- 3.هویت ملی و حافظه جمعی(Collective Memory)
Maurice Halbwachs مفهوم «حافظه جمعی» را مطرح کرد. او معتقد بود ملتها گذشته را نه تنها بهصورت تاریخی، بلکه بهصورت بازسازیشده در ذهن جمعی نگه میدارند.
کتابهای درسی، رسانهها، یادبودها و مراسم ملی در شکلدهی این حافظه نقش اساسی دارند. بنابراین، تاریخ رسمی (Official History) یکی از ابزارهای تولید هویت ملی است.
- 4.هویت ملی و رسانهها(Media & National Identity)
در عصر مدرن، رسانهها نقش کلیدی در بازتولید هویت ملی دارند.
Benedict Anderson معتقد بود روزنامهها و چاپخانهها در قرن نوزدهم باعث شکلگیری «سرمایهداری چاپی» (Print Capitalism) شدند که احساس تعلق ملی را تقویت کرد.
امروزه رسانههای دیجیتال (Digital Media) و شبکههای اجتماعی (Social Media) میتوانند:
- هویت ملی را تقویت کنند،
- یا آن را به سمت هویتهای فراملی (Transnational Identity) سوق دهند.
- 5.هویت ملی: مدنی یا قومی؟
در ادبیات علمی دو نوع اصلی هویت ملی مطرح است:
- 1.ملیگرایی قومی(Ethnic Nationalism)
مبتنی بر خون، نژاد، زبان و تاریخ مشترک است.
Anthony D. Smith از ریشههای تاریخی و اسطورهای ملت سخن میگوید.
- 2.ملیگرایی مدنی(Civic Nationalism)
مبتنی بر شهروندی (Citizenship)، قانون اساسی (Constitution) و ارزشهای مشترک سیاسی است.
Jürgen Habermas مفهوم «میهندوستی قانون اساسی» (Constitutional Patriotism) را برای جوامع چندفرهنگی پیشنهاد کرد.
در جوامع متنوع، رویکرد مدنی معمولاً پایدارتر و فراگیرتر است.
- 6.بحران هویت ملی در عصر جهانیشدن
پدیده جهانیشدن (Globalization) مرزهای فرهنگی را کمرنگ کرده است.
چالشهای اصلی عبارتاند از:
- مهاجرت گسترده (Mass Migration)
- چندفرهنگیگرایی (Multiculturalism)
- رسانههای جهانی Global Media
- اقتصاد جهانی (Global Economy)
در این شرایط، برخی جوامع به پوپولیزم ملیگرا (Nationalist Populism) گرایش پیدا میکنند.
- 7.هویت ملی و آموزش(Education & Identity Formation)
نظام آموزشی یکی از مهمترین ابزارهای ملتسازی (Nation-Building) است.
کتابهای درسی، تاریخ رسمی، سرود ملی و مراسم مدرسهای در نهادینهسازی ارزشهای ملی نقش دارند.
Ernest Gellner معتقد بود آموزش همگانی ابزار اصلی دولت مدرن برای ایجاد همگونی فرهنگی است.
- 8.هویت ملی در جوامع چندقومیتی
در کشورهایی با تنوع قومی، چالش اصلی ایجاد تعادل میان:
- وحدت ملی (National Unity)
- و تنوع فرهنگی (Cultural Diversity)
راه های شامل:
- نظام حقوقی برابر
- توزیع عادلانه قدرت
- احترام به زبانها و فرهنگهای مختلف
- تعریف هویت ملی بر اساس شهروندی نه قومیت
- 9.هویت ملی و امنیت ملی(National Security)
هویت ملی میتواند:
- منبع قدرت نرم (Soft Power) باشد؛
- یا در صورت افراط، به ملیگرایی افراطی (Extreme Nationalism) و درگیریهای قومی منجر شود.
- 1.هویت ملی افغانستان(National Identity of Afghanistan)
Afghanistan کشوری با تنوع قومی، زبانی و مذهبی گسترده است. در چنین ساختاری، مسأله هویت ملی همواره موضوعی پیچیده و مناقشهبرانگیز بوده است.
1- ویژگیهای تاریخی
خوراسان/افغانستان بهعنوان یک دولت مدرن در قرن هجدهم با تأسیس دولت درانی شکل گرفت. اما مفهوم دولت–ملت مدرن (Modern Nation-State) در این کشور دیرتر نهادینه شد.
هویت ملی در افغانستان عمدتاً بر عناصر زیر استوار بوده است:
- دین اسلام (Islam)
- تاریخ مقاومت در برابر استعمار
- سرزمین مشترک
- نمادهای ملی (درفش، سرود ملی)
ب) چالشهای هویتی
- تنوع قومی (تاجیک،افغان(پشتون)، هزاره، ازبک و دیگران)
- دو زبان رسمی (پارسی و افغانی ( پشتو)
- رقابتهای سیاسی مبتنی بر قومیت
- نبود اجماع بر سر تعریف واحد از «ملت»
در این چارچوب، هویت ملی افغانستان بیشتر میان ملیگرایی قومی (Ethnic Nationalism) توسط افغانان (پشتون ها) و ملیگرایی مدنی (Civic Nationalism) توسط تاجیکان وهزاره ها در نوسان بوده است.
ج) نقش دولت در ملتسازی
دولتهای مختلف تلاش کردهاند از طریق:
- آموزش ملی
- تاریخنگاری رسمی
- رسانههای دولتی
- نمادسازی سیاسی
هویت ملی یکپارچه را به میل خودشان ایجاد کنند, نه به اصل تساوی حقوق شهروندی همگانی؛ اما عدم همنوایی همگانی و بیثباتی سیاسی مانع شکلگیری یک روایت مشترک پایدار شده است.
- 2.هویت ملی جرمنی(National Identity of Germany)
Germany نمونهای کلاسیک از تحول هویت ملی در اروپا است.
الف) ریشههای قومی–فرهنگی
در قرن نوزدهم، هویت ملی آلمان بر اساس زبان آلمانی و فرهنگ مشترک شکل گرفت. اندیشههای فلسفی و فرهنگی نقش مهمی داشتند.
Johann Gottfried Herder بر مفهوم «روح ملت» (Volksgeist) تأکید داشت؛ یعنی هر ملت دارای روح فرهنگی ویژهای است که در زبان و ادبیات آن تجلی مییابد.
ب) وحدت سیاسی
در سال 1871، آلمان تحت رهبری پروس متحد شد. از آن زمان، مفهوم دولت–ملت تثبیت گردید.
ج) تجربه ناسیونالیزم افراطی
در دوره Adolf Hitler، ملیگرایی افراطی (Extreme Nationalism) و نژادگرایی به اوج رسید که پیامد آن جنگ جهانی دوم بود. این تجربه تاریخی باعث بازتعریف بنیادین هویت ملی آلمان پس از 1945 فرنگی شد.
د) هویت ملی پس از جنگ جهانی دوم
پس از جنگ، آلمان به سمت ملیگرایی مدنی (Civic Nationalism) حرکت کرد.
Jürgen Habermas مفهوم «میهندوستی قانون اساسی» (Constitutional Patriotism) را مطرح کرد؛ یعنی وفاداری به ارزشهای دموکراتیک و قانون اساسی بهجای قومیت.
امروزه هویت ملی آلمان بر پایه:
- دموکراسی (Democracy)
- حقوق بشر (Human Rights)
- قانون اساسی (Basic Law – Grundgesetz)
- اقتصاد پیشرفته Progressive Economic
- مسئولیت تاریخی Historical Responsibility
استوار است.
- 3.مقایسه تطبیقی(Comparative Analysis)
| شاخص | افغانستان | جرمنی |
| نوع غالب هویت | ترکیبی از قومی و دینی | مدنی و قانونمحور |
| نقش زبان | چندزبانه | تقریباً تکزبانه |
| تجربه تاریخی | بیثباتی سیاسی | تجربه افراطگرایی و اصلاح دموکراتیک |
| ملتسازی | ناتمام و چالشبرانگیز | نهادینه و ساختاریافته |
| مبنای وحدت | دین و مقاومت تاریخی | قانون اساسی و دموکراسی |
- 4.بعد دیگر
بر اساس نظریه Benedict Anderson، ملتها «جماعتهای خیالی» هستند که از طریق روایتهای مشترک ساخته میشوند. در جرمنی، این روایت پس از جنگ جهانی دوم بازسازی شد. در افغانستان، هنوز یک روایت ملی مورد اجماع شکل نگرفته است.
همچنین از منظر Ernest Gellner، ملتسازی نیازمند نظام آموزشی باثبات و صنعتیشدن است؛ عاملی که در آلمان تحقق یافته اما در افغانستان با چالش ونا کارآیی روبهرو بوده است.
فرایند وراهکار
هویت ملی پدیدهای پویا و چندبعدی است که در بستر تاریخ، فرهنگ و ساختارهای قدرت شکل میگیرد. این مفهوم نه تنها یک واقعیت طبیعی، بلکه یک فرآیند اجتماعی- سیاسی است که هم میتواند هم عامل همبستگی باشد و هم در صورت سوء استفاده سیاسی که در حکومت کمونیستی , حامدکرزی- اشرف غنی احمدزی وحالا حکومت طالبان به شدت نمایان بود و است , موجب نارضایتی همگامی و تعارض گردیده است. در جهان معاصر به ویژه درخوراسان/افغانستان، رویکرد شهروندمحور و مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک و احیای دوباره فرهنگ پارسی, میتواند چارچوب متوازن برای بازتعریف هویت ملی قابل قبول گردد.
هویت تحمیلی, جبری و جعلی افغان خواندن همه باشندگان خوراسان/افغانستان که توسط شاه امان الله وخسرش محمودطرزی (به ترفند خانمش اسمای یهودی سوریایی) درمدت زمان بیش از یک قرنه , نتوانست وهمین حالاهم نمی تواند به حیث یک هویت ملی مورد قبول همگانی قراربگیرد. پس یگانه (هویت آریایی) بودن است که میتواند همه مردمان آن سرزمین را به اصل فرهنگی و تاریخی شان پیوند بدهد و زمینه های رشد اقتصادی و انکشاف اجتماعی و همبستگی همگانی و هویت ملی را تبارز بدهد و بس. (هرکسی کو دور ماند از اصل خویش- باز جوید روزگاری وصل خویش)
به سوی بهروزی شهروند محور آریایی



