زندگی من – قسمت هشتم
در زمان صدارت موسی شفیق آخرین نخست وزیر دوره دهه دموکراسی ، به قیادت صباح الدین کشککی وزیر اطلاعات و فرهنگ کابینه موسی شفیق، برنامه وسیع در باره موزیم های افغانستان سر دست بود. صباح الدین کشککی اولین کسی بود که در رشته ژورنالیزم رسمی در امریکا تحصیل کرده بود. بعد از او دکتر حفیظ سحر که مدیر اصلاح بود در رشته ژورنالیزم تحصیل کرده بود . کشککی مرد دانشمند و مدبر بود. در دهه دموکراس اخبار کاروان را نشر میکرد که پسان جناب استاد شکر الله کهگدای همان اخبار را برای بیست سال در امریکا ماهانه چاپ میکرد. کشککی اولین وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان بود که به مبارزه با بیسوادی سخت علاقمند بود. پدرم را که بانی «اصول یونس » بود در وزارت خواست و دفتر مبارزه با بیسوادی را در چار چوب تشکیلات وزارت اطلاعات و فرهنگ افتتاح کرد و پدرم را در راس آن قرار داد که بسیار این تقرر کوتاه مدت بود.
دیداری که قبل از کودتای سردار داود از موزیم کابل کرد من شخصا حضور داشتم و با او معرفی شدم و این سال ۱۹۷۳ یکی دو ماه قبل از کودتا بود. در همان دیدار موزیم کابل با مدیر عمومی موزیم ها احمد علی معتمدی ملاقات داشت که من هم حضور داشتم . چون در امریکا تحصیل کرده بود از موزیم های مشهور مانند میتروپولیتن موزیم نیویورک و دیگر موسسات فرهنگی امریکا خوب خبر داشت و میخواست موزیم کابل یک ارگان خوب آموزشی برای جوانان و سیاحین خارجی شود . این مرد دانشمند بعد از کودتای سردار داود خانه نشین شد و با آمدن کمونیستان خلق و پرچم با دیگر منورین کشور راه زندان گردید .

صباح الدین کشککی در زندان پلچرخی قرآن مجید که عبدالله یوسف علی دانشمند مسلمان هندی به زبان انگلیسی معنی و تفسبر کرده بود ، از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد و وقتیکه در پاکستان هجرت کرد همان ترجمه را در مرکر شورای ثقافتی جهاد افغانستان که خودش رئیس آن بود در اسلام به چاپ رساند . مدقق این کار جناب محمد صدیق راشد سلجوقی بود که فعلا حیات دارد. پسان که من به مطالعات قرآن شناسی در ایالات متحده امریکا پرداختم و جناب کشککی را در امریکا دیدم و خودش قرآن مجید که از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده بود و همچنان کتاب دهه دموکراسی که اولین کتاب در باره دهه دموکراسی را خودش نوشته بود به من تحفه داد . متوجه شدم که مدقق جناب سلجوقی که یک همکار ملا داشت به نام درسوال اصل ترجمه را در بسیاری نقاط دست زده اند و تصرف کرده اند . یعنی متن انگلیسی با فارسی تفاوت دارد . من چون متن اصلی را که به انگلیسی است خوانده بودم به جناب کشککی گفتم که در ترجمه جناب شان تصرف شده است . فقط گفت « بلی می دانم » و دیگر تبصره نکرد . این مطالب را در خاطرات خود نوشتم زیرا شاید به جز خانواده محترم کشککی دیگران خبر ندارند و تاریخ اجتماعی همین است. افغانها زیاد تاریخ سیاسی را می نویسند و اما به تاریخ اجتماعی کمتر علاقه دارند. کاست های قرآن مجید که کشککی کار کرده و نطاقی کرده بود در امریکا برآمد که داستان جداگانه است . عمر خطاب از روی معنی که توسط کشککی کار شده بود همه را با گویندگی خودش نشر کرد و در برنامه تلویزیون خود پخش میکرد و چنان وانموذ کرده بود که گویا این کار خودش است در حالیکه کار کشککی را گرفته بود . در پشتی کاست های که عمر خطاب تولید کرده قطعا نامی از کشککی برده نشده است . به عکس توجه کنید . خطاب خبر نداشت که خود شخص کشککی وقتی حیات داشت کاست های قرآن مجید را که خودش از انگلیسی معنی کرده بود به نطاقی خودش نشر شده بود ، تولید شده است . ازینکه کاپی رایت کار کشککی ربوده شده بود من بسیار متاثر شدم و موضوع را در برنامه تلویزیونی خود یعنی «داکتر یونس شو » که از تلویزیون نور پخش می شد واضح تشریح کردم که سو تفاهم رفع شود . همان بود که دختر کلان جناب کشککی به من تیلفون کرد و از برنامه خوشی کرد و گفت «خبر شدم ویرجینیا می آیی من کاست های که پدرم خودش نطاقی کرده برآیت میدهم . به عکس دیگر توجه کنید . کشککی مرحوم اولین کتاب دهه دموکراسی را نوشت که قبل از او کسی نه نوشته بود . مخالفین او ، کتاب را انتقاد کردند که از موسی شفیق زیاد نر تعریف و توصیف کرده است .
در ماه سرطان ۱۳۵۲ ( ۱۹۷۳) کودتا شد و من در اخیر سنبله همان سال عازم خدمت عسکری در شهر میمینه شدم .




