خانه » فرهنگ و هنر » شعر » قیام زن

قیام زن

رسول پویان- شاعر با رسالت

 

طالب به غیر زهر چه ریزد به کام زن

در دسـت کـپـچـه مـار فـتــاده زمام زن

زن را به پشت میلۀ زنـدان کند خموش

ایـن اســت جـایـگاه زن و احـتــرام زن

جامعه را به عصر حجر می برد بزور

آن گاه غـارِ خـانـه شـود چـون کنام زن

خـورشـیـد را بـه زیـر نقـاب ســتم کشد

صبـح امـیـد را بکـنــد تـیــره شــام زن

زن را اسیر محبس نـامـوس کـرده انـد

زن چون سیاه سراست؛ بشرمدزنام زن

سنگسار و تازیانه و چوبست هرطرف

این است در امارت خون حق عام زن

توبیخ زن بــر یــد شــوهــر بُـوَد روا

تا کی هـراس و دغـدغه و انفصام زن

زن گرطلاق داده شود بی زروبراست

کس نیسـت تا که باز دهـد انسجـام زن

نوزاد را به زن ندهدحکم شرع وعرف

ایـن اسـت در طریـق سـتم انغـمـام زن

تاریـخ مـرگ بـار امـارت دهـد نـشـان

افــراط طالبـیـسـت فـقـــط انـهــدام زن

ازبسکه ظلم و جور و ستم کرده بر زنان

می ترسد از حضور زن و از کلام زن

داعـش اگـر کـنـیــز و غـلامی کند بـپا

طالب از آن بـتــر بکــنـد انضـمـام زن

قــربـانی تــوحّـش طالـب اگـر شــویــد

دنـدان گــرگ گُـشـنه شــود الـتـیـام زن

طالـب نظام جـور و ســتم را بناء کـرد

کس نیست تا که گوش دهد بر فغان زن

میهــن را بـه طالـب ظالــم سـپرده انـد

در خـاک تـیره دفــن بگـردد مـرام زن

طالب امیر ظلـمت جهل مـرکـب اسـت

ای وای گـر شــود ز غـفـلـت امـام زن

آنـان که حـامی سـتـمی طالـبـان شـدنـد

گـیـرد آه و نـالـۀ خـــلــق انـتـــقــام زن

طالبِ ضد صحنه و فیلـم و رسـانـه را

رسـوای خواص و عام نمایـد درام زن

طالب بـه زوردالـر و کلدارزنـده است

رسـوا طشـت جـمله بـیـفـتـد ز بـام زن

صـیـادِ خـونخـوار بـه نـام خـدا و دیـن

بـا حــقـه و فـریـب کـشــد تـار دام زن

از یک توبره طالب و داعش میخورند

هـریک به رنگی حمله کند برمقام زن

اشغال اگر اسارت و بیداد و غارتست

افـراطـیـت ز ریـشـه کـنـد اخـتـتام زن

افراط وجهل و وحشت و اشغال باهمند

زیـرا که سعی جمله بُوَد در ظلام زن

آوای شـیرزنـان وطـن را خـدا شـنـیـد

گیتی پر از شعار و شعور و  پیام زن

آزادگان اســیـر اســارت نـمی شــونـد

بـرپـا کـنـنـد در هـمـه عـالـم قـیـام زن

۸/۹/۲۰۲۱

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com