هرکی با تمدن تاجیکان در افتاد بر افتاد
بم گزاری و تخریب زبان تمدن ساز پارسی و راهکارهای پاسداری و
نگهداشت پر درخشش آن
بخش 3 وپایانی
یونسکو نیز فناوری اطلاعات و ارتباطات را یکی از ابزارهای مهم مستندسازی، آموزش و احیای زبانها معرفی کرده است.
پیامدهای تخریب یا تضعیف زبان
تضعیف یک زبان میتواند پیامدهای متعددی داشته باشد.
پیامد فرهنگی
بخشی از ادبیات، داستانها، متل ها (ضربالمثلها) و دانش شفاهی ممکن است از میان برود.
پیامد تاریخی
با کاهش توانایی خواندن متون قدیمی، ارتباط نسل جدید با گذشته دشوارتر میشود.
پیامد علمی
اگر زبان از دانشگاه کنار گذاشته شود، ظرفیت آن برای تولید اصطلاحات و دانش علمی کاهش مییابد.
پیامد هویتی
زبان یکی از عناصر مهم هویت فردی و جمعی است.
پیامد تمدنی
از بین رفتن یک زبان میتواند موجب از دست رفتن بخشی از دانش و تجربه تاریخی بشر شود.
یونسکو تصریح کرده است که از بین رفتن زبان میتواند با از دست رفتن دانش فرهنگی، تاریخی و حتی دانش بومی درباره محیط طبیعی همراه باشد.
زبان تمدنی و جهانیشدن
جهانیشدن الزاماً دشمن زبانهای محلی یا تاریخی نیست.
مسأله اصلی عدم توازن قدرت میان زبانها است.
یک فرد میتواند همزمان:
زبان مادری + زبان منطقهای + زبان ملی + زبان بینالمللی
را بیاموزد.
بنابراین، دفاع از زبان مادری نباید به معنای مخالفت با یادگیری زبانهای دیگر باشد.
هدف سیاست زبانی سالم میتواند چندزبانگی متوازن (Balanced Multilingualism) باشد.
پژوهش جهانی درباره ۶۵۱۱ زبان نیز نشان داده است که تماس با زبانهای دیگر بهخودیخود عامل از بین رفتن زبان نیست؛ بلکه عواملی مانند تعداد گویندگان، جابهجایی جمعیت، آموزش و ساختار محیط زبانی در میزان آسیبپذیری زبان نقش دارند.
نقش دانشگاه در نجات زبان
دانشگاه باید یکی از مهمترین مراکز حفاظت و توسعه زبان باشد.
دانشگاهها میتوانند:
- گروههای زبانشناسی ایجاد کنند؛
- فرهنگنامههای علمی تدوین کنند؛
- اصطلاحات علمی جدید بسازند؛
- متون تاریخی را دیجیتال کنند؛
- مجلات علمی به زبان منتشر کنند؛
- پایاننامههای دانشگاهی به زبان بنویسند؛
- منابع درسی تولید کنند؛
- زبان را با فناوریهای جدید پیوند دهند.
به این ترتیب، زبان از یک میراث تاریخی به یک ابزار زنده تولید دانش تبدیل میشود.
نقش ژورنالیزم در حفاظت از زبان
از آنجا که موضوع این پژوهش با حوزه ارتباطات و ژورنالیزم نیز ارتباط دارد، نقش رسانه بسیار مهم است.
ژورنالیستها میتوانند با:
- تولید خبر،
- گزارش تحقیقی،
- برنامههای رادیویی،
- پادکست،
- مستند،
- مصاحبه با زبانشناسان،
- انتشار آثار ادبی،
- معرفی کتاب،
- آموزش واژگان علمی،
به زنده نگهداشتن زبان کمک کنند.
رسانه زبان را فقط گزارش نمیکند؛ رسانه خود یکی از سازندگان زبان معاصر است.
پیشنهادهای عملی برای مقابله با تضعیف یک زبان
پیشنهاد اول: مستندسازی علمی
تمام منابع تاریخی، ادبی، شفاهی و علمی زبان باید گردآوری و دیجیتال شوند.
پیشنهاد دوم: تقویت آموزش
زبان باید در خانواده، مدرسه، دانشگاه و آموزش بزرگسالان حضور فعال داشته باشد.
پیشنهاد سوم: تولید علم
تولید کتابهای دانشگاهی و مقالات علمی به زبان باید حمایت شود.
پیشنهاد چهارم: توسعه رسانهای
ایجاد شبکههای تلویزیونی، رادیویی، روزنامهها، مجلات و رسانههای دیجیتال به زبان مورد نظر ضروری است.
پیشنهاد پنجم: توسعه فناوری
باید برای زبان مورد نظر:
- OCR،
- Speech Recognition،
- Text-to-Speech،
- Machine Translation،
- Spell Checker،
- فرهنگ لغت دیجیتال،
توسعه یابد.
پیشنهاد ششم: حمایت از نویسندگان
نویسندگان، شاعران، مترجمان، پژوهشگران و روزنامهنگاران باید مورد حمایت قرار گیرند.
پیشنهاد هفتم: ایجاد مراکز پژوهشی
تأسیس مرکز مطالعات زبان و تمدن میتواند تحقیقات تاریخی و زبانشناختی را سامان دهد.
پیشنهاد هشتم: ایجاد بانک واژگان علمی
اصطلاحات جدید علمی باید بهصورت منظم تدوین، استاندارد و در اختیار دانشگاهها قرار گیرد.
پیشنهاد نهم: همکاری بینالمللی
دانشگاهها و مراکز علمی کشورهای مختلف میتوانند برای حفاظت از زبانهای در معرض فشار همکاری کنند.
پیشنهاد دهم: پرهیز از سیاسیسازی افراطی
دفاع از زبان زمانی مؤثرتر است که بر پژوهش، سند، آموزش، تولید علم و فرهنگ استوار باشد، نه بر نفرت از زبانها یا ملتهای دیگر.
یک برنامه دهساله برای احیای زبان
میتوان یک برنامه جامع را در پنج مرحله طراحی کرد:
| مرحله | اقدام |
| ۱ | شناسایی و مستندسازی منابع |
| ۲ | ایجاد آرشیو و کتابخانه دیجیتال |
| ۳ | تولید منابع آموزشی و دانشگاهی |
| ۴ | توسعه رسانه و فناوری زبان |
| ۵ | ارزیابی سالانه و اصلاح سیاستها |
هدف نهایی باید این باشد که زبان نهتنها در خانه و ادبیات، بلکه در دانشگاه، اقتصاد، رسانه، فناوری، سیاست عمومی و فضای دیجیتال نیز حضور داشته باشد.
فرایند
زبان یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی و تمدنی بشر است. تضعیف یک زبان میتواند از طریق مجموعهای از عوامل اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، سیاسی و فرهنگی اتفاق بیفتد. در برخی موارد، فشار زبانی ممکن است نتیجه سیاستهای آگاهانه باش.
شواهد یونسکو نشان میدهد که زمانی که یک زبان حوزههای کاربرد خود را از دست میدهد و انتقال آن از والدین به کودکان کاهش مییابد، خطر زوال آن افزایش پیدا میکند. در مقابل، آموزش، مستندسازی، تولید دانش، رسانه، فناوری و حمایت اجتماعی میتوانند به حفظ و احیای آن کمک کنند.
بنابراین، بهترین پاسخ به فشار علیه یک زبان، تنها اعتراض لفظی نیست؛ بلکه باید دانش تولید کرد، کتاب نوشت، دانشگاه ساخت، رسانه ایجاد کرد، کودکان را آموزش داد، آثار تاریخی را دیجیتال کرد و زبان را وارد فناوریهای نوین نمود.
به تعبیر پژوهشی میتوان گفت:
زبان زمانی واقعاً زنده است که بتواند گذشته را حفظ کند، درباره امروز سخن بگوید و برای آینده دانش تولید کند.
از این رو، مقابله با تضعیف یک زبان تمدنی باید از حفاظت منفعلانه به سوی توانمندسازی فعالانه حرکت کند؛ یعنی زبان نه فقط حفظ شود، بلکه به عنوان یک زبان زنده علمی، ادبی، رسانهای و فناوریمحور توسعه یابد.



