آیین فرخندۀ جشن و شادمانی در نوروز دل افروز

آیین فرخندۀ جشن و شادمانی در نوروز دل افروز
جشن نوروز دل افروز پربارترین میراث کهن آریایی های باستان به فرزندانش است.آیین شکوهمند جشن نوروز جمشیدی، روز اورمزد، روز نخست فروردینماه، آغاز شگوفه های بهاری در روی زمین بر پایه سنجیدهترین اندازهگیری اخترشناسی و گاهشماری در جهان به کوشش ابوریحان بیرونی، بزرگترین و باشکوهترین جشن کهن در همه ایرانشهر بزرگ از خوراسان/افغانستان گرفته تا ایران و تاجیکستان و آذربایجان و اوزبیکستان و تورکمستان و کاشغر و داغستان و کردستان و بخش های از پاکستان و هندوستان و شهرهای گرد و نواح آنها است. جشن باستانی نوروز این سنت پسندیده و میراث گرانبهای نیاکان نیک اندیش و نیک گفتار ونیک کردار ما؛ پیامآور نو شدن طبیعت و آغاز فصل تازه از امید و همدلی و مهربانی است. نوروز، رستاخیز طبیعت و پیامآور مهر است که با بوی جانبخش بهار، جانها را تازه میکند.
این جشن کهن، میراث مشترک حوزه فرهنگی- تمدنی ماست که قرنها مردم ما را با پیام صلح، دوستی و همبستگی گردهم آورده است.
جشن نوروز از نخستین روز بهار همراه با رویش شگوفه های درختان و سرسبزی طبیعت Nature و شادی آغاز میشود.
به گفته باستان شناسان، در گذشته این جشن یک ماه به درازا میکشید اما امروزه این جشن تا 40 در داخل خوراسان زمین / افغانستان دنبال میشود.
جشن نوروز را بسیاری از بزرگان جهان باشکوهترین جشن گیتی نامیدهاند وحتی رونالد ریگان رئیس جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا این روز را بسیارگرامی می داشت و تجلیل میکرد که بزرگترین جشن مردمان آریایی است و از روزگاران بسیار دور برای ما به یادگار ماندهاست و بنیاد آن را به جمشید شاه پیشدادی پیوند میدهند. همچنانکه این جشن تا امروز بنام جشن نوروز جمشیدی نیز یاد می شود. گویند به زمان جمشید شاه سرما و توفان بزرگی ایرانویچ را فرا میگیرد و در پایان سال سوم، در آغاز بهار سرما و طوفان به پایان میرسد و به شادی آن، جشن بزرگی برپا میکنند، که جشن نوروز مینامند.
داستان دیگری چنین میگوید:
جمشید شاه پس از یک زنجیره بهسازیهای اجتماعى بر تخت زرین نشست و فاصله میان دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز، روز هرمزد از فروردین ماه بود. چون مردم این شگفتى را از وى بدیدند، جشن گرفتند و آن روز را نوروز خواندند.
جشن نوروز پر بار یک میراث پسندیده کهن آریایی است و هنوز جای بسیار برای کاوش دارد و هرچه گفته شود کم است.
جشن نوروز با همه دشمنیهایی که در درازای زمان دیده و میبیند و نابخردانی پیدا میشود که آن را حرام می پندارند، هنوز استوار و پابرجا خود را به رخ جشنهای جهان میکشد و خواهد کشید.
سبزه:
نوروز باوران چند روز پیش از جشن نوروز، به انگیزهی فراوانی در سال نو، بشقاب های از گندم نورس برای پختن سمنک آماده می کنند.
هومت اندیشه نیک،
هوخت گفتار نیک
و هوورشت کردار نیک، میکاشتند.
رنگ سبز آنان، رنگ مورد پسند آریایی و کیش زردشت است که نماد امرداد امشاسپند بیمرگی و جاودانگی است و آن را مایه بالندگی فروَهر درگذشتگان میدانستند.
در گذشته آریایی ها باستان دانههای گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلی و ماش را به شماره دوازده ماه را در ستونهایی از خشت خام برمیآوردند که بالیدن هر یک را به شگون نیک میگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو مایه فزونی و باروری خواهد بود.
اندیشه و فرزانش خانه تکانی:
آریایی در کابل و شهرهای داخل کشور ودیگر کشورهای نوروز باوران بر این باور هستند که فروَهر مردگان{ریشه واژهی فروردین} در این روزها برای دیدن بازماندگان خود به زمین فرود میآیند و اگر خانه را پاکیزه، آراسته و بستگانشان را شاد ببینند، شادمند میشوند و برای باز ماندگان خود نیایش میکنند وگرنه، اندوهگین و افسرده باز میگردند. با خانه تکانی، کاشانه خود را برای برگزاری باشکوهتر جشن نوروز از بیرون و درون پاکیزه، آماده و آراسته میکنند. خانه تکانی همچنین نشان از فرزانش کهن آریایی ها دارد که میگوید در پی آشفتگی، آراستگی و پاکیزگی میآید.
هفت میوه:
یکی دیگر از آیین و پیک نوروزی هفت میوه است که شمار آن از هفت امشاسپندان آیین زردشت سرچشمه میگیرد.
خانوادههاییهای زردشتی سه قاب از سبزه به نماد اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک بر خوان مینهند تا موجب فراوانی در سال نو شود رنگ سبز آن رنگ مورد پسند آریایی ها و نماد امرداد امشاسپند میباشد.
سمنک که نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان توسط فروهر هاست و از جوانههای تازه رسیده گندم فراهم میشود.
سنجدو شگوفه آن سرچشمه دلدادگی باروری و زایندگى و عشق است.
سیر و سرکه برای گندزدایی و پاکیزگی میباشد.
آب و گاهی ماهی سرخ نماد خورداد امشاسپند به معنی سرزندگی و شادابی و تندرستی، رسایی است.
سکه هم نمادی از شهریور امشاسپند(نگهبان فلزات )به نیت درآمد و ثروت انتخاب شده است و شهریارى آرزو شده با کشور جاودانى و نیرومندی.
آینه وشمعدان نماد اردیبهشت امشاسپند به معنی نور روشنایی و باید در بالای سفره جای بگیرد.
شیر و تخممرغ نماد وهمن امشاسپند و اندیشه نیک و نوزایی به معنای نطفه و باروری و زایش است.
نان و پنیر و سبزی نقل شیرینی همگی نمادی از دادههای اهورایی میباشد.
اسپند: نماد تندرستی و فرخندگی.
نارنج: نماد گردی زمین است.
گلاب: نماد آب ریزان یا آب پاشان.
انار: نماد پارسایی و پاکی.
برگزاری جشن نوروز:
نوروز باوران در نخستین بامداد نوروز به تبریکی و شادمانی به همدیگر می پردازند که نشان برپایی جشن در آن خانه است. زردشتیان در نخستین روز سال نو به نیایشگاه مکان زندگی خود میروند تا سال نو را با همبستگی با یکدیگر و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز نمایند و سپس مانند هر آریایی دیگر به دیدار بزرگان، خویشاوندان و آشنایان میروند.
و همین است که دانای فرزانه ابوالقاسم فردوسی در شاهکار جاودانه خود درباره جشن نوروز چنین میگوید:
به جمشید بر، گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز و فروردین
بر آسوده از رنج، تن دل، زکین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین روز فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار.
ایدون باد،
چند شعر نوروزی:
اشعار ابن یمین
تا در جهان ز عید و ز نوروز خرمی است
روزت بخرمی همه نوروز باد و عید
***
ماه عید است این ندانم یا خم ابروی دوست
روز نوروز است تابان در جهان یا روی دوست
هرکسی را هست میلی سوی مطلوبی دگر
عابدان را سوی خلد و عاشقان را سوی دوست
**
عید نو کائینه دلها ز زنگ غم زدود
بر وزیر شهنشان فرخنده و پیروز باد.
چون برات و قدر بادا هر شب از شبهای او
روزهاش از خرمی، چون عید و، چون نوروز باد
***
اشعار دانای فرزانه لسان الغیب حافظ مستانه
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل برافروزی
سخن در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
***
صبا به تهنیت پیر میفروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آم
اشعار دانای فرزانه عمرخیام نیشاپوری
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و به جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
***
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با لاله رخی اگر تو را فرصت هست
مینوش به خرمی که این چرخ کهن
ناگاه تو را چو خاک گرداند پست
***
اشعار دانای فرزانه قاآنی
ای عید من ای بهار روحانی! ای ماه من ای نگار بیهمتا!
نوروز تویی و نوبهاران تو
کز طلعت تو جوان شود دنیا
***
باد نوروزی شمیم عطر جان میآورد
در چمن از مشک چین صد کاروان میآورد
رستم عید از برای چشم کاووس بهار
نوشدارو از دل دیو خزان میآورد
***
نگارا صبح نوروزست و روز بوسه ست امروز
که در اسلام این سنت به هر عیدی شعار آید
به یادت هست در مستی دو مه زین پیش میگفتم
که، چون نوروز آید نوبت بوس و کنار آید؟
تو شکر خنده میکردی و نیک آهسته میگفتی:
بود نوروز من روزی که صاحب اختیار آید
***
اشعار دانای فرزانه خداوندگار بلخ مولانا جلال الدین محمدبلخی مشهور به رومی
امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد
نوروز رخت دیدم، خوش اشک بباریدم
نوروز و چنین باران، باریده مبارک باد
***
عید آمد و عید آمد، یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
***
عید بر عاشقان مبارک باد
عاشقان! عیدتان مبارک باد
عید ار بوی جان ما دارد
در جهان همچو جان مبارک باد
***
دانای فرزانه ابوسعید ابوالخیر
نوروز شد و جهان برآورد نفس
حاصل ز بهار عمر ما را غم و بس
از قافله بهار نامد آواز
تا لاله به باغ سرنگون ساخت جرس
***
دانای فرزانه عطار نیشاپوری
جهان از باد نوروزی جوان شد
زهی زیبا که این ساعت جهان شد
شمال صبحدم مشکین نفس گشت
صبای گرم رو عنبر فشان شد
***
دانای فرزانه هوشنگ ابتهاج
بیا که بار دگر گل به بار میآید
بیار باده که بوی بهار میآید
هزار غم ز تو دارم به دل بیاای گل
که گل شکفته و بانگ هزار میآید
***
دانای فرزانه انوری ابیوردی
صاحبا جنبشت همایون باد
عید و نوروز بر تو میمون باد
طالع اختیار مسعودت
زبدهی شکلهای گردون باد
اشعار استاد سخن سعدی شیرازی
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
هر گیاهی که به نوروز نجنبد، حطب است
***
خوش آمد باد نوروزی به صبح از باغ پیروزی
به بوی دوستان ماند نه بوی بوستان دارد
***
خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز
که برکند دل مرد مسافر از وطنش
***
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزار دستان
***
المنته لله که هوای خوش نوروز
باز آمد و از جور زمستان برهیدیم
همه روزهای تان نوروز و شب های تان برات باد



