Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

تاریخ اوزبیکها قسمت دوم

قسمت دوم: از شیبانیان تا بخارا، خیوه و خوقند؛ اوزبیک‌ها در قلب سیاست و تمدن آسیای میانه
در قسمت نخست، مسیر طولانی تحولات آسیای میانه را از حضور مردمان و دولت‌های کهن، گسترش اقوام ترک، قراخانیان و چغتاییان تا دورهٔ تیموری و سرانجام ظهور نام «اوزبیک» دنبال کردیم. این مسیر در آغاز سدهٔ 16 میلادی به نقطهٔ عطف بزرگی رسید: ظهور محمد خان شیبانی و استقرار قدرت اوزبیک‌ها در ماوراءالنهر.
از این زمان به بعد، تاریخ اوزبیک‌ها دیگر تنها تاریخ اتحادیه‌های قبیله‌ای دشت قبچاق نبود. آنان وارد شهرهایی شدند که آنها را بزرگ‌ترین مراکز تمدنی جهان اسلام تبدیل کردند و به یکی از نیروهای تعیین‌کنندهٔ سیاسی آسیای میانه تبدیل شدند.
همانطوری که در قسمت اول نیز یادآور شدیم:
محمد شیبانی‌خان، از نوادگان ابوالخیرخان، در پایان سدهٔ 15 توانست نیروهای اوزبیک را دوباره سازمان دهد.
در آن زمان، دولت تیموری پس از مرگ امیر تیمور و درگیری‌های طولانی میان شاهزادگان تیموری، انسجام پیشین خود را از دست داده بود.
شیبانی‌خان از همین وضعیت استفاده کرد.
او در آغاز سدهٔ 16 بخارا و سمرقند را تصرف کرد و سپس نفوذ خود را به بخش‌های دیگری از ماوراءالنهر و خراسان گسترش داد.
ظهیرالدین محمد بابر، شاهزادهٔ جوان تیموری، چند بار برای بازپس‌گیری سمرقند تلاش کرد؛ اما سرانجام نتوانست در برابر قدرت رو به گسترش شیبانیان مقاومت کند.
بابر پس از سال‌ها جنگ و سرگردانی به کابل رفت و از آنجا پایه‌های قدرتی را گذاشت که بعدها به تشکیل امپراتوری بزرگ گورکانی هند انجامید.
پژوهش‌های تاریخی، آغاز پروسه خیزش و لشکرکشی بابر به کابل را اینگونه به تصویر میکشد:
بابر پس از شکست‌های پی‌درپی از شیبانی‌خان اوزبیک، فرغانه و سمرقند را از دست داده بود. در آن زمان، اوضاع سیاسی و نظامی‌اش بسیار دشوار شده بود. خودش در بابرنامه می‌نویسد که هنگام آغاز حرکت (1504)، همراهان وفادارش تنها حدود 200 تا 300 نفر از تورک و مغول که  بسیاری از آنان حتی اسب نداشتند از هندوکش گذشته به قصد کابل حرکت کردند.
در آن زمان کابل تحت فرمان مقیم ارغون از بقایای امپراتوری مضمحل شده اولاده های امیر تیمور قرار داشت.
با گذشت از هندوکش لحظه به لحظه به نیرو های بابر افزود میشد.
زمان محاصره کابل قوت های بابر ازینقرار بود:
1-مغولهای آسیای میانه: بخش مهمی از نیروهای بابر را تشکیل می‌دادند. شماری از این جنگجویان پیش‌تر در خدمت امیران محلی، به‌ویژه خواجه‌سراو شاه، بودند و سپس به بابر پیوستند.
2-ترکان و چغتاییان یا اوزبیکها: از جمله همراهان قدیمی بابر و جنگجویانی که از فرغانه و دیگر مناطق ماوراءالنهر با او آمده بودند.
3-هزاره‌ها: گروه‌های بزرگ از هزاره‌های کوهستانی نیز به نیروی او پیوستند.
4- ایماق‌ها: بخشی از نیروهای ایماق، به‌ویژه از نواحی شمالی، در میان پیروان او بودند.
5- قبایل افغان و باشندگان محلی بخشی از نیرو های بابر را تشکیل میدادند. در مراحل بعدی همچنان بابر از میان قبایل و مردم مناطق افغان نشین نیرو جذب کرد.
این ترکیب در پژوهش‌های تاریخی دربارهٔ لشکرکشی بابر به کابل تأیید شده است.
بابر مدت ده روز کابل را محاصره‌ کرد. مقیم ارغون فرمانروای کابل در ابتدا در مقابل بابر مقاومت کرد اما وقتی دید که مقاومت بیهوده است، پیشنهاد صلح داد و از بابر خواست تا مال و جان او را امان بدهد و بابر قبول کرده و کابل را در اختیار خود گرفت.
به این ترتیب، تحولات سیاسی آسیای میانه سرنوشت کابل و هند را نیز تغییر داد.
رویارویی شیبانیان و صفویان
در همان زمان که شیبانی‌خان در آسیای میانه قدرت می‌گرفت، در غرب نیز شاه اسماعیل اول دولت صفوی را در ایران بنیاد گذاشته بود.
رقابت میان دو قدرت به‌زودی اجتناب‌ناپذیر شد.
خراسان، به‌ویژه هرات، در میان این رقابت قرار داشت.
شیبانی‌خان توانست برای مدتی هرات را نیز تصرف کند؛ اما در سال 1510 در نبرد مرو با سپاه شاه اسماعیل صفوی شکست خورد و کشته شد.
اما مرگ او پایان دولت اوزبیکی نبود.
برعکس، خاندان شیبانی توانست قدرت خود را در ماوراءالنهر حفظ کند و در دوره‌های بعد دوباره به یکی از نیروهای عمدهٔ منطقه تبدیل شود.
بخارا؛ مرکز قدرت سیاسی و فرهنگی شد.
با گذشت زمان، بخارا به یکی از مهم‌ترین مراکز دولت شیبانی تبدیل شد.
بخارا تنها پایتخت سیاسی نبود؛ شهری با سابقهٔ طولانی علمی، دینی و تجارتی بود و در دورهٔ حکومت اوزبیک‌ها بار دیگر اهمیت فراوان یافت.
مدرسه‌ها، مسجدها، بازارها و کاروان‌سراها گسترش یافتند و شهر در شبکهٔ تجارت میان آسیای میانه، ایران، افغانستان، هند و سرزمین‌های شمالی نقش مهمی داشت.
در این دوره، جامعهٔ ماوراءالنهر از لحاظ قومی و زبانی متنوع بود.
جمعیت‌های ترک‌زبان و فارسی‌زبان در شهرها و روستاها در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. زبان فارسی همچنان جایگاه مهمی در فرهنگ و دانش داشت و زبان تورکی نیز در زندگی سیاسی، نظامی اجتماعی و ادبی حضور گسترده‌ای پیدا کرده بود.
این همزیستی یکی از ویژگی‌های مهم تمدن آسیای میانه و تورکستان بود.
عبدالله‌خان دوم و اوج قدرت شیبانیان
یکی از برجسته‌ترین فرمانروایان شیبانی، عبدالله‌خان دوم بود که در نیمهٔ دوم سدهٔ 16 به قدرت رسید.
در زمان او، دولت بخارا به یکی از نیرومندترین دولت‌های آسیای میانه تبدیل شد.
عبدالله‌خان برای تمرکز قدرت، توسعهٔ تجارت و گسترش قلمرو تلاش کرد و نفوذ دولت خود را به مناطق وسیعی رساند.
در همین دوره، بلخ نیز اهمیت ویژه‌ای یافت.
بلخ از لحاظ جغرافیایی دروازه‌ای میان ماوراءالنهر و خراسان بود. هر قدرتی که می‌خواست از شمال به سوی خراسان و هند حرکت کند یا بر راه‌های تجارتی منطقه مسلط شود، نمی‌توانست اهمیت بلخ را نادیده بگیرد.
از همین رو، تاریخ سیاسی بلخ در سده‌های 16 و 17 بارها با حکومت‌های اوزبیک ماوراءالنهر پیوند خورد.
بلخ؛ پل میان دو سوی آمو
در نگاه امروزی ممکن است رود آمو مرزی طبیعی میان افغانستان و آسیای میانه به نظر برسد؛ اما در بسیاری از دوره‌های تاریخی چنین نبود.
بلخ و مناطق پیرامون آن با ترمذ، بخارا، سمرقند و دیگر شهرهای شمال آمو روابط نزدیک داشتند.
قبایل، بازرگانان، علما و نیروهای نظامی از رود عبور می‌کردند. حکومت‌ها نیز بارها قلمروهایی در هر دو سوی آمو داشتند.
بنابراین، برای فهم تاریخ اوزبیک‌های افغانستان باید این واقعیت را در نظر داشت که شمال افغانستان امروزی و مدتی تورکستان جنوبی برای قرن‌ها بخشی از فضای سیاسی و فرهنگی گستردهٔ آسیای میانه بود.
مرز سیاسی امروز نمی‌تواند به گذشته منتقل شود.
از شیبانیان به اشترخانیان
در پایان سدهٔ 16، حکومت مستقیم خاندان شیبانی اوزبیک رو به پایان رفت و خاندان دیگری که معمولاً با نام اشترخانیان (اوزبیکی) که جانیان هم گفته میشود، در بخارا به قدرت رسید.
برای معلومات مزید شما:
اشترخانیان: نامی برگرفته از شهر حاجی‌ترخان یا استراخان، خاستگاه خانوادگی این دودمان.
جانیان: نامی برگرفته از جانی‌محمدخان.
توغای‌تیموریان: نامی برگرفته از نیای دودمان، توغای‌تیمور، یکی از پسران جوجی‌خان.
اگرچه خاندان حاکم تغییر کرد، ساختار سیاسی و فرهنگی‌ای که در ماوراءالنهر شکل گرفته بود ادامه یافت.
بخارا همچنان مرکز مهم قدرت باقی ماند و بلخ نیز در بسیاری از دوره‌ها زیر نفوذ یا ادارهٔ شاهزادگان وابسته به بخارا قرار داشت.
در این دوره، رقابت بر سر بلخ و مناطق شمال افغانستان میان قدرت‌های مختلف ادامه داشت.
صفویان از غرب، گورکانیان هند از جنوب و حکومت بخارا همان اشترخانیان از شمال هر یک به این منطقه توجه داشتند.
این وضعیت نشان می‌دهد که افغانستان شمالی امروز یا تورکستان جنوبی در حاشیهٔ تاریخ آسیای میانه قرار نداشت؛ بلکه در بسیاری از دوره‌ها در مرکز رقابت قدرت‌های منطقه بود.
پایان قسمت دوم
ادامه دارد
منابع:
1 – شخصیت اوزبیک خان
2 – براقچی خاتون
3- فرماندهان مشهور جهان
4- اوزبیک, خان آلتین اوردو
5 – شورای مفتی تاتارها (ازبیک خان
6- اوزبیک ها قصر نشینان تورک ها
7- ازبیک ها, سوالات و جوابات
8 – افسانه ها و واقعیت های آلتین اوردو
9 – اردوی نگی ها
10 – اوزبیک خان و شرایط شهزاده های روس
11 – اوزبیک خان و ایوان کاپیت – یوتوپ
12 – اوزبیک ها اشرافیت خلق تورک و سارت ها تجارت پیشه گان آسیا میانه – بخش اول مقاله رستم جان عبدالله یف
13– ویکپدیا به زبانهای اوزبیکی, آذری, تورکی, عربی,هالندی, انگلیسی و روسی
وبسایت مسلمانهای روسیه14
تاریخ اسلام در پینزه مقاله تیمور خیرالدینوف15
16 – اسلام در آلتین اوردو

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا