قرآن تحت الفظ معنی نمی شود
سلام عزیزان!
قرآن تحت الفظ معنی نمی شود.
یکی از مشکلات که در همه تفاسیر شبعه و سنی دیده می شود معنی تحت الفظ قرآن مجید است که بسیاری اوقات در زبان ما بسیار مضحک معلوم می شود.
در گذشته هم نوشتم که قرآن ترجمه نمی شود بلکه معنی می شود. آیات که جمع آیه است راز و رمز معنی می دهد. یعنی قرآن به راز است و راز ترجمه نمی شود . از نگاه زبانشناسی ترجمه از زبان انسان به بک زبان دیگر انسانی است . پس اولین اشتباه که شما برخورد می کنید همین است که نوشته اند «ترجمه قرآن »
دوم آیات قرآن معانی مختلف دارد و اما دو معنی آن قابل غور وتعمق است : معنی حقیقی و معنی مجازی . در معنی مجازی دقت صورت نگرفته و بسیار مشکلات در فهم قرآن به وجود آمده است . قبلا هم نوشتم که آیه اضربوهن زدن معنی شده یعنی زن را بزنید در حالیکه در آن قسمت معنی مجازی آن جدا شدن است، زدن نبست و دین اسلام دین خشونت و وحشت و دهشت در داخل خانه نبست، مخصوصا که قرآن مجید می گوید والله جعل لکم من بیوتکم سکنا یعنی خداوند برای شما خانه های تانرا محل آرامش فراهم کرده است.
به آیه سیزدهم سوره اسرا یا بنی اسرائیل که همه مهمترین کلمه را در داخل آیه نادیده گرفته آند که عبارت است از طائر است.
اصل آیه
«وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ ۖ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا»
معنی در تفاسبر
«و کار نامه ی هر انسانی را به گردنش آویخته ایم و روز قیامت برای او نامه ای که آن را باز می بیند بیرون می آوریم »
می بینید که تحت الفظ معنی را مغلق و حتی بی مفهوم ساخته است.
اصل معنی باید اینطور باشد :
هر انسان را مسول و پاسخگوی اعمال خودش قرار دادیم و روز قیامت اعمال او گشوده شده و آشکارا می بیند
آیه بالا چنین تفسیر می شود :
دو کلمه عربی درین آیه که معنی واضح آن در « ترجمه و تفسیر » دیده نمی شود
طائر» (پرنده) به چه معناست؟
در میان اعراب جاهلی، سنتی به نام «تَطَیُّر» (مرغپرانی یا فال بد/نیک زدن با پرندگان) رایج بود. اگر میخواستند کاری (مثل سفر یا تجارت) انجام دهند، پرندهای را پرواز میدادند؛ اگر پرنده به سمت راست میرفت آن را فال نیک (سعد) و اگر به سمت چپ میرفت آن را فال بد (شوم ) میدانستند و کار را رها میکردند. آنها فکر میکردند سرنوشت و خوشبختیشان در بالهای آن پرنده است.
قرآن در این آیه خط بطلانی بر این خرافات میکشد و میگوید: خوشبختی و بدبختی شما در پرواز پرندگان نیست؛ بلکه «طائر» (یعنی آن عامل پروازکننده و تعیینکننده سرنوشت و کارنامه اعمال) درون خود شماست.
۲. چرا «عُنُق» (گردن)؟
در فرهنگ لغت و بلاغت عرب، «عنق» (گردن) مظهر سه چیز است:
• ملازمت و جداییناپذیری:
گردن عضوی است که هیچگاه از انسان جدا نمیشود. آیه میگوید کارنامه و پیامد اعمال شما مثل گردنتان همیشه چسبیده به خودتان است و نمیتوانید آن را به گردن چانس ، روزگار یا دیگران بیندازید.
• طوق مسئولیت و تعهد:
• در زبان عربی (و حتی فارسی)، وقتی میگویند «این کار به گردن توست» یعنی مسئولیتش با توست. در حقوق اسلامی نیز به تعهدات، «ذِمه» (گریبان و گردن) میگویند.
• وضوح و نمایان بودن: گردن عضوی است که جلو چشم همه است و زیورآلات یا طوق طلا را به آن میآویزند تا دیده شود
قابل یاد آوری است که قرآن کریم به زبان حقایق فیزیکی صحبت نمی کند بلکه از استعاره ها و کنایه های فرهنگی زمان خود استفاده کرده تا عمیق ترین مفاهیم روان شناسی و حقوقی را مانند مسولت فردی را جا بیندازد . اینجاست که برای فهم دقیق قرآن مجید باید از علم ایتومولوژی یا واژه شناسی کار گرفت و عظمت قرآن را درک کرد.


