خبر و دیدگاه
اوزبیکها؛ از ژرفای تاریخ تورکستان تا افغانستان امروز
قسمت اول
تاریخ اوزبیکها را نمیتوان تنها از زمان پیدایش یک دولت، یک سلسله یا حتی ظهور نام «اوزبیک» آغاز کرد. این تاریخ بخشی از تاریخ گسترده مردمان تورک تورکستان دیروز و آسیای میانه امروز است؛ سرزمینی پهناور که در طول هزاران سال محل رفتوآمد، آمیزش و شکلگیری تمدنها، قبایل، دولتها و فرهنگهای گوناگون بوده است.
ریشههای تاریخی
سرزمینهایی که امروز اراضی اوزبیکستان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و مناطق پیرامونی را دربر میگیرند، از روزگاران باستان چهارراه تمدنها بودهاند. خوارزمیان، کوشانیان،سغدیان، باختریان، سکاها، هون ها و بعضی دیگر مردمان باستانی در این حوزه زندگی کردهاند. بعدها، با گسترش و تسلط اقوام تورک، سیمای قومی و زبانی منطقه بهتدریج دگرگون شد.
از سدههای نخست میلادی و بهویژه با گسترش قدرت دولتها و اتحادیههای تورک در آسیای میانه، زبانها و فرهنگهای تورکی جایگاه گستردهتری یافتند. این روند یک حادثهٔ ناگهانی نبود، بلکه در طول چندین سده و از راه تشکیل دولتها، آمیزش جمعیتها، تجارت و روابط فرهنگی شکل گرفت.
بنابراین، تاریخ اوزبیکها را باید نتیجهٔ یک روند طولانی تاریخی دانست که عناصر گوناگون تورک و بومی آسیای میانه و اقوام و قبایل تورک دشت پهناور قبچاق از استپ اوراسیا؛ تا تقریباً نواحی شمال دریای سیاه و ولگا در غرب، تا سرزمینهای قزاقستان امروزی و بخشهایی از آسیای مرکزی در شرق در آن سهم داشتهاند.
پیدایش نام «اوزبیک»
نام «اوزبیک» در منابع تاریخی بهطور برجسته با دورهٔ پس از اوزبیکخان، فرمانروای مقتدر اردوی زرین در سدهٔ 14 میلادی، دیده میشود.
گفتیم که بطور برجسته مگر از قرار تحقیقات بنده نام “اوزبیک” جسته و گریخته قرن ها پیش از اوزبیک خان حدودآ در قرون ۶-۷ میلادی در منابع دیده شده، (آنرا خواننده گرامی میتواند در در یکی از قسمت های چهارگانه مقاله اوزبیک خان مطالعه فرمایند).
در سدههای بعداز اوزبیک خان این نام بیش از پیش برای گروهها و اتحادیههای سیاسی و قبیلهای تورک به کار رفت.
در اواخر سدهٔ 15 و آغاز سدهٔ 16، با ظهور محمد شیبانیخان و ورود نیروهای او به ماوراءالنهر، مرحلهٔ مهمی در تاریخ سیاسی اوزبیکها آغاز شد. شیبانیان توانستند بر مراکز مهمی چون سمرقند و بخارا تسلط یابند و یکی از قدرتهای مهم آسیای میانه را تشکیل دهند.
اما باید میان «پیدایش نام اوزبیک در مفهوم تاریخی و سیاسی آن» و «ریشههای مردمانی که بعدها اوزبیک نامیده شدند» تفاوت گذاشت. پیشینهٔ فرهنگی و قومی این مردم به دورههایی بسیار پیشتر از شیبانیان بازمیگردد.
زبان و فرهنگ
یکی از بزرگترین پایههای هویت تاریخی اوزبیکها زبان آنان است. زبان اوزبیکی به خانوادهٔ بزرگ زبانهای تورکی تعلق دارد و میراث ادبی آن با سنت ادبی تورکی چغتایی پیوند عمیق دارد.
در این میان، نام امیر علیشیر نوایی جایگاه ویژهای دارد. نوایی در سدهٔ 15 میلادی نشان داد که زبان تورکی میتواند زبان شعر، فلسفه، عرفان و اندیشهٔ بلند ادبی باشد. آثار او تأثیری ماندگار بر ادبیات مردمان تورکزبان آسیای میانه گذاشت و امروز نیز بخش مهمی از میراث فرهنگی اوزبیکها به شمار میرود.
ظهیرالدین محمد بابر، بنیانگذار امپراتوری گورکانی هند، نیز در همین فضای فرهنگی پرورش یافت. اثر مشهور او، «بابرنامه»، یکی از آثار مهم نثر تورکی چغتایی و یکی از منابع ارزشمند شناخت تاریخ و فرهنگ تورکستان یا آسیای میانه، افغانستان و هند در آن دوره است.
اوزبیکها و افغانستان
حضور مردمان تورکزبان در سرزمین افغانستان امروزی سابقهای بسیار طولانی دارد. تورکستان جنوبی که امروز تحمیلآ شمال افغانستان یاد میشود در طول تاریخ بخشی از حوزهٔ بزرگ فرهنگی و سیاسی تورکستان مرکزی بوده و رود آمو همیشه آن دیوار سخت و جداییآفرینی نبوده است که مرزهای سیاسی جدید از آن ساختهاند.
بلخ، جوزجان، فاریاب، سرپل، تخار، کندز و مناطق پیرامونی در دورههای مختلف با دولتها، شهرها و مراکز فرهنگی آن سوی آمو روابط گسترده داشتهاند.
اوزبیکهای افغانستان به همین دلیل نباید صرفاً بهعنوان جمعیتی جداافتاده از آسیای میانه دیده شوند. آنان بخشی از یک حوزهٔ تاریخی و فرهنگی گستردهاند که تحولات سیاسی چند سدهٔ اخیر آن را میان دولتها و مرزهای جدید تقسیم کرده است.
در دورههای مختلف، حکومتهای محلی و خاننشینهایی در تورکستان جنوبی وجود داشتند که رهبران و جمعیتهای اوزبیک در حیات سیاسی، اقتصادی و نظامی آنها نقش داشتند. میمنه، شبرغان، اندخوی، سرپل، آقچه و برخی مناطق دیگر از مراکز مهم زندگی اجتماعی و سیاسی اوزبیکها بودهاند.
زندگی اجتماعی و فرهنگی
فرهنگ اوزبیکهای افغانستان تنها در تاریخ سیاسی خلاصه نمیشود. موسیقی، شعر، داستانهای مردمی، لباسهای سنتی، صنایع دستی، قالینبافی، خوراک، آیینهای اجتماعی و شیوههای کشاورزی و دامداری، بخشهای مهم این میراث را تشکیل میدهند.
زبان اوزبیکی نیز یکی از پایههای اساسی این هویت است. زبان فقط وسیلهٔ سخنگفتن نیست؛ حافظهٔ یک جامعه است. ضربالمثلها، ترانهها، روایتهای خانوادگی، شعرها و خاطرات تاریخی یک ملت در زبان آن نگهداری میشوند.
حفظ و گسترش زبان اوزبیکی در افغانستان، بنابراین، تنها یک مسئلهٔ زبانی نیست؛ بخشی از حفاظت میراث فرهنگی افغانستان است.
مرزهای سیاسی و یک حوزهٔ فرهنگی مشترک
یکی از نکات مهم در شناخت تاریخ اوزبیکها این است که نباید تاریخ امروز را با مرزهای امروز به گذشته منتقل کرد.
افغانستان، اوزبیکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و دیگر کشورهای کنونی آسیای میانه دارای مرزهای سیاسی جدیدند؛ اما مردمان این منطقه قرنها پیش از شکلگیری این مرزها با یکدیگر دادوستد، مهاجرت، جنگ، ازدواج، همکاری و تبادل فرهنگی داشتهاند.
به همین دلیل، شخصیتهایی مانند نوایی، بابر و بسیاری از دانشمندان، شاعران و فرمانروایان گذشته را نمیتوان همیشه به مفهوم امروزی در چهارچوب یک «ملیت» جدید زندانی کرد. آنان محصول یک جهان فرهنگی گستردهتر بودند.
اوزبیکها بخشی ازتاریخ مشترک افغانستاناند
تاریخ افغانستان متعلق به یک قوم و یک زبان نیست. این سرزمین در طول تاریخ خانهٔ مردمان گوناگون بوده است. اوزبیکها نیز همراه با دیگر اقوام کشور، بخشی از تاریخ، فرهنگ و تمدن مشترک افغانستان را ساختهاند.
شناخت تاریخ اوزبیکها به معنای جداکردن آنان از دیگر مردم افغانستان نیست؛ برعکس، شناخت دقیق هر یک از اجزای جامعه کمک میکند تصویر کاملتری از تاریخ افغانستان داشته باشیم.
جامعهای که تاریخ اقوام خود را نادیده بگیرد، بخشی از حافظهٔ خویش را از دست میدهد. همانگونه که تاریخ افغانستان بدون شناخت پشتونها، تاجیکها، هزارهها، ترکمنها، بلوچها، نورستانیها و دیگر مردمان آن کامل نیست، بدون شناخت سهم تاریخی و فرهنگی اوزبیکها نیز کامل نخواهد بود.
سخن پایانی
اوزبیکها مردمی با پیشینهٔ تاریخی و فرهنگی عمیق در حوزهٔ آسیای میانهاند. هویت امروزی آنان در نتیجهٔ قرنها تحول، آمیزش، دولتسازی و آفرینش فرهنگی شکل گرفته است.
برای ما اوزبیکهای افغانستان، شناخت این گذشته نباید وسیلهای برای برتریجویی قومی باشد؛ بلکه باید راهی برای بازیابی حافظهٔ تاریخی، پاسداری از زبان و فرهنگ و مشارکت آگاهانه در ساختن جامعهای باشد که تنوع خود را ثروت میداند.
تاریخ زمانی ارزشمند است که نه برای ساختن دیوار میان انسانها، بلکه برای شناختن ریشهها و ایجاد احترام متقابل به کار رود.
اوزبیکهای افغانستان برای اثبات تعلق خود به این سرزمین نیازی به ساختن تاریخ ندارند؛ حضور تاریخی، زبان، فرهنگ، شهرها، سنتها و سهم آنان در حیات سیاسی و اجتماعی منطقه، خود گواه این واقعیت است.
شناخت این میراث، در حقیقت شناخت بخشی از تاریخ مشترک افغانستان و آسیای میانه است.
در اخیر نقطه ایکه باید یادهانی کنم اینست: ازینکه درین نوشته گاهی نام تاریخی این خطه یعنی تورکستان را استفاده کردم برای اینست که وضاحت بدهم آسیای میانه یک نام سیاسی است که بنابر توطئه روسها به جای تورکستان نامگذاری شده است.
پایان قسمت اول
دکتر همت فاریابی
منابع و مآخذ
1. Encyclopaedia Iranica، مدخل Abu’l-Khayrids، نوشتهٔ Yuri Bregel — دربارهٔ ابوالخیرخان، اوزبیکهای دشت قبچاق، محمد شیبانیخان و ورود اوزبیکها به ماوراءالنهر.
2. Encyclopaedia Iranica، مدخل Chaghatay Language and Literature — دربارهٔ زبان و ادبیات چغتایی، تحول زبانهای ترکی آسیای میانه و جایگاه علیشیر نوایی.
3. János Eckmann, Chagatay Manual, Indiana University Publications, 1966 — از منابع معتبر پژوهشی دربارهٔ زبان و ادبیات چغتایی.
4. René Grousset, The Empire of the Steppes: A History of Central Asia — دربارهٔ تاریخ اقوام و دولتهای ترک و مغول در آسیای میانه، از خاقاناتهای ترک تا دورهٔ مغول و پس از آن.
5. V. V. Barthold, Turkestan Down to the Mongol Invasion — از آثار کلاسیک پژوهشی دربارهٔ تاریخ ترکستان و آسیای میانه پیش از و هنگام فتوحات مغول.
6. Edward Allworth, The Modern Uzbeks: From the Fourteenth Century to the Present — دربارهٔ شکلگیری و تحول تاریخی هویت اوزبیک.
7. Beatrice Forbes Manz, The Rise and Rule of Tamerlane — دربارهٔ امیر تیمور، دولت تیموری و فضای سیاسی و فرهنگی آسیای میانه در دورهٔ تیموریان.
8. Ali-Shir Nava’i, Muhakamat al-Lughatayn (محاکمةاللغتین) — اثر مهم علیشیر نوایی دربارهٔ زبان ترکی و فارسی و یکی از منابع اصلی برای شناخت جایگاه زبان ادبی ترکی در عصر تیموری.
Verzonden vanaf Outlook voor Android



