خبر و دیدگاه

رئیس جمهور افغانستان در تبعید

 

 

در برنامه سیاست افغانستان به گردانندگی آقای ضرابی با رئیس جمهور افغانستان در تبعید ، آقای دکتر اشرف ایمانی آشنا گردیدم. گفتند که جناب شان از طرف مردم به این مقام انتخواب شده اند. در حالیکه من هم یک افغانستانی هستم و جناب شانرا در برنامه  آقای ضرابی برای اولین بار دیدم. اینطور که معلوم میشود ایشان از لحاظ تحصیل و تجربه و پس زمینۀ کاری لیاقت این پست را دارا می باشند. من در صحبت آقای دکتر اشرف ایمانی نکاتی را یافتم که با تحلیل و بر رسی این نکات در ذهن انسان شک پیدا میشود که او قادر باشد، مشکلات افغانستانرا حل و بتواند یک رئیس جمهور موفق باشد.
نکاتی که من بالای آن انگشت میگذارم قرار ذیل می باشد:

  • فرمودند که ما کسانی را در کابینه خود جا داده ایم ویا میدهیم که صادق باشند و چاپ خیانت و فساد بر پیشانی شان بنظر نرسیده باشد. در اینجا من اشاره میکنم که این سخن ایشان یا بربنای عوام فریبی است و یا اینکه نمیدانند که ریشه خیانت و فساد از کجا آب میخورد. تجربه من نشان میدهد که : از آنجائیکه در افغانستان بیمه اجتماعی وجود نداشته وندارد ، موسسات و تشبثات خصوصی که جای کار را فراهم می نمایند وجود ندارد و دولت یگانه مرجع استخدام می باشد  فساد  در افغانستان نهادینه شده است. بدلیل اینکه هرکسیکه در مقام دولتی قرار میگیرد فکر می کند که این چانس برایش افتاده است که غم آینده خود و اولاد های خودرا بخورد و تا که میتواند در پی جمع آوری پول و امکانات مادی به خود و فامیل خود میشود. قابل ذکر است که در زمان سال اول دولت جمهوری داوود خان در سراسر افغانستان رشوتی و فسادی وجود نداشت، بدلیل اینکه همه به آینده خوب اطمینان پیدا کرده بودند. اما در زمان فساد سالاران مثل کرزی و غنی فساد و اختلاس و چور به اوج خود رسیده بود. به همین اساس من که در مدت بیست و پنج سال در ارگانهای مختلف دولتی کار نموده ام. هیچ فردی را نیافته ام که پیشانی اش از لکه پول حرام صاف بوده باشد. من در اینجا یک سوال را طرح میکنم، ایا در افغانستان کسیرا سراغ کرده میتوانید که کرزی و یا اشرف غنی برایش زنگ زده باشد و چوکی وزارت را برایش پیشنهاد کرده باشد و او  این پیشنهاد را رد کرده باشد؟ جواب منفی است. البته یگان کسانیکه این پیشنهاد را به فایده خود ندانند  و یا کار با درآمد زیاد داشته باشند، شاید پیشناد کرزی و یا غنی را رد کرده باشند. که چنین اشخاص به ندرت پیدا خواهد شود. البته شاید بگوئید که آقای رمضان بشر دوست وزارت پلان را نپذیرفت. اصل واقعیت اینست که آقای بشر دوست میخواست که کار خودرا منحیث یک افغانستانی ای که به افغانستان صادق باشد انجام دهد، که اورا مجال این کار را ندادند. به فرمایش کرزی استعفا داد و در افغانستان باقی ماند. که اجراات بعدی اش نشان ازان میباشد این کار او بخاطر نام کشی خودش بوده است. و ازین درک نزد یکتعداد نام نیک دارد. و از طرف یکتعداد دیگر بخاطر سازشکاری اش مورد لطف قرار ندارد. بگذار از آقای ضرابی هم سوال نمایم که اگر با اطمینان از کرزی و یا غنی تقاضا می یافت که مسئولیت یک وزارت را به عهده گیرد. آیا آقای ضرابی آنرا رد میکرد و یا به خوشحالی و سپاس می آمد این مقام  را عهده دار می شد؟ آقای ضرابی صادقانه جواب دهد. اگر جوابش مثبت باشد دیگر هر گز این سخنان فریبنده را که  کسانیکه در فساد شریک نباشند انسان خوب بدانند و کسانیراکه درفساد شریک بودند هیچ چانسی را نباید داشته باشند، صرف نظر نمایند.
  • آقای ایمانی رئیس جمهورافغانستان در تبعید،   هویت افغانی را برهمه اقوام افغانستان جایز دانستند. در حالیکه اقوام ازبک و تاجک و هزاره هویت افغانی را نمی پذیرند. و این حقیقت را طور واضح بیان نموده اند. مثلا بیاد دارم که در ولسی جرگه وکیلی از قوم برادر هزاره به آواز بلند یاد کرد که اگر در پیشانی اش هم هویت افغانی را بچسپانید او هرگز خودرا افغان نخواهد نامید. همه بیاد داریم که در ولسی جرگه افغانستان وکلا اقوام غیر افغان در مورد درج هویت افغانی در تذکره های الکترونیک مخالفت نمودند و در این ارتباط بیش از یکصدوچهار امضای وکلا جمع آوری شده بود. چون فوزیه کوفی هم یکی از فعالان جمع آوری این امضا بود، از شرکت در انتخابات توسط فضلی به بهانه های غیر موجه ممنوع اعلان شد. پس کسیکه این واقعیتهای آفتابی را در نظر نگیرد چطور میتواند ادعای رئیس جمهور شدن را داشته باشد.
  • آقای ایمانی بخوبی میداند که دولت در تبعید هزارستان و دولت در تبعید خراسان و دولت ترکستان در افغانستان هنوز هم وجود دارد. از کجا این اطمینان را دارد که او خودرا رئیس جمهور افغانستان در تبعید بداند، و در این ارتباط فعال باشد و به ثمر رسیدن فعالیتهای خود مطمئن باشد؟ آقای ایمانی خیلی سخن خوب گفت که او منحیث رئیس جمهور به تمام اقوام افغانستان مربوط است. یعنی آقای ایمانی هم ازبک است و هم تاجک و هم هزاره و هم افغان. این یگانه نظر نیکی است که باید رهبر افغانستان چنین اندیشه و عمل را داشته باشد. ولی از کجا معلوم که این سخنان را آقای ایمانی برای فریب و اغوا بزبان آورده باشد؟
  • آگاهان اقوام غیر افغانِ افغانستان معتقد اند که نام افغانستان بستر تمام بدبختی های افغانستان می باشد. بدلیل اینکه سرزمین و یا حدود جفرافیائی افغانستان متعلق به تمام اقوام  ساکن افغانستان میباشد ولی این ملک ناتقسیم و یا ملک مشاع طور غیر عادلانه بنام یک قوم یعنی قوم افغان/ پشتون قباله شده است.  و بخاطر همین نام نخبگان قوم افغان خودرا مالک این سر زمین دانسته و دیگران را بیگانه به این مرزو بوم می شناسند و لهذا قدرت دولتی را حق انحصاری خود میدانند. سوال پیدا میشود که بدون حل این مشکل چطور آقای ایمان  میتواند به نمایندگی مردم افغانستان با موسسات و دولتهای خارجی تماس برقرار نماید و خودرا رئیس جمهور در تبعید معرفی نماید.
  • آقای ایمان رئیس جمهور افغانستان در تبعید فکر میکند که گویا با مذاکره با طالبان و با کمک خارجیها طالبان قدرت را گذاشته و تن به دولت قانونی و انتخوابات خواهند داد. بنظر من این یک فکر باطل و اغواگرانه می باشد. در حالیکه طالبان اعلامیه حقوق بشر جهانی و سایر میثاقها را به پَر کاهی هم ارزش نمی دهند. پس چطور ممکن باشد که کسی سخنان آقای دکتر اشرف ایمانی را قابل اعتماد بداند و اورا منحیث رئیس جمهور افغانستان در تبعید بپذیرد. طالبان اصلا” اهل مذاکره و سازش نیستند. و راه خلاص شدن از شر وحشت طالبانی فقط و فقط راه زور و سلاح و در عملی ترین شکلش قیام عمومی مردم افغانستان می باشد و بس. قیام دارای نظم و تشکیل.در اخیر من آقای دکتراشرف ایمانی را مُثُل آقای کرزی و اشرف غنی میدانم اما با لباس و چهره جدید. آقای ایمانی بداند که مردم افغانستان دیگر هوشیار و آگاه شده اند ، به لفاظی های دروغین اعتماد نخواهند داشت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا