خانه » خبر و دیدگاه » بازی قدرت در افغانستان

بازی قدرت در افغانستان

به انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کمتر از یک سال باقی مانده است. تنها بطور آشکار دیده می شود که جناب آقای غنی علاقمند است تا یکبار دیگر به کرسی ریاست جمهوری تکیه نماید  اما اشخاص و افراد دیگر بطور واضح دیده نمی شوند که کی و کی ها کاندید مقام ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۸ در افغانستان خواهند بود.  گرچه از نشست ها، تشکیل ائتلاف ها و دعوت های خورد و بزرگ فهمیده می شود که تعداد زیادی علاقمند اند تا به مقام ریاست جمهوری از طریق انتخابات برسند اما رسیدن به این مقام کار آسانی نیست باید نفوذ مردمی داشت،  پول داشت بشمول پشتیبانی جهانی  وحداقل در تقلب کاری نیز راه بلد بود.

من میدانم که رسیدن به مقام ریاست جمهوری کوه است و کوتل دارد.  از سوی دیگر از چندی بدینسو تحولات در افغانستان به قدری سریع اتفاق می افتد که تا حد زیادی پیش بینی حوادث و رویداد ها غیر ممکن است. درباره علت سرعت تحولات ممکن است دیدگاه های متفاوتی وجود داشته باشد ولی آنچه مسلم است بحث اصلی در این کشور قدرت است  و آن هم قدرت ریاست جمهوری.  گرایش های تکنوکراتان یا آنانیکه از غرب آمده اند، احزاب جهادی،  انحصار قدرت از یک طرف و رقابت بین بخش سیاسی و بخش نظامی قومی و زبانی ازطرف دیگر فضایی ناسالم را بوجود آورده است به طوری که چرخه قدرت را در افغانستان نسبت به گذشته بر بستری ناآرام تر قرار داده است. ائتلاف بزرگ با اشتراک احزاب، شخصیت های ملی، قومندانان جهادی، تکنوکرات ها، ملی گرا ها بشمول آقای حامد کرزی رئیس جمهور قبلی گفته می شود که با یک تعهد کنار هم آمده اند. اینکه این اتحاد ها تا آخر خط میروند یا در نیمه راه می شکنند حرف جداگانه ای است.

بعضی ها به این باور اند تشدید رقابت ها بر سر کسب قدرت بین دو شخصیت یعنی حامد کرزی و اشرف غنی است دیگران منحیث نیروی خورد کننده و فشار به کار گرفته خواهند شد اما تنها این دو آدم هم نمیتوانند همه کاره باشند. شخصیت های مطرح دیگری مانند استاد عبدالرب رسول سیاف، استاد عطا محمد نور ، داکتر عبدالله عبدالله، صلاح الدین خان ربانی ،  جنرال عبدالرشید دوستم ، محمد یونس قانونی ،محمد حنیف اتمر، دوکتور انور الحق احدی ، محمد عمر داوود زی ، محمد محقق، داکتر فرامرز تمنا ، همایون همایون، ظاهر قدیر، جنرال عبدالرازق  و یک تعداد شخصیت های دیگر را نمیتوان بخاطر تعین سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری نادیده گرفت. همه میدانیم در سیاست دوست و دشمن دایمی وجود ندارد آنچه که دایمی است منافع است. اگر با این زد و بند های سیاسی که روی تقابل با رئیس جمهور آقای غنی است  مصالحه ای صورت نپذیرد و چالش قدرت بین بخش سیاسی شدت بیشتری بگیرد، تجربه دهه های گذشته که هنوز پیش بینی آن دشوار است تکرار خواهد شود. گرچه با حضور داشت نیرو های خارجی در افغانستان هر قدر این اختلافات به اوج خود رسیده باشند با آن هم هیچ کودتای نظامی متصور نیست با این حال، واقعیت دیگر این است که انحصارطلبی مقام ریاست جمهوری نیز به ازدیاد بحران کمک کرده است و اکنون به صراحت می توان گفت که بازی قدرت خطرناکی مجددا شکل گرفته است؛ بازی قدرتی که به احتمال زیاد سرنخ های آن در دست محافل پنهان قدرت نیز باشد.

دو واقعیت مهم وجود دارد که حکومت را جدا از انحصارطلبی آن با مشکل روبرو کرده است. این تنها مبارزه قدرت نا امنی بیکاری و بی برنامه گی مسئولین نیست که مردم از آن رنج میبرند- رشد افراط گرایی و حمایت از نیرو های افراط گرا توسط حلقات معین در داخل نظام خود مشکل دیگریست که بحران را فراگیر ساخته میرود. بعضی ها به این باور اند که آهسته آهسته قدرت در افغانستان طالبانیزه خواهد شد و حتی گفته می شود که غربی ها نیز به تطبیق این پروسه علاقمند اند آنچه که من باور دارم و تاکید مینمایم.

 محافل پنهان قدرت سرنخ های بازی جدید قدرت را نیز در دست دارند در یک محاسبه روشن سود و زیان، به احتمال قوی، دو گزینه اول را در حد زمینه سازی گزینه سوم می توانند تحمل نمایند یعنی حاکمیت عمر خود را تکمیل خواهد کرد ولی مصلحت نهایی گزینه سوم تشحیص داده خواهد شد.

که کسی یا کسان دیگری آینده رهبری را عهده دار شود در چنین شرایط سخت و دشوار احزاب شخصیت های ملی و مردمی با مسئولیت تاریخی سنگینی روبرو شده اند، که باید چی کنند آن ها بین تفاهم و توزیع متوازن قدرت یا پذیرش شکست و تکرار تجربه جنگ های داخلی سال های قبل مجبور به انتخاب خواهند بود.

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com