خانه » طنز » بعــد از کفــش نوبت بوتل رســید

بعــد از کفــش نوبت بوتل رســید

حــامــد کــرزی و زلمــی خلیــلزاد در نشســت لنــدن به اتهــام حمــایت از طــالبــان بوتل باران شــدند.
زلمی خلیل زاد در کتاب خاطرت زندگی اش از دوره های طلایی افغانستان یاد آور می شود زمانیکه که تندباد تحولات سیاسی و اجتماعی هنوز به وزیدن آغاز نکرده بود ، آسمان کابل رنگ آبی داشت و در دریای کابل آب زلال از چشمه ساران قرغه و پغمان جاری بود و قلب های مردمانش نیر چون آسمان کشور از گرد و غبار کینه و کدورت ، تعصب و خصومت پاک و منزه بود.
دوران طلایی که هر کسی به جایگاه تعین شده اش از طرف خالق هستی راضی بود و به شیر مادر قناعت داشت ، شاه شاه بود و رعیت رعیت و رعیت اگر در زندگی یکبار سعادت حضور در مجلس بزرگان کشور برایش میسر می گشت خاطره شیرین آن را تا آخر عمر فراموش نمیکرد.
اما افسوس و صد افسوس که آن دوره های طلایی سپری شد و تند باد حوادث نظم اجتماعی را چنان بهم زد که سنگ بالای سنگ باقی نماند ، افسر بجای عسکر نشست و عسکر بجای افسر و نتیجه این شد که خیر و برکت ، صلح و امنیت ، دوستی و محبت همه ازین دیار رخت بر بست و بجای شان خصومت و دشمنی ، جنگ و خون ریزی جاه گزین گشت و کشور از لحاظ مادی و معنوی به ویرانه ای مبدل شد که نه دیگر کسی رعایت اخلاق اسلامی کند و نه پروای سنن و عنعنات پسندیده و کهن افغانی را داشته باشد.
به قول حافظ شیرازی :
این چه شــوریست که در دور قمــر می بینــم
هــــمه آفــاق پر از فتنــه و شــــــر مــی بینــم
اســــپ تازی شــــــده در زیر پالان زخمــــی
طــــوق زرین بر گــــردن خــــر مــی بینــــم
دخــتران را همــه جنگ است و جدل با مــادر
پســران را هــــمه بد خــــواه پدر مــی بینــــم
نفرین دو عالم بر این دختران و پسران که نه تنها با مادر جنگ و جدل داشته و بد خواه پدر اند بلکه بی حیایی را بجایی رسانیده اند که به مقام والای ولسمشر کشور و بابای ملت و یا سایر بزرگان جامعه جرات گستاخی و دهن کجی را بخود داده یکی زعیم عالیقدر کشور را که در تعالیم اسلامی از او بنام ظل الله و سایه خدا یاد شده در انظار عام و در پیش چشمان جامعه جهانی درغگو خطاب میکند و دیگری بر منبر پیامبر اسلام بسوی مجاهد محاسن سپید کشور که عمر عزیزش را در جهاد و مبارزه علیه کفر و الحاد سپری کرد کفش پرتاب میکند و سومی بابای ملت و کاکای دولت را قاتلان سربازان کشور می نامد.
با اینهمه بی حرمتی در مقابل بزرگان و زیر پا نمودن عنعنات و سنن پسندیده افغانی و اسلامی که نه افغانیت باقی می ماند و نه اسلامیت پس با کدام روی از بارگاه حق تعالی استدعای خیر و سعادت برای این کشور کنیم ؟
پس در یک کلام باید گفت لعنت خدا و رسول خدا به جهان غرب و ارمغان شیطانی اش بنام های دیموکراسی ، جامعه مدنی ، آزادی بیان و حقوق فلان و بسمان که در پشت همه این عناوین ظاهر فریب فقط نیت شوم تباهی و اضمحلال فرهنگ افغانی و اسلامی یا زیر پا کردن اسلامیت و افغانیت نهفته است.
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com