نبی عظیمی موفقیت کودتای ثور را ناشی از نارسایی دولت داوود خان میداند
نبی عظیمی موفقیت کودتای ثور را کمتر ازکارآئی کودتاچیان، بلکه بیشتر از نارساییهای چند جانبه جمهوری محمد داوودخان میداند که همین نارسایی ها موجب موفقیت کودتا شد. عظیمی در این مورد به نکات آتی اشاره میکند:
— از دیدگاه نظامی (ناگزیری ) وابستگی های شدید اردوی افغانستان به وسایط و وسایل و تجهیزات جنگی و نظامی شوروی سبب شد تا سیل مشاورین و متخصصین شوروی به افغانستان و محصلان و افسران جوان افغان به اتحاد شوروی سرازیرگردیده و باعث بیدار شدن افکار و اندیشه های پر کشش و با جاذبه انقلابی و نوین دربین جوانان اردو گردد همچنان نقش و رول احزاب سیاسی چپ که از برکت دهه دموکراسی در اردو فعالانه به جلب و جذب پرداختند.»
برای ادارهٔ چنین اردوی متأسفانه داودخان هیات رهبری بسیار ضعیفی را که در راس آن مرحوم دگـرجنرال غلام حیدر رسولی بود، موظف ساخته بود. این هیات رهبری ازیک طرف در کشمکشهای گرفتن قدرت بیشتر دربین خود در جنگ و ستیز بودند و ازطرف دیگر فاقد بصیرت لازم سیاسی، شناخت محدود سوق و اداره بودند و حتی دانش نظامی آنها بسیار اندک بود…..
— «طرح افسران جوان کودتاچی، تجزیه و تصفیه قطعات کودتا… و جذب سریع آنهابه وسیله ح.د.خ.ا. موجب گردید تا محمد داود تجرید گردد.» [مقصد او در اینجاتصفیه گروپهای چپی اعم از خلق و پرچم از دستگاه دولت است که گویا با این کارمحمد داود خود را در حالت تجرید قرار داد. برعکس او باید عناصر چپ همچنان درقدرت باقی میماندند و هر روز کسب قدرت میکردند.]
— «حمله قبل از وقت و ناشیانه رژیم… بالای ح.د.خ.ا. بدون هیچگونه سنجش ومحاسبات نظامی انجام یافت… استخبارات و کشف ملکی و نظامی نتوانستند به موقع و با شایستگی وظایف خویش را انجام و فعالیت مخالفین را کشف و افشاء سازند.» [در این ارتباط سخن عظیمی یک اشاره مهم در عطالت و حتی کار شکنی دستگاههای ملکی و نظامی استخباراتی نظام جمهوری بوده که نمیتوان از آن انکار کرد.]
— «یکی از عوامل اساسی دیگر سقوط دولت محمد داودخان را میتوان در تغییرات غیر منتظره [؟؟] سیاست خارجی و داخلی رژیم مطالعه کرد. داودخان بعد از سفرایران و گرفتن اعتبار معادل بر دو میلیارد دالر، بلافاصله در هرات از ایدئولوژیهای وارداتی صحبت نمود و بر تمام جریانهای سیاسی چپ در داخل کشور چلیپا کشید، درسفر خویش به مسکو، ژست و پوزیشن یک حکمران غیر وابسته به شوروی را اتخاذکرد، وانمود ساخت که میخواهد برای همیشه افغانستان را از وابستگیهای نظامی واقتصادی اتحاد شوروی رهائی بخشد .
آنچه در متن فقره فوق گنجانیده شده است، ریشه اصلی کودتا را که در آن دست شوروی دخیل بوده، نشان میدهد. زیرا این همان نگرانی عمیق مقامات شوروی بوده که آنها را مصمم به تغییر نظام در افغانستان ساخت و حتی با وجودیکه مطمئن ازکفایت لازم حزب دموکراتیک خلق در دولتداری نبودند، بازهم شوروی زیان وارده ازچرخش بزرگ سیاسی محمد داوود را به مثابه از دست رفتن افغانستان و افتادن اینکشور به دامن غرب توجیه نموده در راه های ایجاد وحدت بین دو جناح رقیب حزب ازیک سال قبل در صدد آماده ساختن زمینه ها بودند . چنانکه قبلآ گفته شد که پلان کودتا اساسآ در اواسط ۱۳۵۶ طرح گردید بود و منتظر فرصت بودند تا آنکه به بهانه قتل خیبر که آنهم به وسیله یکی از ایجنت های سفارت شوروی صورت گرفت ، برق آساکودتا را به راه انداختند .



