خانه » فرهنگ و هنر » شعر » افراطیت دشمن تمدن

افراطیت دشمن تمدن

رسول پویان

 

الهی بشکند دسـتی که ویران می کند ما را

حمایت می کند آشوبگری و چورو یغما را

بهرجا می رسد بحران و ناامنی شودافزون

به آتش می کشد باغ وسراوکوه وصحرا را

هیولا گر بگویی کی توانی وصف او کردن

ندارددیووبارزنگی چونین اوصاف بیجا را

کند دراکولا تمثیل خونخـواری درین عالـم

و یا افراطیت پاینده دارد جنگ و دعوا را

دهد افراطیون را دالر وپوند و ریال قدرت

سعودی می دهـد فرمان قتل پیر و برنا را

به پاکستان مدارس مرکزتعلیم افراط است

بـرای انتحـاری داده انـد هرگونـه فتوا را

سرطالب به ارگ کابل وپایش به پاکستان

فقط نیروی افراطی گرفته ارگ رسوا را

بگیرد شـادمانی را خـدا از دشـمن انسـان

به ماتم کرده تبدیل بهرماهرجشن ومأوارا

به کام مردم ما زهـر تلخ مـرگ می ریزد

قبرکن مرده شو ملا خوردهرروزحلوا را

چو نام قـوم افغان را کند تحمیل بر اقـوام

ز مردم می رباید حق قوم و نسل و آبا را

پتان و پشتون و افغان نام قوم افغان است

زکس پوشیده نتوانی چونین اسم هویدا را

به لغت واژۀ افغان فقط فریادوافغان است

چه داریم درفغانستان بجزاین درد معنارا

برابر ازبک وتاجیک وافغان وهزاره بین

گلان رنگ رنگی پـر کـند گلـزار زیبا را

گهی بر میخ زند گاهی بنعل خر ولی آخر

شتابان میکند گرگ نفاق وجنگ ودعوا را

بدست خشم وحشت قدرت شمشیرافتادست

کی بگشایـد به میدان جهالت ایـن معما را

چه داند ناشنا تاریخ وفرهنگ خراسان را

به دیـوان بسپرد تاج سر جمشید و یاما را

نمی دانـد چـوپـان زاده آداب بـزرگان را

کـنــد پـیتاوه و جــل شــتر الـوان دیـبا را

نه تنها گنج تاریـخ و تمـدن را کند ویران

به یغما می برد سرمایۀ امروز و فردا را

اگرمحمود ارج کار فردوسی نداد امروز

کند ویرانه جاهل غزنی وبلخ و هریوا را

فرات وسند وجیحون وخزرازهم جدا نبود

زچشم کابل و دهلی نگر سغد و بخارا را

ز جــام جـــم بگـیرم بـادۀ نـاب تمـدن را

کنم شـیرین کام مسـلم و هندو و ترسا را

۸/۵/۲۰۱۸

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com