Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

زندگی من – قسمت چهل هشتم 

 بعد از دعوتِ ظاهر جان عزیز و همسر گرامی شان بی بی پروین جان در ادمنتون کانادا که بسیار یک محفل خوب گرفته بودند و بسیار عزت کردند که بسیار مدیون شان هستم .  اما یک درس کلان گرفتم که در زمستان به شرق کانادا سفر کردن بسیار جنجالی است زیرا اصلا برای من هوا بسیار سرد است . بعدا،  چند ماه بعد من به شهر اوتاوا توسط چند تن از جوانان دعوت شدم . برنامه فوق العاده منظم بود . در اخیر سخنرانی به من یک جلد قرآن مجید با پوش زیبا تحفه دادند که تا امروز زینت خانه صالون من است.

قرآن مجید تحفه جوانان اوتاوا
در دانشگاه من انتروپولوژی خاور میانه را تدریس می کردم . فکر کردم بهتر است در مورد فرهنگ اسلام با دید انتروپولوژیک یک کتاب خوب بنویسم و در صنف تدریس استفاده کنم . با اداره دانشگاه صحبت کردم و آنها نه تنها موافقه کردند که من کتاب خود را استفاده کنم بسیار قدر دانی کردند . کتاب فرهنگ اسلامی : یک مطالعه بشر شناسی را نوشتم و تا که بازنشسته شدم در مورد اسلام از کتاب خود کار گرفتم .
اکثر مردم‌افغانستات اسلام را فقط یک عقیده می دانند نه یک فرهنگ که در عرش عظیم برای بشریت طرح شده است . چون اسلام را به حیث یک فرهنگ انسان ساز نشناخته اند مردم زندگی قومی دارد .
 کتاب بشر شناسی اسلامی
جوانان نازنین را که من انتخاب کرده بودم تا در مورد اقتصاد اسلامی تحقیق کنند و جناب دکتر حکمی مانع شد آصفه جان ستانیکزی در آن رمان در ایران بود و حالا در آلمان است و اما  رابطه ما قطع شده آست و امید می کنم روزی او را بیبینم و شیرآقا محمدی در آن زمان در هرات بود . چه شور و شوق داشتند این جوانان برای کار و برای خدمت وطن شان . شیراقا را خداوند کمک کرد و من و دوستان وسیله شدیم  و بعد از جنجال زیاد به امریکا رسبد. جوان بسیار هوشمند و با استعداد است .
 با شیر آقا محمدی
. یکی از کار های مهم من در زندگی مبارزه با تعصب ، تبعیض و تنگ نظری است . من ، زن باشد و یا مرد باشد یک موجود آزاد می دانم و مسایل که در متون دینی ما ، گذشتگان نوشته آند و زنان را قشر دوم جامعه ساختند بعد ار تحقیق اول در سال ۲۰۰۲ یعنی ۲۴ سال قبل مطلق رد کردم . به تحقیق دوام‌ دادم و بعضی مسایل غلط جدید دیگر را یافتم مثلا «زن ناقص العقل » است و یا زن «از قبرغه چپ مرد » خلق شده که اینها همه به ضد زن نوشته شده و مردم هم کورکورانه قبول کرده اند . حالب این است که تا من این موضوعات را بالا نکرده بودم آنان که در مورد دین اسلام تحقیقات دارند همه خاموش بودند و هنوز هم خاموش هستند . قشر تحصیل یافته فقط یک گپ را یاد دارد که چطور مذهبیون را انتقاد کنند و اما اینکه چطور موضوعات را خود شان دوباره بررسی کنند این قدرت را ندارند . همان بود که کتاب « تساوی حقوق مدنی در اسلام » را به فارسی نوشتم . و طرح روی جلد را یک ترازو انتخاب کردم که در دو پله ترازو علامات مونث و مذکر است ، یعنی هر دو از نگاه مدنی مساوی است . تحقیق دومی نشان داد که زن و مرد مکمل همدیگر هستند نه اینکه زن کمی و کمبودی داشته باشد. در گذشته در یکی از پست ها نوشتم که مشکل تحقیق در کشور های اسلامی همین است که از گذشتگان نقل فول می کنند و چون آن شخص عالم بزرگوار در عصر خودش بوده او را انتقاد نمی کنند . مثلا  من در تفسبر طبری اشتباهات یافتم یا احادیث  که توسط دانشمندان شیعه و ستی جمع آوری شده است  اشتباهات عمیق دیده می شود اما کسی نمی خواهد تا موضوعات را دوباره بررسی کنند و یک متن . جدید برای مردم پیشکش کنند . جناب استاد بشیر احمد انصاری از کتاب فرهنگ اسلامی تحسین و تقدیر کرد و برای من یک تایید نامه که در پشتی کتاب چاپ می شود نوشت   که بسیار ممنون و مدیون هستم . جناب انصاری من را به بک کنفرانس مولانا در دانشگاه که در آن زمان در دالاس تحصیل می‌کرد دعوت کرد و من سر خدمت که مستشرقین کردند  صحبت کردم که مورد استقبال قرار گرفت . همچنان لیوتننت جنرال  زیلیم  که ضرب المثل های کابلی را نشر کرد برای من یک تقریظ نوشت  .
  کتاب « تساوی حقوق مدنی در اسلام »
کتاب «تساوی حقوق مدنی در اسلام » را خواهر مهربان و فرهنگی ما بانو  فریما جان جویا که موسسه چاپ کتاب را زیر عنوان «مطبعه ۷ خزانه » دارد با تخفیف حوب برای من چاپ کرد که قلبا سپاسگزارم و در آمازون جهانی وصل نمود . فریما جان زمانی که در دانشگاه تدریس میکردم با من یک مصاحبه زنده تلویزیونی داشت و در یوتوب هنوز هم هست . به کار های من بسیار علاقمند است و کتاب های دیگر اشخاص را هم نشر کرده است . در زمان مصاحبه خواست که در داخل دانشگاه مصاحبه کند و همین خواهش او بجا شد.
در جامعه افغانی بسیار مشکل است که شما خود تان باشید . بدین معنی که هیچ کس به شمول تحصیل یافتگان به آزادی عقل اعتقاد ندارند و هر چه بگویی و بنویسی باید چالش ها و ریسک ها و تاپه زدن ها را قبول کنید . هیچ کس کوشش نمی کند که حقیقت های زندگی ما را قبول کند . باید به ذوق آنها صحبت کنی ورته آدم خوب نیستی . اما من تصمیم گرفتم که خودم باشم و همه چالش ها را قبول کردم   .
در میان سخنرانی ها یک خاطره جالب دارم و آن اینکه به دعوت  Diablo International یک ارگان که سخنرانی ها را در موارد مختلف برای کلان سالان ترتیب و تنظیم می کند ، سر مسایل فرهنگی خاور میانه باید صحبت میکردم . این موسسه  که من را چهار بار دعوت کرد هر بار من همرای شرکت کنندگان یهودی جنجال می شد . گرچه من مسایل فرهنگی را بحث میکردم نه سیاسی را اما چند تن بهودی موضوع سر فلسطین می آوردند و من مجبور شدم که بسیار مودبانه و عادلانه دید و بینش خود را در مورد فلسطین مظلوم بگویم . این چند زن و مرد یهودی فورا من را به Antisemitism یا ضد یهودیت محکوم کردند . حضار که در حدود صد نفر بودند خاموش بودند . من ار حضار اجازه خواستم که اگر اجازه باشد من نظر خود را بگویم . همه گفتند چرا نی . من گفتم که اگر ما در یک دموکراسی زندگی می کنیم باید بردباری عقاید بک دیگر را داشته باشیم . در امریکا از زمان که من آمده ام هر وقت در باره فلسطین صحبت کنی فورا محکوم به ضد یهودیت می شود و این یک تهمت بزرگ است زیرا ما مسلمانان دین یهود را به رسمیت می شناسیم و اما صهیونیزم را مانند کمونیزم که یک ایدیولوژی است به رسمیت نمی شناسیم . حالا اگر این دوستان یهودی به سخنان من گوش می‌دهند خوب در غیر آن لطفا اتاق را ترک کنند . شش نفر یهودی اناق را ترک و اما من هم دیگر در برنامه های دایبلو انترشنال دعوت نشدم . در امریکا اگر میخواهی به جایی برسی باید در مورد جنابات یهود در خاور میانه خاموش باشی و اگر میخواهی پست های دولتی را کار کنی مستقیم و یا غر مستقیم باید لابی یهودی تصدیق کند .
هدف من کار های کلان دولتی است که به اساس انتخابات نیست ، به اساس رابطه ها و تایید و تصدیق لابی یهودی است مانند خلیلزاد که سفیر شد .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا