Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

زندگی من : قسمت چهل و هفتم

یک روز ظفر جان بجه عمه آقای احسان الله بیات( اگر اشتباه نکرده باشم)  برای من زنگ زده بود که داکتر صاحب ما تصمبم داریم که برای شما یک حقوق تعیین کنیم . درین مورد ، من نه از هوسی جان فراهی شنیده بودم و نه از کسی دیگر از بنیاد بیات به تماس شده بود. فکر می کردم نظر مرحوم ظفر جان بود . من برایش گفتم که تشکر می کنم اما قبول نمی کنم ، گفت چرا داکتر صاحب یک کمک به شما می شود که این همه زحمت می کشید . گفتم وقتی من از شما پول بگیرم باید به ذوق شما صحبت کنم و من هرگز افکار خود را و طرز دید و بینش خود را در دین ، تاریخ و دیگر علوم که دسترسی دارم مصالحه نمی کنم . خاموش ماند ، چیزی نگفت و خدا حافظی کردیم . خداوند غریق رحمتش سازد .
یک عده افغانستانی های تحصیل یافته دین  اسلام را مانند عیسیویت امروز از سیاست جدا می دانند در حالیکه مطالعات نشان می‌دهد که نه یهودیت از سیاست جداست و نه عیسیویت .
مطلق فراموش کردند که Separation of Church and State در اسلام وجود ندارد و اسلام کلیسا ندارد .
اما این سه دلیل دارد که یک عده تحصیل یافتگان خود را به کوچه حسن چپ می زنند.
آول دین اسلام را درست مطالعه نکرده اند یعنی مطالعه ندارند  و
دوم زیر تاثیر افکار غربی هستند زیرا اکثرا در همین کشور های غربی تحصیل کرده آند
 و سوم چون مطالعه ندارند نمی توانند با ملا و مذهبی طرف شوند زیرا میدان را می بازند و خود شان ریشخند می شود . و خنده آور این است که اسلام را با عیسیویت  برابر می کنند. اگر پرچمی است از مارکس نقل قول می کند که دین افیون توده هاست . هیچ فکر نمی کند که روی سخن مارکس عیسیویت قرون وسطی بود نه اسلام  و از تجارب کلیسا سخن می گفت و اگر پرچمی نیست مثلا از نیچه فیلسوف آلمانی نقل قول می کند که « خدا مرده »  و افتخار هم می کند ،  و این برای من که تحصیل یافته غرب هستم بسیار خنده آور است . فراموش کردند که تقلید از شرق و غرب ما را به جایی نمی رساند و تاریخ نشان داد که تباه کرد .
 ما داریم دانشمندان غربی که به تحسین و تمجید اسلام سخن گفته اند . یک دلیل که این تحصیل یافتگان
افغانستانی  نمی خواهند در باره دین اسلام صحبت کنند به خاطراین  نیست که مسلمان نیستند ، به خاطر است که اسلام را علمی نمی دانند و نمی خواهند که در  میان مردم مسخره شوند و ترجیح می‌دهند که با یک جمله مضحک که دین از سیاست جدا باشد خود را از شر ملا  خلاص کنند : من برای اینکه  جوابی داده باشم  رساله. دین و سیاست را نوشتم که در ماهنامه فقه به همت فضل غنی جان مجددی به چاپ رسید . همین رساله باعث شد که پسان من دموکراسی اسلامی را بنویسم .
عکس اول  دین و سیاست
در مورد رساله دین و سیاست جناب استاد عبدالعلی نور احراری مترجم احادیث صحیح بخاری  مضمون جالب در هفته نامه امید به نشر رساند و از رساله قدر دانی کرد . استاد احراری مرد دانشمند و متواضع است. شخص نسبتا محافظه کار است و اما مرد متواضع و خوش اخلاق است. ما دو نفر در اوایل تفاوت های نظر خود را داشتیم و اما پسان متوجه شد که من دید و بینش خود را دارم و هدف خراب ندارم و من را با اهدای ترجمه کتب احادیث افتخار بخشید و موقف علمی من را تایید کرد و‌در کتب که به من اهدا کرد واژه « دانشمند را نوشته کرد .
امضای احراری عکس  دوم
در عین زمان ، چون من خانواده ها را به اساس روانشناسی اسلامی مشوره می دادم و هنوز هم می دهم   ، تشویق شدم که یک رساله در باره روانشناسی اسلامی بنویسم که پسان  همین رساله را علمی تر به زبان انکلیسی ، کتاب اساسات روانشناسی اسلامی را نوشتم و مسایل روانشناسی را که در دانشگاه تدریس می کنند به رویت قرآن تشریح  کردم . ناگفته نماند که زمانیکه رساله روانشناسی را نوشتم فضل غنی جان به من گفت که رساله روانشناسی زیاد ترین خواننده داشته است .
عکس  سوم
سال ۲۰۱۳ بود که در کنفرانس مجمع متخصصین افغانستان در مادرید، اسپانیه به دعوت جناب دکتر عبدالرحمن حکمی شرکت کنم . قبل ازینکه در آن سفر بروم چون در تلویزیون گفته بودم برای من ده ها تیلفون آمد که نروی که همه شعله یی هاست . من گفتم من هر جا بروم سخن خود را دارم . زیر بار گپ مردم نرفتم  و  رفتم  در باره نظام اسلام صحبت  کردم کردم .  بعد از سخنرانی من یک جوان خوش تیپ و خوش لباس آمد و گفت دکتر یونس این اولین بار است که همچو سخنرانی جالب در باره اسلام شنیدیم . تشکری کردم . این شخص دکتر یوسف برجیس بود که پسان بسیار دوست شدیم  دکتر برجیس از دانشمندان طراز اول رشته ساینس در امریکاست و در روسیه و هالند تحصل کرده و دو دوکتورا دارد . به مسایل اسلام علاقمند نیست  اما من چون به آزادی انسان اعتقاد دارم حق مسلم او می دانم که علاقه داشته باشد یا نداشته باشد . بار دوم که در اسپانیه سفر کردم در بک پنل یا میز گرد بودم که یکی از تحصیل یافتگان فرانسه. به اسلام انتقاد کرد . من جدا جگرخون شدم  و همان روز  کنفرانس را ترک کردم .
در جلسه های مجمع متخصصین سهم گرفتم . سال ۲۰۲۰ بود که کتاب دموکراسی اسلامی را نوشتم و برای دکتر جکمی فرستادم تا نظر خود را بگوید . نظر خود را رسمی نوشته کرد و به ناشر فرستاد ( کسی که بک کتاب را تایید می کند باید تایید کننده خودش نوشته اش را به ناشر از طریق ایمل بفرستد) ،  که در عقب کتاب به چاپ رسیده . جلسه ها  دوام داشت تا اینکه مجمع من را به اکثریت آرا به حیث  رئیس امور اقتصادی مجمع انتخاب کردند . چون من در باره اقتصاد اسلامی بسیار مطالعه کرده بودم خواستم تا یک اجندای اقتصادی را ترتیب کنم و به افغانستان بفرستیم . برای این کار دو جوان را در دو کشور مختلف وظیفه دادم که تحقیق اقتصاد اسلامی را شروع کنند و من بالا بینی می کنم . دو جوان یک دختر و یک پسر به کار شروع کردند. وقتی حکمی ازین اقدام خبر شد بدون مشوره من به آن دو جوان دستور داد که تحقیق را ایستاد کنند . من از مجمع سوال کردم که اندیشه این مجمع چه است ؟ همه خاموش بودند و هیچ کس به شمول  دکتر جگمی به  افغانستان اسلامی علاقمندی نداشتند و برای من هم جواب نداشتند . من از یک مجمع  که برای ملت اندیشه نداشت استعفا کردم .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا